مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

تصاویر طبیعت زیبای کشورهای مختلف

در یكى از روستاهاى فیروزكوه ، جلسه بزرگداشت شهدا برپا بود و شهید امیر سپهبد صیاد شیرازى به عنوان سخنران دعوت شده بود. پس از مداحى و چند برنامه مرسوم دیگر از شهید صیاد خواستند سخنرانى بكند. ایشان پشت تریبون قرار گرفت و پس از شروع به صحبت با نام خداوند تبارك و تعالى و درود و صلوات بر پیامبر و آلش (علیهم السّلام) فرمود: روزى جلسه مهمى در مورد جنگ خدمت حضرت امام بودیم ، وقت نماز شد ، امام وضو گرفت و به نماز ایستاد و ما هم به تبع امام فهمیدیم وقت نماز است و نماز بر همه چیز ترجیح دارد. بعد شهید صیاد شیرازى با اشاره به وقت نماز به حضار فرمود: الان هم وقت نماز هست اگر خواستید بعد از نماز براى شما سخنرانى مى كنم. صحبت را تمام كرد و صفهاى نماز تشكیل شد و همانجا در اول وقت نماز جماعت برپا شدکردار نیک و عمل صالح انسان ها را به درجات عالیه معنوی می رساند و در پیمودن مسیر ترقی و تعالی بین زن و مرد هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد. قران می فرماید ( و من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه)هر فرد با ایمانی که عمل صالح انجام دهد و خواه مرد باشد یا زن او را به حیاتی پاک زنده می داریم . با توجه به این ایه طی کردن راه ترقی و تعالی همت و تلاش می طلبد چه بسا مردانی که ز راه باز مانده اند اما در سیر تکاملی بانوان زیادی به درجه عالی سعادت گام نهاده اند

 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 08:11 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تصاویر طبیعت زیبای کشورهای مختلف

در سوره آل عمران می خوانیم :" و ما ظلمهم الله و لکن انفسهم یظلمون "خداوند به آنان ستم نکرده بلکه آنان به خودشان ستم می کنند .امیرالمومنین (علیه السلام ) فرمود : " الدهر یومان یوم لک و یوم علیک " روزگار دو روز است روزی به نفع تو و روز دیگر به ضرر توشعبی می گوید : در قصر حکومتی نزد "عبدالملک مروان " خلیفه اموی نشسته بودم که سر بریده " مصعب بن زبیر " را آوردند و برابر او گذاشتند در این حال مضطرب و ناراحت شدم . خلیفه پرسید : چرا اینقدر ناراحتی ؟ گفتم : ماجرای شگفت انگیزی است ، در همین جا نزد " عبید الله بن زیاد " بودم دیدم که سر مبارک امام حسین ( علیه السلام ) را آوردند و پیش او گذاشتند و پس از مدتی در همین مکان خدمت " مختار ثقفی " رسیدم دیدم که سر ابن زیاد را آوردند و مجدداًچندی نگذشت که در همین جا سر مختار را پیش مصعب آوردند و اکنون نیز سر مصعب را پیش تو می بینم .عبدالملک بعد از شنیدن این ماجرا از کثرت تاثر و ناراحتی فورا از جای خود بلند شد و دستور داد تا آن قصر را خراب کرده و با خاک یکسان کنند که شاید به خیال خود جلوی تقدیر الهی را بگیرد از جمله گناهانی که قران کریم روی آن تاکید فراوان دارد ستم به دیگران و تضییع حقوق مردم میباشد و در آیات متعددی عواقب وخیم ستم گری را یاد آور شده و در این زمینه هشدار می دهد و می فرماید : ( انه لا یفلح الظالمون ) البته که ستمگران رستگار نخواهند شد .


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 08:07 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تصاویر طبیعت زیبای کشورهای مختلف

سؤال: مى‏دانيم كه هر كس اسم اعظم را بداند، دعاى او مستجاب مى‏شود و مى‏تواند معجزات و كارهاى خارق العاده و عجيبى انجام دهد، و مطابق روايات بسيار، امامان معصوم ما داراى اسم اعظم در سطح بالا بودند، تا آنجا كه از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند: «آصف برخيا (وزير حضرت سليمان) كه تخت‏بلقيس را در يك لحظه از يمن به بيت المقدس آورد، فقط داراى يك حرف از اسم اعظم بود، ولى ما داراى 72 حرف از اسم اعظم هستيم.» (3) اينك سؤال اين است كه اسم اعظم چيست؟

پاسخ: اسم اعظم، تنها اسم و نام كلمه يا اسم صفتى از صفات خدا نيست، بلكه بيشتر مربوط به عمل است، لذا دانستن اسماء الهى و لفظ تنها، كارساز نخواهد بود. همانطور كه نام فروردين ايجاد گل و گلستان نمى‏كند و اسم چراغ، شب تاريك را روشن نمى‏نمايد، لذا بايد در پشت اين اسم، در جستجوى مسمى بود، اسم بى‏مسمى هرگز معجزه آفرين و داراى قدرت تصرف در جهان آفرينش نخواهد بود. به همين دليل بلعم‏باعورا كه در عصر حضرت موسى (ع) مى‏زيست و بر اثر علم و تقوا به مقامى رسيده بود كه به اسم اعظم آگاهى يافته بود، و به همين دليل، دعايش مستجاب مى‏شد، وقتى كه هوس‏هاى نفسانى به او راه يافت و با موسى (ع) در ماجراى جنگ با عمالقه، مخالفت كرد، اين موقعيت از او گرفته شد و ديگر دعايش به استجابت نمى‏رسيد; نور اسم اعظم نيز از او خارج شد و تاريكى گمراهى او را فرا گرفت. خداوند نيز در قرآن او را چنين نكوهش مى‏كند: «فمثله كمثل الكلب; مثل او همچون سگ است‏» (4)


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 08 تیر 1391 ] [ 08:01 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

سؤال: مى‏دانيم كه آيه تطهير (آيه‏33 سوره احزاب) مطابق شان نزول‏ها و احاديث ‏شيعه و سنى (1) در شان خاندان رسالت نازل شده و مصداق روشن آن پيامبر (ص) و على (ع) و فاطمه (س) و حسن و حسين (ع) هستند كه به اصحاب كساء نام گرفته‏اند، و آن آيه اين است: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم‏ تطهيرا; خداوند اراده كرده (و فقط مى‏ خواهد) هرگونه پليدى و گناه را از شما اهل‏بيت دور كند، و كاملا شما را پاك سازد.» اينك، اين سؤال مطرح مى‏شود كه منظور از اين اراده، اراده تكوينى است‏يا تشريعى؟ اگر تشريعى باشد كه فرقى بين خاندان رسالت و ديگران نيست، زيرا خداوند براى همه اراده تشريعى كرده كه پاك باشند; ولى اگر اراده تكوينى باشد، يعنى آنها از روى جبر پاك هستند، بنابراين چه فضيلتى براى آنها است؟ زيرا مانند فرشتگان، مجبور به پاكى هستند. پاسخ: منظور از اين اراده، اراده تكوينى است، اما در عين حال اين اراده موجب جبر نخواهد شد. توضيح اين كه اراده در آيه مذكور، اراده تشريعى نيست، زيرا اراده تشريعى يعنى اوامر و نواهى الهى (مانند اين‏كه خداوند از ما خواسته نماز بخوانيم، شرب خمر نكنيم و...) اختصاص به پيامبر (ص) و فاطمه (س) و امامان (ع) ندارد، وانگهى در آيه ياد شده، متعلق اراده فعل خدا است، زيرا مى‏ گويد: خدا چنين اراده كرده، روشن است كه چنين اراده‏اى مربوط به خواست‏ خدا در عالم تكوين است.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 08:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

pc31c98f3d80898958fb0a65fbcdfae468 536075667307135842431 تصاویر بسیار زیبا از طبیعت رویایی

سؤال در نهج البلاغه آمده: اميرمؤمنان على (ع) در مسير كوفه به جبهه صفين به شهر انبار رسيد، در آنجا كدخداها و سران شهر به عنوان احترام به امام، از مركب‏هاى خود پياده شدند، و مطابق رسمى كه نسبت‏به شاهان داشتند، به سرعت‏به سوى على (ع) شتافتند، و در پيشاپيش او شروع به دويدن كردند . امام على (ع) به آنها رو كرد و فرمود: «اين كار شما چه معنى دارد؟» آنها در پاسخ گفتند: «اين رسمى است كه ما به وسيله آن، زمامداران خود را احترام مى‏كنيم .» امام على (ع) فرمود: «سوگند به خدا، زمامداران شما از اين كار سودى نمى‏برند، و شما خود را با اين كار به مشقت و سختى مى‏اندازيد و در آخرت بدبخت‏خواهيد بود، چقدر زيانبار است مشقتى كه در دنبالش كيفر الهى باشد، و چقدر سودمند است آرامشى كه در پرتو آن دورى از عذاب الهى باشد . » (5) اينك اين سؤال در اينجا مطرح مى‏شود كه دويدن در ركاب شخصيت‏ها و ابراز احساسات نمودن با توجه به اين فرموده اميرمؤمنان على (ع) نكوهيده است‏ يا پسنديده؟


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 08:10 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

pc82f711d3fe84669a8c8baa339ab8014b 582898972916777733371 تصاویر بسیار زیبا از طبیعت رویایی

سؤال: با توجه به اين كه عرفان و اخلاق، معمولا با هم عنوان مى‏شوند، و گاهى جداگانه، آيا اين دو با هم فرق دارند، يا يكى هستند؟ پاسخ: اخلاق جمع خلق يا خلق در اصل به معنى خوى، سيرت، نهاد و اوصاف درونى است كه آثار آن به بيرون سرايت مى‏كند و در رفتار و گفتار انسان آشكار مى‏شود، و گاهى عوامل بيرونى در آن اثر دارند، و به طور كلى عوامل درونى و بيرون، تاثير متقابل نسبت‏به همديگر دارند . اخلاق در اسلام به معنى خودسازى است، كه براساس دو پايه تهذيب (پاك سازى) و علم و كمال (ارزش‏ها) پى ريزى شده و داراى ابعاد گوناگونى است، مانند: اخلاق معنوى، فرهنگى، فردى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى ، سياسى و . . . و گاهى اخلاق را به اخلاق روحى و اخلاق عملى تقسيم مى‏كنند كه اولى به صفات روحى نظارت دارد و دومى ناظر به رفتار انسانى مى‏باشد . اما عرفان، بيشتر به معارف الهى مى‏نگرد، و آن هم نه از طريق علم و استدلال، بلكه از طريق شهود باطنى و درونى، يعنى قلب انسان بر اثر سير و سلوك آن چنان نورانى مى‏شود كه ديده حقيقت‏بينش گشوده مى‏گردد، و پرده‏هاى حجاب را برطرف مى‏سازد .

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 07 تیر 1391 ] [ 08:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

عکسهای دیدنی از طبیعت

 سؤال: يكى از موضوعات اسلامى كه از آيه 173 اعراف سرچشمه گرفته، عالم ذر است، بعضى از تفسيرهاى غلط باعث‏شده كه بعضى مى‏گويند: هرچه ما در عالم ذر گفته‏ايم، ناگزير همان را دنبال مى‏كنيم، بنابراين ما محكوم به جبر هستيم، اگر چنين نيست پس عالم ذر يعنى چه؟ و اگر در عالم ذر همه ما به سؤال خدا در مورد ربوبيت و يكتاپرستى، جواب مثبت داديم، پس وجود اين همه كافران و منكران چيست؟

پاسخ: جواب اين سؤال به سه سؤال تقسيم مى‏شود (1) ، با توجه به چند مطلب زير مى‏يابيم:

1- در قرآن چنين مى‏خوانيم:

«واذ اخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم واشهدهم على انفسهم ا لست‏بربكم قالوا بلى شهدنا ان تقولوا يوم القيامة انا كنا عن هذا غافلين; به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از صلب و پشت فرزندان آدم (ع) ذريه آنها را برگرفت و آنها را بر خويش به گواهى طلبيد (و فرمود:) آيا من پروردگار شما نيستم؟ همه آنها در پاسخ گفتند: آرى گواهى مى‏دهيم .(چرا خدا چنين كرد؟) براى اين كه در روز رستاخيز نگوييد ما از اين غافل بوديم .» (2)


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 06 تیر 1391 ] [ 08:22 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 سؤال: مى‏دانيم كه پسران پس از تمام شدن پانزده سال، و دختران پس از پايان نه سال به حد بلوغ و تكليف مى‏رسند، و فاصله تكليف اين دو، شش سال است، چرا آن همه فاصله؟ و اگر فرضا استعداد و آمادگى دختران براى زودرسى تكليفشان، بيشتر از پسران باشد، اين تفاوت را مى‏توان با فاصله دو سه سال هماهنگ كرد، نه شش سال، از سوى ديگر تكليف براى دختر نه ساله، سنگين و طاقت فرسا است، مانند روزه گرفتن او به ويژه در فصل تابستان و طولانى بودن مدت ساعات روز، و با توجه به اين كه آيين اسلام، دين سهل و آسان است، آيا با چنين تكليفى سازش دارد؟

پاسخ: بايد توجه داشت كه در تكليف پسران، تنها تمام شدن پانزده سال، نشانه فرا رسيدن تكليف نيست، بلكه يكى از دو علامت ديگر نيز دليل آن است، مانند احتلام، يا روييدن موى درشت‏بالاى عورت، بنابراين ممكن است پسرى مثلا در 12 يا 13 سالگى به حد تكليف برسد.

اما زودرس بودن تكليف دختران، به عقيده محققان اسلامى از اين رو است كه دختران از نظر ساختارى آسيب‏پذير از پسران هستند، به همين دليل در روايات متعدد از پيامبر (ص) و امامان (ع) نقل شده كه زن عورت است، يعنى بى‏حفاظ و آسيب‏پذير است. از جمله رسول خدا (ص) فرمود: «المرئة عورة فاذا اخرجت استشرفها الشيطان; زن موجود آسيب‏پذير است، وقتى كه از خانه خارج شد، شيطان او را احاطه مى‏كند، و او در معرض نفوذ شيطان قرار مى‏گيرد.» (3)


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 06 تیر 1391 ] [ 08:18 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(1) ]

سؤال: آيا عرفان و فقه رابطه دارند؟ و يا دو مقوله‏اى از هم جدا هستند؟ و رابطه آنها را با پيشرفت‏هاى شگفت‏انگيز صنعتى چگونه مى‏توان تبيين نمود؟

پاسخ:

منظور از فقه، معنى اصطلاحى آن يعنى احكام شرع از وجوب، حرمت، كراهت، مستحب و مباح است، كه مجتهدين اين احكام را از ادله شرعى يعنى قرآن، سنت (قول و فعل و تاييد امام معصوم) به دست مى‏آورند، و هدف از احكام شرع، نجات انسان‏ها از منجلاب گمراهى و انحراف و سقوط، به سوى كمالات و تعالى انسانى است. و در حقيقت احكام شرع نردبانى براى ترقى انسان‏ها و وصول آنها به سعادت ابدى است.

و منظور از عرفان، سير و سلوك درونى و معنوى است كه انسان را به مقام ذات پاك خدا نزديك مى‏كند، و آثار درخشان آن در عمل انسان به عنوان اخلاق نيك اسلامى آشكار مى‏گردد، بنابراين عرفان و فقه، هر دو، پل و اهرم و وسيله‏اى براى رسيدن به كمال هستند، و اين دو يك هدف را تعقيب و تكميل مى‏كنند، و دو كشتى نجات براى وصول به ساحل نجات مى‏باشند، نتيجه اين كه عرفان مثبت و صحيح، پيوند تنگاتنگ با فقه دارد، چنان كه فقه نيز يار نزديك عرفان است، هر دو دو يار تكميل كننده يكديگر هستند.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 06 تیر 1391 ] [ 08:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

سؤال: طبق پاره‏اى از روايات فكر گناه، يا نيت گناه، بدتر از خود گناه است، و فكر و نيت كار نيك، برتر از خود كار نيك است، راز اين مطلب چيست؟

پاسخ:

آرى در روايات متعدد است كه بايد فكر گناه نكرد، حتى فكر گناه بدتر از خود گناه است، از جمله رسول خدا (ص) فرمود: «نية المؤمن خير من عمله، و نية الفاجر شر من عمله; نيت مؤمن بهتر از عمل نيك او است، و نيت غير مؤمن از عمل او بدتر است.» () و در سخنى امام صادق (ع) فرمود: «بنده‏اى در روز، نيت مى‏كند كه وقتى شب فرا رسيد، نماز شب بخواند، ولى شب فرا مى‏رسد، و خواب بر او غالب مى‏گردد، و مى‏خوابد، خداوند نماز شب را در نامه عمل او قرار مى‏دهد، نفس چنين كسى تسبيح است، و خواب او صدقه مى‏باشد.» ()

نيز روايت‏شده، عيسى (ع) در نصيحت‏خود فرمود: «موسى (ع) به اصحابش فرمود زنا نكنيد، من به شما مى‏گويم حتى فكر زنا نكنيد» () اما راز مطلب، اين كه نيت و فكر خوب نشانه حالت و روحيه ملكوتى و خوب است، و حاكى است كه كانون وجود او سرشار از معنويت است، و روشن است كه چنين كانونى، نورانى است و منشا بركات و كارهاى نيك بسيار خواهد شد، ولى فكر بد و نيت ناشايسته بيانگر حالت‏بد و كانون آلوده وجودى است، و چنين كانونى منشا زشتى‏ها و انحراف‏هاى بسيار خواهد شد، بنابراين كانون خوب بهتر از چند كار خوب بدون كانون خوب است، چنان كه كانون بد، بدتر از چند عمل بد است. به علاوه نيت و فكر بد، موجب تيرگى روح و روان خواهد شد، و كانون وجود را بدتر مى‏كند، چنان كه فكر و نيت نيك، قلب را نورانى، و كانون وجود را نورافشانى خواهد كرد. بر همين اساس، طبق روايت، وقتى كه عيسى (ع) فرمود: من مى‏گويم فكر زنا نكنيد، اين مطلب را با اين مثال بيان كرد، فرمود: «اگر شخصى در اتاق نقاشى شده و زيبا، آتشى روشن كند، دود آن، اطاق نقاشى شده را دودآلود و سياه خواهد كرد، گرچه اطاق را نسوزانده است، فكر زنا نيز زيبايى چهره معنوى را تيره و تار مى‏كند، گرچه آن چهره را از بين نبرد.» () بر همين اساس اميرمؤمنان على (ع) فرمود: «حسن النية من سلامة الطرية; حسن نيت دليل پاكى روح و روان است.» ()


ادامه مطلب
[ دوشنبه 05 تیر 1391 ] [ 08:27 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...7778798081...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید