مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

مي گويند در ايامي که شيخ بهايي رحمه الله براي زيارت حرم اميرالمؤمنين علي عليه السلام به نجف اشرف وارد شد، روزي در درس مولانا احمد مقدس اردبيلي حاضر شد. وي ديد که مقدس اردبيلي به دليل تواضع و فروتني به گونه اي در ميان شاگردان نشسته است کسي بين استاد و شاگرد فرق نمي گذارد و صدر مجلس از وجود ايشان خالي است. شيخ بهايي از اين همه تواضع و شکسته نفسي در شگفت شد. با اصرار و خواهش، استاد را آورد و در صدر مجلس نشانيد. در اين اثنا شنيدند کسي با صداي بلند، اين آيه ي شريفه را مي خواند: تلک الدار الأخره نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض و لا فسادا و العاقبه للمتقين
اين سراي آخرت را (تنها) براي کساني قرار مي دهيم که اراده ي برتري جويي در زمين و فساد را ندارند. و عاقبت نيک براي پرهيزکاران است. پس از پايان اين آيه، هر چه گشتند، شخص گوينده را نيافتند. از شنيدن آيه، لرزه بر اندام مقدس اردبيلي افتاد و رنگش متغير شد. گريه کنان و با ناراحتي برخاست و دوباره در ميان شاگردان خود نشست و به درس و بحث مشغول شد.
تواضع سر رفعت اندازدت                                تکبر به خاک اندر اندازدت
تواضع است دليل رسيدن به کمال              سواره چون که به مقصد رسد پياده شود

تفسير آيه

خداوند در اين آيه مي فرمايد که نعمت هاي جهان آخرت براي کساني است که اين دو صفت زشت در آنان نباشد:
1-
برتري جويي؛
2-
فساد در زمين.
آن چه انسان را از مواهب سراي آخرت محروم مي کند و همه ي گناهان در آن جمع است، همين دو ويژگي است؛ زيرا هر آن چه را خدا نهي کند، حتما برخلاف نظام آفرينش انسان و تکامل وجود او بوده است. بنابراين ارتکاب آن، نظام زندگي او را بر هم مي زند و مايه ي فساد در زمين است.

اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرموده اند:

ان الرجل ليعجبه ان يکون شراک نعله اجود من شراک نعل صاحبه فيدخل تحتها
گاه مي شود که انسان از اين لذت مي برد که بند کفش او از بند کفش دوستش بهتر باشد و به خاطر همين مشمول اين آيه مي شود، (زيرا اين هم شاخه ي کوچکي از برتري جويي است! ) (3)
هم چنين نقل شده است که علي عليه السلام در هنگام خلافت، در بازارها قدم مي زد، گم شده ها را راهنمايي مي کرد، به ياري ضعيفان مي شتافت و هنگامي که از کنار فروشندگان و کسبه مي گذشت، همين آيه را براي آنان مي خواند، سپس مي فرمود:
نزلت هذه الآيه في اهل العدل و التواضع من الولاه، و اهل القدره من الناس
اين آيه درباره ي زمام داران عادل و متواضع و هم چنين ديگر قدرت مندان از توده هاي مردم نازل شده است. (4)
يعني همان گونه که من حکومت را وسيله برتري جويي خويش قرار نداده ام، شما نيز نبايد قدرت مالي خود را وسيله ي سلطه بر ديگران قرار دهيد؛ زيرا سرانجام و عاقبت نيک براي کساني است که اهل برتري جويي و فساد نيستند.

[ چهارشنبه 11 آبان 1390 ] [ 11:16 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

موفق يکي از وزراي عراق بود. روزي در نماز جماعت به عالمي اقتدا کرد. امام جماعت در هنگام حمد و سوره، به اين آيه ي شريفه رسيد: و لا ترکنوا الي الذين ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من أولياء ثم لا تنصرون و بر ظالمان تکيه نکنيد؛ زيرا سبب مي شود که آتش دوزخ شما را فراگيرد و در آن حال، براي شما غير از خدا دوستي نيست و در آن هنگام ياري نخواهيد شد. وزير، از شنيدن اين آيه آن چنان تحت تأثير قرار گرفت که فريادي کشيد و بيهوش شد. وقتي به هوش آمد، علت را از او پرسيدند. در جواب گفت: «کسي که به ستم گران رغبت پيدا کند، کيفرش چنين است. پس کيفر خود ظالم و ستم گر چگونه خواهد بود؟ »

تفسير آيه

اين آيه يکي از اساسي ترين برنامه هاي اجتماعي و سياسي و نظامي و عقيدتي را بيان مي کند. بدين گونه که همه ي مسلمانان را مخاطب قرار مي دهند و به عنوان يک وظيفه ي قطعي مي گويد: «به کساني که ستم کرده اند، تکيه نکنيد و اعتماد و اتکاي کار شما بر اين ها نباشد؛ زيرا اين امر سبب مي شود که عذاب آتش، دامان شما را بگيرد و هيچ ولي و سرپرست و ياوري غير از خدا نخواهيد داشت. با اين حال واضح است که هيچ کس شما را ياري نخواهد کرد» .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 11 آبان 1390 ] [ 11:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

آثار حیات طیبه بی شمار است ، زیرا وجود هستی انسان در سرور و مستی قرب و لقای ذات اقدس احیدت می سوزد و از « شراب طهور » شهود جمالی ساقی سرمدی می نوشد و فانی می شود و آینه ی دل مومن همه اوصاف الهی را در خود متجلّی می سازد . شهود و لقای الهی برترین ثمره ی حیات طیبه است که اولیای خدا در عالم عند الله از آن بر خوردارند : (فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا )[1] پس کسی که مشتاق و امید وار دیدن پروردگار است باید عمل شایسته اندجام دهد و در بندگی پروردگار شرک نورزد . در این آیه شریفه دیدار و شهود خداوند در گرد عمل صالح و نفی شرک ( ایمان ) معرفی شده و حیات طیبه نیز در گرو این دو است .

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 18:20 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

همان گونه که معلوم شد حیات طیبه در عالم عندیت تحت ولایت الهی تحقق می یابد و حیات دنیا در عالم دنیا و تحت ولایت و سلطه شیطان صورت می پذیرد . باید مراقب بود که مبادا شیطان از راه های هدایت الهی نفوذ کند و با گستردن دام ولایت خود حیات طیّبه را به تباهی نه حیات دنیا بکشاند . نفوذ شیطان در کسانی ممکن است که زمینه های نفسانی داشته اند و بطور کامل تحت ولایت خدا نرفته اند . اما مومنانی که ولایت الهی را به شایستگی برتافته اند راه نفوذ و سلطه شیطان بر آنها بسته شده است . از این رو در ادامه آیات مورد بحث از سوره نحل فرمود : (إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ )[1] همانا برای ( شیطان برایمان آورندگان و اهل توکّل سلطه ای نیست . توکل یعنی اعتماد و وانهادن امور به دیگری [2] و با توجه به این معنا اهمّیت توکّل در ورود به حریم ولایت الهی روشن می شود زیرا توّکل بنده را آماده پذیرش تدبیرات و سرپرستی خاص الهی نموده و زمینه ساز تولّی و پذیرش ولایت حق تعالی است در قرآن کریم آیات بسیاری این رابطه را بیان می کند : (هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ )[3]  او مولا و صاحب اختیار ماست و مومنان برخداوند یکتا توکّل کنند .


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 18:17 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

حیات طیبه بر دو پایه استوار است: «ایمان» و «عمل صالح»؛ «من عَمِلَ صالحا مِنْ ذکرٍ أو أُثنی و هو مؤمن فَلنُحیینَّهُ حیاةً طیّبةً» (نحل/ 97). فرد مؤمن و صالح از آرامش و صفای دل برخوردار است. قرآن در معرفی مؤمن می فرماید: کسی که در کردارهایش میانه روست و از زندگیِ زجرآورِ تجمّلی و چشم و همچشمی و اسراف و تبذیر پرهیز می کند، او مؤمن است؛ «و الّذین إذا أنفقوا لَم یُسِرفوا و لم یقتُرُوا وَ کانَ بَینَ ذلک قواما؛ مؤمنان کسانی هستند که چون هزینه می کنند اسراف نمی کنند و خسّت نمی ورزند بلکه میان این دو، راه اعتدال را می گیرند» (فرقان/ 67)؛ و این همان اعتدال و اقتصاد؛ یعنی برنامه ریزی برای زندگی و خرج میانه، چه در اجتماع و چه خانواده؛ چه توسط فرد و چه توسط دولت، است که زمینه ساز رسیدن به حیات طیبه و آرامشِ روحی و روانی ابدی است.طبق همین آیه، حیات طیبه غیر از ایمان، به عمل صالح نیز احتیاج دارد؛ البته ایمان راستین، عمل صالح را به وجود می آورد و عمل صالح هم ایمان را زیاد می کند. هر گامی که مؤمن در راه انجام اعمال صالح برمی دارد به ایمان خود می افزاید و ازدیاد ایمان و رشد و پرورش روحی، کردار شایسته را به دنبال دارد. معیار برخورداری از حیات طیبه، ایمان و بردباری در جهاد با هواهای نفسانی است.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 17:59 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

درباره «حیات طیبه» نظرات گوناگونی توسط مفسرین مطرح شده است. مرحوم طبرسی در تفسیر بزرگ مجمع البیان برخی از آنها را بدین صورت بیان نمودند: رزق و روزی حلال؛ زندگی شرافتمندانه همراه با قناعت و خشنودی؛ بهشت پر طراوت و زیبا و زندگی خوش در آنجا؛ زندگی خوشبختانه در بهشت برزخی.(تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 734ـ735)؛ برخی دیگر حیات طیبه را عبارت می دانند از: «عبادت همراه با روزی حلال» و «توفیق بر اطاعت فرمان خدا و مانند آن» را نیز افزوده اند.(تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و دیگران، ج 11، ص 394).و باز در روایتی که در نهج البلاغه از امیر مؤمنان(ع) آمده چنین می خوانیم: «و سئل عن قوله تعالی فلنحیینه حیاه طیبه» فقال هی القناعه؛ از امام علی (ع) پرسیدند: منظور از جمله «فلنحیینه حیاه طیبه» چیست؟ فرمود: قناعت» (نهج البلاغه، کلمه قصار 229). البته بدون شک مفهوم این تفسیر امیرالمومنین، محدود ساختن حیات طیبه به صرف قناعت نمی باشد بلکه بیان مصداق و نمونه روشنی از آن است، چون اگر همه دنیا را به کسی بدهند ولی روح قناعت را از او بگیرند همیشه در آزار و رنج و نگرانی به سر می برد و به عکس اگر انسان روح قناعت داشته و از حرص و آز و طمع بر کنار باشد، همیشه آسوده خاطر و خوش است (تفسیر نمونه، ج 11 ، ذیل آیه 97 سوره نحل). پس به هر حال حیات طیبه چنان معنای وسیع و گسترده ای دارد که همه این معانی فوق را در بر می گیرد.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 17:52 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

. زندگی حقیقی: راه یافتگان به عالم «عنداللّه» از زندگانی حقیقی در محضر خداوند، برخوردارند: «بَلْ أَحْیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ؛ زنده اند و نزد پروردگارشان روزی دارند »(آل عمران/169).

2. جامع خیر دنیا و آخرت: عالم «عندیت» نه محصور در دوران حیات دنیایی است و نه منحصر به حیات اخروی؛ بلکه خیر آن بر دنیا و آخرت گسترده شده و برخورداران از آن در همین دنیا از آن بهره مندند: «فَعِندَ اللّهِ ثَوابِ الدُنیا وَ الاخرَةِ؛ پس پاداش دنیوی و اخروی نزد خداست»(نساء/134).

3. پایداری: ثمره حیات طیبه، ابدی و ماندنی است و نابودی و فرسودگی در آن راه ندارد. در همین آیات مورد بحث در سوره نحل، خدای تعالی پس از آنکه فرمود: عهد الهی را نفروشید، چرا که بهره عنداللّه برای شما نیکو و پسندیده یا بهتر است؛ و در آیه ای دیگر می‌فرماید: «وَ ما عِندَاللَّهِ خَیرٌ وَ أَبْقَی؛ آنچه نزد خداست نیکوتر و پایدارتر است» (شوری/ 36) .

4. نامحدود بودن: سرچشمه بی کران و بی پایان همه چیز نزد خداست «وَ إِن مِن شَیء إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ؛ و هیچ چیز نیست، مگر اینکه معادن آن نزد خداست» (حجر/21). به این علت، راه یافتگان به آن عالم هرچه بخواهند، برایشان فراهم است و محدودیتی ندارند؛ «لَهُم مَا یشاءونَ عِندَ رَبِّهِم؛ هر چه بخواهند برای آنها نزد پروردگارشان هست»(زمر/ 34) و فراتر از این فرمود: «لَهُم مَا یشاؤُون َفیهَا وَ لَدَینَا مَزِیدٌ؛ برایشان هر چه بخواهند در آنجا هست و نزد ما بیش از آن است» (ق/35).

5. معیار و میزان بودن: از آن رو که حیات طیبه، نهایت کمال الهی انسان است، لذا آن عالم و برخورداران از درجات آن معیار و میزان می باشند؛ «ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِندَاللّهِ؛این کار شما نزد خداوند عادلانه تر است» (بقره/ 282) و یا «هُوَ أَقْسَطُ عِندَاللَّهِ؛ او عادلانه تر است نزد خدا»(احزاب/5).

6. جلوه آیات الهی: عالم عندیت جلوه روشن آیات الهی است; چنان که فرمود: (إِنَّمَا الآیاتُ عِندَاللّهِ)(انعام: 109 / عنکبوت: 50); تمام آیات الهی فقط نزد خداوند است. کسی می تواند آیات الهی را درک کند که چشمی به عالم عنداللّه گشوده و خبری از آن یافته باشد. عالمْ سراسر آیات الهی است، اما برای کسی که خداوند را مشاهده کرده و ربط پدیده های جهان را با حق تعالی به تماشا نشسته است.

7. علم: «علم» در ادبیات قرآن، یعنی شناخت خدا و آیات و آثار اوست؛ و قرآن تمام علم را نزد خدا می داند: «إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَاللَّهِ؛ علم فقط نزد خداست. بنابراین، یکی از برترین شاخص های حیات طیبه، علم است. اهل بیت(ع) معدن و منبع این علم و سرآمد اهل حیات طیبه اند؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره، امام هادی (ع) خاندان مبارک خود را «خزّان العلم» می شمارد.

8. نور: کسانی به عالم عنداللّه و حیات طیبه راه پیدا می کنند که دل و جان خود را صاف کرده و از همه تعلّقات و تیرگی ها رها ساخته و آیینه گون شده اند؛ «وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ؛ کسانی که به خدا و رسولش ایمان آوردند آنها اهل راستی و گواهان نزد پروردگارند که پاداش و نورشان برای آنهاست»(حدید/ 19).اینها کسانی هستند که خدا را با تمام وجود درک کرده و آینه دار نور و نام او شده اند و در میان مردم با این نور حرکت کرده و مایه هدایت خلق می باشند؛ «أَ وَ مَن کَانَ مَیتاً فَأَحْیینَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَن مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیسَ بِخَارِج مِنْهَا»(انعام/ 122). 

9. جایگاه راستی: جایگاه راست و استوار اهل حیات طیبه: «فی مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلِیک مُقْتَدِر؛ در جایگاه راستین، نزد پادشاهی توانا»(قمر/ 55) می باشد. ایشان راه درست را یافته، به جایگاه و موقعیت راستین می رسند و با حق به سر می برند، نه با فریب ها و سراب ها.البته ویژگی های حیات طیبه بسیار زیاد است که بذلیل اختصار چند مورد از آن را نقل کردیم ، برای مطالعه بیشتر در این زمینه، منابع ذیل را پیشنهاد می کنیم:

1. مقالات:

حیات طیبه از دیدگاه قرآن، حمید رضا مظاهری سیف (مجله معرفت، شماره: 109).

حیات عارفانه امام علی (ع)، آیت الله جوادی آملی (دانشنامه امام علی (ع)، ج 4، ص: 9).

2. کتاب ها:

حیات حقیقی انسان در قرآن، آیت الله جوادی آملی (تفسیر موضوعی قرآن، ج: 15)

حیات عارفانه امام علی (ع)، آیت الله جوادی آملی.

نقطه های آغاز در اخلاق عملی، آیت الله محمد رضا مهدوی کنی.

مطالعه سیره معصومین؛ مانند: سنن النبی، علامه طباطبایی (ترجمه: لطیف مطوف راشدی)؛ خاتم النبیین، آیت الله سید علی کمالی دزفولی.

مطالعه احوال و آثار علمای ربانی و عرفای الهی؛ مانند: مهر تابان (یادنامه علامه طباطبایی)، علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی.

روح مجرّد (یادنامه عارف کامل سید هاشم حدّاد)، علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی.

آیت الحق(2 جلد)؛ یادنامه آیت الله سید علی آقا قاضی، سید محمد حسن قاضی. 

طبیب دلها؛ یادنامه آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، صادق حسن زاده./تبیان

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 17:49 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

« انَّما سُلطانَه عَلي الذَّينَ يتولَّونَه وَالّذَين هُم به مُشرِکون » تنها سلطه ي شيطان بر کساني است که ولايت او را پذيرفته و کساني که به خداوند شرک مي ورزند ( نحل /100) .
نفوذ شيطان در کساني است که او را شريک خدا قرار داده و وسوسه هاي او را مي پذيرند يعني به علت ضعف ايمان به شرک آلوده مي شوند « و ما يومن اَکثرهُم بِالله الاّ وَ هُم مُشرکون» و بيشتر آنان ايمان نياوردند مگر اين که ايمانشان به شرک آلوده است ( يوسف / 106)
پس اگر شيطان در ما نفوذ دارد و در انجام عمل صالح و تولي الاهي دچار مشکل هستيم به علت اين است که نفسانيت در ما باقي است و عبد محض خداوند يکتا نشده ايم و شيطان از همين رخنه نفوذ کرده و با وسوسه ها تار و پود پندارين حيات دنيا را مي تند و ما را اسير مي کند.
پس بايد به زمينه سازي  حضور در عالم عنديت و تحقق حيات طيبه همت گماشت و با صبر و استقامت به جهاد با نفس پرداخت و براي توفيق در اين راه چاره اي نيست مگر اين که با توکل به تدريج خود را به ولايت الاهي و اولياي مصومين نزديک کنيم و دعوت آنان را با گوش جان بشنويم و بر لوح دل بنگاريم که فرمود: « يا ايها الذَّينَ آمَنوا اَستجيبوا لله وَ لِلرَّسولِ اذا دَعاکُم لما يحييکُم » اي ايمان آوردندگان خدا و رسول را اجابت کنيد هنگامي که شما را فرا مي خوانند تا زنده کنند ( انفال / 24)
نفس لوامه را مي توان با نفس اماره در گير نمود اما وقتي شيطان به کمک نفس اماره مي آيد براي نجات از سلطه ي او بايد به ولايت اوليا پناه جست و توازن قوا را در اين ميدان جهاد ايجاد کرد تا مگر نصرت الاهي فرا رسد و رحمت خاصه شامل حال شود و دل سلامت گردد و روزنه اي رو به آخرت گشوده شود و کرامت عند الاهي که همانا انوار و علوم  بي کران و پايدار است روزي مان شود و به آيات حق درست بنگريم و در جايگاه صدق عبوديت اسرار و اشارات کتاب مجيد را دريافته به حيات طيبه زنده شويم . بنابراين تحقق حيات طيبه بردباري ، توکل و تولّي مي خواهد تا با سير در مدارج ايمان بر بنده ي مومن رخ نمايد. « وَ جَعلني مِمَّن ... اَحييتَه حَياة طيبةً في اَدوم السُّرور وَ اَسبَغ الکَرامَة وَ اتمَّ العَيش »  . بارالها مرا از کساني قرار بده که به حيات طيبه در شادماني هميشگي و کمال کرامت و خوشي بدون کاستي زنده کرده‌اي .

[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 16:59 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

همان طور که معلوم شد حيات طيبه در عالم عنديت تحت ولايت الاهي تحقق يافته و حيات دنيا در عالم دنيا و تحت ولايت و سلطه ي شيطان صورت مي پذيرد.
و بايد مراقب بود که مبادا شيطان از راه هاي هدايت الاهي نفوذ کرده و با گستردن دام ولايت خود حيات طيبه را به تباهي حيات دنيا کشاند.
نفوذ شيطان درکساني ممکن است که زمينه هاي نفساني داشته و به طور کامل در ولايت خدا نرفته اند . اما مومناني که ولايت الاهي را به شايستگي برتافته اند راه نفوذ و سلطه ي شيطان بر آنها بسته شده است . هم از اين رو در ادامه ي آيات مورد بحث از سوره ي نحل فرمود: « انَّه لَيس لَه سُلطانَ عَلي الذَّين آمنوا وعَلي رَبَّهم يتوکّلون»
همانا براي او ( شيطان ) بر ايمان آورندگان و اهل توکل سلطه اي نيست. ( نحل / 99)
توکل يعني اعتماد و وانهادن امور به ديگري   و با توجه به اين معنا اهميت توکل در ورود به حريم ولايت الاهي روشن مي شود . زيرا توکل بنده را آماده پذيرش تدبيرات و سرپرستي خاصه ي الاهي نموده و زمينه ساز تولّي و پذيرش ولايت حق تعالي است . در قرآن کريم آيات بسياري اين رابطه را بيان مي کند : « هوَ مَولانا وَ عَلي اللهِ فليتوکّل المومنونَ» او مولا و صاحب اختيار ماست و مومنان بر خداوند يکتا توکل مي کنند.( توبه / 51)
« والهپ وليهما وَ عَلي اللهِ فليتَوکّل المُومنون» و خداوند ولي آن دو گروه است و مومنان بر خداوند توکل مي کنند . ( آل عمران / 122)
« انّي توکّلت علي الله رَبّي وَ رَبَّکم ما مِن دابَّةٍ اِلاّ هُوَ آخذ بِناصيتها ... » بي ترديد توکل مي کنم بر خداوند يکتا که مالک و مدبر من و مالک و مدبر شماست و هيچ جنبنده اي نيست مگر اين که او زمامش را برگرفته است . ( هود/ 56)
با توجه به اين که صبر زمينه ساز تحقق حيات طيبه است و توکل نگهدارنده ي آن ترتّب آنها در آيه ي زير به خوبي قابل تبيين است . « وَ الذَّين امَنوا وَ عَملوا الصالحاتِ لنَبوّئنّهم مِن الجَنّة غُرفاً تَجري مِن تَحتِها الاَنهار خالِدينَ فيها نِعمَ اَجر العاملينَ الذَّين صَبروا وَ علي رَبّهم يتَوکّلون » و کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام دادند ، قطعاً آنان را در اتاق هايي از بهشت جاي مي دهيم که از زير آنها جويها روان بوده و آن جا جاودان خواهند بود . چه نيکوست پاداش اهل عمل . آنان  که شکيبايي ورزيده و بر پروردگارشان توکل کردند ( عنکبوت / 58 / 59)
د راين آيات پس از اشاره به ايمان و عمل صالح که در آيه حيات طيبه هم آمده بود جايگاه راستين بهشتيان را توصيف نموده و بر ابديت و خلود آن تاکيد کرده است و در نهايت، صبر را با صيغه ي ماضي و توکل را با فعل مضارع بيان فرمود که نشان مي دهد شکيبايي گذشته چه بسا پيش از تحقق حيات طيبه و زمينه ساز آن بوده و توکل علاوه بر آن همراه و نگهدار حيات طيبه نيز هست و شايد مژده اي از اين آيه برآيد که تلخي صبر تا پيش از تحقق حيات طيبه است و پس از آن که گرايش فطري بر تمايلات نفساني غلبه کرد و بنده، در ولايت خدا وارد شد، زحمت و رنج صبر از بين مي رود. البته بايد توجه داشت که توکل از همان هنگام  جهاد با نفس و آغاز حرکت از حيات دنيا به حيات طيبه لازم است . زيرا صبر از کارهايي است که عزم و اراده ي قوي مي خواهد و در اين امور توکل لازم است . لذا در دو آيه فرمود « اِن تَصبروا وَ تَتّقوا فَانَّ ذلکَ مِن عَزم الاُمور» اگر بردباري و پرهيز کاري پيشه کنيد آن از اراده ي قوي و عزم در کارهاست .  ( آل عمران/ 186)
و در هر عزم و اراده اي هم دستور توکل داده شده است « فاذا عَزمتَ فَتَوکَّل عَلي الله » پس هنگامي که عزم و اراده کردي بر خدا توکل کن ( آل عمران / 159)  بنابراين براي توفيق يافتن در جهاد با نفس و بردباري و استقامت د ر آن ميدان دشوار توکل ضروري است.
 در آيه ديگر توکل را حلقه ي پيوند با حيات الاهي معرفي کرده و مي فرمايد : « وَ تَوکَّل عَلي الحي الذَّي لايموت» و توکل کن بر زنده اي که هيچ گاه نمي ميرد( فرقان / 58)
اين آيه به روشني نشان مي دهد که توکل پيوند گاه با حيات حق تعالي و تکيه گاه  حيات طيبه است زيرا از ديدگاه عرفاني « زنده کسي است که حياتش به حيات خالقش بستگي داشته باشد »   . و اين همانا حيات طيبه است در غير اين صورت حيات فيزيولوژيکي به حيات حق تعالي بستگي ندارد بلکه رازقيت و خالقيت حضرت حق تبارک تعالي وابسته است.

[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 16:56 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

« فاِذا قَرَأت القرآن فَاستَعذ بِاللهِ مِن الشَيطانِ الرَجيم»
پس هنگامي که قرآن خواندي ، از شيطان رانده شده به خداوند يکتا پناه جو. ( نحل / 98)
قرآن کريم برترين رهاورد سلوک رسول خدا (ص) بوده و برترين هديه خداوند به اوليائش است و با همين نزول وحي بر قلب صالحان آنها را در ولايت خويش حفظ مي کند . هم از اين رو به پيامبر فرمان مي دهد که بگو « انَّ وليي اللهُ الذي نَزّل الکتابَ وَ هوَ يتَوَّل الصالحين» بدون ترديد ولي من خداوند تعالي است کسي که کتاب را فرستاده و او مولا و سرپرست شايستگان است ( اعراف / 196)
 خداي تعالي با نزول وحي و الهامات قبلي بر مومنان و صالحان آنها را به عالم عنديت و درک حضور خود و برخورداري از حيات طيبه مي رساند و اين رشته ي محکمي است که هيچ مسلماني نبايد فروگذارد تا به اصل آن در عالم عندالله رسيده و اين معاني را از خود خداوند دريافت کند.
البته شيطان هم از طريق وحي و وسوسه عده اي را در ولايت خود آورده و آنها را با راهکارهايي به حيات دنيا سرگرم کرده و از درک عالم عنديت محروم مي سازد و در نابينايي و ناشنوايي از حق و ظلمت جهل، به بندگي خود مي کشد . و عهد الاهي را به بهاي اندک از آنها ستانده ، از يادشان مي برد که پيمان بسته بودند « انَّ لا تَعبدوا الشَّيطان» شيطان را بندگي نکنيد ( ياسين / 60)
شيطان از راهي که خداوند هدايت مي کند براي گمراهي و ضلالت اقدام مي ورزد « انَّ الشَّياطين لَيوحون الي اولياءَهُم » به درستي که شيطان ها بر اولياء و فرمان برانشان وحي مي فرستند . ( انعام/ 121)
يا به عبارت ديگر وسوسه مي کند « فَوَسوسَ اليه الشَّيطان» پس شيطان او را وسوسه کرد( طه / 120)
هم از اين رو خداي تعالي فرمود هنگامي که قرآن مي خواني به خدا پناه جو و اين تنها با اعوذبالله گفتن در آغاز قرائت نيست بلکه در طول قرائت بايد همواره به خدا پناه برده و حفاظت و هدايت الاهي را با تمام وجود حس کرده و خود را به آن سپرد .

[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 16:53 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...157158159160161...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران