|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
اسپند دود کردن فایده ای دارد ؟! مورد اسپند، البته در مفاتیح راجع به دود کردن اسپند مطلبی نیامده ولی روایاتی نقل شده که سحر را برطرف میکند و دانه آن شفای هفتاد درد است. گرچه صدور این روایات از معصومین صددرصد ثابت نیست ولی به صرف استبعاد عقلی هم رد آن صحیح نیست. از نظر عقلی چه مانعی دارد که اسپند مصرف دارویی داشته باشد و برای درمان برخی مرضها و دردها مفید باشد و یا این که ریشه و شاخه آن موجب برطرف شدن سحر و جادو باشد .
2- حواشی اطراف کتاب به نام :الباقیات الصالحات. در متن اول مفاتیحالجنان - چنان چه خود در مقدمه کتاب گفته است -سعی او بر این بوده که دعاهای معتبر را در این کتاب جمعآوری نماید. و در مورد قسم دوم (حواشی مفاتیحالجنان که به نام باقیات الصالحات نامیده شده) چنین جملهای را بیان نکرده و به طور کلی نمیتوان به طور قطعی حکم کرد که همه آنچه در مفاتیحالجنان آمده از ائمه معصومین (علیهالسلام) واردشده است؛ ولی مضمون بعضی از روایات این است که هرگاه روایتی به دست شما رسید که برای انجام دادن کاری ثواب و پاداشی مقرر شده و شما آن کار را انجام دهید به آن ثواب خواهید رسید هر چند آن حدیث را پیامبر(صلی الله علیه و آله) یا امام (علیهالسلام) نگفته باشد و روی این حساب علما در سند این گونه امور چندان دقت نمیکنند و خیلی آنها را مورد بررسی قرار نمیدهند. اسپند یا اسفند در عربی اسفند را به عربی "حَرْمَل" گویند. در مورد اسفند دود کردن روایتی به دست نیامد. در دائرة المعارف آمده:گیاه اسفند به سبب داشتن خاصیتهای طبی در درمان برخی از بیماریها به کار میرود".(مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 2، ص 178 ماده اسفند)در فرهنگ عامه مردم سرزمینهای اسلامی اسفند و دانه آن مقدس شمرده میشود و آن را برای راندن بلاها و آفتها و دفع چشم زخم به کار میبرند.(دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 6، ص 333، ماده اسفند.) اسپند در مفاتیحالجنان و اما در مورد اسپند، البته در مفاتیح راجع به دود کردن اسپند مطلبی نیامده ولی روایاتی نقل شده که سحر را برطرف میکند و دانه آن شفای هفتاد درد است. گرچه صدور این روایات از معصومین صددرصد ثابت نیست ولی به صرف استبعاد عقلی هم رد آن صحیح نیست. از نظر عقلی چه مانعی دارد که اسپند مصرف دارویی داشته باشد و برای درمان برخی مرضها و دردها مفید باشد و یا این که ریشه و شاخه آن موجب برطرف شدن سحر و جادو باشد.از محمد بن حکم نقل شده است: پیامبری به خداوند از ترسویی امتش شکایت کرد، خداوند به وی وحی فرمود : دستور ده امتت اسفند بخورند که شجاعت را زیاد میکندآیا درست است که "اسپند" دود کردن هفتاد بلا را دفع میکند؟آیا سند دارد؟با مطالعات و بررسیهایی که شد، به حدیثی درباره دود کردن اسفند دست نیافتیم ، امّا در یکی از روایات اشاره شده است که اسفند، دوای هفتاد درد است.امام صادق(علیه السلام) فرمود: "اسپند شفای هفتاد درد است که کمترین آنها جذام است، پس از (مداوا کردن با) آن غفلت نکنید.( طب الأئمة، عبداللَّه سابور، نیسابوری، ص 68.)ممکن است مقصود از عدد هفتاد، فراوانی فایده این گیاه در درمان دردها باشد، نه انحصار در آن عدد؛ زیرا در روایت دیگر از پیامبر(صلی الله علیه وآله) دوای هفتاد و دو درد بیان شده است.( همان، ص 67) نقش اسپند در رفع چشم زخم در مورد دود اسفند برای رفع چشم زخم روایت خاصی وارد نشده است.از دیدگاه اسلام دود کردن اسفند، تأثیری در دفع بلا یا چشم زخم ندارد . این نوع کارها، جزو آداب و رسوم مردم است و ریشه اسلامی ندارد، البته در باره رویاندن اسفند و خواص آن روایاتی وارد شده ؛ در حدیث است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: از اسفند درخت یا برگ یا میوهای نمیروید، مگر آن که فرشتهای بر آن گماشته شده است تا آن را به آن که باید برساند، یا خشک شود، در ریشه و ساقهاش شفا است، در دانه آن داروی 72 بیماری .( مکارم الأخلاق،ترجمه میر باقری، ج1، ص 355.)نیز از محمد بن حکم نقل شده است: پیامبری به خداوند از ترسویی امتش شکایت کرد، خداوند به وی وحی فرمود : دستور ده امتت اسفند بخورند که شجاعت را زیاد میکند. (آسمان و جهان، ترجمه کتاب السماء و العالم بحار،ج6 ،ص 184 باب هشتاد و سوم: اسفند و کندر،ص182)
منابع : سایت حوزه سایت اندیشه قم سایت مطهر
[ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 07:54 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
![]() آیتالله حاج میرزاجواد آقا تهرانی در یکی از عملیات ها، به نیت چهارده معصوم، چهارده گلوله خمپاره شلیک کردند. از دیده بان سؤال شد آیا به هدف میخورد؟ دیده بان که نمیدانست چه کسی شلیک میکند با هیجان میگفت کاملا به هدف میخورد.
هر وقت به مشهد میآمدیم پدرم مرا به دیدن او میبرد. کوچه باریکی بود در یکی از محلههای قدیمی. نمیدانم چرا وقتی وارد کوچه میشدیم بوی سیب همه مشامم را پر میکرد. آنقدر از این رایحه خوشم میآمد که دلم میخواست این کوچه انتهایی نداشت.پدرم، کنار در خانهای میایستاد و آرام در میزد. بعد از لحظاتی چهره نورانی او در آستانه در ظاهر میشد. هم پدرم و هم من دستش را با زحمت میبوسیدیم. این دست و این خانه هم بوی سیب میداد. شوق پدرم از بوسیدن دستان «آیتالله میرزا جواد آقاتهرانی» حدی نداشت. هنوز هم وقتی آن لحظهها را به یاد میآورم دوباره بوی سیب را احساس میکنم.بعدها که کمی بزرگتر شدم دوباره آمدم به همان کوچه. اما او دیگر نبود. کوچه هم بوی سیب نمیداد. آمدم به دنبال نوشتههایی که ردپایی از این مرد ملکوتی در صفحههای آن پیدا بود. این نوشتهها چقدر کم بودند ولی فهمیدم این بسیجی عارف، تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان در تهران خوانده و بعد از آن راهی قم شده است. بعد از سالهایی به نجف رفته و محضر عالمان بزرگ آن روز را درک کرده است. ![]() بعد از ازدواج در سال 1312 به مشهد مقدس هجرت میکند و پلههای تقوا و علم را بالا و بالاتر میرود. او بعد از انقلاب و شروع جنگ لباس طلبگی و بسیجی را در هم میآمیزد تا حق هر دو لباس را ادا کرده باشد. از ایشان نقل میکنند که در یکی از مناطق جنگی فرموده بود: «در قضیهانداختن حضرت ابراهیم (علیه السلام) به آتش توسط نمرودیان، پرستویی را دیدند که منقارش را از آب پر میکند و بر آتش میریزد. ملکی از او سؤال میکند این مقدار آبی که در منقار تو جای میگیرد بر این آتش انبوه چه اثر دارد؟پرستو میگوید: میدانم اثری ندارد ولی دوست دارم من هم ابراهیمی باشم. »بعد ادامه میدهند:«میدانم آمدن من به جبهه اثری ندارد ولی میخواهم در صحنه باشم، در صف ابراهیمیان زمان.»(1)مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی(ره) به منطقه والفجر مقدماتی آمده بودند، (به دلیل تواضع زیادشان) امام جماعت نمیشدند مگر به زورپدرم میگفت: «روزی یکی از روحانیان با زحمت دست ایشان را بوسید. آقا بعد از این حرکت از اتاق خارج شد و بعد از مراجعت به آن روحانی گفت: «تو دست مرا بوسیدی، من هم رفتم کفشهای تو را بوسیدم.»آیتالله حاج میرزاجواد آقا تهرانی در یکی از عملیات ها، به نیت چهارده معصوم، چهارده گلوله خمپاره شلیک کردند. از دیده بان سؤال شد آیا به هدف میخورد؟ دیده بان که نمیدانست چه کسی شلیک میکند با هیجان میگفت کاملا به هدف میخورد.از ایشان نقل شده:«آقای صیاد شیرازی چند بار آمدند نزد من. به ایشان گفتم چون در جبهه موجب اذیت و آزار دیگران هستم. کمتر میآیم. بعد با تبسم ادامه دادند؛ روزی قرار شد خمپاره بزنم مجبور شدند به علت خمیدگی پشتم چهارپایه آوردند و من روی آن قرار گرفتم. یک نفر هم دست روی گوشهایم گذاشت و من گلولهها را توی لوله خمپارهانداختم.(2)آیت الله میرزاجواد آقاتهرانی، دوم آبان ماه 1368 آرام و قرار گرفت و در قطعه شهدای مشهد همسایه خدا شد.یک روز که به بهشت رضا رفته بودم کنار مزاری رسیدم که نام و نشانی نداشت اما بوی سیب میداد فهمیدم این رایحه دل آویز از کوچهای در یک محله قدیمی به این مزار کوچک کوچ کرده است. *چشم فرمانده عزیز ![]() مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی(ره) به منطقه والفجر مقدماتی آمده بودند، (به دلیل تواضع زیادشان) امام جماعت نمیشدند مگر به زور .ایشان به ما میفرمود: «شما از من جلوتر هستید.» خیلی اعتقاد و احترام عجیبی به رزمندهها داشت.یک شب به تیپ امام جواد(علیه السلام) آمده و سخنرانی نمودند. بعد که سخنرانی تمام شد، موقع نماز بود اما قبول نمیکردند بروند جلو و امام بایستند. آقای برونسی گفت: «آقا! بروید و امام باشید». میرزا جواد آقا گفت:«شما دستور میدهی؟»شهید برونسی گفت: «من کوچکتر از آنم که دستور بدهم، ولی خواهش میکنم».علامه گفت: «نه پس خواهش را نمیپذیرم.»بچهها گفتند: «خوب آقای برونسی! مصلحتا بگوئید دستور میدهم تا بپذیرند. ما آرزو داریم پشت این عارف بزرگ نماز بخوانیم»شهید برونسی هم، همین کار را کرد و علامه در جواب فرمود: «چشم فرمانده عزیز».بعد از نماز علامه حال عجیبی داشت. شهید برونسی را کنار کشیده بود و اشک میریخت، میگفت: دوست عزیزم جواد(علامه میرزاجوادتهرانی) را فراموش نکنی و حتما ما را شفاعت کن».
پی نوشت ها : 1- روزنامه جمهوری اسلامی /20آذر ماه 1368 2- همان نوشته: حامد حجتی
منبع: خبرگزاری فارس [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 07:49 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
جز این نیست که از جمله زیباترین زیباییها، موی نیکو و نغمه صدای خوش است.(پیام پیامبر ، ترجمه فارسی 755بخش دهم جوامع الکلم سخنان فراگیر ..... ص : 697)
![]() آن طور که از روایات بر میآید دو نوع نغمه و آوای خوش در بهشت وجود دارد یکی صدایی است برخاسته از طبیعت بهشت که شامل صدای پرندگان بهشتی ،جریان آب نهرها و صدای آبشارها ،سرود برگها و چرخش نسیم در بین گیسوان درختان و...است و دیگری صدای نوازندگی و خوانندگی مخصوص بهشتی. امیرالمؤمنین در توصیف بهشت سخنانی فرمودند و ضمن آن به اصوات دلنشین برخاسته از طبیعت بهشت این طور اشاره فرمودند: فلو رمیت به بصر قلبک نحو ما یوصف لک منها لعرفت نفسک عن بدایع ما أخرج إلی الدنیا من شهواتها و لذاتها و زخارف مناظرها بالفکر فی اصطفاف أشجار غیّبت عروقها فی کثبان المسک علی سواحل أنهارها(مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام شهاب الأخبار با ترجمه ،متن 249 ،الباب الثالث، 141) گر به دیده دل آنچه را از بهشت برای تو وصف میکنند ببینی، نفس تو از آنچه در دنیاست دوری خواهد کرد؛ از اندیشیدن در خواستهها، خوشیها، و زینتهایی که در مناظرش وجود دارد، و اندیشه در صدای بهم خوردن برگ درختانش که کنار جویباران بهشت است حیرت زده میشود، که ریشه آن درختان در تلهایی از مشک فرو رفته است.نیز در حدیث نبوی است که :« همانا بهشت در هر سال برای فرا رسیدن ماه رمضان زیور و آراسته میشود و چون شب اول ماه فرا میرسد، نسیمی از زیر عرش میوزد که به آن متنزه میگویند که به موجب آن برگهای درختان و حلقههای آویخته بر درها به اهتزاز در میآید و صدای بسیار دلانگیزی شنیده میشود که هیچ کس چنان آوایی نشنیده است»(آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار ، ج4 ، 233 ، مسائل عبد الله بن سلام ..... ص : 210)در روایات دیگری مکرراً از درختی سخن گفته شده که صدا و آهنگ بسیار خوشی دارد و مهمترین منبع موسیقی در بهشت است . لذت استماع موسیقی دلنشین این درخت، بنا بر آنچه از ظاهر روایات فهمیده میشود ،پاداش کسانی است که در دنیا غنا را بر خود حرام کرده و در جهت پرهیز از آن رنج کشیدهاند
در روایت دیگری سخن از نسیمی است که چون بوزد شادیها و طراوتهای بسیاری را با خود به ارمغان میآورد .از جملهی آنها اصوات زیبایی است که از برخورد آن با اشیاء بهشتی شنیده خواهد شد . از رسول خدا پرسیدند آیا در بهشت باد هست؟ فرمود: آری، بادی است که از نور آفریده شده است و حیات و لذتهایی به همراه دارد و نامش بهاء است .چون مردم بهشت شوق زیارت پروردگار خود کنند آن باد بوزد در حالی که از گرما و سرما نیست، از نور عرش است در چهرههاشان میدمد و خرّم و دل خوشمی شوند ،نوری به نورشان میافزاید و به درهای بهشت زند و نهرها روان گردند و درختها تسبیح خوان، پرندهها نغمهساز کنند آنگاه اگر هر که در آسمانها و زمین است آن آوای شادی و خوشی که در بهشت است را، بشنوند از شوق آن همه(نزدیک است) جان دهند. (آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج4، ص: 234) ![]() و اما:در روایات دیگری مکرراً از درختی سخن گفته شده که صدا و آهنگ بسیار خوشی دارد و مهمترین منبع موسیقی در بهشت است . لذت استماع موسیقی دلنشین این درخت، بنا بر آنچه از ظاهر روایات فهمیده میشود ،پاداش کسانی است که در دنیا غنا را بر خود حرام کرده (و در جهت پرهیز از آن رنج کشیدهاند). «...سپس [رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم] فرمود: به آن خدایی که جان محمّد به دست قدرت اوست، در بهشت درختی است که با صدای بلند، تسبیح خداوند را میگوید. صدای آن درخت، به گونهای است که اوّلین و آخرین [آفریدگان]، زیباتر از آن صدا را نشنیدهاند. این درخت همچون درخت انار میوه میدهد و میوههایش را بر سر مؤمن میریزد و چون آن را باز نماید، آن را از بین نود حلّه میشکافد...»(مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام ،175 ، متن عربی سرزنش دیگران ..... ص : 172) در حدیث یاسر خادم امام رضا علیهالسلام به نقل از آن حضرت درباره این درخت گفته شده است :« هر کس خود را از گرایش به غنا و آواز خواندن در مجالس لهو و لعب باز دارد، خداوند فرمان میدهد باد بر درختی که در بهشت هست بوزد، و از آن درخت صدائی شنیده میشود که هرگز مانند آن صدای دلنواز شنیده نشده است و هر کس گوش به غناء دهد از شنیدن صدای آن درخت محروم میگردد.» (اخبار و آثار حضرت امام رضا علیهالسلام ، 729 ،در حرمت نرد و شطرنج و قمار ..... ص : 728،نیز از زبان امام صادق نقل شده است : بحار ،ج 8،ص 127)همانا بهشت در هر سال برای فرا رسیدن ماه رمضان زیور و آراسته میشود و چون شب اول ماه فرا میرسد، نسیمی از زیر عرش میوزد که به آن متنزه میگویند که به موجب آن برگهای درختان و حلقههای آویخته بر درها به اهتزاز در میآید و صدای بسیار دلانگیزی شنیده میشود که هیچ کس چنان آوایی نشنیده است
اما موسیقی بهشت شامل آوازه خوانی انسانها و حوریه های بهشتی نیز میشود .روزی رسول خدا درباره نعمات بهشتی سخن میگفتند یک اعرابی که از سخنان ایشان به وجد آمده بود ،روی زانوانش نشست و عرض کرد یا رسول الله آیا در بهشت موسیقی هم هست ؟فرمود آریای اعرابی همانا در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دوشیزگان سپید روی و سپید موی نشستهاند و مشغول تغنی (آوازخوانی )هستند و به چنان صدایی میخوانند که خلایق تا کنون مانند آن را نشنیدهاند ،و این نعمت بالاترین نعمات بهشتی است . راوی حدیث گوید از "ابودردا" گوینده حدیث از زبان رسول الله پرسیدم آن دختران به چه چیزی تغنی میکنند گفت :به تسبیح »(بحارالانوار ،ج8،ص196) و باز در حدیث نبوی است که :هیچ بنده ای وارد بهشت نمیشود مگر اینکه بالای سر و پایین پای او دو حورالعین مینشینند و با زیباترین صوت برای او ترانه خوانی میکنند ترانه آنها هرگز ترانه شیطانی نیست بلکه محتوای آن تمجید و تقدیس الهی است .(همان ص196) آخرالامر باید اذعان نمود که هر چند در خصوص موسیقی بهشت ،مستقیماً آیه ای از قرآن برای استناد آورده نشده است ،اما آیاتی وجود دارد که انرژی حیرت آدمی را به جای تبدیل شدن به نیروی منفی شک و تردید، به توان مثبت اطمینان میرساند تا به جای آنکه افسانهاش پنداریم، باورش کنیم و با تأمل در آن نیرویی برای توبه ،عمل صالح و صبر در برابر سختیهای دنیا پیدا کنیم .از جمله آیاتی که این روایات باورنکردنی را تایید میکنند این آیه شریفه است :فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍجَزاءً به ما کانُوا یَعْمَلُون (سجده ،17)؛ هیچ نفسی نداند آنچه حقّ تعالی بجا آورده است از برای مؤمنان به جهت پاداش آنچه انجام دادهاند.
انسیه نوش آبادی [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 07:45 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
گرفتگی جزئی ماه در خسوف 19 آذرماه از ساعت 16 و 16 دقیقه و گرفتگی کلی از ساعت 17 و 36 دقیقه بعد از ظهر در آسمان ایران آغاز میشود. گرفتگی کلی ماه در ساعت 18 و 27 دقیقه و گرفتگی جزئی در ساعت 19 و 48 دقیقه پایان میباید. گفتنی است، این گرفتگی در آسیا، اروپا، شرق آفریقا، آمریکای شمالی، اقیانوسیه و جنوبگان قابل رؤیت است.
![]() |
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||