مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

مکه، یک کوه تاریخی دارد و این کوه یک آشنای صمیمی. اگر این کوه از مکه و این آشنا از آن کوه گرفته شود، این شهر می‏ماند با حرارت آتشین، زمین‏های سوزان و کوه‏های افسرده رنگ و سیاه‏رو. کوه نور را به مکه بدهید و محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در غار حرای آن جای دهید، آن گاه مکه همه چیز می‏شود؛ مرکز نهضت اسلامی می‏گردد، بزرگ‏ترین شهرهای دنیا را زیر سلطه و نفوذ خود درمی‏آورد و نیز زیارتگاه میلیاردها انسان در طول قرن‏ها می‏شود که لبیک گویان به سویش می‏شتابند و رستاخیز موعود را با جامه‏های سپید خود در این عالم جلوه‏گر می‏سازند.
نور باران کوه نور

اینک در روند نهضتِ پیامبران، از نقطه عطفی باید یاد کرد که زمینه‏ساز تولدی دوباره برای تاریخ، جامعه، دین و فرهنگ است. سخن از برخاستن انسانی است که در دعوت حیات‏بخش خود، مرز نمی‏شناسد. او پرتو مهر گسترده الهی و آورنده پیام عدالت، آزادی و رهایی انسان از نادانی و تاریکی است. محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از آن‏روز که خویشتن را شناخت، از شرک و سلطه و جهل و خرافه و خشونت نفرت داشت و با احساس بیگانگی با وضع موجود، به دگرگونی بنیادی تاریخ، جامعه و انسان می‏اندیشید. او از هر بدی و پلیدی رویگردان بود؛ به همین دلیل، بخشی از روزهای سال را در کوه نور و غار حرا در خلوت با خدا به مناجات می‏گذراند. سرانجام آن شبِ شب ستیز فرا رسید و کوه نور با کلام وحی نور باران شد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 خرداد 1391 ] [ 10:33 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 

بی‏تاب از حرارت تکلیم، از قله «نبوت» باز می‏گردد.
آنک ندای «اقرأ باسم ربک الذی خلق» در جانِ روشن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله طنین انداخته است .
قرآن، بر قلب مبارک پیامبری نازل می‏شود که امین وحی است و دلسوز مؤمنان...
مردی از نسل ابراهیم، به پیامبری مبعوث می‏شود تا دیگر بار کعبه را از آلایش بت‏ها پاک سازد.
پیامبری می‏آید تا تجلی رحمتِ خداوند باشد.
پیامبری بی‏تاب از کوه فرود می‏آید که جبرئیل را در افق روشن دیده است.
پیامبری که در رساندن پیام وحی به مردمان دریغ نمی‏ورزد.
آن‏گاه، محمّد رسول‏اللّه‏ در عرش طنین می‏اندازد:
یا محمّد!
خداوند چه‏قدر تو را دوست می‏داشت که افلاک را به خاطر تو آفرید.
ای که جان پاکت، زحمت درس و مشق نبرد بود و قلبت لوحِ محفوظ علم الهی.
آری! «هو الذی بعث فی الامیّین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین»
سلام بر تو ای پیامبر که بشر را از گمراهی آشکارش نجات دادی و در راه هدایت خلق خدا، به جان کوشیدی و احکام شریعت خداوند را برقرار ساختی!
سلام بر تو که آیین یکتاپرستی را احیا کردی! و خدا را سپاس می‏گوییم که پیامبری چون تو را برای ما فرستاده است.

 

 

 

[ دوشنبه 29 خرداد 1391 ] [ 10:29 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

پرسش: آيا تنها عمل ما مسلمانان مورد قبول حضرت حق قرار مى‏گيرد و تنها ما به بهشت مى‏رويم يا عمل غير مسلمانان نيز، اعم از يهوديان و مسيحيان، مورد قبول است و به بهشت مى‏روند؟ ايمان نديم پور، دانش‏آموز: كومله لنگرود) پاسخ: يكى از پرسش‏هايى كه از ديرباز در حوزه مباحث كلامى مطرح بوده و پيشينه‏اى بسيار طولانى دارد، سؤال از نقش ايمان و كفر در سعادت و شقاوت ابدى انسان و رابطه ميان ايمان و عمل صالح است . در طول تاريخ علم كلام، اين مسئله هر از چند گاهى در قالب و عنوانى جديد و با مجموعه‏اى از پرسش‏هاى متفاوت و متناسب با ويژگى‏هاى عصر خود جلوه كرده است .


ادامه مطلب
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 08:23 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

«ان ناشئة الليل هي اشد وطئا و اقوم قيلا» (مزمل - آيه‏6) همانا برخاستن در شب براى عبادت و پرستش خدا دشوارتر و براى خواندن استوارتر است. ناشئة: مصدر است از نشا مثل عافية و معنايش قيام و برخاستن است. در روايتى از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل شده كه فرمودند: هي القيام في آخر الليل معناى ناشئه برخاستن براى نماز شب در آخر شب است. و همچنين از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: هي قيام الرجل عن فراشه لا يريد به الا الله تعالى - معناى ناشئة برخاستن انسان است از رختخواب آسايش فقط به خاطر كسب رضايت پروردگار متعال يعنى در برخاستن از خواب، تنها يك نظر دارد و يك انديشه در سر مى پروراند و آن نيت‏خالص براى اطاعت پروردگار است كه هيچ ريا و شائبه اى در آن نيست. به هر حال ناشئة چنانچه گفته شد از نشا گرفته شده و اگر اين كلمه را بر مذكر اطلاق كنند ناشئ مى گويند و اگر بر مؤنث اطلاق شود ناشئة است و در اين مورد چون مقصود از ناشئة عبادتى است كه در دل شب انجام داده مى شود لذا احتمالا به اين خاطر به صورت مؤنث درآمده، زيرا عبادت مؤنث است. اشد وطئا: يعنى زحمت و مشقتش بيشتر است.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 08:17 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

والذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن يغفر الذنوب الا الله ولم يصروا على ما فعلوا وهم يعلمون اولئك جزآؤهم مغفرة من ربهم وجنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ونعم اجر العاملين‏» (سوره آل عمران - آيات 135 و 136) و آنان كه كار زشت و گناه كبيره اى مرتكب شوند و يا به خويشتن ستم روا دارند، همانا اگر خدا را ياد كنند و براى گناهانشان از او طلب آمرزش كنند - و كيست جز خدا كه گناهان را بيامرزد - و اصرار و پا فشارى بر گناه خود نكنند در حالى كه آگاه هستند، پاداششان آمرزش از سوى پروردگارشان است و بوستانهائى كه از زيرش جويهاى روان جارى است، در آن جاودانه اند و چه نيكو است پاداش كاركنندگان. فاحشه: هر عمل زشت و قبيحى را فاحشه نامند هرچند بيشتر اطلاق بر زنا مى شود ولى چون در اين آيه در كنار فاحشه، واژه ظلم به نفس آمده است، ممكن است فاحشه بر هر گناه كبيره اى اطلاق شود در حالى كه ظلم به نفس اشاره به گناهان صغيره باشد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 08:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

ان الله و ملائكته يصلون على النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما» (سوره احزاب - آيه 56)

همانا خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى فرستند ، پس شما اى مؤمنان بر او صلوات بفرستيد و سلام گوئيد (تسليم فرمانش باشيد)

صلاة : صلاة در اصل به معناى انعطاف است و صلاة خدا بر پيامبرش به معناى انعطاف او قرين رحمتش به پيامبر است و چون در اينجا صلاة مقيد نيست لذا انعطاف كامل و مطلق خداوند را نسبت‏به پيامبرش مى رساند.

ملاحظه مى كنيد ، قبل از اينكه خداوند از مؤمنين بخواهد كه بر پيامبرش درود بفرستند ، خود و فرشتگانش بر او درود و صلوات مى فرستند و صلوات مؤمنين نيز انعطاف آنها بوسيله درخواست رحمت‏براى آن حضرت است . صافى از على بن ابراهيم قمى نقل مى كند كه : صلوات خدا بر پيامبر ، پاك كردن آن حضرت و ستودن اوست و از سوى مردم دعا كردن و طلب رحمت‏براى اوست و اقرار نمودن به فضل و مقام والايش و تصديق فرمانش و اطاعت‏بى چون و چرا از اوامرش و اجتناب و دورى جستن از نواهيش .و سلام بر او يعنى تسليم به ولايت و هرچه او آورده است

.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 08:26 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

«و اتقوا فتنة لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصة و اعلموا ان الله شديد العقاب‏» (سوره انفال - آيه 25) پروا كنيد از فتنه اى كه چون درگيرد، تنها به ستمكارانتان نمى رسد (بلكه به خاطر سكوت، دامنگير همگان مى‏شود) و بدانيد كه خداوند سخت كيفر است. لا تصيبن: چنانچه در مجمع البيان آمده است، اميرالمؤمنين و امام باقر عليهما السلام و برخى از اصحاب، اين كلمه را «لتصيبن‏» خوانده اند كه در اينجا دو علامت تاكيد آمده و نفى برطرف شده است ولى مشهور همان رسم الخط قرآنى حاضر است و بيشتر مورد پذيرش مى باشد. به هر حال اين آيه، مؤمنان را از فتنه اى هشدار مى دهد كه اگر درگرفت و شعله ور شد، مخصوص ستمكاران و يا مشركان نخواهد بود، زيرا آثار سوء آن بى گمان، گريبانگير همه مى‏شود.


ادامه مطلب
[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 08:22 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

امت ميانه

«وكذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا و ما جعلنا القبلة التي كنت عليها الا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه و ان كانت لكبيرة الا على الذين هدى الله و ما كان الله ليضيع ايمانكم ان الله بالناس لرؤوف رحيم‏» (سوره بقره - آيه‏143)

و بدينسان شما را امتى وسط و ميانه قرار داديم تا گواه بر مردم باشيد و پيامبر گواه بر شما باشد. و قبله اى را كه بر آن بودى برقرار نكرديم مگر اينكه بازشناسيم كسانى كه پيروى از پيامبر مى كنند از آنها كه واپس گرايند و به قهقرا باز مى گردند و قطعا اين آزمايش جز براى آنان كه خداوند هدايتشان كرده دشوار آيد و خدا هرگز ايمان (نمازهائى را كه با قبله سابق خوانده‏ايد) شما را ضايع نمى كند و ناديده نمى گيرد زيرا خداوند به مردم رحيم و مهربان است.


ادامه مطلب
[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 08:20 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

«ثم جعلناك على شريعة من الامر فاتبعها و لا تتبع اهواء الذين لا يعلمون . انهم لن يغنوا عنك من الله شيئا و ان الظالمين بعضهم اولياء بعض و الله ولى المتقين‏» (سوره جاثيه - آيات‏18 و 19) پس از انبياء و پيامبران گذشته (سپس نوبت‏به تو رسيد ، ما تو را هم بر شريعتى كامل از امر دين واقف ساختيم ، پس همان را پيروى كن نه هواهاى كسانى را كه علم ندارند ، چرا كه آن مردم هرگز تو را از اراده خدا بى نياز نكنند و ستمكاران جهان به نفع خود در ظلم و ستم دوستدار يكديگرند و خدا تقواپيشگان را سرپرستى مى كند و ولى و يار آنان است . فاتبعها: از اينكه در اين خطاب به رسول خدا امر مى‏كند كه از شريعت پيروى كن ، معلوم مى شود خود رسول خدا نيز با امت در پيروى و اتباع احكام شريك است . شريعه: راهى است كه آدم را به لب آب مى رساند . و اطلاق مى شود بر هر راهى كه انسان را به مقصد برساند . شريعه يك بار در قرآن آمده است و به معناى دين اسلام مى باشد.


ادامه مطلب
[ جمعه 26 خرداد 1391 ] [ 08:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

«ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون‏» (سوره روم، آيه‏41) فساد و تباهى در خشكى و دريا (تمام زمين) به كرده هاى بد خود مردم پديد آمد تا ما هم كيفر برخى اعمالشان را به آنها بچشانيم باشد كه (پشيمان شده و به درگاه الهى) بازگردند. البر و البحر: مقصود از بر و بحر تمام گستره زمين است. الفساد: و مقصود از فساد، بلاهاى عمومى است كه جهان را فرا مى‏گيرد و حرث و نسل را از بين مى‏برد (مانند قحطى، زلزله، بيماريهاى مسرى، جنگ‏ها، غارتگريها) و خلاصه هر بلائى كه نظام جهان را مختل مى‏سازد كه برخي از آنها توسط خود مردم صورت مى‏گيرد مانند جنگها و غارتها و برخى در اثر اعمال بد مردم، در طبيعت‏به وقوع مى‏پيوندد مانند زلزله و خشكسالى و نيامدن باران.


ادامه مطلب
[ جمعه 26 خرداد 1391 ] [ 08:10 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...8182838485...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید