مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 

قسمت اول: دوستی پایدار

شهادت امام جواد علیه السلام 

انسان، اجتماعی آفریده شده است و برای زندگی در جامعه و نیز برآوردن نیازهای خود، باید دوستان و همراهانی داشته باشد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: «برادران و دوستان راستینی به دست آر، تا در پناهشان زندگی کنی که آنان در آسایش زیورند و در هنگام سختی، ساز و برگ [و یاور]».
اخلاق پسندیده موجب می‌شود انسان، دوستان مناسب و پایداری بیابد. امام جواد علیه السلام در این باره می‌فرمود: «دوست را با سه ویژگی به دست می‌آورند:
۱- انصاف در معاشرت،
۲- هم دردی[با دیگران] در خوشی و ناخوشی،
۳- و داشتن قلبی پاک و سالم [از گناهان]».
 

دوست باشد کسی که در سختی          باری از دوش دوست بردارد

نـه کـه سـربـارِ زحـمـت خـود نـیــز           بـر سـرِ بـار دوسـت بـگـذارد
 
تنظیم برای تبیان: حسین عسگری
گروه دین و اندیشه
 

پای درس امام جواد ۱ – دوستی پایدار

مطالب مرتبط

 

پسورد فایل:

لینک دانلود -



 

[ پنج‌شنبه 05 آبان 1390 ] [ 21:06 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

چرا امام جواد با دختر قاتل پدرش ازدواج كرد؟
 

  

 در سنت برخی از معصومان و رهبران دینی مسایلی وجود دارد كه از اسرار الهی بوده و شناخت آن مشكل است، مانند كشتن كودكی توسط حضرت خضر كه مورد اعتراض حضرت موسی علیه‌السلام قرار گرفت، اما حكمت آن، حفظ ایمان دیگران بود.

 ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون (ام الفضل) نیز از مسایلی است كه اظهار نظر قطعی درباره آن مشكل است؛ ولی می‌توان برخی عوامل را تأثیر گذار دانست. ازدواج حضرت جواد علیه‌السلام با ام الفضل هم از ناحیه حضرت قابل بررسی است و هم از ناحیه مأمون كه چه اهدافی از ازدواج دختر خود با امام جواد علیه‌السلام داشت؟ به نظر می‌رسد مأمون اهداف زیر را دنبال می‌كرد:

 1- نظارت بر رفتار امام جواد علیه‌السلام: مأمون با فرستادن دختر خود به خانة امام می‌خواست آن حضرت را همیشه زیر نظر داشته باشد و دختر مأمون نیز در انجام این رسالت موفق بود، زیرا در خبر چینی گزارشگری ماهر بود.

 2- جذب حكومت: مأمون تصور می‌كرد با این وصلت امام جواد علیه‌السلام را مجذوب مادیات و امكانات سلطنتی نموده و به قداست و حرمت امام لطمه وارد نماید؛ غافل از این كه امام جواد علیه‌السلام یكی از زاهدترین امامان بوده و جذب دستگاه حكومت نمی‌گردید.

 3- جلوگیری از اعتراض علویان: دشمنی مأمون با علویان موجب شد كه آنان علیه وی اعتراض نموده و حكومت او را متزلزل كنند. مأمون با این ازدواج قصد داشت خود را علاقه‌مند به امام نشان دهد،‌ در نتیجه شیعیان قیام نكنند.

 طبیعی بود كه مأمون جهت تحقق اهداف فوق شدیداً امام را تحت فشار قرار داد و برای این وصلت از همة‌ راهكارها و اهرمها بهره گرفت.
 مأمون با فرستادن دختر خود به خانة امام می‌خواست آن حضرت را همیشه زیر نظر داشته باشد و دختر مأمون نیز در انجام این رسالت موفق بود، زیرا در خبر چینی گزارشگری ماهر بود.



 به نظر می‌رسد عوامل زیر در ازدواج امام جواد علیه‌السلام تأثیر گذار بود:

 1- اجبار امام به ازدواج: بی تردید ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون خواسته امام نبوده و این ازدوج مانند ازدواجهای معمولی كه مبتنی بر خواست و رعایت شرایط باشد، صورت نگرفت. زیرا امام جواد علیه‌السلام می‌دانست كه مأمون پدرش (امام رضا علیه‌السلام را به شهادت رسانده و یكی از دشمنان خاندان اهل بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و شیعیان است. از سوی دیگر حكومت مأمون وجاهت قانونی و مشروعیت نداشت.

 مأمون جهت رسیدن به اهداف خود شدیداً امام را تحت فشار قرار داد و حتی حضرت را تهدید نمود. برخی عقیده دارند كه اگر امام ازدواج نمی‌كرد، ممكن بود امام را ترور كند.1

 گرچه در قاموس ائمه علیه‌السلام ترس از مرگ وجود ندارد، ولی در آن مقطع زنده بودن و رهبری او نقش بنیادی در حفظ دین و مصالح مسلمانان داشت.

 یكی از نویسندگان می‌نویسد: "به نظر می‌رسد كه موافقت امام با این ازدواج عمدتاً بر اثر فشاری بود كه مأمون بر امام وارد كرد" 2

 2- حفظ شیعیان: یكی از استراتژیهای مهم خلفای اموی و عباسی،‌ شیعه ستیزی بوده و آنان از هیچ جنایتی علیه علویان دریغ نكرده و به آزار و زندانی و قتل آنان می‌پرداختند. از سوی دیگر یكی از سیاس های مهم ائمه علیه‌السلام حفظ شیعی ان بود،‌ چنانكه امام حسن علیه‌السلام یكی از علل صلح خویش را حفظ شیعیان بیان نمود. 3

 ائمه علیه‌السلام سعی می‌كردند با اتخاذ سیاست و راهكارهای منطقی و معقول به حفظ شیعیان بپردازند، گرچه ممكن بود اتخاذ راهكار حفظ شیعیان، شخصیت آنها را زیر سؤال ببرد. شاید امام جواد علیه‌السلام از ازدواج با دختر مأمون،‌ حفظ شیعیان را دنبال می‌كرد. طبیعی بود كه مأمون با ازدواج دخترش با امام جواد علیه‌السلام تا اندازه‌ای از سیاست خصمانه خود علیه شیعیان پرهیز می‌كرد، زیرا به حسب ظاهر با امام شیعیان رابطة فامیلی بر قرار كرده بود.

 3- تكلیف گرایی: بی تردید فعالیت های ائمه علیه‌السلام ریشه در انجام تكالیف الهی داشته و همة فعالیتهای آنان مبتنی بر مصالح است. شاید علت ازدواج امام جواد علیه‌السلام با ام الفضل بر اساس تكلیف بوده است. ائمه علیه‌السلام تكلیف‌گرا ترین انسانها بوده و در برابر انجام دستور الهی مطیع ترین انسانها بودند؛ از این رو هر گاه برای ائمه از سوی خداوند تكلیف تعیین می‌شد، انجام می‌دادند، گرچه انجام تكلیف به ظاهر برای برخی خوشایند نبوده و حتی عمل ائمه علیه‌السلام را زیر سؤال می‌برند. شاید ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون نوعی تكلیفی بود كه تعیین شده بود شاید امام جواد علیه‌السلام با این ازدواج در صدد خدمت به مردم و حفظ دین بود؛ امام با نفوذ در مركز حكومت سعی می‌كرد كه شیعیان حفظ شده و تا اندازه ای از سیاست دین ستیزی مأمون جلوگیری نماید و به جامعة دینی خدمت كند. با اتخاذ سیاست های مطقی _ به رغم آن كه با ام الفضل ازدواج نمود، تحقق اهداف مأمون را در خصوص ازدواج دخترش غیر ممكن ساخت.
 تنظیم : گروه دین و اندیشه - حسین عسگری

 1- مهدی پیشوایی، سیرة پیشوایان،‌ ص 559.

 2- همان.

 3- اخبارالطوال، ص 220.

 

[ پنج‌شنبه 05 آبان 1390 ] [ 21:03 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


متن پاسخ: به طور كلي عامل عدم توفيق نماز شب دو چيز است:
1. عوامل جسمي؛ گاهي خستگي زياد مغز و اعصاب و وضعيت مزاجي خواب را سنگين و طولاني مي‏كند. پرخوري در شب، خود علّتي ديگر براي خواب طولاني و سنگين مي‏باشد.
2. ضعف اراده: نماز شب اراده و عزم مي‏خواهد. خواستن تنها كافي نيست، بايد با تصميم جدي خوابيد. ضعفِ اراده جزء مهم‏ترين عوامل محروم ماندن از نماز شب و سحرخيزي مي‏باشد. بايد با اين ضعف و سستي اراده مبارزه كرد. امام علي(ع) مي‏فرمايند: «ضادّوا التواني بالعزم؛ به وسيله عزم، با سستي مبارزه كنيد»، (همان، ج 6، ص 305، ر 12624). تفكر در اهميت نماز شب و خواندن دعاهاي قبل از خواب، براي تقويت اراده و عزم مفيدند. در هر صورت، اگر گاهي موفق به نماز شب نشديد، قضاي آن را به جا
آوريد. نماز شب بايد از كم شروع شود، با حذف مستحبات طولاني آن، مي‏شود همه آن را در ده دقيقه خواند؛ ولي اگر حال خوشي دست داد، طولاني كردن آن به اندازه كشش حال، اشكالي ندارد. در آخر سفارش اكيد مي‏شود كه فقط با عمل به اين راهكارها و عزم جزم و اراده محكم مي‏توان هر شب به نماز شب موفق شد. سعي كنيد بدون كوك كردن ساعت بيدار شويد. عادت به نماز شب و سحرخيز، ممكن است حداقل دو سال طول بكشد؛ بنابراين از افت و خيزها بيدار شدن‏ها و بيدار نشدن‏ها، سستي و سردي به خودراه ندهيد. ناگفته نماند پيدايش گوهر در صدف و استحصال طلا از معدن نياز به تلاش‏هاي فراوان و سوز و گدازها دارد. در مسايل معنوي نيز قابليت سعادت را بايد فراهم آورد و اين راه براي همگان گشوده است. اگرچه قابليت سعادت از جهت شرايط محيطي و عوامل ژنتيكي براي برخي بيشتر فراهم است اما آنچه نقش اساسي دارد، اراده و تلاش خود انسان است A{والذين جاهدوا فينا لنهدينهم
سبلناM{}Aو كساني كه در راه ما كوشيده‏اند به يقين راه‏هاي خود را بر آنان مي‏نماييم}M.
در صورتي كه نشاط عبادت داريد، سفارش شده است كه نمازهاي مستحبي را طولاني كنيد. اما نمازهاي واجب را در حد متعارف برگزار كنيد و دعا و مناجات اگر در مكان خلوت آثار معنوي آن براي خود فرد و اطرافيان بيشتر است و از ايجاد حساسيت و مخالفت‏هاي ناخواسته جلوگيري مي‏شود ودر صورتي كه جاي خلوت پيدا نشود. دعا را مي‏توان آهسته و با حالت نجوا خواند. و براي جلوگيري از تظاهر به دين‏داري توجه شما را به متن زير جلب مي‏كنيم. در خصوص نماز شب توصيه شده است سه آيه آخر سوره كهف را هنگام خوابيدن بخوانيد و ساعت مقرر را در دل بگذرانيد. بهتر است هنگام قرائت و خوابيدن با وضو باشيد تا قابليت قلب فزونتر و رفع حجاب و دفع موانع سريع‏تر به انجام رسد.

احاديثي معتبر از ائمه در مورد نماز ذكر كنيد

متن پاسخ: حضرت علي(ع) فرموده‏اند: قربان كل تقي; نماز خواندن، وسيله‏ئ نزديكي به خدا است براي هر((الصلاشخص پرهيزگار)).آن حضرت هم چنين فرموده‏اند: حصن من سطوات الشيطان; نماز قلعه‏ئ محكمي است كه نمازگزار را از حملات شيطان نگه مي‏دارد.;تنزل الرحمه : نماز رحمت الهي را نازل مي‏كند)). امام موسي بن جعفر(ع) فرموده‏اند: ; بهترين وسيله :افضل ما يتقرب به العبد الي الله بعد المعرف:تقرب بنده به خدا، پس از معرفت او، نماز است.)) حضرت امام صادق(ع) فرموده‏اند: ((وهي آخر الوصايا الانبيا احب الاعمال الي الله عزوجل، الصلا:گرامي‏ترين و محبوب‏ترين اعمال نزد خداوند است و آخرين سفارش پيامبران مي‏باشد.)) حضرت امام رضا(ع) نيز فرموده‏اند: و طلب الوصال الي الله من العبد اله للعبد بالرحم....:صله و موهبتي از طرف خداوند مهربان و از راه رحمت و عنايت براي بنده است و نماز مطالبه‏ئ وصال و تقرب بنده به سوي خداوند است...)). روايات و آيات درباره‏ئ اهميت نماز، به حدي زياد است كه آن را به طورمحسوس و ويژه‏اي از ساير واجبات و فريضه‏ها، متمايز و مخصوص ساخته و لوح ارزش و فضيلت آن را در گنجينه‏ئ هستي زرين‏تر و زيباتر از ديگران به نمايش در آورده است.

شرح صدر عاشقان در طور سيناي نماز/ وعده گاه عارفان در مهد زيباي نماز

گلشن نور است و صهباي يقين و اعتقاد/ شاهباز قله‏ئ معراج، عنقاي نماز

در رخشان عنايات خداي ذوالجلال/ ‏بارش باران رحمت از ثرياي نماز

مهبط فردوسيان و مقصد معراجيان/ روز ميقات بزرگان، در مصلاي نماز

هشت درب جنت ارمفتوح مي‏خواهي عزيز/ چنگ زن بر دامن قدسي و والاي نماز

نماز، از پراهميت‏ترين عبادات و سرآمد تمام‏طاعات است.بدون نماز، خلقت معنايي نداشت و بدون نيايش، جهان هستي، بي ارزش و بي محتوا بود. زندگي بي نماز پوچ و تهي مي‏گشت و بدون نيايش ادامه‏ئ حيات معنويانسان، دچار مشكل مي‏شد. نماز، آيين رسمي بندگي و عبوديت و مكتب هميشگي تقوا و پارسيايي است. نور الموئمن).نماز، نور موئمن است  نماز، علامت ونشانه‏ئ ايمان است(علم الايمان الصلا معراج الموئمن نماز، معراج موئمن است نماز، پرچم اسلام است.

[ پنج‌شنبه 05 آبان 1390 ] [ 18:25 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

متن پاسخ: براي رفع نگراني و تحصيل آرامش، اسلام راهكارهايي را پيشنهاد كرده است كه مهم ترين آن ها عبارتند از:
1ـ تقويت ايمان: بسياري از نگراني ها مانند ترس از گذشته، خوف از آينده، احساس پوچي و ترس از مرگ و غيره ريشه در ضعف ايمان دارد. خداوند راه رسيدن به امنيت و آسايش را ايمان به خدا معرفي كرده است: "كساني كه به خدا ايمان آورده و ايمان خود را به ظلم نيالوده اند، داراي ايمني و مصونيت اند و آن ها هدايت يافتگان واقعي هستند".
از طرفي قرآن مجيد، زندگي توأم با اضطراب و رنج را نتيجه بي ايماني و نداشتن پناهگاه معنوي مي داند و مي فرمايد: "هر كس از ياد خدا غفلت ورزد و اعراض كند، زندگي او تنگ و تاريك خواهد بود".
ايمان به خدا به تمام پريشاني هايي كه بر اثر دل باختگي در برابر تعلقات مادي پديد مي آيد، پايان مي دهد.
2ـ ثبات و آرامش خانواده: يكي از راه هاي تأمين سلامت رواني و آرامش روحي فرزندان،‌ ثبات و ‌آرامش روحي فرزندان، ثبات و آرامش خانواده است.
3ـ آمادگي روحي: معمولاً حوادث ناگوار و غيره منتظره تأثير زيادي در دوران آدمي مي گذارد.
در صورتي كه اگر حادثه اي مترقب باشد،‌ نگراني كاهش مي يابد. توجه به اين اصل كه ناكامي ها با زندگي انسان از آغاز عجين شده و دنيا پيوسته فراز و نشيب دارد،‌ انسان را براي تحمل شدايد، شجاع مي كند و در برابر حوادث سخت، صبور و مقاوم مي سازد و به او آرامش خاطر مي بخشد. امام علي(ع) مي فرمايد: "دنيا سرايي است كه بلا و مصيبت آن را احاطه نموده و به مكر و فريب شناخته شده است. حالاتش ناپايدار است و كساني كه در اين منزلگاه فرود مي آيند، از آفاتش به سلامت نخواهند ماند".
4ـ صبر: يكي از عوامل آرام بخش،‌ استفاده از نيروي بزرگ صبر در برابر مشكلات زندگي است.
امام علي(ع) مي فرمايد: "ضربات خرد كننده نگراني را با صبر و تحمل در هم شكن. خويشتن را به صبر عادت ده كه خصلت نيكويي است و نگراني و ترس و حوادث دنيا را به وسيلة آن بر خود هموار ساز".
5ـ تغافل: يكي از اصول اخلاقي كه نقش بسزايي در آرامش روان و رفع اضطراب دارد، تغافل است. تغافل به معناي ناديده گرفتن بعضي از امور ناچيز و بي ارزش است كه چه بسا اعتناي به آن ها منشأ مشكلات روحي مي شود. روان شناسان به اين اصل توجه كرده و از آن به عنوان واپس زدگي ياد نموده اند. ديل كارنگي مي گويد: "ما صاحب آن خُلق سليم و روح ملكوتي نيستيم كه بتوانيم دشمن خود را دوست بداريم، ولي براي خاطر سلامت و خوشي خود بايد آن ها را ببخشيم و فراموششان كنيم. كنفوسيوس مي گويد: "اگر كسي بدي بكند يا مال شما را بربايد، اهميتي ندارد، بلكه فراموش نكردن و دائماً به خاطر آوردن آن است كه شما را ناراحت مي كند".
اسلام چهارده قرن پيش به اين اصل مهم توجه داشته و بر آن تأكيد ورزيده است. امام‌صادق(ع) مي فرمايد:‌ "صلاح زندگي و آميزش با مردم محتواي پيمانه پُري است كه دو سوّمش فهم و يك سوّمش تغافل است".
6ـ نسبت سنجي: از جمله اموري كه در تسكين نگراني مؤثر است، توجه به افراد زير دست و مصيبت ديده مي باشد. امام صادق(ع) مي فرمايد: "همواره به فروتر از خود نظر كن تا قدر نعمت‌هاي الهي را بداني و شكر گزار او باشي و شايستة افزايش نعمت گردي و به عطايش قرار و آرام يابي".
7ـ واقع بيني: در يك بررسي از علل نگراني ها گفته شده است: چهل درصد مصيبت هايي است كه هرگز پيش نخواهد آمد؛ سي درصد مربوط به غم هاي گذشته و آينده است كه غمگساري همة جهانيان تغييري در آن ها نخواهد داد؛ دوازده درصد هراس بي اساس براي از دست دادن سلامتي است؛ ده درصد موضوع‌هاي جزئي و بي‌اهميت است و هشت درصد ممكن است واقعاً ماية تشويش و اضطراب باشد. پس از آن چه ما معمولاً بيش از همه مي ترسيم، در واقع به ندرت پيش خواهد آمد.
سعديا ، دي رفت و فردا هم چنان معلوم نيست در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را
براي غلبه بر نگراني بايد درهاي ديروز و فردا را به روي خويش ببنديم و به وظيفة امروز بينديشيم و تدبير را جانشين بيم از آينده كنيم.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 05 آبان 1390 ] [ 18:04 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

چرا افراد در عين رفاه،‌ امنيت و آرامش خاطر ندارند؟

متن پاسخ: تأمين زندگي مي تواند زمينة آرامش را فراهم كند، چنان كه از رسول خدا(ص) نقل است: "همانا نفس آدمي هنگامي كه مايحتاج زندگي اش تأمين شد آرام مي گيرد".[20] ولي رفاه و تأمين زندگي علت تامه براي آرامش نيست، بلكه در مواردي اگر با علل ديگر مانند ياد خدا و دوري از حرص و دنيا طلبي نباشد،‌ منشأ اضطراب و نگراني خواهد شد. امام علي(ع) مي فرمايد:‌"هر كس به آن چه به او رسيده اكتفا نمايد،‌ به آسودگي و شادكامي خود نظم بخشيده و در وسعت و آسايش فرود مي آيد. رغبت به دنيا كليد سخت ترين رنج و مركب گرفتاري است".[21]
قرآن مجيد، آرامش حقيقي را در گرو ياد خدا مي داند: " ألا بذكر الله تطمئن القلوب؛ دل آرام گيرد به ياد خدا".[22]
بديهي است منظور از ذكر خدا،‌ صرف ذكر زباني نيست بلكه منظور ذكر دل است؛ يعني همواره بايد به ياد خدا بودن و در همة‌ امور به او فكر كردن. البته اگر كسي در عين رفاه ياد خدا را فراموش نكند و به غفلت مبتلا نشود و به وظيفة انساني و اسلامي خود عمل كند و از دنيا طلبي و حرص و تعلقات مادي خود را برهاند، مي تواند از كيمياي آرامش برخوردار باشد.
قرآن مجيد مي فرمايد: "كساني كه ايمان آوردند و ايمان خود را به ظلم نيالودند،‌ در آرامش و امنيت اند".[23]
معروف است كه وقتي توانگري با درويشي به سفر رفتند،‌ توانگر چند دينار همراه داشت و درويش جز پوشاكي كه بر تن داشت و سفرة‌ ناني كه به كمر بسته بود، چيزي نداشت. شب بر سر چاهي رسيدند و لقمة‌ ناني خورده، خوابيدند. توانگر تا به صبح از ترس آن كه مبادا دزد بيايد و دينارها را ببرد،‌ خواب نرفت، ولي درويش با خيالي آسوده خوابيد. امام علي(ع) مي فرمايد:‌ " المال داعية التعب و مطية النصب؛ مال رنج آور و مركبي براي ناراحتي ها است".[24]
رسول خدا(ص) مي فرمايد: "رغبت به دنيا اندوه و غم را افزون سازد و زهد و بي اعتنايي به آن، جان و تن را آسوده گرداند".[25]
سعدي مي گويد:
اگــر دنيـــا نباشـــد دردمنـــديم اگر باشد به مهرش پاي بنديم
بلايـي زيـن جهان آشوب تر نيست كـه رنج خاطر است أرهت ور نيست
[20] الكافي، ج 5، ص 89.
[21] نهج البلاغه، فيض الاسلام، قصار 363.
[22] رعد (13) آية‌ 28.
[23] انعام (6) آية‌ 82.
[24] غررالحكم، ج 1، ص 378.
[25] بحارالانوار، ج 70، ص 120.

[ پنج‌شنبه 05 آبان 1390 ] [ 17:58 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 حكمت آفرينش كوه چيست؟

متن پاسخ: قرآن مجيد درباره كوه‏ها مي‏فرمايد: «و الجبال اوتادا؛(1) آيا كوه‏ها را ميخ‏هايي قرار نداديم؟» در اين آيه شريفه بيان شده است كه كوه‏ها نقش ميخ‏هايي را براي زمين ايفا كرده‏اند كه مايه استحكام و استواري زمين‏اند.
 جالب اين كه اين مطلب با آنچه كه از نظر علمي درباره ساختمان كوه‏ها ابراز شده، موافق است، يكي از نظريه‏هايي كه امروز، اساس مطالعه و تحقيق راجع به ساختمان پوسته جامد زمين و تغييرات تدريجي آن مي‏باشد «نظريه تعادل»، يا نظريه «ايزوستاري» است.
 قشر جامد زمين كه خشكي‏ها و اقيانوس‏ها را تشكيل مي‏دهند، از قطعات جدا از هم ساخته شده است؛ اما اين قطعات كاملاً در مجاورت يكديگر قرار گرفته و هيچ فاصله‏اي در ميان آن‏ها نيست؛ در زير پوسته جامد هم قشري از مواد گداخته نسبتاً سنگين قرار دارد كه با قطعات پوسته جامد تعادل دارند.
 توضيح اينكه كوه‏ها و مناطق كوهستاني كه قسمت‏هاي سنگين و ضخيم قشر جامد زمين هستند، در قشر مذاب زير خود بيشتر نفوذ كرده و ريشه فاسد ميخ در قشر مذاب فرو رفته است؛ اما قسمتي از قشر جامد كه در زير اقيانوس‏ها قرار دارد، نازك‏تر است اما نازكي و سبكي نسبي آن را قشر مذاب و سنگين زيرين كه داراي ضخامت بيشتري است جبران مي‏كند.
 بدين ترتيب، كوه‏ها با نفوذ در زمين و پيوستگي در زير قشر جامد آن جلو نوسان و اضطراب زمين را گرفته و موجب استحكام و استوار بودن زمين شده‏اند.
1) سوره نباء، آيه 7.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 05 آبان 1390 ] [ 17:54 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

متن سوال: شادي و نشاط، چه نسبتي با دين دارد؟ آيا دين شادابي را تقويت مي‏كند يا سبب ركود و خمود آن است؟

متن پاسخ: با توجه به منابع ديني، يعني قرآن و سيره پيشوايان معصوم، دين اسلام موافق نشاط و شادي بوده، علاوه برآن كه آدمي را از تنبلي رهانيده و سرزنده مي‏سازد؛ البته؛ اين شادي، افراطي و تفريطي نبوده، بلكه درچارچوب نگاه تعديلي قابل رهيابي است.
 1. اسلام و نيازهاي اساسي انسان؛
 بهترين آيين‏ها آييني است كه با طبيعت آدمي و سازمان آفرينش او سازگار بوده و نيازمندي‏هاي طبيعي و فطري اش را برآورده كند؛ در غير اين صورت، نه قابل عمل است و نه مي‏تواند آدمي را خوشبخت و سعادت‏مند سازد. تعاليم اسلام به دليل توجه به اين نيازها و متناسب بودنش با فطرت آدمي است‏ ،كه توانست از محدوديت جزيرة العرب خارج گشته، جهان اسلام را در اقصي نقاط دنيا شكل دهد.«فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة اللَّه التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق»
 به گفته علامه طباطبايي، اسلام، نه انسان را از نيروهاي غرايز و خواسته‏هايش محروم مي‏كند و نه همه توجه را به تقويت جنبه‏هاي مادي او معطوف مي‏دارد؛ نه او را از جهاني كه در آن زندگي مي‏كند، جدا مي‏سازد و نه او را بي‏نياز از دين و شريعت به حساب مي‏آورد و اين سه زاويه، مثلثي را ترسيم كرده كه انسان در محدوده آن كمال ،مقصود خود را به دست مي‏آورد و به سعادت ابدي مي‏رسد و اگر يكي از اين زاويه‏ها باز شود و ناديده تلقي گردد، انسان را دچار سقوط مي‏كند و از اوج انسانيت به ورطه هلاكت او مي‏كشاند.(علامه طباطبايي، الميزان، ج 16، ص 203.)

 2.شادي و نشاط يك ضرورت و نياز؛
 از شادي تعاريف گوناگوني، مانند:1-«احساس مثبتي كه از حس ارضاي پيروزي به دست مي‏آيد»(انگيزش و هيجان، ص 367. )2-«مجموع لذت‏هاي منهاي درد»(روانشناسي شادي، ص 42 و 172. )3-«حالتي كه در فرآيند نيل به علاقه‏ها در آدمي به وجود مي‏آيد»(جلوه‏هاي شادي در فرهنگ و شريعت، ص 47.) اين پديده هر چند از زواياي گوناگوني تعريف و تشريح شده است، ولي به اتفاق انديشمندان يك ضرورت و نياز اساسي انسان به شمار مي‏آيد؛ چه كسي را مي‏توان يافت كه مدعي باشد نيازمند به شادي نيست؟ اصلاً اساس جهان هستي و پديده‏هاي آن به گونه‏اي طراحي شده‏اند كه در آدمي شادي ايجاد كنند. بهار با طراوت، صبح پر لطافت، طبيعت با ظرافت، آبشارهاي زيبا، گل‏هاي رنگارنگ، ديدار دوستان، ازدواج و پيوند و انسان و...، همه شادي آور و مسرّت بخش است. از آن جا كه شادي، ناكامي، نااميدي، ترس و نگراني را آزادي دور مي‏سازد، روان‏شناسان به ايجاد و تثبيت آن در انسان دستور اكيد داده‏اند و تاكيد بر اين حقيقت است كه شادي نياز اساسي و ضروري مي‏باشد.روان‏شناسي شادي، روان‏شناسي كمال، راز شاد زيستن و....
 همان بهتر كه دائم شاد باشيم /زهر درد و غمي آزاد باشيم‏
 به خوش رويي و خوش خويي در ايام‏ /همي روتا شوي خوش دل در انجام‏
 اگر خوش دل شوي در شادماني‏ /بماند شادماني، جاوداني‏
 ناصر خسرو.

 3عوامل شادي و نشاط؛
 با كندوكاو در نظريات و گفته‏هاي دانشمندان و متون معتبر، مي‏توان موارد ذيل را در زمره عواملي بر شمرد كه حالت شادي و نشاط را در انسان پديد مي‏آورند: 1. ايمان. 2. رضايت و تحمل. 3. پرهيز از گناه. 4. مبارزه با نگراني. 5. تبسم و خنده. 6. مزاح و شوخي. 7. بوي خوش. 8. خود آرايي. 9. پوشيدن لباس‏هاي روشن. 1. حضور در مجالس شادي. 11. ورزش. 12. اميد به زندگي. 13. كار و تلاش. 14. سير و سفر. 15. تفريح. 16. تلاوت قرآن. 17. تفكر در آفريده‏هاي خداوند. 18. صدقه دادن. 19. نگاه كردن به سبزه‏ها و...(شيخ حر عاملي، وسائل الشيعة، ج 5، باب ملابس؛ شيخ طوسي، امالي، ح 45؛ محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 95؛ آيين زندگي، ص 34)
 چهار چيز هر آزاده را زِ غم بخرد / تن درست و خويِ نيك و نام نيك و خرد
 هر آن كه ايزدش اين چهار روزي كرد / سزد كه شاد زِيَد شادمان و غم نخورد
 رودكي.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 05 آبان 1390 ] [ 17:44 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

اعتقاد به معاد، نه تنها مشکلات روحی و روانی انسانها را حل می کند، بلکه این عقیده در تعدیل و رهبری غرائز انسانی، بر روش فضائل اخلاقی، و تامین عدالت اجتماعی نقش موثری ایفا می کند. این سه عنوان از آثار اجتماعی اعتقاد به زندگی پس از مرگ است و هر کدام را گونه ای تشریح می کنیم

1- تعدیل و رهبری غرائز 

مسئله تعدیل غرائز، مهمترین مسئله در فصول زندگی انسانها، خصوصا طبقه جوان می باشد. به عنوان مثال تمایلات جنسی در دختر و پسر در فصل بلوغ، تجلی می کند و در آغاز جوانی، به اوج قدرت می رسد
درست است که بقای نسل انسان در گرو این غریزه است، ولی موضوع قابل توجه این است که غریزه جنسی در برخی از فصول زندگی انسانها، برای خود حد مرزی نمی شناسد

در این موقع، اعتقاد به معاد و بازخواستهای الهی این غریزه را مهار کرده و صاحب آنرا به صورت انسانی وظیفه شناس تحویل اجتماع می دهد. انسانی چون یوسف علیه السلام که در اطاق خلوت، در برابر زن جوان و بسیار زیبا که از او درخواست گناه می کند و می گوید: «هیت لک»- آماده باش- سر سختانه مقاومت می کند و زن متجاوز را، پند و اندرز می دهد و می گوید «معاذالله» بخدا پناه می برم..! 

در تاریخ زندگی انسانهای با ایمان، سرگذشتهای آموزنده ای وجود دارد، که ما را به اهمیت اعتقاد به معاد رهنمون می باشد

حسن غضب و خشم، از نظر قدرت کمتر از غریزه جنسی نیست، گاهی حس انتقام به اوج خود می رسد و می خواهد در راه انتقام هر نوع مانعی را، ازپیش پای خود بردارد. در این موقع جز دوری از مخالفت با دستورات الهی و ترس از دوزخ، چیزی نمی تواند آتش خشم انسانها را خاموش سازد، و همچنین است دیگر غرائز اصیل انسانی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 04 آبان 1390 ] [ 09:59 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

اعتقاد به زندگی پس از مرگ نه تنها در تهذیب نفوس و اخلاص قلوب و پرورش اخلاق و پاکی اعمال موثر است، بلکه در بهبود حال انسان در همین زندگی دنیا نیز اثر عمیقی داردمی دانیم مهمترین چیزی که انسان از آن رنج می برد، و شربت زندگی را در کام او ناگوار می سازد، و اعصاب او را در هم می کوبد، انواع نگرانیها است که زندگی آدمی را احاطه کردهنگرانی از گذشته و فرصتهای از دست رفته و زیائهائی که دامنگیر انسان شده
نگرانی از آینده و پایان زندگی و از دست دادن دوستان و بستگان و فرزندان و اموال و ثروتها و قوای جسم و جانو نگرانی ازحوادث گوناگون پیش بینی نشده که همچون طوفانی آرامش زندگی را برهم می زندبه همین دلیل دانشمندان آگاه می گویند: بشر امروز با پیشرف علم طب و فنون جراحی درعین اینکه بر بسیاری از بیماریها فائق شده، و حتی قسمتی را به کلی ریشه کن ساخته، ولی از بیماریهای روانی بیش از گذشته رنج می برد، لذا آمار اینگونه بیماران روز به روز در حال گسترش استتا آنجا که به قول یکی از اساتید معروف جامعه شناسی دانشگاه پرینستون «دونالد لایت» «تنها در آمریکا در حال حاضر حدود پنج میلیون نفر! زندگی می کنند که در دوران عمرشان لااقل یکبار اقدام به خودکشی کرده اند، و با تمام کوششهائی که از سوی انجمنهای مبارزه با خودکشی در این زمینه به عمل آمده اثرقابل ملاحظه ای حاصل نشده است، اینها کسانی هستند که به خاطر یاس و احساس پوچی حیات و تنهائی و بی اعتقادی به زندگی و دلهره و اضطراب، و تشویش ناشی از بحرانهای اجتماعی، دست به این کار می زنند، و این امری نیست که با وسائل فوق قابل علاج باشد». 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 04 آبان 1390 ] [ 09:51 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


اعـتـقـاد بـه مـعـاد از اصـول خـدشـه نـاپـذیـر ادیـان الهـى اسـت و اصـولا مکاتبى که فاقد این اصـل بـاشند، الهى نیستند. در جهان بینى اسلامى؛ معاد و سراى آخرت از اهداف نهایى آفرینش شمرده شده و قرآن مجید در این باره مى فرماید: «اءفحسبتم اءنما خلقناکم عبثا واءنکم إلینا لا ترجعون؛ آیا گمان کرده اید شما را بیهوده آفریده ایم، و به سوى ما بازنمى گردید؟» سوره ی مؤ منون، آیه ی115. از ایـن آیـه چـنـیـن بـرداشـت مـى شود که ناباوران به رستاخیز به هدف زندگى انسانى دست نیافته اند و در وادى پوچ گرایى غلتیده اند. چنان که نقش ارزنده اعتقاد به معاد نیز براى مؤ منان به آن آشکار مى شوداعـتـقـاد بـه مـعـاد ـ در شـکـل عـام آن یـعـنـى بـاور داشتن حساب و کتاب، ورود به بهشت و دوزخ، بـازگـشـت به محضر ربوبى و... ـ با همه ابعاد زندگى مؤ من عجین گشته و کمتر عملى را مى یـابـیـم که چنین پیوندى با معاد نداشته باشد. نقش سازنده معاد در ابعاد گوناگون زندگى سـبـب شـده که ادیان و مذاهب آسمانى براى تربیت افراد و اصلاح جامعه، تلاشى گسترده جهت پـرورش ایـمـان بـه مـعاد در دل مردم، به عمل آورند. به خصوص در قرآن کریم قسمت مهمى از مـسـائل تـربـیـتـى از هـمـین راه تعقیب مى شود و شگفت آور نیست که در این کتاب آسمانى در حدود 1200 آیه به مساءله معاد و خصوصیات آن پرداخته است


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 04 آبان 1390 ] [ 09:47 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...161162163164165...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران