مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

40سخن گرانبها از ثامن الائمّه (علیه السلام)

امام رضا

1. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نیست‌ ، مگر آن‌ كه‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پیامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پیغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر كردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پریشان‌ حالى‌ است‌. (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 339)

2.  پنهان‌ كننده‌ كار نیك‌ ( پاداشش‌ ) برابر هفتاد حسنه‌ است‌ و آشكار كننده‌كار بد سرافكنده‌ است‌ ، و پنهان‌ كننده‌ كار بد آمرزیده‌ است‌. (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 160)

3.  عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نیست‌ ، مگر این‌ كه‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از اوامید خیر باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خیر اندك‌ دیگرى‌ را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندك‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدایش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدایش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چیست‌ و چیست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چیست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز این‌ كه‌ بگوید او از من‌ بهتر و پرهیزگارتر است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)

4.  از امام‌ رضا ( علیه السلام ) سؤال‌ شد : سفله‌ كیست‌ ؟ فرمود : آن‌ كه‌ چیزى‌ دارد كه‌از ( یاد ) خدا بازش‌ دارد

(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

5.  ایمان‌ یك‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است‌ ، و تقوا یك‌ درجه‌ بالاتر از ایمان‌است‌ ، و به‌ فرزند آدم‌ چیزى‌ بالاتر از یقین‌ داده‌ نشده‌ است‌. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)


ادامه مطلب
[ دوشنبه 03 بهمن 1390 ] [ 11:19 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

مشهد به دامن مدینــه دارد

جـان نبـی را به سینه دارد

فــوج مـلک را نـور امیّـدی در این جاست

از چارده خورشید، خورشیدی در این جاست

مشهـــد بهشــتِ گل‌های عشق است

جاری در این خاک دریـای عشق است

آن گل رضای عترت است اما غریب است

نامـوس قـرآن است و در دنیا غریب است

بـــر غـربت او دنیـا بگریـــد

حیــدر بنـــالد زهــرا بگریــد

تاریخ عصمت شاهد معصومی اوست

عالـم پریشان از غم مظلومی اوست

نوش جهانتاب از قهــر گردید

با مثل مأمون هم عهد گردید

با خونِ دل، با داغِ جان، عمرش سرآمد

آخـر هـم از زهـر ستـم جانـش برآمد

او را ز یثـــرب آواره کـــردند

وز غم دلش را صد پاره کردند

از زهر سوزان گر که شد قطع حیاتش

آن زهــر داد از پنجه مأمون نجاتش

امـروز دل‌هـا از غــم شکسته

قلب جوادش در خون نشسته

آید از طوس و آورد خون جگر را

نــور امـامت دارد و داغ پـدر را

سید رضا موید


ادامه مطلب
[ دوشنبه 03 بهمن 1390 ] [ 11:17 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام

دعا

نیایش هاى حضرت رضا علیه السلام

بارالها!

در پیشگاه تو ایستاده ام،

و دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام،

آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،

اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسیدم...

ولى … پروردگارم!

آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،

و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ،

... براى پیروى ندایت آمدم،

و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم.

و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار،

و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،

پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم

اگر با این همه، خواسته ام را رد كنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد،

همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،

و آقایى كه از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند.

واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد،

اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟

اما...


ادامه مطلب
[ دوشنبه 03 بهمن 1390 ] [ 11:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

ترجمه منظوم سخنان امام رضا علیه السلام

1 ـ مِن اَخلاقِ الاَنبیاء التَّنّظُّف

نظافت موجب پاكى جسم است            نظافت مایـه آرام جـان است
امـام هشتمین فرمود بـا خلق            نظـافت شیـوه پیغمبران است

 

2 ـ صاحِبُ النّعمَةِ یَجِبُ ان یُوَسِّعَ عَلى عِیالِهِ

توانگر را بوَد واجب كه بخشد               زن و فـرزند را از مال دنیـا
دهـد وسـعت به امر زندگانى            بـه شـكر نعـمت حى ّ تـوانا

 

3 ـ مَن لَم یَشكُرِ المُنعِمَ مِن المَخلوقین لَم یَشكُر اللهَ عزّوجلّ

شـنیده ام كه علـى بن موسـى كاظم                 خدیو طوس، بفـرمـود نكته اى زیبـا
كسى كه نیكویى خلق را نداشت سپاس       نكـرده است سپـاس خداى بـى همتـا

 

4 ـ الایمانُ اداءُ الفرائضِ و اجتِنابُ المَحارِم

فرمود رضــا امام هشتم:            انجام فرائــض است ایمان
دورى ز محرّمات و زشتى              پرهیز ز ناصواب و عصیان

 

5 ـ لَم یَخُنكَ الاَمین، وَ لكِن ائتَمَنتَ الخائِنَ

كسى كه بیـم ندارد ز كردگار علیم            وِرا به خدمت خلق خدا مكن تعیین
امین نكرده خیانت، تو از ره غفلت              امین شمـرده خیـانت شعار بدآیین

 

6 ـ الصَّمتُ بابٌ مِن ابوابِ الحِكمة

زبـان تو گـر تحـت فرمان نباشد                 خموشـى گزیـن، تا نیفتى به ذلـّت
على بن موسـى الرضا راست پندى:        سكوت است بابـى ز ابواب حكمت

 

7 ـ صدیقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّه جَهلُهُ

بــه نزدیـك نـادان بـوَد تـار گیتى                          ز دانـش بكـن گـیتـى تـار روشـن
بفرمود فرزنـد موســى بـن جعفـر:            تو را عقل یار است و جهل است دشمن

 

8 ـ التَّوَدُّدُ الى النّاسِ نِصْفُ العَقلِ

همیشـه در پـى تیـمـار بینـوایان باش              كمك به خلق، ز كردار خـالق احـد است
امام راست در این رهگذر، كلامى نغـز:          كه در معاشرت خلق، نیمى از خرد است

 

9 ـ التَوَكُلُ اَن لاتَخافَ اَحداً اِلاّ اللهَ

بزن بـر لطـف حق دست توكل                كـه لطف ایـزدى باشد تو را بس
توكـل آن بـوَد كـاندر دو عالم                    به غیر حق نـترسى از دگر كس


ادامه مطلب
[ دوشنبه 03 بهمن 1390 ] [ 11:09 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 

امشب دل خسته ام را، پر کرده حال و هوایت

ای کاش همچون کبوتر، پر می زدم در فضایت

این جا ملائک یکایک، پرهای خود را گشوده

تا فرشی از گل بیارند، بر بام و صحن و سرایت

نذر ضریح تو کردم، دار و ندار دلم را

شرمنده چیزی ندارم، جز این بریزم به پایت

آهوی چشم مرا از، بیهوده دیدن رها کن

تا ذره ذره ببینم، دل را در آیینه هایت

هر چند لبریز دردم، می سوزم و سرد سردم

این گونه گر می پسندی، من راضی ام به رضایت

همسایه ی شهر عشقم، اهل خراسان امروز

از کوچه های غریبی، پر می کشم تا ولایت

 



ادامه مطلب

[ دوشنبه 03 بهمن 1390 ] [ 11:04 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

آنچه پیش رو دارید، بیان برخی انتظارات و توقّعاتی است كه امام حسن مجتبی علیه‏السلام از امت اسلامی؛ بخصوص از شیعیان دارد. امید آنكه ره‏توشه‏ای برای رهروان كوی دوست باشد.

 

 

1. خدا محوری

از مهمترین انتظاراتی كه تمام انبیأ و اولیأ از بندگان خدا، داشته‏اند و دارند این است كه مردم در كارها و رفتارها خدا محور باشند و رضایت الهی و خداوندی را در تمام امور محور و اساس قرار دهند.

امام حسن مجتبی علیه‏السلام نیز كه خود خدا محور و سراپا اخلاص بود، از امت اسلامی و شیعیان خویش توقّع و انتظار دارد كه رضایت الهی را محور فعّالیت خویش قرار دهند. این توقّع را گاه با بیان زیان مردم محوری و خارج شدن از محور رضایت الهی ابراز می‏دارد، آنجا كه فرمود:«مَنْ طَلَبَ رِضَی اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّهُ اُمُورَ النّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَكَلَهُ اللّهُ اِلَی النّاسِ؛(3) هر كس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود؛ خداوند او را از امور مردم كفایت می‏كند و هر كس كه با به خشم آوردن خداوند دنبال رضایت مردم باشد، خدا او را به مردم وا می‏گذارد.»

و گاه فوائد خدا محوری و در نظر گرفتن رضایت الهی را به زبان می‏آورد و می‏فرماید: «اَنَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجُسْ فی قَلْبِهِ اِلاّ الرِّضا اَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ؛(4) من ضمانت می‏كنم برای كسی كه در قلب او چیزی نگذرد جز رضا[ی خداوندی]، كه خداوند دعای او را مستجاب فرماید.»

راوی از حضرت امام حسن علیه‏السلام این مهمّ را چنین نقل می‏كند: امام حسن علیه‏السلام روز عید فطر بر گروهی از مردم گذر كرد كه مشغول بازی و خنده بودند، بالای سر آنها ایستاد و فرمود: «اِنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْمارا لِخَلْقِهِ فَیسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ اِلی مَرْضاتِهِ فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفازُوا وَ قَصَّر آخَرُونَ فَخابُوا؛(5) به راستی، خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه برای خلق خود قرار داده است تا به وسیله طاعت او برای جلب رضایت خداوند بر یكدیگر سبقت گیرند. مردمی سبقت گرفتند و كامیاب گشتند و دیگران كوتاهی كردند و ناكام ماندند.»

رسیدن به رضایت الهی آرزوی تمام انبیأ بوده است. لذا در روایت آمده است كه «موسی علیه‏السلام عرض كرد: خدایا! مرا به عملی راهنمایی كن كه با انجام آن به رضایت تو دست یابم. خداوند وحی كرد كه‏ای فرزند عمران! رضایت من در سختی و گرفتاری تو است كه طاقت آن را نداری. موسی به سجده افتاد و مشغول گریه شد...، سرانجام وحی شد كه‌ای موسی! رضایت من در رضایت تو به قضا و تقدیرات من است.»(6)

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 02 بهمن 1390 ] [ 16:23 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

زندگی سراسر افتخار امام مجتبی(علیه‌السلام) جلوه‏های زیبا و پرشكوهی داشت. او در روز پانزدهم رمضان سال سوم هجری پا به عرصه وجود گذاشت.

هفت‏سال در دامن پرفیض رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) از چشمه‏های زلال نبوت بهره برد. وحی الهی فكر و اندیشه او را شكل داد و اعماق جانش را جهت‏بهره دهی به اسلام و مسلمانان آماده ساخت. سپس سی‏سال حوادث تلخ و شیرین بعد از رحلت پیامبر وی را از تجربه‏های گران بهره‏مند ساخت. در سال چهلم هجرت، هدایت كشتی اسلام، در سخت‏ترین موقعیت، به عهده او گذاشته شد. آن امام معصوم(علیه‌السلام) با كمترین آسیب و تلفات امت اسلامی را رهبری كرد، توطئه‏های بزرگ و خطرناك بنی‏امیه را نقش بر آب ساخت، مانع نابودی اسلام و برنامه‏های حیات بخش آن شد و پیش بینی پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را تحقق بخشید.

بر خورد زیبای امام حسن(علیه‌السلام) در قصه صلح افتخار بزرگی در تاریخ اسلامی بر جای گذاشت. نویسندگان و تحلیل گران بسیاری به آن پرداخته و ابعاد گوناگون آن را بررسی كرده‏اند. گروهی همانند شیخ راضی آل یاسین(ره) كتابی در 374 صفحه تدوین كرده، آن را «صلح الحسن‏» نامیده‏اند و جمعی نیز در صفحات بیشتر یا كمتر به ترسیم تلاشهای این سرور جوانان بهشت پرداختند.

 

بیعت ‏یكپارچه مردم كوفه و نمایندگان قبیله‏های مختلف در مسجد كوفه در روز بیست و یكم ماه رمضان سال چهلم هجرت بعد از شهادت مولی الموحدین(علیه‌السلام) وحشت‏بزرگی در دل معاویه و حاكمان شام پدید آورد. آنان احساس كردند توطئه ترور آن بزرگمرد به طرفداران اهل بیت عصمت و طهارت عزمی راسخ‏تر بخشید و آنان را در استمرار راه خویش مصمم‏تر ساخت.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 02 بهمن 1390 ] [ 16:21 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

ابعاد صلح شجاعانه امام حسن علیه السلام با معاویة بن ابی سفیان كه یگانه عامل بقای اقلیت‏شیعه در آن عصر بود، چنان با عظمت است كه تاكنون محققان زیادی را به تحلیل و تبیین آن واداشته است. بدون اغراق می‏توان گفت: اكثر مقالات و تحقیقات پیرامون آن حضرت، در اطراف این رویداد دور می‏زند. این نوع نگرش هر چند بیانگر عمق و عظمت صلح امام علیه السلام است اما در دوره دیگر (قبل از امامت و بعد از صلح) كمتر مورد توجه قرار گرفته‏اند و به تبع آن میزان آگاهی مردم نیز از این دوره‏ها اندك است. بر این اساس و به مناسبت‏سالگرد شهادت حضرت، در این شماره با دوران امامت‏حضرت بعد از صلح (9 سال و اندی) آشنا می‏شویم.

 

مهم‏ترین چالشی كه امام حسن علیه السلام در طول دوره امامت و بلكه حیات خود با آن رو به رو شد، مساله نفوذ اموی‏ها در حاكمیت دینی دوره‏های قبل و بروز آثار آن در این دوره است. نفوذی كه از زمان رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله (8 سالگی) شروع و در خلافت عثمان به اوج خود رسید. طبیعی است كه باید سابقه نفوذ اموی‏ها را از دوره فراگیری حكومت اسلامی (فتح مكه) پی گرفت زیرا به موازات گسترش اسلام، گروه‏های مختلفی به علل گوناگون به اسلام رو آوردند. منافقان نیز از باب ناچاری نتوانستند در مقابل این سیل خروشان قرار بگیرند و به ناچار با آن بنای هم‏سویی گذاشتند. این هم‏سویی نه از روی میل كه از باب اضطرار و بی‏نتیجه بودن مقاومت‏بود. آن‏ها تنها زمانی كه پرچم لا اله الا الله را بر فراز شهر دیدند، لب به شهادتین گشودند و به این ترتیب دوران حیات خود را با تاكتیك هم‏سویی موقت ادامه دادند. رسول اكرم صلی الله علیه و آله با درایت كامل متوجه این حركت‏خزنده بود. لذا اهداف پلید آنان را این‏گونه افشا می‏كرد:

«اذا بلغ بنو العاص ثلاثین اتخذوا مال الله دولا و عباد الله خولا و دین الله دخلا; (1)

زمانی كه فرزندان عاص (بنی امیه) (2) به سی برسند، مال خدا را میان خود دست‏به دست می‏كنند، بندگان خدا را بنده خود و دین خدا را مغشوش می‏كنند.»


ادامه مطلب
[ یکشنبه 02 بهمن 1390 ] [ 16:19 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

زندگی مردان بزرگ خدا همیشه پرحادثه است، حیات درخشان امام حسن (علیه‌السلام) از پرحادثه‏ترین زندگی رادمردان تاریخ است، با این كه بیش از 48 سال عمر نكرد، و بر اثر زهری كه مزدوران معاویه به او خوراندند به شهادت رسید، ولی در همین دوران كوتاه، همواره با باطل گرایان حق ستیز در حال نبرد بود، در عصر پدر، دوش به دوش او با منافقان و منحرفان ستیز كرد، در جنگ‏های بزرگ جمل و صفین و نهروان، قهرمانی بی‏بدیل بود، و به طور كلی نام او در پیشانی قاموس رنج‏ها می‏درخشید. وی در سخت‏ترین و تلخ‏ترین رخدادها پرچم نهی از منكر، مبارزه با نامردمی‏ها و طاغوت زدایی را برافراشت، و برای تثبیت‏ حكومت ‏حق، ایثارها و جانفشانی‏ها كرد.

آنچه بیش از دیگر ویژگیهای امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) - در زمان حیات و پس از شهادت - از برجستگی برخوردار بود، صبوری و حلم آن حضرت بود كه تاثیر بسزایی در زندگی وی و پیروانش داشت. امام - علیه السلام - آن گونه صبور بود كه صبوری وی زبانزد عام و خاص شد و ضرب المثل «حلم الحسنیة‏» درباره وی رواج یافت. در این گفتار برآنیم تا ارجمندی حلم و مفهوم آن را مورد بررسی قرار دهیم، آن گاه نتایج درخشان آن را در زندگی امام حسن (علیه‌السلام) بنگریم.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 02 بهمن 1390 ] [ 16:16 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

پيامبر (ص‌) فردي شوخ طبع بود و هيچ حالت خشم و عصبانيت در او ديده نشد. در حديث آمده است‌: كان بالنبي دعابة‌، يعني مزاحا. اما اين تبسم به معناي قهقهه زدن نبوده بلكه فقط متبسم بود: ما رأيت النبي‌ ضاحكا ما كان الا يتبسم‌.اين شوخ طبعي هم خود او را سرحال نگاه مي‌داشت و هم مردم را آرام و راضي نگاه مي‌داشت‌. آن حضرت به ديگران هم فرصت شوخ طبعي مي‌داد، چنان كه يك اعرابي هديه آورده بود، بعد كه پيامبر استفاده كرد، آمد و پولش را مي خواست و مي‌گفت‌: پول هديه ما را بدهيد.

نظافت شخصي و عطر زدن و.. 
پيامبر (ص‌) زندگي اجتماعي و فردي خود را در شكل معمول و حتي خوب آن شكل مي‌داد. لباس‌سفيد مي‌پوشيد، عطر مي‌زد، موهاي سر را شانه مي‌كرد و مرتب دندان‌هايش را مسواك مي‌كرد. در ميان اين مسائل‌، عطر زدن براي آن حضرت يك اصل بود. در روايت هست كه در خانه پيامبر، محلي‌بود كه پيامبر هميشه از آنجا خود را عطر مي‌زده است‌:

برخورد با خشك مقدسي‌ 
يك جنبه مهم تاريخ زندگي پيامبر(ص‌) رعايت دقيق قوانين الهي و وحياني است‌. پيامبر تابع قرآن ‌است و به هيچ روي مجاز به تخطي از آنها نيست‌. در اين باره‌، بسان قرآن‌، از افراط و تفريط بيزار است و تلاش مي‌كند، همان گونه كه به او دستور داده شده تا مستقيم حركت كند «و استقم كما امرت‌» همين رويه را ميان مردم هم ترويج كند.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 02 بهمن 1390 ] [ 16:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...124125126127128...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران