مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

کدامتان دویده اید؟

ما چند روز قبل از این با شوراى مدیریت حوزه علمیه قم جلسه داشتیم. به همان آقایان هم عرض كردم كه ماها قدرى كم كار می كنیم. ممكن است قدر مطلق كار ما، از قدر مطلق كار مخالفان ما بیشتر هم باشد - من این را رد نمی كنم - اما قدر نسبى كار ما، از قدر نسبى كار آنها خیلى كمتر است؛ زیرا كه ما چنین رسالت عظیمى به عهده داریم، اما آنها رسالتشان كمتر از این است. رسالت آنها رسالت كسى است كه وارد ساختمانى مى‏شود، سنگ مى‏زند تا شیشه‏ ها را بشكند! آیا این با رسالت ما قابل مقایسه است؟ اصلاً قابل مقایسه نیست. حالا اگر شما بخواهید با این كار مقابله كنید، با این رسالت عظیمى كه هست، به نظر من خیلى باید تلاش بكنید و خیلى باید مطلب بنویسید. آقایان آمده بودند شكایت می كردند كه براى خواجوى كرمانى سالگرد گرفته مى‏شود و مبلغى هزینه مى‏گردد، اما مثلاً براى شیخ مفید سالگرد گرفته نمى‏شود. این حرف درستى هم هست؛ یعنى شخصیت شیخ مفید، با شخصیت خواجوى كرمانى قابل مقایسه نیست. اگر شیخ مفید را محاسبه‏اش كنید و اندازه‏اش مثلاً 100 باشد، خواجوى كرمانى 5/8 است؛ نه از این جهت كه شیخ مفید یك فرد دینى است و خواجوى كرمانى یك نفر غیردینى؛ نه، اصلاً فى‏نفسه و در همان شأن خودش، شیخ مفید برجسته است. این اشكال، اشكال درستى است؛ اما به آن آقایان گفتم كه به نظر شما این اشكال بر چه كسى وارد است؟ شما خیال می كنید كه دولت جمهورى اسلامى نشسته سالگرد خواجو را تصویب كرده است؟ نه، آدم باهمتى در كرمان، چون همشهرى خواجو بوده، به نظرش رسیده كه چه‏طور است یك سالگرد براى خواجو بگیریم؛ بعد دوندگى كرده، این را دیده، آن را دیده، پولى جمع كرده، زحمتى كشیده، و این مراسم سالگرد درست شده است. شما كه در حوزه قم نشسته‏اید و شیخ مفید را مى‏شناسید، كدامتان دویده‏اید، سراغ این و سراغ آن رفته‏اید، ولى براى شیخ مفید سمینار گرفته نشد، كه حالا اعتراض می كنید؟! آقایان ساكت شدند! بعد من گفتم كه هزار نفر هستند؛ شما از شیخ مفید شروع کنید و همین‏طور جلو بیایید. بزرگان، علما، با رتبه‏هاى عظیم، از لحاظ علمى، از لحاظ ادبى، از لحاظ جایگاهشان در بناى عظیم معارف اسلامى - مثل خواجه نصیر، ابن‏ادریس و دیگران - هستند، اما همت نیست! به نظر من، این بى‏همتى در خیلى جاها هست.

نقل از مقام معظم رهبری

در دیدار اعضاى مجمع نویسندگان مسلمان 28/7/ 137

[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 16:52 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

مادر اسیری به من گفت که بچه‌ام اسیر بود، امروز خبر آمد که شهید شده است، شما برو به امام بگو فدای سرتان، من ناراحت نیستم.... وقتى كه خدمت امام آمدم، یادم رفت اول بگویم؛ بعد كه بیرون آمدم، یادم آمد؛ به یكى از آقایانى كه در آن‏جا بود، گفتم به امام عرض بكنید یك جمله ماند. ایشان پشت درِ حیاط اندرونى آمدند، من هم به آن‏جا رفتم. وقتى حرف آن زن را گفتم، امام آن‏چنان چهره‌ایى نشان دادند و آن‏چنان رقتى پیدا كردند و گریه‏شان گرفت كه من از گفتنش پشیمان شدم! این واقعاً خیلى عجیب است. ما این همه شهید دادیم؛ مگر شوخى است؟ هفتاد و دو تن از یلان انقلاب قربانى شدند؛ ولى او مثل كوه ایستاد و اصلاً انگار نه انگار كه اتفاقى افتاده است؛ حالا در مقابل اینکه اسیری را كشته‏اند، چهره‏اش گریان مى‏شود؛ اینها چیست؟ من نمى‏فهمم. آدم اصلاً نمى‏تواند این شخصیت و این هویت را توصیف كند.

به نقل از مقام معظم رهبری

در دیدار اعضاى ستاد برگزارى مراسم سالگرد ارتحال امام 1/3/1369

[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 16:50 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(1) ]

 

به قول امیرالمؤمنین (صلوات‏اللّه‏علیه)، «من نام لم ینم عنه»؛ اگر شما در سنگر خوابت برد، معنایش این نیست كه دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است؛ تو خوابت برده؛ سعى كن خودت را بیدار كنى. ما باید توجه داشته باشیم كه انقلاب فرهنگى در تهدید است؛ كمااینكه اصل فرهنگ ملى و اسلامى ما در تهدید دشمنان است. من یادم مى‏آید كه در اوایل جنگ گزارش هایى مى‏رسید كه مثلاً دشمن تا فلان جا آمده است؛ دشمن دارد فلان جا را بمباران می كند؛ مكرر هم از طرف نیروهاى حزب‏اللهى در محیط هاى گوناگون انقلابى این مطلب تكرار مى‏شد. آن بنده خدایى كه مسئول نیروهاى مسلح بود،(*) انكار می كرد و مى‏گفت دروغ است؛ اصلاً چه كسى مى‏گوید كه عراق دارد به ما حمله می كند؟! در بین مردم شایع شده بود كه عین‏خوش را گرفته‏اند؛ او به آن‏جا رفت و از تلویزیون با او مصاحبه كردند؛ گفت: مى‏گویند عین‏خوش را گرفته‏اند؛ من الان دارم در عین‏خوش مصاحبه می كنم! او از عین‏خوش بیرون آمد؛ سه، چهار ساعت بعد دشمن عین‏خوش را گرفت! بله، دشمن بیرون عین‏خوش بود - در عین خوش نبود - اما این به معناى آن نبود كه دشمن نیست.

به نقل از مقام معظم رهبری

در دیدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى 20/9/1370


ادامه مطلب
[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 16:46 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


 

چند ماه قبل از رحلت امام (رضوان‏اللّه‏علیه)، مرتب از من مى‏پرسیدند كه بعد از اتمام دور? ریاست جمهورى، مى‏خواهید چه كار كنید. من خودم به مشاغل فرهنگى زیاد علاقه دارم؛ فكر می‌كردم كه بعد از اتمام دور? ریاست جمهورى، به گوشه‌ایى بروم و كار فرهنگى بكنم. وقتى از من چنین سؤالى كردند، گفتم اگر بعد از پایان دور? ریاست جمهورى، امام به من بگویند كه بروم رئیس عقیدتى، سیاسى گروهان ژاندارمرى زابل بشوم - حتى اگر به جاى گروهان، پاسگاه بود - من دست زن و بچه‏ام را مى‏گیرم و مى‏روم! واللَّه این را راست مى‏گفتم و از ته دل بیان می‌كردم؛ یعنى براى من زابل مركز دنیا مى‏شد و من در آن‏جا مشغول كار عقیدتى، سیاسى مى‏شدم! به نظر من، بایستى با این روحیه كار و تلاش كرد و زحمت كشید؛ در این صورت خداى متعال به كارمان بركت خواهد داد.

نقل از مقام معظم رهبری

در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی در پنجم اسفند 1370


ادامه مطلب
[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 16:42 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 

 


 

 


 


ادامه مطلب
[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 16:24 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 

 «لا ينال عهدى الظّالمين»(661) بر خلاف پندار اهل سنت، دانشمندان شيعه وجود عصمت را در امام ضرورى مى‏دانند و در اين زمينه به آيه‏ى «لا ينال عهدى الظّالمين» استدلال مى‏كنند. زيرا غير معصوم يا به خود ستم مى‏كند يا به ديگران. علامه‏ى طباطبايى مى‏فرمايد: شرط دستيابى به مقام رفيع امامت، پيراستگى از ظلم و آراستگى به سعادت عدل است. زيرا هر آن كه صدور ستم از وى روا باشد، هدايت نيافته و نيازمند هدايت است و بر اساس آيه‏ى «أفمن يهدى إلى الحقّ أحقّ أن يتّبع أمّن لا يهدّى إلاّ أن يهدى‏»،(662)هدايتگر به سوى حق بايد از هر گونه نقصى كه نياز به رهبرى ديگرى دارد، وارسته و پاك باشد. بنا بر اين، دو طرف قضيه را مى‏توان اثبات كرد؛ هم لزوم عصمت در امام و هم عدم امكان امامت غير معصوم. آنگاه تقرير يكى از اساتيد خودشان را در استدلال به آيه چنين بيان مى‏كنند: مردم را به چهار گروه مى‏توان تقسيم كرد:
 1 - آن كه در تمامى عمرش ظالم باشد.
 2 - آن كه در تمامى عمرش عادل باشد.
 3 - آن كه در آغاز ستمگر و در فرجام عادل باشد.
 4 - آن كه نخست عادل و سرانجام ظالم باشد.
 شكى نيست كه گروه يكم و چهارم شايستگى دستيابى به مقام منيع امامت را ندارند و از عظمت ابراهيم خليل دور است كه امامت را براى چنين فرزندانى طلب كند. دسته‏ى سوم نيز در مقطعى از زمان آلوده به ظلم بوده و در نتيجه فاقد صلاحيت لازم است، پس فقط گروه دوم است كه واجد شرط احراز آن مقام است.(663)


ادامه مطلب
[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 08:02 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 «اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى»(649) «دين» مجموعه‏ى امورى است كه از ناحيه‏ى پروردگار متعال نازل شده است و از آن جهت كه عمل كردن به آن مشتمل بر ولايت خدا و پيامبر و اوصياى اوست، نعمت شمرده مى‏شود. مقصود خداوند در آيه‏ى شريفه‏ى فوق اين است كه مجموع معارف دينى را كه بر شما نازل كردم، به واسطه‏ى واجب كردن ولايت كامل ساختم. زيرا تا امروز تنها ولايت خدا و پيامبر بود و بعد از انقطاع وحى كه پيامبرى در ميان مردم نيست كه از دين الهى دفاع كند، لازم است خداوند شخصى را منصوب كند و همو ولى امر بعد از رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله است و ولايت خدا، يعنى تدبير امور بندگان به وسيله‏ى دين، تمام نمى‏شود مگر به ولايت رسول، و ولايت رسول نيز جز به واسطه‏ى ولايت اولى الامر تمام نمى‏شود. خداوند مى‏فرمايد: «يا أيّها الّذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرّسول و أولى الأمر منكم»(650)، ولايت خداوند و پيامبر و امامان معصوم و لزوم پيروى از آنان در اين آيه بيان شده است. چنان كه اين حقيقت از آيات ذيل نيز استفاده مى‏شود:
 الف - ولايت خداوند؛ «اللّه ولىّ الّذين ءَامنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور»(651).
 ب - ولايت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله؛ «فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا فى أنفسهم حرجاً ممّا قضيت و يسلّموا تسليماً»(652)و «النّبىّ أولى بالمؤمنين من أنفسهم».
 ج - ولايت امام معصوم‏عليه السلام؛ «انّما وليّكم اللّه و رسوله الّذين ءامنوا الّذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزّكوة و هم راكعون»(653).


ادامه مطلب
[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 08:00 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

  «هو الّذى جعل لكم النّجوم لتهتدوا بها فى ظلمات البرّ و البحر»(635) خداوند متعال همان گونه كه براى سفرهاى دريايى و صحرايى كه در عمر انسان‏ها اندك پيش مى‏آيد، راهنما قرار داده است، براى سفر معنوى انسان‏ها و حركت دايمى بشريت در مسير حق نيز راهنما معين كرده است. از اين رو، در احاديث وارد شده كه مقصود از ستارگان هدايت، رهبران معصوم و اولياى خداوند هستند.(636)
 همچنين همان گونه كه خداوند زمين مرده را زنده مى‏كند، زمينه مرده (قلب انسان‏ها) را به وسيله‏ى امام معصوم زنده مى‏كند. از اين رو، در ذيل آيه‏ى شريفه‏ى «اعلموا انّ اللّه يحيى الأرض بعد موتها»(637)، امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: خداوند زمين را به وسيله‏ى حضرت مهدى‏عليه السلام زنده مى‏كند، بعد از آن كه مرده باشد. منظور از مردن زمين، كفر اهل ايمان است و كافر مرده است؛ «يحيى اللّه تعالى بالقائم بعد موتها»؛ يعنى «بموتها كفر أهلها و الكافر ميت».(638)

 


ادامه مطلب
[ جمعه 12 خرداد 1391 ] [ 07:57 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(1) ]

 «يا أهل الكتاب قد جائكم رسولنا يبيّن لكم على فترة من الرّسل ...»(620) سؤال: طبق عقيده‏ى ما، جامعه‏ى انسانيت لحظه‏اى از نماينده‏ى خدا و فرستادگان او خالى نخواهد شد، پس چگونه ممكن است چنين فترتى وجود داشته باشد؟ پاسخ: بايد توجه داشت كه قرآن مى‏گويد: «على فترة من الرّسل»؛ يعنى رسولانى در اين دوران نبودند، اما هيچ مانعى ندارد كه اوصياى آن‏ها باشند. به تعبير بهتر، «رسولان» آن‏هايى بودند كه دست به تبليغات وسيع و دامنه‏دارى مى‏زدند، مردم را بشارت و انذار مى‏دادند و سكوت و خاموشى جامعه را درهم مى‏شكستند و صداى خود را به گوش  همگان مى‏رساندند. ولى اوصياى آن‏ها همگى چنين مأموريتى نداشتند، حتى گاهى ممكن است آن‏ها به علت يك سلسله عوامل اجتماعى در ميان مردم به طور پنهان زندگى داشته باشند. حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: «اللّهم بل لا تخلوا الأرض من قائم للّه بحجّة اما ظاهراً مشهوراً أو خائفاً مغموراً لئلاّ تبطل حجج اللّه و بيّناته ...»؛ آرى! روى زمين هرگز از كسى كه قيام به حجت الهى كند، خالى نخواهد ماند، خواه آشكار و مشهود باشد يا پنهان و ناشناخته؛ براى اين كه احكام و دستورات الهى و نشانه‏هاى خداوند از بين نرود.(621)


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 11 خرداد 1391 ] [ 08:23 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 «و من اللّيل فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقاماً محموداً»(614) كلمه‏ى «تهجّد» از ماده‏ى هجود به معناى خواب است و «تهجّد» به طورى كه بسيارى از اهل لغت گفته‏اند، به معناى بيدارىِ بعد از خواب است. پس معناى آيه‏ى شريفه، چنين است: قسمتى از شب را پس از خوابيدنت، بيدارباش و به نماز مشغول شو، به اميد اين كه خداوند تو را به مقام محمود را برساند. گفتنى است كه محمود بودن مقام پيامبرصلى الله عليه وآله را مطلق و بدون قيد ذكر كرده است. زيرا آن، مقامى است كه همگان آن را مى‏پسندند. روشن است وقتى همه‏ى انسان‏ها مقامى را حمد مى‏كنند كه از آن خوششان بيايد و از آن بهره‏مند گردند. به همين جهت، آن را تفسير كرده‏اند به مقامى كه خلايق آن را حمد مى‏كنند و آن، مقام شفاعت كبراى رسول خداصلى الله عليه وآله است كه روز قيامت در آن مقام قرار مى‏گيرد و روايات شيعه و اهل سنت در اين معنا متّفق است.(615)


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 11 خرداد 1391 ] [ 08:20 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...8687888990...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید