|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران امام خمینى(س) از نادر افرادى بود که مکتب انبیا را به درستى مىشناخت و به تمامى زوایاى آن آشنایى کامل داشت. از اوج عرفان و عمق شهود و معرفت الهى انبیا تا برهانىترین استدلال ها و براهین فلسفى برگرفته از تعالیم آنها، و از ژرفاى فقه و اصول و ریزترین احکام و مبانى شرعى تکالیف و وظایف عبادى و حقوق فردى و جمعى تا انواع سیاست هاى کشوردارى و شیوههاى مدیریت و ادارۀ حکومت و عرصۀ پیچیده مناسبات بینالمللى و ترفندهاى استعمارى و استکبارى، پهنۀ وسیع معرفت نظرى و تجربۀ عملى وى را تشکیل مىداد. امام(س) با استفاده از این جامعیت در عصرى که دین به فراموشى سپرده شده بود و تقریباً، و همۀ قدرتهاى مادى و معنوى دنیا روزگار دین را پایان یافته تلقى کرده، در فکرجایگزین براى آن بودند، توانست امتى را بیدار کند و حکومتى را بنیان نهد که ریشه درتفکرات دینى داشته و قانونش قانون الهى باشد. و علیرغم همدلى و هماهنگى قدرت هاى مادى و معنوى جهان کفرولشکرکشى همه جانبه آنان علیه نهضت این ملت، سرافراز و پیروز از میدان بیرون آید. به این لحاظ امام به معناى واقعى کلمه بزرگترین احیاگر تفکر دینى در عصر حاضر به شمار مىرود و اندیشه و عمل او نه تنها مسلمین و دین اسلام را جان تازهاى بخشید بلکه سایر مکاتب و گرایش ها و مذاهب الهى درپرتو افکار او جان تازه ای گرفته، و تمامى محرومان و مستضعفان باالهام از انقلاب اسلامى ایران، در گوشه و کنار جهان سربرافراشتند و از سوى دیگر، بزرگترین و قدرتمندترین اندیشه و تفکر مادى به زبالهدان تاریخ سپرده شد.
ادامه مطلب [ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 10:17 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
از مفضل نقل شده که گفت: حضرت امام صادق(علیه السلام) به من فرمود: ای مفضل آیا می دانی که دارالزوراء در کجا واقع شده است
من عرض کردم: خدا و حجت او بهتر می دانند فرمود: ای مفضل بدان که در حوالی ری کوه سیاهی است که در پایین آن شهری بنا می شودکه آن راطهران می نامند و در آن "دارالزوراء" است، و آن شهری است که ساختمانها و کاخهایش مانند قصرهای بهشت است و زنانشان(در زیبایی) مانند حور العین اند آن زنها لباس کفار در بر می کنند و با پوشش کفار خود را می آرایند و بر "زین" سوار می شوند و برای شوهرانشان تمکین نمی کنند و دستمزد کار وکاسبی و درآمد شوهرانشان (در خرج و برجی که دارند) کفاف آنها را نمی دهد و بدین لحاظ از شوهران خود طلاق می کنند(و بزور از آنها طلاق می گیرند) و مردان از مردان ارضا می شوند و زنان از زنان ، و مردان خود را شبیه زنان می سازند وزنان شبیه مردان. منبع : حدیث درعلائم الظهور ناظم الاسلام کرمانی و در منتخب التواریخ به نقل از بحار الانوارعلامه مجلسی و نیز جهان در آینده ص 106
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 10:04 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
نویسنده: حمید مظاهری راد امام صادق یك سیاست باز و قمارباز عالم سیاست نیست كه به هر شكل حكومت به دستش آید، مغتنم بشمارد ..همچنانی كه امیرالمومنین حاضر نشد در شورای 6 نفری عمر دروغ بگوید... امام صادق حاضر نیست دروغ بگوید، حاضر نیست ظلم كند، وعده های پوچ و توخالی به مردم بدهد ولی رقبایش بنی عباس حاضرند. لذا برای آنها حكومت در دسترس قرار می گیرد. همزمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع)، برای اولین بار سخنرانی آیت الله خامنه ای در حدود 34 سال قبل به همین مناسبت را منتشر می كنیم.آیت الله سید علی خامنه ای كه در آن مقطع یك روحانی جوان سی و چند ساله بود، ارتباط بسیار خوبی با دانشجویان داشت و یكی از سخنرانان ثابت محافل دانشجویی بود. این سخنرانی توسط دانشجویان پیاده شده و در فروردین ماه 56 در قالب جزوه ای از سوی انجمن اسلامی دانشجویان اوكلاهما منتشر شده است. ادامه مطلب [ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 09:56 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(1)
]
انسان کامل، کسی است که همه ی ویژگی ها و کمالات را در خود دارد و آینه ی تمام نمای خداوند است. او کسی است که در روی زمین همانند ما راه می رود، غذا می خورد، ازدواج می کند و زندگی طبیعی دارد اما همه ی خوبیها در او جمع است و از این رو الگو و راهنمای مردمان است و کسی است که خداوند به واسطه ی او برکات و فیوضات را بر مردم نازل می کند. پس لازم است در هر زمانی یک چنین انسانی باشد تا زمین از حجت الهی خالی نماند. انسان کامل همانند روح برای بدن عالم است. پس اگر روح از بدن خارج شود یعنی اما (انسان کامل) در زمین نباشد عالم متلاش می گردد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «لَو بیتَ الارضُ بغَیرِ اِمامٍ ساعةً، ساخَت» اگر زمین بدون امام ساعتی باقی می ماند قطعاً متلاشی می شد. 1 از این رو در هر عصر و زمانی امامی زنده و حاضر است و تا امروز که اخرین حجت الهی غایب از دیده هاست. به امید ظهورش!
1- بحار الانوار، ج 51، ص 112، حدیث 8. ادامه مطلب [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 23:11 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
امام ششم حضرت جعفر صادق در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری در مدینه متولد شد. دوران امامت آن امام همام سی و چهار سال ( از سال 114 تا 148 هـ.ق) بود، آن حضرت از فرصت نزاع میان بنی امیه و بنی عباس، کمال استفاده را کردند و حدود چهار هزار شاگرد تربیت نمودند که اسلام راستین را از زیر پرده های حجاب حاکمان ظلم و جور آشکار ساخت و تا امروز به دست ما رساند. سال های آخر عصر امامت حضرت صادق علیه السلام (حدود 12سال) در عصر خلافت منصور دوانیقی بود. او دومین طاغوت عباسی و بسیار خونخوار و جنایتکار بود و برای حفظ حکومت خود بسیاری از آل علی (علیهالسلام) و سادات را به شهاددت رساند. منصور چندین بار تصمیم گرفت امام صادق (علیهالسلام) را به شهادت برساند اما موفق نمی شد تا آنکه سرانجام در روز 25 شوال سال 148 هـ. ق امام را مسموم نمود و آن حضرت در سن 65 سالگی در مدینه به شهادت رسید. قبر شریفش در قبرستان بقیع کنار مزار امام حسن مجتبی (علیهالسلام) می باشد. 1 برخورد خشن منصور با امام صادق علیه السلام شبی به دستور منصور، امام صادق علیه السلام را در نیمه های شب با سر برهنه و بدون روپوش به حضور او آوردند. منصور با کمال جسارت و خشونت به آن حضرت گفت: «ای جعفر! با این سن و سال آیا شرم نمی کنی که خواهان ریاست هستی و می خواهی بین مسلمین فتنه و آشوب به پا کنی؟» سپس شمشیر خود را از غلاف بیرون کشید تا گردن امام را برند،ناگاه رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم را در برابر خود دید، شمشیر را غلاف نمود.برای بار دوم همین کار را کرد و باز رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم را در برابر خود دید. برای بار سوم نیز تکرار کرد باز رسول خدا صلی الله علیه واله و سلم را در برابر خود دید. سرانجام از قتل امام صادق علیه السلام منصرف گردید.2
1- قتمة المنتهی، صص147- 113 2- منهاج الدموع، ص 421. ادامه مطلب [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 23:07 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
می دانید چرا به امام جعفر علیه السلام، "صادق" می گویند؟! صادق یعنی راستگو و به امام ششم لقب صادق داده اند چرا که در امامت خود راست می گفت در مقابل جعفر کذّاب است که ادّعای امامت می کرد ولی امام واقعی نبود: امام دروغین! جعفر کذّاب برادر امام حسن عسکری (علیه السلام) است که پس از رحلت آن حضرت ادّعای امامت کرد و او را کذّاب گفتند. امام علی نقی علیه السلام درباره او فرمود: حذر کنید از پسر من جعفر که به منزله پسر نوح است! إنّه لیس من اهلک، انّه عمل غیرصالح؛ همانا او از اهل تو نیست و همانا او کار ناشایستی انجام داد.» 1 ابو خالد کابلی از حضرت امام زین العابدین اسامی ائمه را می پرسید به نام حضرت صادق (ع) که رسید عرض کرد: همه شما صادقید (راستگو هستید) چرا او را " صادق" می گویند؟ امام فرمودند: «چون پنجمی از اولاد او نیز جعفر نام دارد ولی دروغ می گوید و ادّعای امامت دارد! 2
1- هزار و یک نکته، ص 746 2- فضایل و سیره چهارده معصوم (ع) در آثار استاد علامه حسن زاده آملی، ص 354. ادامه مطلب [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 22:57 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
ماندهاند عالميان و آدميان كه كدامين لحظه را، لحظه ولادت تو بشمارند؟ كدامين روز را، روز تولد تو نام بگذارند؟ تو كى در وجود آمدى كه ورودت را و زمان آمدنت را جشن بگيرند؟ خورشيد و ماه و ستارگان تا بدانجا كه حافظهشان يارى مىكند به تو سلام مىگفتهاند. نرگسها اولين ركوع حيات را بر آستان تو كردهاند. موجها از ازل سر بر ساحل رسالت تو مىساييدهاند. سرسختترين و بى محاباترين لالهها و آلالهها در بى انتهاترين دشتها، نام تو را هر پگاه فرياد مىكردهاند. پيغمبران و رسولان همه در كلاس تو درس رسالت مىخواندهاند. سرو و صنوبران مدام راستاى قامت تو را تداعى مىكردهاند. بلبلان و قناريان هر چه ياد دارند، هميشه مدح تو مىگفتهاند. گلهاى محمدى همه با نام تو پر مىگشودهاند. قطرات باران، انديشه حيات را وام از تو مىگرفتهاند. بنفشههاى جان باخته و دل افروخته هميشه در صفحه سينه سوخته خويش تصوير روشنى از تو مىيافتهاند. در حافظه جويبارها، جز تكرار نام تو هيچ نيست. شبنمها هر چه به خاطر دارند بر تو درود مىفرستادهاند. پيش از تو را، كسى به ياد ندارد. ادامه مطلب [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 20:21 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
لب نگار که باشد رطب حرام بود زمان واجبمان مستحب حرام بود فقیه نیستم اما به تجربه دیدم بدون عشق مناجات شب حرام بود اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری به من معالجه ی در مطب حرام بود برآنکه دشمن اولاد توست نیست عجب که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود تو مرد ظرفشناسی و مهِر اولادت عجم که هست برای عرب حرام بود تو را در کمال نوشتند یا رسول الله بزرگ آل نوشتند یا رسول الله تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند تورا به سمت زمین با نسیم آوردند توآمدی و ملائک خوش آمدت گفتند نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست اگر که قّبه خضرا به گنبدت گفتند تمام آل عبا«کُلنا محمّد» بود توعین نوری و در رفت و آمدت گفتند اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری تورا محمّد و آل محمّدت گفتند شب ولادتت ای یار می کنم خیرات نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات ادامه مطلب [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 20:18 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
در اوج انحطاطولادت آن بزرگوار، در دنيا و در تاريخ، در زمانى واقع شد كه بشريت، دو خصوصيت بارز داشت؛ خصوصيت اول اين بود كه از لحاظ علمى، عقلانى و فكرى، نسبت به آحاد بشر در ادوار گذشته خودش، بسيار پيشرفته بود. در ميان آنها، فلاسفهاى پديد آمده و دانشمندانى پيدا شده بودند؛ رياضىدانها، پزشكان، مهندسان بزرگ و تمدنهايى برپا شده بود. اين تمدنها، بدون علم كه نمىشد! آكادمىها در غرب، هگمتانهها در شرق، تمدن چين، تمدن مصر و تمدنهاى بزرگ تاريخى، همه عبور كرده بودند؛ يعنى بشر، كامل شده بود. خصوصيت دوم كه جمع اين دو خصوصيت با هم، خيلى عجيب است، اين است كه بشر در آن روز، از لحاظ اخلاقى، از هميشه گذشته، منحطتر يا اگر نخواهيم اين نسبت را بيان كنيم، بايد بگوييم در اوج انحطاط بود؛ اسير خرافات، اسير خودخواهىها، اسير ظلم و ستم و اسير دستگاههاى حكومتهاى مردمكش و ضدبشرى بود. چنين وضعى، در دنيا حاكم بود. كسى اگر تاريخ را ملاحظه كند، خواهد ديد كه در آن دوران، همه بشريت اسير بودند؛ همانطور كه در كلام اميرالمؤنين عليهالسلام است كه در نهايت فتنه، فشار، مشكلات و برادركشى، بشر زندگى تلخى را مىگذرانيد... در همين خطبه، اميرالمؤمنين عليهالسلام مىفرمايد: «خواب راحت به چشم مردم نمىآمد».(1) ادامه مطلب [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 20:15 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
استاد سيد محمد جواد مهرى سرانجام پساز سالها جنايت و ستم، شب پره خون آشام، در ميان فريادهاى بلند ملت (مرگ برشاه) به سراشيبى سقوط، سرازير شد و به وادى برهوت رهسپار گرديد. موج خروشانى كه توسط رهبر و معمار انقلاب اسلامى در ايران، حضرت امام خمينى قدسسره، پديد آمده بود و توام با عصيان ملى در تمام ادارات، موسسات، نهادها،كارخانهها، بازار و حتى ارتش شده بود شاه را كه سمبل ظلم و جنايت و الگوىوحشيگرى و خيانتبود، به سقوطى مرگبار كشاند و جهان را وحشت زده كرد. اربابانزالوصفت و استثمارگر شاه كه مىپنداشتند طرحهاى پيشرفتهشان مىتواند حكومت پوشالىشاه را نگه دارد، يا لااقل رژيمى را جايگزين او كند كه با تمايلات و هواهاى آنان،سازگار باشد، اين بار سختبه وحشت فرو رفته و شگفت زده شدند كه چه شد؟! چگونهشاه رفت و قدرت آنان نيز پس از سقوط شاه از بين رفت؟ راستى مگر ممكن است ملتىبا نداشتن سلاح و نيروى اهريمنى، بتواند رژيمى مسلح را از پاى درآورد و به سقوطوادارد در حالى كه تمام قدرتهاى بزرگ دنيا پشتوانه هايش مىباشند؟ ادامه مطلب [ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 18:41 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||