مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

Click to view full size image

گرچه نفاق به مفهوم خاصش , صفت افراد بى ايمانى است كه ظاهرا در صف مسلمانانند, اما باطنا دل در گرو كفر دارند, ولى نفاق معنى وسيعى دارد كه هرگونه دوگانگى ظاهر وباطن ,گفتار وعـمـل را شـامـل مى شود هرچند در افراد مؤمن باشد كه ما از آن به عنوان ((رگه هاى نفاق )) نام مـى بـريم مثلا درحديثى مى خوانيم : سه صفت است كه در هركس باشد منافق است هرچند روزه بگيرد و نماز بخواند و خود رامسلمان بداند: كسى كه در امانت خيانت مى كند, وكسى كه به هنگام سـخـن گـفـتـن دروغ مـى گـويد, و كسى كه وعده مى دهد و خلف وعده مى كند)) مسلما اين گـونـه افـراد رگـه هائى از نفاق در وجود آنها هست , مخصوصا در باره رياكاران از امام صادق (ع ) مـى خـوانـيـم كـه فـرمـود: ((ريـا و ظاهرسازى , درخت (شوم وتلخى ) است كه ميوه اى جز شرك خفى ندارد و اصل و ريشه آن نفاق است )).


ادامه مطلب
[ شنبه 10 تیر 1391 ] [ 08:42 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


((تقوا)) در اصل بمعنى نگهدارى يا خويشتن دارى است و به تعبير ديگر يك نيروى كنترل درونى است كه انسان را در برابر طغيان شهوات حفظ مى كند, و درواقع نقش ترمز نيرومندى را دارد كه مـاشـيـن وجود انسان را در پرتگاهها حفظ و ازتندرويهاى خطرناك , باز مى دارد ومعيار فضيلت و افـتـخـار انـسـان و مقياس سنجش شخصيت او در اسلام محسوب مى شود تا آنجا كه جمله ((ان اكرمكم عنداللّه اتقاكم )) به صورت يك شعار جاودانى اسلام در آمده است .ضمنا بايد توجه داشت كه تقوا داراى شاخه ها و شعبى است , تقواى مالى واقتصادى , تقواى جنسى , و اجتماعى , وتقواى سياسى و مانند اينها.(آيه 6) ـ.

گروه دوم , كافران لجوج و سرسخت .

ـ ايـن گـروه درسـت در نقطه مقابل متقين و پرهيزكاران قرار دارند وصفات آنهادر اين آيه و آيه بـعـد بطور فشرده بيان شده است در اين آيه مى گويد ((آنها كه كافرشدند (و در كفر و بى ايمانى سـخـت و لـجـوجند) براى آنها تفاوت نمى كند كه آنان را ازعذاب الهى بترسانى يا نترسانى ايمان نخواهند آورد)) (ان الذين كفرو اسوآ عليهم انـذرتهم ام لم تنذرهم لايؤمنون ) اين دسته چنان در گـمـراهـى خـود سـرسختند كه هرچند حق برآنان روشن شود حاضر به پذيرش نيستند واصولا آمادگى روحى براى پيروى از حق و تسليم شدن در برابر آن را ندارند.(آيـه 7)ـ اين آيه اشاره به دليل اين تعصب و لجاجت مى كند و مى گويد: آنهاچنان در كفر و عناد فـرو رفـتـه انـد كـه حـس تـشخيص را از دست داده اند ((خدا بر دلها وگوشهايشان مهر نهاده و برچشمهاشان پرده افكنده شده )) (ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم غشاوة ) به هـمـيـن دلـيـل نتيجه كارشان اين شده است كه ((براى آنها عذاب بزرگى است )) (و لهم عذاب عـظـيـم ) مسلما انسان تابه اين مرحله نرسيده باشد قابل هدايت است , هرچند گمراه باشد, اما به هنگامى كه حس تشخيص را بر اثر اعمال زشت خود از دست داد ديگر راه نجاتى براى او نيست ,چرا كه ابزار شناخت ندارد و طبيعى است كه عذاب عظيم در انتظار او باشد.


ادامه مطلب
[ شنبه 10 تیر 1391 ] [ 08:40 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


كلمه ((هدايت )) در قرآن به دو معنى بازگشت مى كند:
1ـ.((هدايت تكوينى )).و مـنظور از آن رهبرى موجودات به وسيله پروردگار زير پوشش نظام آفرينش و قانونمندى هاى حساب شده جهان هستى است .
2ـ.((هدايت تشريعى )).كـه بـه وسيله پيامبران و كتابهاى آسمانى انجام مى گيرد و انسانها باتعليم وتربيت آنها در مسير تكامل پيش مى روند.
 

چرا هدايت قرآن ويژه پرهيزكاران است ؟.

پاسخ مختصر:

پر هيز كاران آن دسته از انسانهايي هستند كه توانسته اند آنچه پروردگارشان از انسان خواسته است جامه عمل بپوشند وبه مرحله تقوا برسنديعني همان (مـرحله تسليم در مقابل حق و پذيرش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است )

شرح:

مـسـلـمـا قـرآن براى هدايت همه جهانيان نازل شده , ولى چرا در آيه فوق هدايت قرآن مخصوص پـرهـيـزكـاران مـعـرفى گرديده ؟ علت آن اين است كه تامرحله اى از تقوا در وجود انسان نباشد (مـرحله تسليم در مقابل حق و پذيرش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است ) محال است انسان از هـدايت كتابهاى آسمانى ودعوت انبيا بهره بگيرد ((زمين شوره زار هرگز سنبل برنيارد, اگر چه هـزاران مرتبه باران برآن ببارد)) سرزمين وجود انسانى نيز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاك نشود, بذر هدايت را نمى پذيرد, و لذا خداوند مى فرمايد: ((قرآن هادى و راهنماى متقيان است )).


(آيه 3)ـ.آثار تقوا در روح و جسم انسان !.

پاسخ مختصر :

بطور كلي با توجه به آيات قرآن انسانها به سه دسته كلي تقسيم مي شوند :

1- پرهيز كاران : كه اسلام را در تمام ابعادش پذيراگشته اند

2- كا فران : كه درست نقطه مقابل پرهيز كاران قرار گرفته اند

3- منا فقان : كساني كه داراي دو چهره بوده در ظار مسلمان ودر با طن كافرند

شرح :

قـرآن, مـردم را در ارتباط با برنامه وآئين اسلام به سه گروه متفاوت تقسيم مى كند: 1ـ((متقين )) (پرهيزكاران ) كه اسلام را در تمام ابعادش پذيراگشته اند 2ـ ((كافران )) كه در نـقـطـه مـقـابـل گروه اول قرار گرفته و به كفر خود معترفند 3ـ((منافقان )) كه داراى دو چـهـره انـد, با مسلمانان ظاهرا مسلمان و با گروه مخالف ,مخالف اسلامند, البته چهره اصلى آنها هـمان چهره كفر است , بدون شك زيان اين گروه براى اسلام بيش از گروه دوم است و به همين سبب قرآن با آنها برخوردشديدترى دارد.
درايـن آيـه (الذين يؤمنون بالغيب ) سخن از گروه اول است , ويژگيهاى آنها را از نظر ايمان و عمل درپنج عنوان مطرح مى كند,.


ادامه مطلب
[ شنبه 10 تیر 1391 ] [ 08:36 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در مورد مشاهدات قلبى خود در آغاز بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايند:ارى نور الوحى و الرسالة و اشم و ريح النبوة ... در آن هنگام نور وحى و رسالت را مى ديدم و بوى نبوت را (از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ) استشمام مى كردم .از اين سخن امام (عليه السلام ) معلوم مى شود كه هر انسانى علاوه بر چشم و گوش باطنى حس شامه و بويايى قلبى نيز دارد، سپس امام (عليه السلام ) در مورد مشاهدات قلبى خود در آغاز بعثت ادامه مى دهد:و لقد سمعت رنة الشيطان حين نزل الوحى عليه صلى الله و عليه و آله و سلم ؛هنگامى كه وحى بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد صداى ناله شيطان را شنيدمسپس ادامه مى دهند: فقلت يا رسول الله ما هذه الزلة فقال : هذا الشيطان قد آيس من عبادته امام مى فرمايد: كه پس از شنيدن صداى ناله با گوش جان از رسول خدا پرسيدم كه يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم اين ناله چيست ؟ فرمود: اين ناله ، ناله شيطان است كه از پرستش خود نوميد شده استدر اينجا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: انك تسمع ما اسمع وترى ما ارى الا انك لست بنبى و لكنك وزير... تو مى شنوى آنچه را من مى شنوم و مى بينى آنچه را كه من مى بينم تنها تفاوت من با تو اين است كه تو پيامبر نيستى ولى وزير من هستى


ادامه مطلب
[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 08:15 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تصاویر طبیعت آمریکا (1)

ابوطالب پدر حضرت على (عليه السلام ) نام على (عليه السلام ) را ظهير مى گفت : چرا كه بسيارى از مواقع او فرزندان ، برادر زاده هاى خود را جمع مى كرد و به آنان دستور مى داد كه با هم كشتى بگيرند، البته اين يك نوع تفريح رايج در عرب بود، على (عليه السلام ) آن موقع كودك بود و داراى بازوانى درشت و كوتاه . على (عليه السلام ) آستين هاى خود را بالا مى زد و با بزرگ و كوچك از برادران و عمو زاده هاى خويش كشتى مى گرفت بطورى كه با يك چرخش و بكار بردن فن خاصى پشت همه آنها را به خاك مى برد، پدرش نيز او را تشويق مى كرد و مى فرمود: على (عليه السلام ) پيروز شد، بدين سبب او را ظهير ناميده اند



ادامه مطلب
[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 08:06 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تصاویر طبیعت آمریکا (1) 

خبر تولد على (ع )

امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هنگامى كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم از مادر متولد شد، فاطمه بنت اسد نزد همسر خود ابوطالب (پدر على (عليه السلام )) آمد و مژده تولد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم را به او داد، ابوطالب به او فرمود: يك سبت (روزگار دراز و طولانى ) صبر كن من هم مژده تولد مانند آن را كه جز نبوت ندارد، به تو خواهم داد، آنگاه امام فرمود: سبت مدت سى سال است و فاصله زمانى بين تولد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم تا تولد اميرالمؤ منين (عليه السلام ) سى سال بود

 


ادامه مطلب
[ جمعه 09 تیر 1391 ] [ 07:59 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تصاویر طبیعت زیبای کشورهای مختلف

در یكى از روستاهاى فیروزكوه ، جلسه بزرگداشت شهدا برپا بود و شهید امیر سپهبد صیاد شیرازى به عنوان سخنران دعوت شده بود. پس از مداحى و چند برنامه مرسوم دیگر از شهید صیاد خواستند سخنرانى بكند. ایشان پشت تریبون قرار گرفت و پس از شروع به صحبت با نام خداوند تبارك و تعالى و درود و صلوات بر پیامبر و آلش (علیهم السّلام) فرمود: روزى جلسه مهمى در مورد جنگ خدمت حضرت امام بودیم ، وقت نماز شد ، امام وضو گرفت و به نماز ایستاد و ما هم به تبع امام فهمیدیم وقت نماز است و نماز بر همه چیز ترجیح دارد. بعد شهید صیاد شیرازى با اشاره به وقت نماز به حضار فرمود: الان هم وقت نماز هست اگر خواستید بعد از نماز براى شما سخنرانى مى كنم. صحبت را تمام كرد و صفهاى نماز تشكیل شد و همانجا در اول وقت نماز جماعت برپا شدکردار نیک و عمل صالح انسان ها را به درجات عالیه معنوی می رساند و در پیمودن مسیر ترقی و تعالی بین زن و مرد هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد. قران می فرماید ( و من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه)هر فرد با ایمانی که عمل صالح انجام دهد و خواه مرد باشد یا زن او را به حیاتی پاک زنده می داریم . با توجه به این ایه طی کردن راه ترقی و تعالی همت و تلاش می طلبد چه بسا مردانی که ز راه باز مانده اند اما در سیر تکاملی بانوان زیادی به درجه عالی سعادت گام نهاده اند

 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 08:11 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تصاویر طبیعت زیبای کشورهای مختلف

در سوره آل عمران می خوانیم :" و ما ظلمهم الله و لکن انفسهم یظلمون "خداوند به آنان ستم نکرده بلکه آنان به خودشان ستم می کنند .امیرالمومنین (علیه السلام ) فرمود : " الدهر یومان یوم لک و یوم علیک " روزگار دو روز است روزی به نفع تو و روز دیگر به ضرر توشعبی می گوید : در قصر حکومتی نزد "عبدالملک مروان " خلیفه اموی نشسته بودم که سر بریده " مصعب بن زبیر " را آوردند و برابر او گذاشتند در این حال مضطرب و ناراحت شدم . خلیفه پرسید : چرا اینقدر ناراحتی ؟ گفتم : ماجرای شگفت انگیزی است ، در همین جا نزد " عبید الله بن زیاد " بودم دیدم که سر مبارک امام حسین ( علیه السلام ) را آوردند و پیش او گذاشتند و پس از مدتی در همین مکان خدمت " مختار ثقفی " رسیدم دیدم که سر ابن زیاد را آوردند و مجدداًچندی نگذشت که در همین جا سر مختار را پیش مصعب آوردند و اکنون نیز سر مصعب را پیش تو می بینم .عبدالملک بعد از شنیدن این ماجرا از کثرت تاثر و ناراحتی فورا از جای خود بلند شد و دستور داد تا آن قصر را خراب کرده و با خاک یکسان کنند که شاید به خیال خود جلوی تقدیر الهی را بگیرد از جمله گناهانی که قران کریم روی آن تاکید فراوان دارد ستم به دیگران و تضییع حقوق مردم میباشد و در آیات متعددی عواقب وخیم ستم گری را یاد آور شده و در این زمینه هشدار می دهد و می فرماید ( انه لا یفلح الظالمون ) البته که ستمگران رستگار نخواهند شد .


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 08:07 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تصاویر طبیعت زیبای کشورهای مختلف

سؤال: مى‏دانيم كه هر كس اسم اعظم را بداند، دعاى او مستجاب مى‏شود و مى‏تواند معجزات و كارهاى خارق العاده و عجيبى انجام دهد، و مطابق روايات بسيار، امامان معصوم ما داراى اسم اعظم در سطح بالا بودند، تا آنجا كه از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند: «آصف برخيا (وزير حضرت سليمان) كه تخت‏بلقيس را در يك لحظه از يمن به بيت المقدس آورد، فقط داراى يك حرف از اسم اعظم بود، ولى ما داراى 72 حرف از اسم اعظم هستيم (3) اينك سؤال اين است كه اسم اعظم چيست؟

پاسخ: اسم اعظم، تنها اسم و نام كلمه يا اسم صفتى از صفات خدا نيست، بلكه بيشتر مربوط به عمل است، لذا دانستن اسماء الهى و لفظ تنها، كارساز نخواهد بود. همانطور كه نام فروردين ايجاد گل و گلستان نمى‏كند و اسم چراغ، شب تاريك را روشن نمى‏نمايد، لذا بايد در پشت اين اسم، در جستجوى مسمى بود، اسم بى‏مسمى هرگز معجزه آفرين و داراى قدرت تصرف در جهان آفرينش نخواهد بود. به همين دليل بلعم‏باعورا كه در عصر حضرت موسى (ع) مى‏زيست و بر اثر علم و تقوا به مقامى رسيده بود كه به اسم اعظم آگاهى يافته بود، و به همين دليل، دعايش مستجاب مى‏شد، وقتى كه هوس‏هاى نفسانى به او راه يافت و با موسى (ع) در ماجراى جنگ با عمالقه، مخالفت كرد، اين موقعيت از او گرفته شد و ديگر دعايش به استجابت نمى‏رسيد; نور اسم اعظم نيز از او خارج شد و تاريكى گمراهى او را فرا گرفت. خداوند نيز در قرآن او را چنين نكوهش مى‏كند: «فمثله كمثل الكلب; مثل او همچون سگ است‏» (4)


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 08:01 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

سؤال: مى‏دانيم كه آيه تطهير (آيه‏33 سوره احزاب) مطابق شان نزول‏ها و احاديث ‏شيعه و سنى (1) در شان خاندان رسالت نازل شده و مصداق روشن آن پيامبر (ص) و على (ع) و فاطمه (س) و حسن و حسين (ع) هستند كه به اصحاب كساء نام گرفته‏اند، و آن آيه اين است: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم‏ تطهيرا; خداوند اراده كرده (و فقط مى‏ خواهد) هرگونه پليدى و گناه را از شما اهل‏بيت دور كند، و كاملا شما را پاك سازداينك، اين سؤال مطرح مى‏شود كه منظور از اين اراده، اراده تكوينى است‏يا تشريعى؟ اگر تشريعى باشد كه فرقى بين خاندان رسالت و ديگران نيست، زيرا خداوند براى همه اراده تشريعى كرده كه پاك باشند; ولى اگر اراده تكوينى باشد، يعنى آنها از روى جبر پاك هستند، بنابراين چه فضيلتى براى آنها است؟ زيرا مانند فرشتگان، مجبور به پاكى هستند. پاسخ: منظور از اين اراده، اراده تكوينى است، اما در عين حال اين اراده موجب جبر نخواهد شد. توضيح اين كه اراده در آيه مذكور، اراده تشريعى نيست، زيرا اراده تشريعى يعنى اوامر و نواهى الهى (مانند اين‏كه خداوند از ما خواسته نماز بخوانيم، شرب خمر نكنيم و...) اختصاص به پيامبر (ص) و فاطمه (س) و امامان (ع) ندارد، وانگهى در آيه ياد شده، متعلق اراده فعل خدا است، زيرا مى‏ گويد: خدا چنين اراده كرده، روشن است كه چنين اراده‏اى مربوط به خواست‏ خدا در عالم تكوين است.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 08:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران