مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان
 
 
 
 

 

 

خدايا به  هر کی خواستم دل ببندم
 
،تو دلم را شكستي .
 
 
خدایا محبت و مهر  هركس را كه به دل گرفتم ،
 
 تو او را با رندی خاص از من ربودی
 
 
خدایا وقتی دلم آشفته و پریشون بود خواستم
 
آرومش کنم تو یک باره در دریای مواج و پر
 
 تلاطم زندگی رهایم کردی تا به دنبال هیچ
 
پناهگاهی نباشم
 
 
 خدایاهر وقت خواستم آرزوی کسی باشم و تو دلم
 
 شور وشوقی افتاد به یک باره سقف آرزوهامو
 
رو سرم خراب کردی
 
 
خدایا هر جا خواستم رخ اصلی دله تنگم رو
 
 به کسی نشون بدم  یه د دفعه ای  طوفان وحشتناک
 
 ترس و اضطراب دریای  دلم رو زیر و رو میکرد
 
 
 
خدایا تو هیچوقت نذاشتی آرزوی  دوست داشتنه
 
 کسی  رو تو دلم بپرورونم
 
 
 تو نخواستی به هیچ کس دل ببندم
 
 تو نخواستی محبوبی بگیرم
 
 تو نخواستی دلمو پیش کسی جا
 
بذارم
 
 خدایا اون روز که نذاشتی گریه کردم و یه
 
عالمه گله .....ولی
 
تو خواستی به من بیاموزی محبوبت منم
 
 
تو خواستی به من بیاموزی انتهای آمال و
 
آرزوهایت منم
 
 
تو خواستی به من بیاموزی آرامش دل مواج و
 
 پر تلاطمت منم
 
 
وتو  خواستی به من بیاموزی که جز من هیچ
 
آرزویی نداشته باش
 
و به جز تو به هیچ کس دل نبندم  و
 
 در سایه توکل به تو احساس عشق ، محبت ،
 
و آرامش  داشته باشم
 
 
 خدايا تو را براي این همه نعمت  شكر مي كنم
 
که در قید و بند  هیچ کس نیستم
 

 

 


[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 21:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


خدایا آرامش عطا کن

 

 

 

 چه دردناکـــــــــــــه

که قلب  مهربون رو خدا به آدم میده

ولی ما اونو به کسی

 دیگه مفتِ مفت می فروشیم

 

چه درد ناکـــــــــــــه

که دل رو  خدا به ما میده ولی

 ما اونو جای دیگه بدون هیج 

اعتراضی جاش میذاریم

 

چه دردناکــــــــــــــه

که محبت بی توقع رو

خدا بهمون میده ولی به کسی محبت

میکنیم که دنیا دنیا  ازمون

توقع داره

چه دردناکـــــــــــــه

 که چشم رو خدا بهمون میده

 ولی برا کسی گریون میکنیم

که این

مـــــــــروارید اشــــــکمون

رو نمی بینه

چه دردناکـــــــــه

که خنــــــــده رو خدا

 بهمون میده ولی به کسی هدیه میدیم

 که تو دلش به خنده هامون می خنده

 

چه دردناکــــــــه

که اون بالایی  احســـــاس قشنگ

رو به ما میده ولی برا کسی

خدشه دارش  میکنیم

که از احساس قشنــــــگ و زیبا 

بویی نبرده

چه دردناکـــــــه 

 که اون بالایی غــــــــرور رو

 بهمون داده ولی در برابر بی ارزشترین

افراد هم براحتی

 این در گرانبــــــــها رو 

 میشکونیمش

 

چه دردناکــــه

که عشــــق رو خدا بهمون داده

ولی به کسی با تمام وجود

 هدیه اش میکنیم

که عشــــــق رو با هوای نفس 

اشتباه میگیره

 

و از همه دردناکــــــــتر

اینه که قلبمون رو میشکنن

دلمون رو  له می کنن 

چشمامونو گریون میکنن 

غرورمون رو خرد میکنن

با احساسمون بازی میکنن

اشکمونو ندیده میگیرن

 عشقمون رو بازی میدن

همین آدما هاااا همینا!!!

  ولی ما

 برای بند زدن همه میریم پیش خدا

 

حالا  تو جای خـــــــــــــــدا

چی داری جواب واســـــــــه

این بنده ات ؟؟

پس ننـــــــــــــال

ای دل که ........ 

به جاست که تشکر کنم از دوستانی که 

 در نبود من همچنان مشمول محبتهای قشنگ

 و کامنتهای زیباشون بودم

مدیر وبلاگ کوله پشتی (آّقا یاسر )

مدیر وبلاگ (دل شیـــــــــدا )

 شیـــــــــدای عــــــزیــــزم

مدیر وبلاگ اشعار نغز ار صاحبان مغز

( آقا سهیل )

مدیر وبلاگ گلگشتی در نظم ونثر

ادب فارسی ( آقا مهرداد) 

مدیر وبلاگ قصر قند پایتخت مکران

(آقا امان )

مدیر وبلاگ جهان در انتظار مهدی (ع)

(آقا محمد حسین )

مدیر وبلاگ نابودم کردی پسر

(علی آقا )

مدیر وبلاگ از علی اموز اخلاص عمل

 ( شمع سوخته)

مدیر وبلاگ غمکده (سپیده عزیز )

مدیر وبلاگ دفتری از خاطره( نغمه عزیز)

مدیر وبلاگ عشاق ( آقا علی اصغر )

مدیر وبلاگ پهلوی پارسی ( آقا شهراد )

مدیر وبلاگ شب تنهایی ستار ( آقا ستار)

مدیر وبلاگ بی وس ( آقا امید )

مدیر وبلاگ نستر مهربان

مدیر وبلاگ با شعر من پرواز کن

( زهره عزیز)

به اضافه دوستانی دیگر که در حد

 کوتاه یاد

 ما بودن و نیز تشکری کنم

از جناب آقای نیک پایات مدیر وبلاگ

کافه هنر و ادبیات که با راهنماییهای

خودشون ما رو در بهتر شدن اردو

 همیاری دادند

نوشته شده در ساعت 16:42 توسط افسانه | 3002 نظر |
[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 21:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
چرا خطاب های قرآنی با مردان است؟

خداوند متعال در سوره مبارکه ی نحل می فرماید: (مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً ) ۳ اگر کسی دارای جان و عقیده سالم بود و کارهای صالح انجام داد، زن باشد یا مرد، ما به او حیات طیبه می دهیم.
در اواخر سوره ی آل عمران (که مستحب است انسان موقعی که برای نماز شب برمی خیزد این جملات را قرائت کند)آمده است: (َجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ)۴ اگر کسی مؤمن باشد و عمل خیر انجام دهد چه زن و چه مرد، اجر او را ضایع نمی کنیم. در سوره ی مبارکه ی احزاب هم مفصلا مردان و زنان را کنار هم ذکر می کند: (إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ …)۵ بنابراین هرگز خطاب های قرآنی به مردان نیست، خطاب به مردم است.

پی نوشتها :

۱- سوره ی تحریم (۶۶): آیه ی ۱۱٫
۲- سوره ی تحریم (۶۶): آیه ی ۱۰٫
۳- سوره ی نحل (۱۶): آیه ی ۹۷٫
۴- سوره ی آل عمران (۳): آیه ی ۱۹۵
۵- سوره ی احزاب(۳۳): آیه ی ۳۵٫

نویسنده:آیت الله جوادی آملی (حفظه الله)
منبع: مجله آموزش معارف اسلامی شماره ۶۳

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 21:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

امام صادق (ع) می فر ماید :

تو طبیب خود هستی و بیماری برتو روشن و آشکار گردیده است ونشانه تندرستی و سلامت را دانسته ای و بر داروی دردت راهنمایی شده ای ، پس بنگر که چگونه به کار نفس خویش می پردازی ؟

نکته : هیچ ! هیچ بهانه ای نیست برای فرار از مسوولیت .باید شتاب کرد.

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 21:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
انبساط جهان



. او هنگامي كه ستارگان را با تلسكوپ غول پيكر خود نگاه مي كرد متوجه شد كه نور متصاعد شده از ستاره‌ها به انتهاي رنگ قرمزطيف جابجا مي شود و اين جابجايي، هنگامي كه ستاره از زمين دورتر مي شد، بيشتر خودش را نشان مي داد. اين كشف تاثير تكان دهنده‌اي در دنياي علم داشت زيرا طبق قوانين شناخته شده فيزيك، پرتوهاي طيف نوري كه به سمت نقطه ديد حركت مي كنند به رنگ بنفش متمايل مي شوند در حاليكه پرتوهاي طيف نوري كه از نقطه ديد به بيرون مي آيند به رنگ قرمز متمايل مي شوند. در طول مشاهدات هابل، مشخص شد كه نور ستارگان متمايل به قرمز مي باشند. اين به اين معني بود كه نورها هميشه از سمت ما تغيير مسير مي دهند.

 قبل از اين اكتشاف، هابل كشف مهم ديگري كرده بود: ستاره‌‌ها و كهكشان راه شيري نه تنها از ما دور مي شدند بلكه از يكديگر نيز دور مي شدند. تنها نتيجه گيري را كه مي توان از دور شدن اجسام از



[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 21:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

« و کوهها را می بينی گمان می کنی ثابت هستند، در حاليکه مانند ابرها سپری می شوند».

«مُرور»: در اصل بمعنی: آمدن و گذشتن و رفتن است، و در معنی ضمنی خود بمعنی: سپری شدن يا نمودن است. و در آيه منظور از آمدن و رفتن و درگذشتن ياسپری شدن: متولد شدن و زندگی نمودن و مردن است.

نکته آيه: کوهها مانند ابرها سپری می شوند:

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 21:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
 
بحث را با طرح سؤ الى شروع مى كنيم :

آيا انسان به دين نياز دارد؟

قبل از پاسخ اين سؤ ال ، لازم است ابتدا نيازهاى انسان را ذكر كنيم .

هر انسانى سه نوع نياز دارد:
1- نياز شخصى 
2- نياز اجتماعى
3- نياز عالى

نياز شخصى:
مثل نياز به غذا، پوشاك ، مسكن ، همسر.
نياز اجتماعى :
امورى است كه انسان چون در جامعه زندگى مى كند به آنها نياز دارد. مانند قانون ، مقرّرات و رهبر.
نياز عالى :
نياز انسان به شناخت و معرفت است ، كه بشر سؤ الات متعدّدى درباره خود و هستى دارد و مى خواهد خيلى چيزها را بشناسد و بداند و درباره آنها اطلاعاتى داشته باشد. مثلا شناخت هستى و مبداء آن ، شناخت هدف هستى و مقصد و پايان آن ، شناخت راه زندگى و شناخت حقّ و باطل ، از جمله نيازها وخواسته هاى هر انسانى است .

اكنون بار ديگر سؤ ال قبلى را تكرار مى كنيم : انسان چه نيازى به دين دارد؟
پاسخ :
در ميان انواع نيازهاى انسان ، دين ، پاسخگوى نيازهاى عالى اوست. انسان ها براى پاسخگويى به نيازهاى عالى خود به دين نيازمندند، و دين به سؤ الات فوق پاسخ مى دهد.

دين توضيح مى دهد كه : سرچشمه هستى كجاست ، آفريدگار هستى كيست ، هدفِ هستى چيست ، معيار شناخت حقيقت كدام است و مسئوليّت ما در اين مجموعه چيست .
کدام راه ؟

ما انسان ها، براى سعادت و رشد خود به برنامه و طرح نيازمنديم و از سه طريق مى توانيم برنامه مورد نياز خود را به دست آوريم . به عبارت ديگر سه راه پيش روى ماست :




« راه خود »

راه خود ساخته ، هرگز راه مطمئنّى نيست ، زيرا معلومات ، اطلاعات و دانش انسان بسيار محدود است . او شاهد صدها اشتباه و خطا در اعمال گذشته خويش است . وجود پشيمانى هاى بسيار در زندگى ما دليلى است بر اشتباه بودن راهى كه رفته ايم و چه بسيار از تصوّرات ، برداشت ها و قضاوت هاى ما، كه بعدا معلوم مى شود اشتباه بوده است .
مضافاً، طوفان غرائز هر لحظه انسان را از سويى به سويى مى برد وخواسته هاى جديدى را مطرح مى كند، با اين وضع آيا صلاح است باز هم در انتخاب راهى كه به سعادت يا شقاوت هميشگى انسان مربوط مى شود، طبق فكر ناقص وعلم محدود خود عمل كند؟!

« راه مردم » 

راه دوّم نيز در نامطمئن بودن ، دست كمى از راه اوّل ندارد، چون همان خطا و سهو و محدوديّت كه در دانش و انديشه من بود در نظريه ديگران نيز هست . همان گونه كه من در دام هواها و هوس هاى خويش گرفتارم ، ديگران نيز همين گرفتارى را داشته و دارند و همان طور كه من بارها پشيمان شده و مى شوم ، ديگران نيز همين پشيمانى را داشته و خواهند داشت .
از همه اينها گذشته ، هيچ دليلى وجود ندارد كه من از سليقه خود صرف نظر كنم و دنبال سليقه هاى گوناگون ديگران باشم . آزادى خود را رها كرده ، اسير كسانى شوم كه نه حقيقت مرا مى شناسند، نه سعادت ابدى مرا مى دانند و نه معلوم است كه خير خواهم باشند.

« راه خداوند یا همان دین » 

راه دين ، راهى است كه آفريدگار براى ما قرار داده و بديهى است كه سازنده هر كالايى به مشخّصات و نيازهاى آن از ديگران آگاه تر است و بهتر از هر كسى مى تواند مقرّرات مربوط به نحوه استفاده و يا حفظ و نگهدارى آن را مشخّص نموده ، اعلام كند.
آيا وجود انسان ، از يك كالاى ساخته دست بشر كمتر ويا ساده تر است ؟! راه ما و مقرّرات و قوانين زندگى ما را نيز بايد سازنده وخالق ما يعنى خداى بزرگ بيان كند، زيرا او از هر كس نسبت به بندگان خود آگاه تر و مهربان تر است .
 2- طبق خواسته هاى مردم برنامه خود را تنظيم كنيم . 3- خود را تسليم خدا نماييم و راه خود را فقط از او بگيريم . 1- طبق ميل و سليقه خود عمل كنيم .
[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 21:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
 
بسم الله الرحمن الرحیم
در اثبات خداشناسی آسانترین راه و روشنترین راه که احتیاج به مراجع به بیرون از خود و صغری و کبری چیدن و استدلالهای عقلی نباشیم –راه فطرت و راه دل است- که مراحل پیشرفته آن مخصوص عارفان روشن ضمیر است ولی مرحله نازله آن در وجود همه انسانها در کره خاکی است.
اینکه انسان با مراجعه به درون خویش و کاملا در فضایی به دور از هیاهوی خارجی ،حرفها و سخنها و... حضور معبود را با قلب و جانش احساس میکند و وابستگی عمیق خویش را به مبدئی متعالی در درون خود میابند یعنی کاملا احساس میکند که یل و رها در عالم هستی نیست بلکه به موجودی برتر وابستگی تام دارد .
امیر مومنان مقتدای عارفان در پاسخ به سوأل شخصی که پرسیده بود آیا پروردگارت را دیده ای؟ فرمود: افاعبد مالا اری؟آیا چیزی را که نمیبینم بپرستم؟ 
مستحضر هستید منظور دیدن با چشم سر نیست 
،کیف تراه ؟قال :لا تدرکه العیون بمشاهدةالابصار و لکن تدرکه القلوب بحقایق الایمان ؛ نهج البلاغه ،خطبه 179.
شخصی پرسید چگونه او را میبینی ؟امام فرمود: چشم ها او را به آشکار نبینند اماّ قلبها او را به حقیقت ایمان دریابند
******************************* 
با تشکر دوست عزیز بالاخره کسی پیدا شد

من این دلیل شما رو زیاد محکم نمیدونم
من دانشجوی کارشناسی ارشد هستم.
نمیخوام با این دلیلها خدا رو بپرستم
امیدوارم متوجه شده باشید
من منتظر پاسخگویی شما هستم
دلیل ارضاء کننده تر

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 21:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...167168169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران