|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتمهای سرخ، از عطشهای پرپر شده. این آتشیادها، چهل روز چون اسبان تاختهاند بر پیکر صبر آنان. بازماندگانِ حادثه تیغ و تاول، رسیدهاند به نقطهای از آغاز؛ به نگاههای در خون شناور، به گلوهای بریده شده در دلِ تشنگیِ دشت. کاروانِ اربعین، با خطبههای گریه، از شام رسوا برگشته است و تصاویر جراحت، در سوزندهترین بیان قاب میشود و در سوزندهترین بیابان. بغل بغل شعله ریخته میشود در صحرا. دوبیتیهای پرلهیب، سطح مصیبتزده دشت را گلگونتر میکند. اکنون چهل روز از آن سیل عطش، سپری شده است. قافلهای زخم خورده، وارد سرزمین چهلمین روز میشود. اینان اربعین را با خود آوردهاند؛ با نقل خاطرات قطعه قطعه شده. دنیای ادب نیز گل و ستاره آورده است که به پای سربلندیشان بریزد. سلام بر استواری غیرقابل ترسیم شما! سلام بر آن گامهای شکیباتان که جادههای دراز شام را خسته کرد! هر سال، چشمان غمبار اربعین که میآید، اطراف ما پر میشود از هیئتهای مذهبی التماس و دسته دسته گلهای اشک. هر سال اربعین، از لابهلای واژههای مذاب مداحان، دلهای آسمانی شما دیده میشود و علمهای ما از هوش میروند. لباسهای مشکی تقویم، بوی قتلگاه میگیرند. اربعین! به یاد روشنیِ شما شمعگونه میسوزیم و گریه سر میدهیم برای فاصلههای خود و زجرهای شما. خوشا زندگی در این گریستن و مردنهای پیاپی! خوشا گریستن برای داغهای زینب علیهاالسلام ، برای مصیبتهای سجاد علیهالسلام ، برای بیتابی بچههای آسمان! سلام بر اربعین که عاشورایی دیگر از گریه را برای ما به راه میاندازد! من برای گریستن، به آغوشت محتاجم محمد کاظم بدرالدین
ادامه مطلب [ جمعه 23 دی 1390 ] [ 09:27 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
بسوز ای دل که امروز اربعین است عزای پور ختم المرسلین است قیام کربلایش تا قیامت سراسر درسْ بهر مسلمین است دلا کوی حسین عرش زمین است مطاف و کعبه دلها همین است اگر خیل شهیدان حلقه باشند حسین بن علی، آن را نگین است دل ما در پی آن کاروان است که از کرب و بلا، با غم روان است چه زنجیری به دست و بازوان است که گریان دیده روح الامین است به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است
جواد محدثی ادامه مطلب [ جمعه 23 دی 1390 ] [ 09:25 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
جواب: این عبارت در آیه 26 سوره «فتح» آمده و به عنوان یکى از مهم ترین عوامل باز دارنده کفار از ایمان به خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله)و تسلیم در مقابل حق و عدالت شمرده شده است. در این آیه آمده است: «به خاطر بیاورید هنگامى که کافران در دل هاى خود نخوت و خشم جاهلیت را قرار دادند» (إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجاهِلِیَّةِ).«حمیّت» در اصل از ماده «حمى» (بر وزن حمد)، به معنى حرارتى است که از آتش، یا خورشید، یا بدن انسان و مانند آن به وجود مى آید، و به همین دلیل به حالت «تب»، «حُمّى» (بر وزن کبرى) گفته مى شود، و به حالت خشم و همچنین نخوت و «تعصب خشم آلود» نیز «حمیّت» مى گویند. این حالتى است که بر اثر جهل و کوتاهى فکر و انحطاط فرهنگى، مخصوصاً در میان «اقوام جاهلى» فراوان است، و سرچشمه بسیارى از جنگ ها و خونریزى هاى آنها مى شود. این واژه، گاه در همین معنى مذموم (توأم با قید جاهلیت، یا بدون آن)، و گاه در معنى ممدوح و پسندیده به کار مى رود، و اشاره به غیرت منطقى و تعصب در امور مثبت و سازنده است. ادامه مطلب [ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 09:34 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
ولله ملك السماوات و الارض و ما بينهما يخلق ما يشاء و الله على كل شىء قدير. سلطنت حقيقى جهان فقط براى خدا است هر چه بخواهد مىآفريند و به همه چيز قادر و توانا است19. توضيح: وقتى مىگوئيم: فلانكس توانائى خريدن ماشين سوارى را دارد مقصدمان اينست كه آنچه را كه خريدن ماشين بدان نيازمند است (پول كافى) دارا مىباشد و اگر بگوئيم فلانكس توانانى برداشتن سنگ بيست منى را دارد منظورمان اينست كه نيروى برداشتن سنگ بيست منى در او موجود است. روى هم رفته توانائى و قدرت نسبت بيك چيز داشتن وسيله لازم همان چيز است و چون هر پديدهئى كه در جهان هستى فرض شود نيازمندى آن در هستى و گردش زندگيش با خداى متعال رفع مىشود بايد گفت كه خداى متعال توانائى و قدرت همه چيز را دارد و ذات پاك اوست كه سرچشمه هستى است. ادامه مطلب [ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 09:22 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
لو كان فيهما آلهه الا الله لفسدتا. اگر جز خداى يگانه خدايان در آسمان و زمين (در جهان) وجود داشتند جهان خراب و تباه مىشد17. توضيح: اگر خدايان چندى در جهان حكومت مىكردند و چنانكه بت پرستان مىگويند هر بخش جهان را خداى جداگانه اداره مىكرد و زمين و آسمان و دريا و جنگل هر كدام براى خود خدائى داشت، بواسطه اختلاف خدايان در هر جاى جهان نظم جداگانهاى برقرار مىشد و درين صورت ناگزير كار جهان بفساد و تباهى مىكشيد با اينكه مىبينيم همه افراد جهان با هم بستگى و هم آهنگى كامل دارند و همگى يك دستگاه را تشكيل مىدهند بنابراين بايد گفت كه پروردگار و آفريننده جهان يكى بيش نيست.و نبايد تصور كرد كه چون خدايان مقروض عاقل مىباشند و مىدانند كه اختلافشان جهان را بسوى تباهى و فساد مىكشد هرگز با هم اختلاف نمىكنند. زيرا در اينصورت همه آنها در كار يكديگر مؤثر خواهند بود و هر يك بواسطه اينكه محتاج موافقت و اذن ديگران است به تنهائى نمىتواند هيچ كارى را انجام دهد، با آنكه بايد خدا منزه از احتياج باشد. ادامه مطلب [ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 09:19 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
كمال چيست؟ يك باب خانه وقتى كامل است كه همه نيازمندىهاى زندگى يك خانواده را در بر داشته باشد چنانكه اطاقهاى كافى براى نشستن و پذيرائى مهمان و آشپزخانه براى طبخ غذا و نيز روشوئى و منبع آب و غيره را شامل باشد و هر اندازه كه اين لوازم را فاقد باشد بهمان مقدار ناقص است.همچنين اگر يكفرد انسان آنچه را كه در سازمان وجودى يك انسان طبيعى مورد نياز است دارا باشد كامل خواهد بود و اگر از اين جمله يكى را فاقد باشد مثلاً دست يا پا يا چشم نداشته باشد از همان جهت ناقص است. بنابر آنچه دانسته شد صفت كمال چيزى است كه نوعى از نيازمندىهاى هستى را رفع نمايد و نقص را برطرف سازد مانند صفت علم كه تاريكى جهل را رفع نموده معلوم را براى عالم روشن مىسازد، و مانند قدرت كه مقاصد و خواستههاى شخصى را كه داراى قدرت است و براى وى امكانپذير مىسازد و او را بآنها مسلط مىنمايد و مانند صفت حيات و احاطه و غير آنها. ادامه مطلب [ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 08:49 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
كودك شيرخوارى كه در دست به پستان مادر زده آنرا براى نوشيدن شير ميمكد راستى شير را مىخواهد و نيز اگر چيزى را با دست خود برداشته براى خوردن آنرا بسوى دهان خود مىبرد هدف اصلى او خوردنى است و چنانچه ديد اشتباه كرده و چيزى كه برداشته خوردنى نيست بدور مىافكند. بهمين ترتيب انسان هر مقصدى را كه تعقيب مىكند واقع امر را مىخواهد و هرگاه براى وى روشن شود كه اشتباه كرده و راه خطا پيموده از اشتباه و خطاى خود دلتنگ مىشود و بر رنج بيهودهاى كه در راه مقصد، اشتباه كشيده تأسف مىخورد و بالاخره انسان پيوسته از اشتباه و خطا مىپرهيزد و تا مىتواند براى رسيدن بواقع كوشش مىنمايد. ادامه مطلب [ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 08:47 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
اگر انسان با نهادى پاك و دلى آرام نگاهى بجهان هستى نمايد در هر گوشه و كنار آن آثار و دلايل وجود پاك آفريدگار را مشاهده خواهد كرد. و از هر در و يوارى بثبوت اين حقيقت گواهى خواهد شنيد. چه انسان در اين جهان با هر چه روبرو مىشود يا پديدهايست كه خدا آنرا آفريده يا خاصيتى است كه خدا در آن نهاده، يا نظامى است كه بامر الهى در همه چيز جارى و حكمفرما گشته آدمى نيز يكى از همانهاست و سراپايش باين حقيقت گواهى مىدهد باختيارش بسته است و نه بر نامه زندگى را كه از نخستين دم پيدايش پيش مىگيرد بتدبير خود وضع نموده است و نه مىتواند اين نظام را اتفاقى و تصادفى انگاشته از هم گسيخته فرض كند. و نه مىتواند هستى و نظام هستى خود را بمحيطى كه در آن بوجود آمده نسبت دهد زيرا هستى محيط نامبرده و نظامى كه در آن حكومت مىكند ساخته و پرداخته سود آن محيط نيست و از راه اتفاق و تصادف هم بوجود نيامده است. ادامه مطلب [ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 08:45 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
چنانكه مىدانيم در عصر حاضر اكثريت روى زمين ديندارند و به خدائى كه جهان را آفريده معتقدند و آن را پرستش مىكنند. تأمل در اين مطلب كه اعتقاد به خدا هميشه در ميان بشر بوده روشن مىكند كه خداشناسى فطرى انسان است و بشر با فطرت خدادادى خود خدائى براى آفرينش جهان اثبات مىكند. قرآن كريم باين خاصيت فطرى انسان اشاره كرده مىفرمايد: ادامه مطلب [ سهشنبه 20 دی 1390 ] [ 10:59 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
انسان با غريزه خدادادى خود هر پديده و حادثهاى را كه مشاهده مىكند از علت و سبب پيدايش آن جستجو مىنمايد، و هرگز احتمال نمىدهد كه خودبخود و بدون سبب (اتفاقا) بوجود آمده باشد. رانندهاى كه ماشين وى از حركت باز نمايد پائين آمده از جائيكه گمان خرابى مىبرد بازديد مىكند تا سبب توقف را پيدا كند و هرگز باور ندارد كه ماشين با وجود آمادگى كامل كه براى حركت دارد بى جهت توقف كند و زمانيكه مىخواهد ماشين را بحركت در آورد از وسائلى كه در ماشين براى حركت تعبيه شده استفاده مينمايد و هرگز باميد اتفاق نمىنشيند. انسان اگر گرسنه شود بفكر نان ميافتد و وقتيكه تشنه ميشود پى آب ميرود و اگر احساس سرما كرد رفع نيازمندى خود را در لباس يا مثلاً آتش ميداند و هيچگاه بدلگرمى اتفاق آرامش نمىيابد. كسيكه ميخواهد ساختمانى بنا كند طبعاً به تهيه لوازم ساختمان و بنا و عمله ميپردازد و كمترين اميدى ندارد كه خواسته وى خود بخود بوجود آيد. ادامه مطلب [ سهشنبه 20 دی 1390 ] [ 10:56 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||