1- روز مجازات نشدن كسى به جاى ديگرى:
«و اتقوا يوماً لا تجزى نفس عن نفس شيئاً» بقره، 48
از آن روز بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمىپذيرد .
2- روز مالك نبودن انسانها براى يكديگر:
«يوم لا تملك نفس لنفس شيئاً انفطار، 19
روزى كه هيچ كس قادر بر انجام كارى به سود ديگرى نيست .
3- روز ديدن جزاء اعمال:
«فمن يعمل مثقال ذرة يره» زلزال، 7
پس هركس هم وزن ذرّهاى كار خير انجام دهد آن را مىبيند .
4- منقطع شدن اسباب خيرات و واسطهها:
«تقطعت بهم الاسباب بقره، 166
دستشان از همه جا كوتاه مىشود .
5- روز مفيد نبودن ثروت و فرزندان:
«يوم لا ينفع مال و لا بنون» شعراء، 88
در آن روز كه مال و فرزندان سودى ندارد .
6- روز نوميدى مجرمان و تبه كاران:
«و يوم تقوم الساعة يلبس المجرمون» روم، 12
آن روز كه قيامت برپا مىشود مجرمان در نوميدى و غم و اندوه فرو مىروند .
7- روز تأسف و حسرة:
«و انذرهم يوم الحسرة مريم، 39
مردم را از روز حسرت (روز رستاخيز كه براى همه مايه تأسّف است) بترسان .
8- روز بسيار طولانى (پنجاه هزار سال):
«فى يوم كان مقداره خمسين الف سنة معارج، 4
فرشتگان و روح (فرشتهاى مقرّب خداوند) به سوى او عروج مىكنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است .
9- روز ظهور غبن:
«يوم يجمعكم ليوم الجمع ذلك يوم التغابن» تغابن، 9
روزى كه همه شما را در روز اجتماع (روز رستاخيز) گردآورى مىكند آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى) .
10- روز بسيار تلخ:
«بل الساعة موعدهم و الساعة ادهى و امّر» قمر، 46
(علاوه بر اين) رستاخيز موعد آنهاست و مجازات قيامت هولناكتر و تلختر است .
11- روز برطرف شدن پرده و حجاب:
«و كشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد» ق، 22
و ما پرده را از چشمان تو كنار زديم و امروز چشمت كاملاً تيزبين است .
12- روز آشكار شدن پنهانىها:
«يوم تبلى السرائر» طارق، 9
در آن روز كه اسرار نهان انسان آشكار مىشود .
13- روز پير شدن كودكان:
«يوم يجعل الولدان شيباً» مزمّل، 17
در آن روزى كه كودكان را پير مىكند .
14- روز بسيار سخت:
«و كان يوماً على الكافرين عسيراً» فرقان، 26
و آن روز روز سختى براى كافران خواهد بود .
فذلك يومئذ يوم عسير على الكافرين غير يسير مدّثر، 9-10
آن روز روز سختى است و براى كافران آسان نيست .
15- روز سنگين:
انّ هولاء يحبّون العاجلة و يذرون ورائهم يوماً ثقيلاً انساًن، 27
آنها زندگى زودگذر دنيا را دوست دارند در حالى كه روز سختى را پشت سر خود رها مىكنند .
16- روز دردناك:
انّى اخاف عليكم عذاب يوم اليم هود، 26 براى شما از عذاب روز دردناكى مىترسم .
قطع روابط و پيوندها در قيامت از نظر قرآن كريم روز قيامت روزى است كه تمام اسبابها و روابط و پيوندها قطع مىگردد. «تقطّعت بهم الاسباب» بقره، 166
به نمونهاى از آن قطع روابط اشاره مىشود:
1- مال
2- ثروت
«لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللَّه شيئاً» آل عمران، 10
ثروتها و فرزندان كسانى كه كافر شدند نمىتواند آنها را از عذاب خدا باز دارد .
«يوم لا ينفع مال و لا بنون الاّ من اتى اللَّه بقلب سليم» شعراء، 88
در آن روز مال و فرزندان سودى نمىبخشد مگر كسى كه با قلب سليم در پيشگاه خدا آيد .
3- دوستى و رفاقت:
«يوم لا يغنى مولى عن مولى شيئاً و لا هم ينصرون» دخان، 41
روزى كه هيچ دوستى كمترين كمكى به دوستش نمىكند و از هيچ سو يارى نمىشود .
4- مكر و حيله:
«يوم لا يغنى عنهم كيدهم شيئاً و لا هم ينصرون» طور، 46
روزى كه نقشههاى آنان سودى به حالشان نخواهد داشت و از هيچ سو يارى نمىشوند .
5- جمعيت و استكبار و قدرت:
«قالوا ما اغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون» اعراف، 48
مىگويند ديديد كه گردآورى شما از مال و ثروت و زن و فرزند و تكبّرهاى شما به حالتان سودى نداد.
6- شفاعت و وساطت:
«لا تغن عنى شفاعتهم شيئاً» يس، 23
شفاعت آنها (معبودان باطل و ساختگى) كمترين فايدهاى براى من ندارد .
7- معبودان باطل:
«فما اغنت عنهم الهتهم التى يدعون من دون اللَّه من شيى» هود، 101
و هنگامى كه مجازات فرمان الهى فرا رسيد معبودانى را كه غير از خدا مىخواندند آنها را يارى نكردند .
8- اقوام و ارحام:
«لن تنفعكم ارحامكم» ممتحنه، 3
هرگز بستگان و فرزندانتان روز قيامت سودى به حال شما نخواهد داشت .
9- نسب:
«فاذا نفخ فى الصّور فلا انساب بينهم» مؤمنون، 101
هنگامى كه در صور دميده شود هيچيك از پيوندهاى خويشاوندى ميان آنها در آن روز نخواهد بود .
10- زبان:
«اليوم نختم على افواههم و تكلمّنا ايديهم» يس، 65
امروز بر دهانشان مهر مىنهيم و دستهايشان با ما سخن مىگويند .
11- معذرتخواهى:
«فيومئذ لا ينفع الذين ظلموا معذرتهم» روم، 57
آن روز عذرخواهى ظالمان سودى به حالشان ندارد .
12- فرار كردن:
يقول الانسان يومئذ اين المفّر كلاّ لاوزر قيامه، 10
آن روز انسان مىگويد راه فرار كجاست هرگز چنين نيست راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد.
شهود و گواهان در قيامت
يكى از مسائل مهّم در قيامت مسئله شهود و گواهان مختلف است گر چه خداوند نيازى به شاهد ندارد ولى حال انسان طورى است كه هر چه حضور شاهدان را بيشتر احساس كند تحت تأثير بيشتر واقع مىشود و براى تربيت و تقوى در دنيا عامل مؤثرى خواهد بود.