مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

مادر اسیری به من گفت که بچه‌ام اسیر بود، امروز خبر آمد که شهید شده است، شما برو به امام بگو فدای سرتان، من ناراحت نیستم.... وقتى كه خدمت امام آمدم، یادم رفت اول بگویم؛ بعد كه بیرون آمدم، یادم آمد؛ به یكى از آقایانى كه در آن‏جا بود، گفتم به امام عرض بكنید یك جمله ماند. ایشان پشت درِ حیاط اندرونى آمدند، من هم به آن‏جا رفتم. وقتى حرف آن زن را گفتم، امام آن‏چنان چهره‌ایى نشان دادند و آن‏چنان رقتى پیدا كردند و گریه‏شان گرفت كه من از گفتنش پشیمان شدم! این واقعاً خیلى عجیب است. ما این همه شهید دادیم؛ مگر شوخى است؟ هفتاد و دو تن از یلان انقلاب قربانى شدند؛ ولى او مثل كوه ایستاد و اصلاً انگار نه انگار كه اتفاقى افتاده است؛ حالا در مقابل اینکه اسیری را كشته‏اند، چهره‏اش گریان مى‏شود؛ اینها چیست؟ من نمى‏فهمم. آدم اصلاً نمى‏تواند این شخصیت و این هویت را توصیف كند.

به نقل از مقام معظم رهبری

در دیدار اعضاى ستاد برگزارى مراسم سالگرد ارتحال امام 1/3/1369


[ شنبه 13 خرداد 1391 ] [ 16:50 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(1) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران