|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
یکی از دستاوردها و ارزش های انقلاب اسلامی، نفی شرق و غرب و دولت های استعماری و استکباری بوده است. حضرت امام خمینی رحمه الله عدول از این سیاست را خیانت به اسلام و مسلمانان دانسته، می فرمایند: «بر هیچ یک از مردم و مسؤولین پوشیده نیست که دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران، بر پایه سیاست نه شرقی و نه غربی استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزّت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود». ادامه مطلب [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 22:58 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
احترام به کرامت انسانی، احیای تفکر عقلانی در حوزه معرفت دینی، نفی اندیشه جدایی دین از سیاست و علم، بازگشت به هویّت دینی و فرهنگی، احیا و اصلاح باورهای مذهبی، مقدّم داشتن منافع جمعی به جای منفعت طلبی های فردی، ایجاد وضع مناسب برای رشد مادّی و معنوی انسان ها و سرانجام، عزّت امت اسلامی، از اصلی ترین اهداف انقلاب اسلامی است. در حقیقت وجه غالب انقلاب، کوشش در راه زنده نگه داشتن فرهنگ و تمدن اسلامی و تشکیل حیات طیبه در عصر حاکمیت کفر و الحاد است.
ادامه مطلب [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 22:55 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
از جمله عوامل بسیار مهم و مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حضور گسترده زنان شجاع و مؤمن در متن انقلاب است؛ زنانی که در سنگرهای جهاد و قیام، عفت و تقوا و ایمان و معنویت با دشمن به مبارزه و نبرد پرداختند و در میدان های عبادت و بندگی، خانه و خانواده و تربیت فرزند نیز الگوی زنان عالم شدند. زنان آزاده، شجاع و مسلمان ما، با الگو قرار دادن حضرت زهرا علیهاالسلام ، قدم در میدان مبارزه گذاشته، روحیات و ملکات الهی را در خویش جلوه گر ساختند. یکی از عوامل پیروزی انقلاب اسلامی، حضور فعّال و پر نشاط جوانان در صحنه های انقلاب بود. برگ های کتاب تاریخ انقلاب شکوه مند اسلامی ایران، سرشار از ایثار و فداکاریِ جوانانِ حماسه ساز این ملت سلحشور است که با پایمردی و نثار جان خود، در راه سرنگونی رژیم وابسته و جنایت کار ستم شاهی قیام کردند وپرچم پیروزی اسلام را بر فرازایران برافراشتند. در دوران انقلاب و روزهای مبارزه، در ایّام سازندگی و روزهای جنگ، و همیشه و همه جا، جوانان وآینده سازان این مملکت، دوشادوش یکدیگر جهاد کردند و با حضور مستمر در صحنه های مختلف، از انقلاب خود پاسداری نمودند. وجود روحیه شهادت طلبی در میان مردم به ویژه جوانان، از اساسی ترین دلایل پیروزی انقلاب اسلامی است. در فرهنگ پرمحتوای اسلام، واژه شهید و شهادتْ نورانیت و قداستی خاص دارد. کلمه پاک شهادت، آشوبی در درون مؤمنان برپا می کند و نام شهید، تداعی کننده اخلاص و ایثار و مشوّقی برای قیام بر ضد ستم کاران و مستکبران زمان است. در دوران شکوه مند پیروزی انقلاب اسلامی، دیدیم که چگونه نهال انقلاب، از حماسه آفرینی های عاشقان شهادت و قطرات خون پاک شهیدان جان می گرفت و بارور می شد. هر قطره خون که بر خاک گلگلون کربلای ایران می ریخت، موجی بی کران از انسان های مؤمن را به حرکت در می آورد. آن ها با دست های خالی، ولی با دلی آکنده از عشق به خداوند، صحنه هایی پرشور و فراموش ناشدنی می آفریدند که در هر صحنه آن، عشق و اخلاص و ایثار مؤمنان و زبونی طاغوتیان نمایان بود. ادامه مطلب [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 22:41 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(2)
]
معجزه قرن بیستمانقلاب اسلامی، تجلی شکوهمند حماسه ای است که در روزگار قحطی انسانیت، صفحه ای زرین را در تاریخ حیات آدمی گشود و صلای خداخواهی، معنویت، آزادی و استقلال را در گوش جان جهانیان طنین انداز کرد. انقلاب اسلامی ایران، نه تنها سرنوشت کشور را تغییر داد و اسلام را به حکومت نشاند، بلکه بر کشورهای منطقه و قواعد بین المللی و جهانی نیز تأثیر گذاشت و عرف نظام بین المللی را بر هم زد. این انقلاب که معجزه قرن بیستم شمرده می شود، شرنگ مرگ به کام طاغوتیان ریخت، سلطه را به گورستان سلطنت سپرد و کنگره های کاخ ستم را فرو ریخت. بنابراین، شناخت اهداف و دستاوردهای آن از جمله نکاتی است که باید همیشه مدنظر مسؤولان نظام و امت بیدار و همیشه در صحنه قرار داشته باشد. انفجار نورانقلاب اسلامی ایران به تعبیر امام بزرگوار (رضوان اللّه تعالی علیه) انفجار نور بود، ظلمات دنیای مادی با این انفجار، به نورِ وحی و ارزش های الهی روشن شد و در ارکان جاهلیت مدرن، شکاف به وجود آمد. با پیروزی انقلاب اسلامی، باتلاق کفر و ستم خشکید و گلبوته های عشق و امید رویید. اینک بار دیگر فرا رسیدن فجر انقلاب را بشارت باش می گوییم و پیامش را با تمام وجود پاسداری می کنیم.
ادامه مطلب [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 22:37 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
رژیم پهلوی با توجه به خصوصیات خاص بنیانگذار آن که بی هویتی فرهنگی و وابستگی به بیگانگان از بارزترین وجوه شخصیتی او به شمار می آمد؛ نسبت به مبانی دینی موضعی ستیزه جویانه اتخاذ کرد. بنابر اظهارات کنسول انگلیس در مشهد یکی از اهداف کودتا مقابله با شعائر دینی از جمله عزاداری بود. برخورد با روحانیت شیعه نیز از دیگر اهداف کودتا به شمار می آمد. اصرار اردشیر جی بر انتخاب فردی که شیعه اثنی عشری خالص نباشد و معرفی رضاخان به او از سوی عین الملک هویدا که از بهائیان سرشناس به شمار می آمد، از طراحی انحرافی بزرگ در صحنه فرهنگی و دینی ایران حکایت می کند. ادامه مطلب [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 22:20 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
رژیم پهلوی در میان رژیم های سیاسی حاکم بر ایران در زمره فاسدترین حکومت ها در ایران به شمار می آید. فضاحت رژیم پهلوی در این زمینه به حدی است که دوستان نزدیک و حامیان خارجی آنها نیز نسبت به این گونه رفتارها اظهار شگفتی می کردند. دین ستیزی و بی بندوباری رضاخان با توجه به دربار آلوده پهلوی زمینه بروز و شیوع گسترده فساد را در بین خاندان پهلوی فراهم کرد. محمدرضا پهلوی به عنوان جانشین رضاخان از کودکی به واسطه همنشینی با ارنست پرون دچار آلودگی های اخلاقی شد بعدها با افراط در مسائل غیراخلاقی دچار هرزگی مفرط شد. اولین ازدواج او به واسطه هرزگی به شکست انجامید. آزادی او از قید خانواده زمینه را برای هرزگی فراهم کرد و اقدامات او نُقل محافل گردید. ارتباط او با محافل فساد داخلی و خارجی بارها افتضاحاتی را به بار آورده، رسوایی شاه را در مجامع به همراه داشت. برای مثال شاه در یکی از سفرهایش به ایتالیا از فرماندار شهر تقاضای زن می کند وقتی این خبر به "آندره ئوتی " نخست وزیر ایتالیا می رسد وی با تعجب می گوید: «این تقاضا را عاری از نشانه نجیب زادگی می دانم.» ادامه مطلب [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 22:07 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
دست اندازی پهلوی اول به املاک و مایملک مردم ایران در اندک زمانی وی را به بزرگ ترین زمیندار ایران و به عبارتی یگانه زمیندار بزرگ ایران تبدیل کرد تا جایی که برای ضبط و ربط املاک غصب شده، سازمان املاک اختصاصی شاهنشاهی تأسیس شد که فقط در شمال ایران حدود 6400 روستا که سند شش دانگ آن به نام رضاخان خورده بود را ثبت کرد. سرمایه گذاری در بانک های خارجی و غارت جواهرات سلطنتی و غارت اموال و دارایی اقبال السلطنه ماکویی نمونه های دیگری از غارتگری های قزاق سواد کوهی بود که جهت تأمین قوت روزانه و هزینه های عیاشی های خود اقدام به زورگیری در معابر شهر تهران می کرد. پس از شاهنشاه نوبت به خاندان پهلوی و عوامل نظام رژیم می رسید که از محل غارتگری های خود مایملک فراوانی برای خود دست و پا کرده بودند. در دوره محمدرضا پهلوی این غارتگری ابعاد وسیع تری یافت و شاه، خواهران و برادرانش علناً به غارت بیت المال پرداختند. غارت اموال عمومی به قدری در رژیم پهلوی نهادینه شده بود که شاه دیگر رضایت نمی داد بخش هایی از ایران به مالکیت او درآید، او خود را مالک تمام ایران می دانست. حامیان بهایی صهیونیست شاه هم در این غارتگری شریک بودند؛ به اعتراف یکی از بهائیان شیراز، بهائیان در کشورهای اسلامی پیروزند و می توانند امتیاز هر چیزی را که می خواهند بگیرند. امیرعباس هویدا، سپهبد صنیعی، حبیب ثابت، هژبر یزدانی، عبدالکریم ایادی، منصور روحانی و... از وابستگان به فرقه ضاله بهائیت بودن که زمینه رشد و نفوذ سیاسی – اقتصادی آنان را فراهم می کردند. افزایش قیمت نفت و بالا رفتن درآمدی های نفتی در دو دهه پایانی رژیم پهلوی، ضمن غارت نفت و امکانات اقتصادی توسط شاه و عوامل رژیم منجر به تشدید خودکامگی او گردید و به اوریانا فالاچی گفت: «حکومت و نظام سلطنتی تنها فرم موجه برای حکومت ایران است، به شرطی که من شاه باشم.» ادامه مطلب [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 22:02 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
حفظ قدرت تنها دغدغه شاه بود که با تکیه به بیگانگان تأمین می شد و در این راه به قدری مفتضحانه عمل می کرد که گاهی اوقات موجب تعجب عوامل رژیم می شد. اسدالله علم در خصوص باج گیری انگلیسی ها از ایران می نویسد: قراردادی که برای تعدادی از ساختمان های مسکونی نظامی با یک شرکت انگلیسی توافق کرده ایم چیزی از دزدی سرگردنه کم ندارد. اشاره کردم آنها در عمل 600 میلیون دلار از پیشنهادات رقبا بیشتر می خواهند. انتظار داشتم شاه دستور توقف آن را بدهد. اما با این که به دقت به حرف های من گوش داد اظهار نظری نکرد. شاید خیال دارد از طریق دولت عمل کند و یا شاید هم آن را به عنوان باجی تلقی می کند که باید به انگلیسی ها داد تا آنها را ترغیب کند نفت بیشتری از ما بخرند. نگاهی به اسناد برجا مانده از غارت های گسترده افرادی نظیر شاپور جی، کرمیت روزولت، گراتیان یاتسویچ نشان می دهد که شاه برای بقای حکومت مطلقه خود که در کسب و تداوم آن خود را مدیون بیگانگان به ویژه امریکایی ها می دانست کشور را در اختیار آنان گذاشته بود. این امر باعث گسست کامل بین مردم و حکومت شد و زمینه را برای سقوط رژیم پهلوی فراهم ساخت. تشدید وابستگی به غرب در دهه پایانی حکومت پهلوی و حمله به مبانی دینی و فرهنگی و هنجارهای اجتماعی، آتش اعتراضات مردمی را شعله ور کرد و آرامش جزیره ثبات را بر هم زد. ادامه مطلب [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 21:57 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
گروهى از مسلمانان (اهل سنّت) معتقدند پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) ديده از جهان فرو بست در حالى كه جانشينى براى خود نصب نكرده بود و معتقدند اين وظيفه بر عهده خود مسلمانان است كه پيشوا و رهبرى براى خود برگزينند، و از طريق «اجماع مسلمين» كه يكى از دلائل شرعى است اين كار صورت گيرد. آنها اضافه مى كنند اين برنامه انجام شد، نخست خليفه اوّل به اجماع امّت به خلافت برگزيده شد. و او نيز شخصاً خليفه دوّم را به عنوان خليفه معرفى كرد. و خليفه دوّم نيز شورائى مركب از شش نفر تعيين نمود تا جانشين او را برگزيند. اين شورا مركب بود از: على(عليه السلام)، عثمان، عبدالرحمن بن عوف، طلحه، زبير و سعد بن ابىوقاص. اين شورا با اكثريت سه نفر يعنى سعد بن ابىوقاص، عبدالرحمن و طلحه به عثمان رأى داد (خليفه دوم تصريح كرده بود كه اگر سه نفر در يك طرف و سه نفر ديگر در طرف مقابل قرار گيرند آن طرف كه عبدالرحمن بن عوف (داماد عثمان) در آن است برگزيده شود! در اواخر دوران خلافت عثمان مردم به دلائل مختلفى بر او شوريدند و او بى آن كه بتواند جانشينى شخصاً يا از طريق شورا برگزيند كشته شد. در اين هنگام عموم مسلمانان به على(عليه السلام) روى آوردند و با او به عنوان جانشين پيامبر(صلى الله عليه وآله)بيعت كردند جز معاويه كه فرماندار شام بود، و يقين داشت على(عليه السلام) او را در پست خود ابقا نخواهد كرد. و پرچم مخالفت برافراشت، و سرچشمه حوادث شوم و مرگبارى در تاريخ اسلام و منجر به ريخته شدن خون گروه عظيمى از بى گناهان شد. در اين جا از نظر روشن شدن بحث هاى علمى و تاريخى سؤالات زيادى در اين زمينه داريم كه چند قسمت مهم آن را مطرح مى كنيم: ادامه مطلب [ دوشنبه 10 بهمن 1390 ] [ 16:38 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
قبل از هر چيز در اين بحث توجّه به يك نكته ضرورى است و آن اين كه: از قرآن مجيد به خوبى استفاده مى شود كه «مقام امامت» برترين مقامى است كه يك انسان ممكن است به آن برسد، حتّى برتر از مقام «نبوت» و «رسالت» است، زيرا در داستان ابراهيم پيامبر بت شكن(عليه السلام)چنين مى خوانيم: (و اذابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لا ينال عهدى الظالمين);(1) «خداوند ابراهيم را با امور مهمّى آزمايش كرد، و او از عهده همه آزمون هاى الهى برآمد، خداوند به او فرمود تو را به مقام امامت و پيشوايى مردم منصوب كردم، ابراهيم گفت از فرزندانم نيز (علاقه دارم حائز اين مقام شوند) فرمود (چنين خواهد شد ولى بدان) عهد امامت هرگز به ستمكاران نمى رسد. (و آنها كه آلوده شرك يا گناهى باشند ممكن نيست به اين مقام والا برسند». به اين ترتيب ابراهيم بعد از پيمودن مرحله نبوت و رسالت و پيروزى در آزمون هاى مختلف به اين مقام ارجمند، مقام پيشوايى ظاهرى و باطنى مادى و معنوى مردم ارتقاء يافت. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) نيز علاوه بر مقام نبوت و رسالت داراى مقام امامت و رهبرى خلق بود، گروهى از پيامبران ديگر نيز داراى چنين مقامى بودند، اين از يك سو. از سوى ديگر مى دانيم شرايط و صفات لازم براى بر عهده گرفتن هر مقام تناسب با وظايف و مسئوليّت هايى دارد كه شخص بايد در آن مقام انجام دهد، يعنى هر قدر مقام والاتر و مسئوليّت ها سنگين تر باشد، به همان نسبت شرايط و صفات لازم سنگين تر خواهد بود. مثلا در اسلام كسى كه عهده دار مقام قضاوت و حتّى شهادت دادن و امام جماعت بودن مى شود بايد عادل باشد، جايى كه براى اداى يك شهادت يا بر عهده گرفتن حمد و سوره در نماز جماعت، عدالت لازم باشد، پيداست كه براى رسيدن به مقام امامت، با آن اهميت فوق العاده اى كه دارد، چه شرايطى معتبر است. روى هم رفته شرايط زير در امام(عليه السلام) حتمى است:
ادامه مطلب [ دوشنبه 10 بهمن 1390 ] [ 16:33 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||