مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

آثار حیات طیبه بی شمار است ، زیرا وجود هستی انسان در سرور و مستی قرب و لقای ذات اقدس احیدت می سوزد و از « شراب طهور » شهود جمالی ساقی سرمدی می نوشد و فانی می شود و آینه ی دل مومن همه اوصاف الهی را در خود متجلّی می سازد . شهود و لقای الهی برترین ثمره ی حیات طیبه است که اولیای خدا در عالم عند الله از آن بر خوردارند : (فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا )[1] پس کسی که مشتاق و امید وار دیدن پروردگار است باید عمل شایسته اندجام دهد و در بندگی پروردگار شرک نورزد . در این آیه شریفه دیدار و شهود خداوند در گرد عمل صالح و نفی شرک ( ایمان ) معرفی شده و حیات طیبه نیز در گرو این دو است .

 


بنابر این حیات طیبه و لقای خداوند هر دو با ایمان و عمل صالح بدست آمده و ملازمند و چون حیات منشا و سبب حسّی و حرکت در موجود زنده است . حیات طیبه نیز سبب شهود حق تعالی و سیر در تجلّیات انوار و اسماء اوست . قلب گشوده و گسترده و روح بلند اهل حیات طیبه که به باطن عالم راه یافته در برابر انوار الهی گشوده و همچون سنگ سخت و بسته و بی جان نیست که خداوند به پیمامبر فرمود : (فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى )[2] تو نيم تواني  به مرىه دديؤي بشناساني بلكه حقيقتاَ از دل برخوردار بوده حق شنوا و انذار پذیر است : (لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا )[3] تا هشدار پذیرد کسی که زنده است . بنابر این مراتب پائین تر شهود حق جذبه ای پدید می آورد که مومنان را زنده کرده به شهود هر چه کامل تر او می رساند . اولیای خدا با همین دل صاف و گشوده به باطن عالم و حیات طیبه می رسند و اسرار پنهان را می بینند و می شنوند : (لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ )[4] ىرك حقايق برای کسی است که قلب وار و گوشی شنوا به او داده شده است و او بیناست . گرچه ظواهر اعمال و حرکات و سکنات آنها شبیه دیگران است ، اما آنان شعور و اراده ای فوق دیگران دارند و در وجودشان ، سرچشمع دیگری برای این اراده و شعور هست که همان حیات پاک انسانی است . چنین افرادی علاوه بر حیات نباتی و حیوانی ، حیات دیگری دارند که مردم کافر فاقد آن هستند و آن حیات پاک انسانی است . از دیگران آثار حیات طیبه شادی و آرامش درونی است که قرآن کریم در توصیف اولیای خدا واهل حیات طیبه فرمود (أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ )[5] آگاه باشید که اولیای خدا از هم بیم و اندوهی سلامت و آسوده اند ، کسانی که ایمان آورده و پرهیزگار بوده اند . در آیه شریفه دیگری می فرماید : (مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ )[6] کسی که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و کارهای شایسته انجام دهد ف هیچ هراس و اندوهی ندارد . ترس از چیزی است که ممکن است پیش بیاید و سعادت و خوشی را تبا سازد . همچنین غم و اندوه از حادثه ای ست که پیش آمده و سعادت و سرور انسان را از بین برده است . . . پس ترس زمانی کاملاً بر طرف می شود که آنچه داریم در معرض نابودی قرار نگیرد و حزن و اندوه هنگامی مطلقاً رفع می شود که انسان از همه نعمت ها و کام یابی کامل برخوردار باشد و خلل و خدشه ای بر آن وارد نشود و این خلود سعادت برای انسان و خلود و جاودانگی انسان در سعادت است . وقتی قلب انسان از قید و بندهای غیر حق آزد گردد و بانور و معرفت حق لبریز شود و به نزد پروردگار کریم بازیافته و در عالم عندّیت به فوز و فلاح زندگی برتر و پایدار تر رسیده است . علامه طباطبایی نوشته اند : « خدای سبحان در کلام مجید خود ، به انسان های الهی حیات جاویدی نسبت داده که با مردن سپری نمی شود و پس از مرگ درتحت ولایت خدا محفوظ است . در آن زندگی ، سختی و فرسودگی نیست ، ذّلت و شقاوت وجود ندارد و صاحبان آن زندگی در محبت پروردگار و خرسند از تقّرب درگاه او هستند و جز با سعادت روبه رو نمی شوند و در امنیت و سلامت و شناط و لذتی به سر می برند که با هیچ ترس و خطری نابودی آمیخته نیست . چیز هایی را می بینند و می شنود که دیگران از آن محرومند و تحمل و اراده شان به جای رسیده که دیگران دست از آن کوتاه داشته اند .[7] بدین سان از جمله آثار حیات طیبه افزون بر شادی و آرامش شعور و بینش برتری است که باطن عالم و ملکوت زمین و آسمان ها را برای مومنان بلند مرتبه آشکار و ظاهر ساخته است این توان و بصیرت شهودی از نور خداست که بر قلب آنان تابیده شده و آن را عمیق و وسیع نموده در نتیجه از ظلمت ظاهر به نور باطن رسیده و حیاتی دیگر یافته اند : (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ )[8] ای کسانی که ایمان آورده اید تقوا پیشه کنید و به پیامبران ایمان آورید تا دو بهره از رحمت را در یابید و برای شما نوری قارر دهد که با آن راه بروید .

در این آیه اسرار بسیاری نهفته است ، زیرا به مومنان می فرماید که ایمان بیاورید و معلوم است که ر اینجا منظور مراتب برتر ایمان است چون در غیر این صورت امر به ایمان آوردن مجددّ تحصیل حاصل و بیهوده خواهد بود و خداوندگار حکیم امر بیهوده صادر نیمی فرماید . با این حال شرط رسیدن  و راه وصول به مراتب بالاتر ایمان ، تقوا و عمل صالح است . سپس فرمود : اگر پا به راه ایمان و تقوا نیهید ف دو بهره به شما داده می شود  . این دو بهره که از رحمت خداست ، شاید یکی شهود اولیه و جذبه آور است که ثمره ایمان بوده و دیگران شهادت که ثمره مجاهده با نفس و تقوا است . و این دو مقدمه نوری است که خدا برای مومنان قرار می دهد که همان حیات طیبه است و اینکه فرمود : تا با این نور راه بروید ، راه رفتن را به عنوان نماد همه حرکات و زندگی عادی شان از عمق ویژه ای بر خوردار است ، در حالی که زندگی عادی دارند . از نور و حیات مهصوصی بهره مند ند و با آن نور راه می روند و هر کاری را انجام می دهند ، پیش از هر چیز ، خدا را می بیننند و غیر از رضای او انگیزه اندیشه ای ندارد .

******************

[1]  کهف : 110

 [2] - روم : 52

 [3] - یس : 70

 [4] - ق : 37

 [5] - یونس : 62 – 63

 [6] - مائده : 69

 [7] - سید محمد حسین طباطبایی ، پثین چ 7 – ص 348

 [8] - حدید : 28

[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 18:20 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید