مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 1 - بيم دادن از روز حسرت
 «و انذرهم يوم الحسرة اذ قضى الامر و هم فى غفلة و هم لا يؤمنون» مريم، 39
 آنان را از روز حسرت بترسان در آن هنگام كه همه چيز پايان مى‏يابد و آنها در غفلتند و ايمان نمى‏آورند .

  2 - قيامت روز حسرت براى مسخره كنندگان
 «يا حسرة على العباد ما يأتيهم من رسول الّا كانوا به يستهزؤن» يس، 30
 افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايت آنان نيامده مگر اينكه او را استهزاء مى‏كردند .

  3 - قيامت روز حسرت براى كافران
 «و انّه لحسرة على الكافرين» حاقه، 50
 و آن (روز قيامت) مايه حسرت كافران است .

  4 - قيامت روز حسرت بر اعمال گذشته تبهكاران
 «قال الذين اتّبعوا لو انّ لنا كرة فنتبرّأ منهم كما تبرّءوا منّا كذلك يريهم اللَّه اعمالهم حسرات عليهم و ما هم بخارجين من النّار» بقره 167
در اين هنگام پيروان مى‏گويند كاش بار ديگر برمى‏گشتيم تا از آنها بيزارى جوييم آنچنانكه آنان امروز از ما بيزارى جستند آرى خداوند اينچنين اعمال آنها را بصورت حسرت زايى به آنان نشان مى‏دهد و هرگز از آتش دوزخ خارج نخواهند شد .

  5 - قيامت روز حسرت بر كوتاهى نسبت به اعمال
 «ان تقول نفس يا حسرتا على ما فرّطت فى جنب اللَّه و ان كنت لمن الساخرين» زمر 56
 اين دستورات براى آن است كه مبادا كسى روز قيامت بگويد افسوس بر من از كوتاهى‏هايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و از مسخره كنندگان بودم .


ادامه مطلب
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 08:26 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 1 - ضرورت محاسبه نفس‏
 قال رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله وسلم : «يا اباذر حاسب نفسك قبل ان تحاسب فانه اهون لحسابك غداً وزن نفسك قبل ان توزن و تجهّز للعرض الاكبر يوم تعرض لا تخفى على اللَّه خافية».
 اى اباذر! به حساب نفس خود برس پيش از آنكه به حساب نفس تو برسند زيرا اين عمل براى روز حساب آسانتر خواهد بود و خود را سنجش نما قبل از آنكه تو را بسنجند و براى روز بزرگ كه اعمال انسان در پيشگاه خداوند متعال عرضه مى شود آماده باش روزى كه هيچ چيز پنهان نمى‏ماند. (بحار / 77 / 83)

  2 - محاسبه در هر روز
 قال الكاظم‏عليه السلام: «ليس منا من لم يحاسب نفسه فى كل يوم فان عمل خيراً استزاد اللَّه منه و حمد اللَّه عليه و ان عمل شراً استغفر اللَّه و تاب اليه».
 از ما نيست كسى كه به حساب نفس خود در هر روز نرسد اگر عمل خوبى انجام داده از خداوند طلب زيادى كند و او را سپاس گويد و اگر عمل بدى انجام داده طلب مغفرت كند و توبه نمايد. (بحار / 70 / 72)

  3 - محاسبه‏ى نفس نشانه‏ى تقوا
 قال رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله وسلم : «لا يكون الرجل من المتقين حتى يحاسب نفسه اشدّ من محاسبة الشريك شريكه فيعلم من اين مطعمه و من اين مشربه و من اين ملبسه امن حلّ ام من حرام».
 انسان از پرهيزكاران نيست مگر آنكه در حسابرسى نفس خود از شريك نسبت به شريكش سخت گيرتر باشد و بداند كه طعام و نوشيدنى و لباس او از كجا تهيه شده از حلال يا حرام. (مكارم الاخلاق / 2 / 375)

  4 - آثار محاسبه‏ى نفس‏
 الف - سود و منفعت؛ قال على‏عليه السلام : «من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر و من خاف امن».
 هركس به حساب نفس خود برسد سودبرده و هركسى غفلت بورزد زيان ديده و هركس بترسد در امان است . (بحار / 70 / 73)
 ب - اطلاع بر عيوب و اصلاح آن ؛ قال على‏عليه السلام : «من حاسب نفسه وقف على عيوبه و احاط بذنوبه و استقال الذنوب و اصلح العيوب».
 هركس به حساب نفس خود رسيدگى كند بر عيب‏هاى خود مطّلع مى‏شود و به گناهان خود احاطه پيدا مى‏كند و در صدد بر مى‏آيد گناهان خود را از بين ببرد و عيب‏هاى خود را اصلاح كند. (غرر الحكم / 8927)

  5 - عوامل آسانى محاسبه در قيامت‏
 الف - حسن خلق؛ قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم : «حسّن خلقك يخفّف اللَّه حسابك».
 اخلاق خود را نيكو گردان خداوند حساب را بر شما تخفيف مى‏دهد . (بحار/71/383)
 ب - قناعت؛ قال رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله وسلم : «اقنع بما اتيته يخفف عليك الحساب».
 به آنچه خداوند به شما داده قناعت بورزيد خداوند حساب را بر شما تخفيف مى‏دهد. (اعلام‏الدين/344)
 ج - صله‏رحم؛ قال الصادق‏عليه السلام : «انّ صلة الرحم تهوّن الحساب يوم‏القيامة».
 به درستى كه صله رحم مايه آسانى حساب مى‏گردد . (بحار/74/102)
 اشاره‏
 الف) شخصى به نام توبة بن صمّه برنامه‏ى محاسبه نفس داشت روزى عمر شصت ساله خود را در تعداد ايام سال كه (365) روز است محاسبه كرد و با خود گفت: اگر در هر روزى يك گناه مرتكب شده باشم من بيش از بيست هزار گناه انجام داده‏ام آهى كشيد و از دار دنيا رفت (منازل‏الاخرة محدث قمى‏رحمه الله 97)
 ب) پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند:... خداوند وقتى مخلوقات را مى‏آفريند رزق آنها را از حلال تقسيم مى‏نمايد. بنابراين هر انسانى به طرف حرام برود از حلال به همان اندازه كم مى‏شود و در قيامت به خاطر ارتكاب حرام محاسبه مى‏شود. (بحار 5 / 148)

[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 08:22 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم : «كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيته. فالامام يسأل عن النّاس و الرجل يسأل عن اهله و المرأة تسأل عن بيت زوجها و العبد عن مال يسأل» .
 همه شما نگهبان هستيد و همه درباره‏ى آنچه را بايد نگهبانى كنيد مورد سؤال قرار مى‏گيريد. رهبر درباره مردم و مرد درباره خانواده‏اش و بنده به خاطر مال مولاى خود مسؤول مى‏باشد. (الميزان 8 / 12)

  2 - سؤال از چهار امر در قيامت
 قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم : «لا تزول قد ما عبد يسئل من اربع عن عمره فيما افناه و من شبابه فيما ابلاه و من ماله عما اكتسب و فيما انفق و عن حبّنا اهل البيت».
 هيچ انسانى در قيامت قدم از قدم برنمى‏دارد جز آنكه از چهار چيز از او سؤال مى‏كنند، از عمرش كه در چه راهى فنا كرده و از جوانى او كه در چه مسيرى گذرانده و از ثروتش كه از چه راهى به دست آورده و مصرف كرده و از دوستى ما اهل بيت . (بحار 7 / 278)

  3 - سؤال از اعضاء و جوارح
 قال الصادق عليه السلام : «انّ السمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولاً». قال يسأل السمع عمّا سمع و البصر عمّا نظر اليه و الفؤاد عمّا عقد عليه» .
 به راستى كه گوش و چشم و قلب از همه آنها سؤال مى‏شود، امام صادق عليه السلام در تفسير آيه مى‏فرمايد گوش از آنچه شنيده و چشم از آنچه ديده و قلب از آنچه كه به آن گره خورده سؤال مى‏شود . (كافى 3 / 65)
 
 4 - سؤال از شهرها و بندگان‏
 قال على عليه السلام: «اتّقوا اللَّه فى عباده و بلاده فأنّكم مسئولون حتى عن البقاع و البهائم».
 از خدا بترسيد زيرا شما در قيامت در پيشگاه خدا مسؤول بندگان خدا، شهرها، خانه‏ها و حيوانات هستيد . (نهج‏البلاغه خطبه 167)


ادامه مطلب
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 08:19 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

اينك كه اصل برابري ذاتي و همانندي ها ميان زن و مرد، روشن شد به برخي از تفاوت هاي موجود ميان زن و مرد اشاره مي كنيم با اين توضيح كه برخي تفاوت هاي جسمي و نيز رواني كه ميان زنان و مردان وجود دارد، سراسر تابع حكمت الهي و به مصلحت هردوست و همين تفاوت هاي حقيقي است كه موجب برخي تفاوت هاي حقوقي ميان آن دو مي شود كه منافاتي با برابري ذاتي و اصل عدالت ميان آن دو ندارد به ويژه آنكه تفاوت در تشريع و حقوق نيز صرفاً تفاوت در نوع عمل زن و مرد است نه در هدف نهايي و نتيجه و يا ارزش عمل آنها، زيرا كه خداوند، انسان را براي تكامل آفريده و هر يك از زن و مرد با عمل متناسب خود به اين كمال مي رسند و تفاوت روش، در اصل «كمال يابي»، تأثيري ندارد. به عبارت ديگر، تفاوت هاي حقوقي زن و مرد، متناسب با تفاوت هاي حقيقي آنان است ولي مايه نقص يكي و كمال ديگري نمي باشد بلكه قانون خلقت، خواسته است تا با اين تفاوت ها تناسب بيشتري ميان زن و مرد برقرار كند زيرا اگر زن و مرد، براي زندگي مشترك ساخته شده اند و مجرد زيستن، انحراف از قانون خلقت است، پس نقاط ضعف هر يك را بايد در نقاط قوت ديگري جبران كرده باشد.
آنچه زيربناي فكر توحيدي است آن است كه در تمام نظام آفرينش، قسط و عدل الهي حكمفرماست و اگر خداوند، هر يك از اين جفت را به تنهايي آفريده بود و يا هر دو را از همه جهات، عين يكديگر آفريده بود، جهان بشري، ادامه دار نمي بود و اگر خلقت انسان با هدف بقاي نسل بوده، بهترين راه خلق همين تفاوت هاست.
و آدم و حوا براي آن كه آدم و حوا باشند و به منزله دو گوهر خلقت، مبدأ پيدايش نسل انسان شوند و اگر لازم بوده كه زن و مرد، دو ركن اساسي حيات انساني باشند، اين تفاوت ها ضرورت داشته اند و اتفاقاً اگر هر دو يكسان و مانند هم بودند ديگر بقاء نسل و تشكيل خانواده، امكان نداشت.
]
تفاوت ها براي آن است كه گروهي، گروه ديگر را به صورت متقابل و دوجانبه تسخير كنند و هيچ كس حق ندارد افراد ديگري را تحت تسخير خود درآورد اما خودش مسخر نشود، كسي نمي تواند به دليل داشتن قدرت و امكانات استعدادي يا غيراستعدادي از ديگران، تسخير يك جانبه طلب كند بلكه بايد تسخير متقابل و خدمت متقابل باشد تا نظام به احسن وجه اداره شود.
و اگر تسخير، متقابل نباشد همان استهزاء كردن و منافع ديگري را به سود خود رايگان بردن است كه قرآن آن را نهي كرده و آن را به عنوان ستم، تحريم و محكوم كرده است. بنابراين نظام آفرينش، استعدادهاي متقابل و متخالف مي طلبد و اين تفاوت هم براي تسخير دوجانبه و متقابل آن تقرب الي الله است.[8
البته بايد يادآوري كرد كه جنبه هاي متفاوت در زنان و مردان، جنبه هاي حداقلي است و شباهت ها حداكثري مي باشد و زن و مرد از بيشتر جوانب به يكديگر تشابه دارند و شباهت هاي اينان بيشترين ابعاد وجوديشان را فراگرفته است و از جمله: 1- در گوهر خلقت 2- در هدف از خلقت 3- در اصل رشد و تكامل 4- در بسياري از جهات جسماني و رواني، مشابه يكديگرند.
و بدليل همين يكسان بودن ارزش كلي اعمال نزد خداوند است كه تكاليف اصلي ايماني همچون امر به معروف و نهي از منكر و اقامه نماز و پرداخت زكات و اطاعت خدا و رسول خدا و نيز در اصل ولايت ايماني نسبت به يكديگر، كاملاً مشترك و يكسان مي باشند:
و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يقيمون الصلاه و يؤتون الزكوه و يطيعون الله و رسوله اولئك سيرحمهم الله ان الله عزيز حكيم9.
«
مردان و زنان با ايمان، ولي (يار و ياور) يكديگرند، امر به معروف و نهي از منكر مي كنند، نماز را برپا مي دارند و زكات را مي پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مي كنند. به زودي خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مي دهد خداوند توانا و حكيم است.»


ادامه مطلب
[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 12:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

با بررسي اديان مختلف نيز به نگرشهاي گوناگوني مي رسيم. در آيين مسيحيت و يهود، خداوند، آفريننده دنيا و خالق موجودات بوده و خود نيز آفريده هايش را تكريم كرده است: ]آنگاه خدا به آنچه كه آفريده بود نظر كرد و ديد كه همه چيز نيكو است[4، اما براساس آيين يهود، مردان يهود در دعاي صبحگاهي از خداوند تشكر مي كنند كه آنان را زن نيافريده است!! و مسيحيت و كليساي متأثر از ديدگاههاي رومي و يوناني نيز، زن را عامل گناه اوليه انسان مي دانست. گناهي كه در گوهر همه انسانها براي هميشه سرشته شد!!
در كتاب سفر پيدايش، دو حكايت متفاوت درباره آفرينش روايت شده است: جرياني كه در بخش 3:2- 1:1 سفر پيدايش با پيشينه حدود چهار قرن قبل از ميلاد است و حكايت هبوط آدم و حوا در بخش 24:2- 4:2 كه پانصد سال پيشتر از حكايت نخست نوشته شده است. در حكايتي كه سابقه آن كمتر است مي خوانيم كه خداوند جهان را در شش روز آفريد و سپس آدمي را خلق كرد در اين حكايت مرد و زن با هم آفريده شده اند و هر دو موجوداتي هستند كه در نظام آفرينش بر هر آفريده اي برتري دارند: «به اين ترتيب، خداوند، مرد و زن را از شمايل خود خلق كرد»5
همچنين در روايات كهن تر آفرينش6 مي خوانيم كه پروردگار، «آدم» را به عنوان نخستين بشر از خاك زمين، خلق كرد و دم حيات را در سوراخهاي بيني او دميد، «انسان موجودي زنده شد» سپس پرنده ها و حيوانات را خلق كرد اما آدم احساس تنهايي مي كرد. سپس آدم را به خوابي عميق فرو برد و از پهلوي او زن آفريده شد و مونس آدم شد و همچنان كه ابتدا هر دو در يك بدن بودند، با ازدواج نيز دوباره هر دو يكي مي شوند7.
اينك پس از مطالعه در فلسفه ها، اديان و تمدن هاي مختلف است كه، رويكرد اسلام را جامع و كامل مي يابيم به ويژه از آن جهت كه روشن مي شود علاوه بر وحدت گوهري و اشتراك ذاتي ميان زن و مرد، تفاوتهاي واقعي نيز ميان آن دو را به رسميت مي شناسد و همين تفاوتهاي تكويني ميان زن و مرد است كه احياناً، علت براي تفاوت تشريعي ميان آن دو در مواردي محدود مي باشد و با بررسي دريافتها و نظرات فيزيولوژيست ها و روانشناسان درمي يابيم كه اسلام، به اين تفاوتهاي واقعي و علمي، توجه كاملي در جهت تشريع برخي تفاوتهاي تكليفي داشته است.
از اين رو كامل ترين نگاه به زن و مرد را مي توان نگاه اسلام دانست كه همه جوانب و ابعاد وجودي اين دو گوهر خلقت را در نظر گرفته است و جنبه هاي طبيعي و روحي و جسمي مشترك و متفاوت در مرد و زن را روشن ساخته و هيچگونه گزافه گويي در مورد يكي، روا نداشته است. اسلام تأكيد مي كند كه هدف از خلقت زن و مرد، يكي است و راهي را كه خداوند در هدايت تشريعي خود بيان كرده اصولا، براي هر دو يكسان مي باشد.

¤ عبوديت و كمال؛ هدف غايي خلقت
 

اسلام، هدف نهايي از خلقت انسان، را رسيدن به عبوديت (كمال و قرب الهي) دانسته و امكان رسيدن به اين قرب الهي را براي زن و مرد، مهيا كرده و پيامبران را براي گفتگو با مردان و زنان به تساوي فرستاده است و اگر در مواردي، تفاوت در برخي احكام و حقوق، وجود دارد آن، نشانه برتري يكي بر ديگري نمي باشد بعنوان نمونه اگر جهاد نظامي و شهادت در جبهه نبرد براي مردان، تشريع شده و راهي به سوي بهشت براي آنان است، معادل آن، راه ديگري براي زنان گشوده شده است و مثلا تلاش زنان در اداره امور خانه يا فرزندداري نيز، به منزله جهاد و شهادت در راه خدا و عامل كسب اجر الهي دانسته شده است، چنانچه پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند:
قال رسول الله(ص) مهنه احداكن في بيتها جهادالمجتهدين انشاءالله
زحمت كشي شما در خانه هايتان مثل جهاد مجاهدان است.
بنا بر ديدگاه اسلام، هدف از خلقت زن و مرد، عبوديت و بندگي است و مقياس ارزش و سنجش معنوي انسان در مرد و زن، يكسان است. از جمله مواردي كه بعنوان مقياس سنجش انساني در قرآن آمده است و براي مرد و زن، يكسان است به عنوان نمونه مي توان مواردي را ذكر كرد:

1- ارزش اعمال نيك:
 

من عمل صالحاً من ذكر او انثي و هو مؤمن فلنحيينه حيوه طيبه
هر انساني- از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعاً او را با زندگي پاكيزه اي حيات بخشيم.
سوره نحل- آيه 97

2- ارزش هجرت در راه خدا:
 

فاستجاب لهم ربهم اني لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثي بعضكم من بعض فالذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا في سبيلي و قتلوا لاكفرن عنهم سيئاتهم ولادخلنهم جنات تجري من تحتها الانهار تواباً من عندالله والله عنده حسن الثواب (آل عمران 195)
پس پروردگارشان دعاي آنان را اجابت كرد.آري من، عمل هيچ صاحب عملي از شما را، از مرد يا زن، كه همه از يكديگريد تباه نمي كنم، پس، كساني كه هجرت كرده و از خانه هاي خود رانده شده و در راه من آزار ديده و جنگيده و كشته شده اند، بدي هايشان را از آنان مي زدايم و آنان را در باغهايي كه از زير آن نهرها روان است درمي آورم، پاداشي است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست.»


ادامه مطلب
[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 12:09 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

از هنگامه طلوع تمدن بشري، بحث تفاوت هاي جنسيتي، جوهر مشترك انسانها، جايگاه هريك از دو جنس زن و مرد در مناسبات اجتماعي، نگاه به آنها و ديدگاه هاي مختلف درباره حقوق زن و مرد، حتي تولد مكاتب مختلف در حمايت يا مخالفت با برخي ساختارهاي اجتماعي مبتني بر نگاه جنسيتي نيز از همين مناظر بوجود آمده و هنوز هم ادامه دارد. با اين همه نگاه تشريحي و منحصر به فرد اسلام، دين اعظم، همواره با منطقي اصولي و نگرشي حكمت گونه با اين موضوع برخورد كرده است، آنچه در ادامه مي خوانيد، اختصاري است از چشم انداز اسلامي به جايگاه زن در نظام خلقت. بي ترديد نگاه اسلام به جنسيت زن و مرد برگرفته از آيه كريمه «ان اكرمكم عندالله اتقيكم»، است. با وجود شباهت هاي حداكثري عاطفي، استعدادي، رواني و قواي انساني، برخي تفاوت هاي حقيقي و تكويني وجود دارد كه به هيچ وجه نمي تواند و نبايد دستمايه سوءاستفاده قرار گيرد.
ديدگاه اسلام: مهمترين و زيربنائي ترين نكته آن است كه جايگاه هستي شناختي زن و مرد و فلسفه آفرينش آن دو، به نص قرآن كريم، يكي است و تفاوتي ندارد، به عنوان نمونه:
الف) در سوره نساء آيه 1 آمده است:
يا ايها الناس التقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها
«
اي مردم از پروردگار خود بترسيد، آن خدايي كه همه شما را از يك گوهر بيافريد و هم از آن گوهر، جفت او را خلق كرد.»
اين آيه تصريح دارد كه گوهر ذات و اصل واقعيت انساني در مرد و زن، يگانه است. نخستين زن كه همسر نخستين مرد است از همان ذات و گوهر عيني مرد آفريده شد و نه از گوهري ديگر. اين آيه، نه اشاره به فرعي بودن يا طفيلي و زائد بودن زن، بلكه صراحت دارد كه خداوند، اولين زن را از همان ذات و اصلي آفريده است كه او را از آن آفريده و تفاوت جوهري ميان آن دو وجود ندارد و عبارت «منها»، براي رد توهم همين تفاوت است.
ب) هوالذي خلقكم من نفس واحده و جعل منها زوجها لتسكن منها (سوره اعراف آيه 189)
«
اوست خدايي كه شما را از يك نفس بيافريد و از همان- نه چيز ديگري- همسرش را آفريد تا از او آرامش بگيرد.»
براي درك بهتر ديدگاه اسلامي، خوب است كه مرور سريع و گذرائي به ديدگاههاي گوناگون ديگري كه در تمدنها و اديان و بعضي از فلسفه هاي بشري در رابطه با آفرينش مرد و زن و نيز اختلافهاي تكويني و تشريعي مرد و زن آمده و طرفداراني در جهان دارد، داشته باشيم:
افلاطون كه معمولا ديدگاههايش، شروع فلسفه مدون غرب دانسته شده در كتاب «جمهوريت»، توصيه مي كند: كه زنان نيز بايد تعليمات جنگي ببينند و در مسابقات ورزشي شركت كنند زيرا زنان گرچه در نيروي جسمي و نيروي روحي و فكري از مردان، ناتوان ترند اما همه استعدادها در هر دو وجود دارد. پس از افلاطون، ارسطو در كتاب «سياست» به شدت با نظرات استادش مخالفت كرده و معتقد است كه تفاوتهاي مرد و زن تنها از جنبه كمي نيست بلكه از جنبه كيفي نيز متفاوتند.»1
ارسطو بر اين باور بود كه زن، همان مرد ناكام و خطاي طبيعت و حاصل نقصي در آفرينش است. همچنين سقراط، فيلسوف بزرگ يوناني اساساً وجود زن را بزرگترين منشأ انحطاط بشريت دانسته است، فيثاغورث ديگر دانشمند يوناني در ديدگاهي ضد زن معتقد بود كه در عالم، يك «اصل خوب» وجود دارد كه نظم، نور و مرد را آفريده و اصلي بد وجود دارد كه آشوب، تيرگي و زن را آفريده است2.
با اين نگاه فلسفي به زن، معلوم است كه زنان هيچ جايگاهي در جامعه بشري ندارند چنانچه ارسطو تصريح مي كند كه طبيعت آن جا كه از آفريدن مرد ناتوان است زن را آفريد و زنان و بردگان بنا بر طبيعت شان محكوم به اسارت هستند و به هيچ وجه سزاوار شركت در كارهاي عمومي نيستند.»3

[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 12:06 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 1 - سؤال از همه افراد:
 «فلنسئلنّ الذين ارسل اليهم و لنسئلنّ المرسلين» اعراف، 6
 به يقين هم از كسانى كه پيامبران به سوى آنها فرستاده شدند سؤال خواهيم كرد هم از پيامبران سؤال مى‏كنيم .

  2 - سؤال از همه اعمال:
 «و لتسئلنّ عما كنتم تعملون» نحل، 93
 يقيناً شما از آنچه انجام مى‏داديد بازپرسى خواهيد شد .
 موارد سؤال‏

  1 - از راستى راستگويان:
 «ليسئل الصادقين عن صدقهم» احزاب، 8
 خدا راستگويان را از صدقشان در ايمان و عمل صالح سؤال مى‏كند .

  2 - از شرك مشركان:
 «احشروا الذين ظلموا و ازواجهم و ما كانوا يعبدون من دون اللَّه فاهدوهم الى صراط الجحيم وقفوهم انهم مسئولون» صافات، 22،23
 در اين هنگام به فرشتگان دستور داده مى‏شود ظالمان و هم رديفانشان و آنچه را مى‏پرستيدند «آرى آنچه را» جز خدا مى‏پرستيدند جمع كنيد و به سوى راه دوزخ هدايتشان كنيد، آنها را نگه داريد كه بايد بازپرسى شوند .

  3 - از افتراء و دروغ كفار:
 «و ليسئلنّ يوم القيمه عما كانوا يفترون» عنكبوت، 13
 در روز قيامت به يقين از تهمت هايى كه مى‏بستند سؤال خواهند شد .

  4 - از نعمتها:


 «ثم لتسئلنّ يومئذٍ عن النعيم» تكاثر، 8
 سپس در آن روز همه شما از نعمت هايى كه داشته‏ايد بازپرسى خواهيد شد .

[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 11:31 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 قال رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله وسلم : «شعار الناس فى ظلمة يوم القيامه لا اله الاّ اللَّه»
 شعار مردم در تاريكى روز قيامت (لا اله الاّ اللَّه) است. (كنزالعمال 39938)

 

 2 - عطشان بودن در قيامت‏
 قال رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله وسلم : «كل من ورد فى القيامة عطشان»
 تمام كسانى كه در قيامت وارد مى‏شوند تشنه هستند . (كنزالعمال 39938)

 

 3 - محشور شدن با كفن در قيامت‏
 «سأل الزنديق ابا عبداللَّه‏عليه السلام فقال اخبرنى عن الناس يحشرون يوم القيمة عراة. قال‏عليه السلام بل يحشرون فى اكفانهم قال اَنّى لهم بالاكفان و قد بليت قال‏عليه السلام انّ الذى احيا ابدانهم جدّد اكفانهم قال من مات بلا كفن قال يستراللَّه عورته بماشاء من عنده قال فيعرضون صفوفاً؟ قال نعم هم يومئذٍ عشرون و مأة صفّ فى عرض الارض»
 زنديقى از امام صادق عليه السلام سؤال كرد كه به من خبر دهيد از وضع مردم كه آيا در قيامت برهنه محشور مى‏شوند؟ حضرت فرمود بلكه در كفن‏هاى خود محشور مى‏شوند. او گفت كفن‏ها كه در قبر پوسيده شده است. امام فرمود: خداوندى كه مى‏تواند بدن‏هاى مردم را زنده كند مى‏تواند بر آنها كفن بپوشاند. آن شخص گفت كسانى كه بدون كفن دفن شده‏اند؟ حضرت فرمود به آنچه كه بخواهد آن را مى‏پوشاند. پرسيد آيا در صف‏ها محشور مى‏شوند؟ فرمود آرى در صد و بيست صف محشور مى‏شوند . (بحار 7 / 109)

 

 4 - متذكر شدن به تمام اعمال در قيامت‏
 قال الصادق‏عليه السلام: «يذكر العبد جميع ما عمل و ماكتب عليه حتى كانّه فعله تلك الساعة فلذلك قالوا (يا ويلتنا مالهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة الاّ احصيها»
 (در روز قيامت) انسان تمام اعمالى را كه انجام داده به ياد مى‏آورد گويا تمام آنها را در آن ساعت انجام داده است، از اين رو گويند اى واى بر ما چيست اين نامه عمل كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده است . (تفسير صافى / 281)

 

 5 - پشيمانى در قيامت
 قال الصادق‏عليه السلام : «يابن مسعود اكثر من الصالحات و البرّ فانّ المحسن والميسى‏ء يندمان يقول المحسن يا ليتنى ازددت من الحسنات و يقول المسيئى قصرّت و تصديق ذلك قوله تعالى «و لا اقسم بالنفس اللوّامة» »
 اى پسر مسعود! اعمال صالح و نيك را زياد انجام بده زيرا در قيامت نيكوكار و بدكار هردو پشيمان مى‏شوند. نيكوكار گويد اى كاش كارهاى نيك را زياد انجام داده بودم و بدكار گويد كوتاهى كردم و دليل بر اين مطلب آيه شريفه‏اى است كه سوگند ياد مى‏كند كه هر انسانى خود را سرزنش مى‏كند (مكارم‏الاخلاق /353)

 

 6 - گريان بودن در قيامت‏
 قال الباقرعليه السلام: «كل عين باكية يوم القيمه غير ثلاث عين سهرت فى سبيل‏اللَّه و عين فاضت من خشية اللَّه و عين غضّت عن محارم اللَّه»
 هر چشمى در روز قيامت گريان است غير از سه چشم - چشمى كه در راه خدا بيدار بماند و چشمى كه از ترس خداوند گريان شود و چشمى كه از حرام الهى چشم پوشى كند. (بحار/7/195)

 

 7 - ظهور فقر و غنا در صحنه قيامت‏
 قال على‏عليه السلام : «الفقر و الغنى بعد العرض على اللَّه»
 معيار فقر و ثروت بعد از عرضه به خداوند در قيامت است . (نهج‏البلاغه/حكمت 252)

 

 8 - امنيت در قيامت‏
 قال رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله وسلم : «اربع من كنّ فيه امن يوم الفزع الاكبر اذا عمل شيئاً قال الحمد لله و اذا اذنب ذنباً قال استغفراللَّه و اذا اصابته مصيبة قال انا لله و انا اليه راجعون و اذا كانت له حاجة سأل ربّه...»
 هركس چهار امر در او باشد، از فزع بزرگ قيامت در امان است، كسى كه وقتى عملى را انجام مى‏دهد خدا را شكر كند و هرگاه گناهى انجام مى‏دهد از خدا طلب آمرزش كند و زمانى كه مصيبتى به او برسد جمله (انا للَّه و انّا اليه راجعون) را بگويد و هرگاه حاجتى داشته باشد از خداوند بخواهد.
 (تنبيه‏الخواطر/2/237)
 
 9 - مواقف مختلف در قيامت‏
 قال الصادق‏عليه السلام: الا فحاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا فانّ فى القيامة خمسين موقفاً كل موقف مثل الف سنة ممّا تعدوّن ثم تلاهذه الآيه فى يوم كان مقداره خمسين الف سنة» امام صادق‏عليه السلام فرمود: به حساب نفس خود برسيد قبل از آنكه محاسبه شويد، به درستى كه در قيامت پنجاه موقف وجود دارد كه هر موقف آن هزار سال به طول مى‏انجامد، بعد آيه شريفه را تلاوت فرمودند. (بحار/7/126)

 

 10 - سبك بودن حساب براى مؤمن‏
 قيل يا رسول‏اللَّه... ما اطول هذا اليوم فقال والذى نفس محمد بيده انّه ليستخّف على المؤمن حتى يكون اخفّ عليه من صلاة مكتوبة يصلّيها فى الدنيا»
 از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم پرسيدند چقدر روز قيامت روز طولانى است؟ فرمود سوگند به كسى كه جان محمد در دست اوست روز قيامت بر مؤمن آسان‏تر است از يك نماز واجبى كه انسان در دنيا به جا مى‏آورد. (بحار7/123)
 اشاره‏
 شخصى از سلمان پرسيد: تو كه هستى و چه هستى؟ سلمان فرمود: در ابتداء من و تو نطفه بوديم و در پايان عمر مردار خواهيم شد.
 و در روز قيامت وقتى كه ميزان‏ها نصب مى‏شود هر كس ميزان اعمال او سنگين باشد اهل كرامت است و هر كس ميزان اعمالش سبك باشد لئيم خواهد بود. (نورالثقلين/5/660)

[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 11:30 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 يوم يقوم الاشهاد مؤمن 51
 روزى كه گواهان به پا مى‏خيزند .

 

 1- خداوند متعال:
 «ان اللَّه على كل شيى شهيد» حج، 17
 خداوند بر هر چيز گواه و از همه چيز آگاه است .

 

 2- انبياء الهى:
 «يوم نبعث فى كلّ امّه شهيداً عليهم من انفسهم و جئنا بك شهيداً على هولاء» نحل، 89
 به ياد آوريد روزى را كه از هر امّتى گواهى از خودشان بر آنها برمى‏انگيزيم و تو را گواه بر آنان قرار مى‏دهيم .
 «فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد و جئنا بك على هولاء شهيداً» نساء، 41
 حال آنها چگونه است كه روزى كه از هر امّتى شاهد و گواهى بر اعمالشان مى‏آوريم و تو را نيز بر آنان گواه خواهيم آورد .

 

 3- ائمه معصومين‏عليه السلام :
 «و كذالك جعلناكم امة وسطاً لتكونوا شهداء على الناس و يكون الرسول عليكم شهيداً» بقره، 143
 همانگونه قبله شما يك قبله ميانه است شما را نيز امت ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است .
 در روايتى از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود: ما امامان امت ميانه هستيم و ما گواهان خدا بر خلق هستيم. «نحن الامّة الوسطى و نحن شهداء اللَّه على خلقه» . (مجمع‏البيان 1 / 224)

 

 4- زمين:
 «يومئذ تحدّث اخبارهاً» زلزال، 4
 در آن روز زمين تمام خبرهايش را بازگو مى‏كند .

 

 5- اعضاء بدن:
 «يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم و ارجلهم بما كانوا يعملون» نور، 24
 در آن روز زبان‏ها و دست‏ها و پاهايشان بر ضدّ آنها به اعمالى كه مرتكب مى‏شدند گواهى مى‏دهد .
 «اليوم نختم على افواههم و تكلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون» يس، 65
 امروز بر دهانشان مهر مى‏نهيم و دستهايشان با ما سخن مى‏گويند و پاهايشان كارهايى را كه انجام مى‏دادند شهادت مى‏دهند .

 

 6- انسان:
 «يا معشر الجنّ و الانس الم يأتكم رسل منكم يقصّون عليكم آياتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا قالوا شهدنا على انفسنا و غرتهم الحياة الدنيا و شهدوا على انفسهم انّهم كانوا كافرين» انعام، 130
 در آن روز به آنها مى‏گويد اى گروه جن و انس آيا رسولانى از شما به سوى شما نيامدند كه آيات مرا برايتان بازگو مى‏كردند و شما را از ملاقات چنين روزى بيم مى‏دادند آنها مى‏گويند بر ضدّ خودمان گواهى مى‏دهيم آرى ما بد كرديم و زندگى پر زرق و برق دنيا آنها را فريب داد و به زيان خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند .

 

 7- ملائكه:
 «و جائت كل نفس معها سائق و شهيد» ق، 21
 هر انسانى وارد محشر مى‏گردد در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى است .

 

[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 11:28 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 1- روز مجازات نشدن كسى به جاى ديگرى:
 «و اتقوا يوماً لا تجزى نفس عن نفس شيئاً» بقره، 48
 از آن روز بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى‏پذيرد .

  2- روز مالك نبودن انسانها براى يكديگر:
 «يوم لا تملك نفس لنفس شيئاً انفطار، 19
 روزى كه هيچ كس قادر بر انجام كارى به سود ديگرى نيست .

  3- روز ديدن جزاء اعمال:
 «فمن يعمل مثقال ذرة يره» زلزال، 7
 پس هركس هم وزن ذرّه‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند .

  4- منقطع شدن اسباب خيرات و واسطه‏ها:
 «تقطعت بهم الاسباب بقره، 166
 دستشان از همه جا كوتاه مى‏شود .

  5- روز مفيد نبودن ثروت و فرزندان:
 «يوم لا ينفع مال و لا بنون» شعراء، 88
 در آن روز كه مال و فرزندان سودى ندارد .

  6- روز نوميدى مجرمان و تبه كاران:
 «و يوم تقوم الساعة يلبس المجرمون» روم، 12
 آن روز كه قيامت برپا مى‏شود مجرمان در نوميدى و غم و اندوه فرو مى‏روند .

  7- روز تأسف و حسرة:
 «و انذرهم يوم الحسرة مريم، 39
 مردم را از روز حسرت (روز رستاخيز كه براى همه مايه تأسّف است) بترسان .

  8- روز بسيار طولانى (پنجاه هزار سال):
 «فى يوم كان مقداره خمسين الف سنة معارج، 4
 فرشتگان و روح (فرشته‏اى مقرّب خداوند) به سوى او عروج مى‏كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است .

  9- روز ظهور غبن:
 «يوم يجمعكم ليوم الجمع ذلك يوم التغابن» تغابن، 9
 روزى كه همه شما را در روز اجتماع (روز رستاخيز) گردآورى مى‏كند آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى) .

  10- روز بسيار تلخ:
 «بل الساعة موعدهم و الساعة ادهى‏ و امّر» قمر، 46
 (علاوه بر اين) رستاخيز موعد آنهاست و مجازات قيامت هولناك‏تر و تلخ‏تر است .

  11- روز برطرف شدن پرده و حجاب:
 «و كشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد» ق، 22
 و ما پرده را از چشمان تو كنار زديم و امروز چشمت كاملاً تيزبين است .

  12- روز آشكار شدن پنهانى‏ها:
 «يوم تبلى السرائر» طارق، 9
 در آن روز كه اسرار نهان انسان آشكار مى‏شود .

  13- روز پير شدن كودكان:
 «يوم يجعل الولدان شيباً» مزمّل، 17
 در آن روزى كه كودكان را پير مى‏كند .
 
14- روز بسيار سخت:
 «و كان يوماً على الكافرين عسيراً» فرقان، 26
 و آن روز روز سختى براى كافران خواهد بود .
 فذلك يومئذ يوم عسير على الكافرين غير يسير مدّثر، 9-10
 آن روز روز سختى است و براى كافران آسان نيست .

  15- روز سنگين:
 انّ هولاء يحبّون العاجلة و يذرون ورائهم يوماً ثقيلاً انساًن، 27
 آنها زندگى زودگذر دنيا را دوست دارند در حالى كه روز سختى را پشت سر خود رها مى‏كنند .

  16- روز دردناك:

 

انّى اخاف عليكم عذاب يوم اليم هود، 26 براى شما از عذاب روز دردناكى مى‏ترسم .
 قطع روابط و پيوندها در قيامت‏ از نظر قرآن كريم روز قيامت روزى است كه تمام اسبابها و روابط و پيوندها قطع مى‏گردد. «تقطّعت بهم الاسباب» بقره، 166

ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 07:35 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...9192939495...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید