مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 

مقایسه صعودی(مقایسه کردن خود با افراد فرادست در مادیات)، پیامدهایی دارد که به طور مستقیم، بر سطح رضایت از زندگی تأثیر می گذارد. این پیامدها عبارت اند از:

یک. اندوه


مقایسه صعودی، شادی را از دل ها می رباید و لبخند را از لب ها می زداید. 
امام باقر(ع) می فرماید: 
هرکس به آنچه در دست دیگران است، چشم بدوزد، اندوه او طولانی می گردد و خشم او آرام نمی گیرد " 1 ". 
در این حدیث، به «طولانی شدن» حزن اشاره شده است. در حدیث دیگری، پیامبر خدا(ص) به «شدت» حزن پرداخته ، می فرماید: 
کسی که به آنچه در دست دیگران است، چشم بیندازد، اندوهش فراوان می شود و خشم او آرام نمی گیرد " 2 ".

دو. حسرت


کسی که مقایسه صعودی کند، فهرست بلندی از نداشته ها را برای خود تهیه می کند و به خاطر آنچه ندارد، پیوسته افسوس می خورد و کسی که پیوسته چنین باشد، همانند کسی است که می خواهد جان دهد. روزی جبرئیل(ع) بر پیامبر خدا(ص) نازل شد و گفت: ای پیامبر خدا، خداوند متعال بر تو سلام می فرستد و می گوید: بخوان: 
(بسم الله الرحمن الرحیم .« ولا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازوجا منهم»... " 3 ". 
پس از نزول این آیه شریف، پیامرخدا(ص) به کسی گفتند این پیام را به گوش مردم برساند که: 
هرکس با ادب الهی تربیت نشود، از حسرت خوردن بر دنیا، نفسش به شماره می افتد " 4 ". 
مقایسه صعودی، آن قدر زندگی را بر انسان سخت می کند که گویی انسان در حال جان کندن است و در این شرایط نمی توان زندگی آرام و لذت بخشی را انتظار داشت.


ادامه مطلب
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 16:29 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

البته قناعت به معنای تنبلی و بی کاری نیست . قناعت و تلاش ، دو مقوله جدا از یکدیگرند. لذا یکی از آنها دیگری را نفی نمی کند. «تلاش و تنبلی» در یک طبقه قرار می گیرند و «قناعت و حرص»نیز در یک طبقه. انسان در مقام عمل، یا تلاشگر است یا نتبل و در مقام احساس و روحیه، یا قانع است یا حریص. در این که انسان باید تلاش کند، شکی نیست؛ اما سخن، این است که همراه با حرص باشد یا قناعت؟ امام علی(ع) می فرماید: 
روزی را طلب کنید؛ زیرا روزی ، برای کسی که آن را طلب کند، تضمین شده است " 1 ". 
پس قرار ساختن تساوی بین «قناعت» و «تنبلی»، یک مغالطه است. خداوند، روزی را تضمین کرده، ولی انسان نیز وظیفه ای دارد. سَدیر می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: وظیفه انسان در طلب روزی چیست؟ حضرت فرمود: 
وقتی در مغازه ات را باز کردی و بساط خود را پهن نمودی، آنچه را برعهده توست، انجام داده ای " 2 ". 
بنابراین، انسان باید تلاش کند تا خداوند، روزی را برساند و البته به آنچه رسید، قانع باشد و حرص نورزد.

بخل، دشمن آسایش زندگی


تفکری که دارایی و ثروت را منشا خوش بختی می داند، از یک سو، به طمع دچار می شود تا مال بیشتری گرد آورد و از سوی دیگر، به بخل روی می آورد تا مال را به مدت بیشتری نزد خود نگه دارد و از تلف شدن آن، جلوگیری کند و بدین وسیله، از زندگی ، لذت بیشتری ببرد؛ اما آنچه اتفاق می افتد چیز دیگری است. شخص بخیل، در حقیقت، رنج و غم و فشار روانی را نزد خود پایدار می گرداند. بخیل، با هدف ثروتمندی بخل می ورزد، ولی در حقیقت ، به سوی فقر می شتابد. امام علی(ع) می فرماید: 
در شگفتم از بخیل که به سوی فقر و ناداری ای که از آن گریزان است، می شتابد و توانگری و ثروتی را که در پی آن است، از دست می دهد. او در دنیا مانند تهی دستان به سر می برد و در آخرت، همچون توانگران ، حسابرسی می شود " 3 ". 
همچنین، بخیل، در احتماع ، چیزی جز مذمت، " 4 ". ننگ، " 5 ". ناسزا، " 6 ".دشمنی " 7 ". و خواری " 8 ". کسب نمی کند؛ دوستان خود را از دست می دهد " 9 ". و اقوام وخویشاوندان ، با او قطع رابطه می کنند " 10 ". با این وضعیت، آیا می توان پذیرفت که راه بخل، به وادی آرامش ختم می شود؟ هرگز! بخل، فشار روانی را افزایش می دهد " 11 ". و آسایش را از انسان می گیرد. از این رو پیامبر خدا(ص) می فرماید:


ادامه مطلب
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 16:22 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

روزی، یکی از نیازهای اساسی انسان است و لذا ترس از آینده و چگونگی تأمین «روزی»، یک نگرانی عمومی است. نگرانی اگر به اندازه باشد و از حد متعارف نگذرد ، عامل تحرک برای کسب روزی است. اما اگر افزایش یابد و از حد معمول بگذرد، به افزایش تنیدگی و فشار روانی منجر شده، رضایت از زندگی را به مخاطره می اندازد. 
امام علی(ع) یکی از عوامل هلاک کننده مردم را ترس از فقر می داند " 16 ".

خدا روزی را تضمین کرده است


این، در حالی است که روزی انسان، تأمین شده است " 17 ". خداوند متعال، تضمین کرده است که روزی انسان را در هر شرایطی تأمین می کند. تأمین کننده روزی، کسی است که مالک آفرینش است، و تضمین کننده آن، کسی است که مقتدر و شکست ناپذیر است. قرآن کریم می فرماید: 
(ان الله هو الرزاق ذوالقوه المتین " 18 ". 
خداست روزی رسان، و اوست دارنده نیرویی سخت استوار) 
وقتی انسان بداند روزی اش به دست صاحب قدرت است، احساس اطمینان و آرامش می کند. هیچ جنبده ای در روی زمین نیست مگر آن که روزی اش بر عهده خداست " 19 ". چه بسا جنبندگانی که یارای تحصیل روزی خویش ندارند و خدا روزی آنها را می دهد. روزی انسان را نیز همین خدا تأمین می کند " 20 ". هر جانداری روزی خود را دارد " 21 ". به مورچه بنگرید که با آن همه کوچکی و ظرافت اندام( که تقریباً به چشم نمی آید.)، روزی اش تضمین شده و به فراخور حالش، روزی او می رسد .خداوند منان و بخشنده ، از او غافل نیست و او را محروم نساخته است؛ اگر چه در دل تخته سنگی سیاه و خشک و یا در میان صخره ای سخت باشد " 22 ". و یا به پرندگانی مثل کلاغ و عقاب و کبوتر و شتر مرغ بنگرید که خداوند، روزی همه آنها را ضمانت کرده است " 23 ". این نکات آموزنده، نشان می دهد که نگران بودن برای روزی، بی مورد است. از این رو، پیامبر خدا(ص) به ابن مسعود می فرماید:


ادامه مطلب
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 16:18 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

وقتی کشتی بخواهد در ساحل، پهلو بگیرد، لنگر می اندازند و آن را به محلی محکم و ثابت می بندند.کشتی زندگی نیز همین گونه است. 
اگر بخواهید زندگی موفق و رضایت بخشی داشته باشید، باید به چیزی و جایی دل ببندید که پایدار و تغییر ناپذیر باشد. به یاد داشته باشید. که: «آنچه نپاید، دل بستگی را نشاید.» 
یکی از ویژگی های مهم دنیا ناپایداری آن است .امام علی(ع) در توصیف ناپایداری دنیا می فرماید: 
[دنیا] سرایی است به بلا آمیخته و به نیرنگ، شناخته شده. احوال آن ناپایدار است و ساکنان آن، ایمن نیستند. احوالش گوناگون و حالاتش گذرنده است... " 1 ". 
و به فرموده پیامبر اکرم(ص) پیامد دل بستن به چنین دنیایی افزایش حزن و اندوه است " 2 ". ایشان همچنین می فرماید: 
من سه چیز را برای کسی که دل به دنیا بسته است تضمین می کنم: فقری که بی نیازی برای آن نیست، گرفتاری ای که آسودگی برای آن نیست و حزن و اندوهی که پایان ندارد " 3 ". 
بنابراین، محنت و رنج، با دل بستگی به دنیا مقرون است " 4 ". پیام این بخش از متون دینی- که کم هم نیست- دنیا ستیزی و تشویق به گریز از زندگی نیست؛ پیام آن، روشن کردن ماهیت دل بستگی به دنیا و نقش آن در تخریب زندگی است. کسی که از این حقایق، آگاهی داشته باشد، برای آن که راحت زندگی کند، به دنیا دل نمی بندد.


ادامه مطلب
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 16:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

هركس بار زندگی را به دوش می‌كشد، مقدار زیادی از وقت خود را صرف درآمد و معاش خود و كسان خود می‌كند. كسی كه در اندیشه معاش است، باید به این پرسش‌ها پاسخ دهد كه اگر خداوند خالق انسان است و روزی او را تضمین نموده است، پس تلاش ما برای چیست؟ و اگر كار كردن ما نقشی در روزی ما ندارد و ما فقط مسئول دریافت آن هستیم پس این همه كار و تلاش انبیاء و اولیا و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ برای چه بوده است؟ و آیا امور معنوی، از قبیل توبه و استغفار، صدقه، دعا و ... چه تأثیری در جلب روزی دارند؟ در اینجا سه دیدگاه مطرح می‌شود: 
تفریط 
منطق عده‌ای از دینداران آن است كه رازق، تنها خداوند است و بس. او خالق است و ما مخلوق، او رازق است و ما مرزوق. روزی ما را او خود تضمین نموده و خداوند از وعده خود هرگز تخلّف نخواهد كرد. 
در این دیدگاه، برای كار و تلاش انسان امتیاز لازم در نظر گرفته نشده است. گویی كه تلاش انسان برای امرار معاش، دخالت در كار خداست و نوعی بی اعتنایی و حتی انكار تقدیر الهی است. از این نظر می‌توان این دیدگاه را دیدگاهی تفریطی دانست. 
افراط 
عده‌ای هم كه خواسته‌اند ارزش لازم نسبت به تلاش انسان در نظر گرفته شود، می‌گویند: خداوند گرچه رازق است، اما كار انسان را به انسان واگذار كرده و خود او را مسؤول بدست آوردن روزی‌اش دانسته است. پس باید عقل حسابگر داشت و از زور بازو كمك گرفت. 
این طرز تفكر گرچه نقطه ضعف تفكر قبلی را ندارد و به كار و تلاش انسان ارزش می‌دهد، اما خالی از اشكال نیست و نقطه ضعف آن اصل قرار دادن كار انسان و بی‌توجهی به عوامل معنوی است. از این نظر می‌توان آن را دیدگاه «افراطی» نامید. 
اعتدال 
راه اعتدال، راه سوم است كه با مراجعه به آیات و روایات و عملكرد معصومین ـ علیهم السّلام ـ در این زمینه مشخص می‌شود. این نوشتار در پی آن است كه راه سوم را یافته و حد و مرز آن را مشخص كند. 
ما در این مقاله ابتدا از مسأله ضمانت روزی انسانها بحث خواهیم كرد، اینكه آیا در ورای اراده انسان، دستی وجود دارد كه پشتوانه همّت او باشد و زحمات او را به نتیجه برساند؟ یا خیر؟ سپس از اهمیت كار و تلاش و نحوه عملكرد پیشوایان دین سخن خواهیم گفت؛ اینكه آیا عواملی مانند دعا، توكّل و عبادت، می‌تواند جایگزین تلاش و كوشش‌های انسان شود یا خیر؟ آیا می‌توان با اطمینان از روزی‌رسانی خداوند و صدق گفتار او، از رنج معاش معاف شد و دل به وعده «یَرزُقُه مِن حَیثُ لا یَحتَسِب» سپرد؟


ادامه مطلب
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 16:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشِیطانِ الرَجیم

بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم

 

اگر انسان بتواند به درستی، «خود»ش را ارزیابی کند. و بشناسد -انشاء الله- معنای بسیاری از حقایقی که دین مطرح نموده است برایش مشخص میشود. این روایت به تواتر از معصوم به ما رسیده است که: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ»؛ (هرکس «خود»ش را بشناسد، خدایش را شناخته است.). پس ما میتوانیم از راه خدا «خود» شناسی، به خداشناسی محکم و مطمئنی دست یابیم و از طریق آن، توحید، نبوت، معاد و امامت را اثبات کنیم.

بحث این جلسه درباره پوچی و اضطراب و دلایل وجود آنها در انسان است. گاهی انسان در خودش احساس پوچی و اضطراب می کند. در چنین حالی اگر انسان علت را بداند می تواند آنها را رفع کند وگرنه خودش را سرگرم و مشغول ساخته، از سرابی به سرابی، و از دردی به دردی دیگر دچار شده، از درد درونی و درمان صحیح آن غافل می شود، و مشکل همان طور باقی می ماند. به همین دلیل، برای درمان صحیح باید بدانیم ریشه پوچی ها و اضطرابها چیست.


ادامه مطلب
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 15:56 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

ولكن اللّه حبّب اليكم الايمان وزينّّه في قلوبكم38 (حجرات،49/7)
شخص حكيم وقتي مي خواهدكاري را انجام دهد، ابتدا زمينه هاي آن را فراهم مي‌سازد. اين اصل در مورد هدايت انسان نيز كاملاً صادق است. خداوند مي خواهد همه انسانها ـ بي آن‌كه تحت برنامه? جبر قرار گيرند ـ با ميل و اراده? خود راه حق را بپويند، لذا از يك سو ارسال رسل مي كند و انبيا را با كتاب‌هاي آسماني مي فرستد و از سوي ديگر (ايمان) رامحبوب انسانها قرار مي دهد، آتش عشق حق طلبي و حق جويي را در درون جان‌ها شعله ور مي كند و احساس نفرت و بيزاري از كفر و ظلم و نفاق و گناه را در دل‌ها مي آفريند.39
علاوه براين علم ومعرفت به هرچيزي وقتي كامل مي شود كه عالم وعارف نسبت به معلوم و معروف خود ايمان صادق داشته باشد نه اين كه آن را شوخي وبازيچه بپندارد، به علاوه ايمان خود را از ظاهر و باطن خود بروز دهد و جسم و جانش در برابر معروف خاضع شود اين همان ايماني است كه اگر در دل بتابد آشكار و نهان آدمي را در پرتو خود اصلاح مي‌كند.
لذا امام سجاد‌(ع) مي فرمايند:
اللهم اني أسألك ايماناً تباشر به قلبي40
كه در اين بيان امام (ع) علاوه بر درخواست ايمان، از خدا مي خواهد كه اين ايمان به گونه اي باشد كه قلب مبارك حضرت همواره ملازم و مباشر آن باشد و هرگز از آن فاصله نگيرد و از آن جدا نشود و اين خود نشانگر اهميت ايمان و محبوبيت آن نزد حضرت سيد الساجدين (ع) است.
نكته? ديگر اين كه به جهت ارزش و اهميت فراوان ايمان، مسأله? ازدياد آن نيز به عنوان يك امر مطلوب در قرآن كريم مطرح گرديده است و آيات شريفه اي كه در اين باب نازل شده اند طرق گوناگون ازدياد آن را به ما نشان مي دهند مانند اين آيه? شريفه: هو الذي أنزل السكينة في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايماناً…(فتح،48/4)41
در اين آيه? شريفه انزال سكينه توسط پروردگار، يكي از راه هاي ازدياد ايمان شمرده شده است. طلب ازدياد ايمان در مواضع مختلف بيانات امام سجاد (ع) به چشم مي‌خورد، از جمله مي فرمايند:
اللهم انّي أسالك ان تملا قلبي… ايمانا بك.42
در بيان فوق امام‌(ع) از خداوند مي خواهد كه ايمانش را چنان افزون فرمايد كه قلب مبارك حضرت سرشار و مالامال از ايمان گردد.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 09:42 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تتجافي جنوبهم عن المضاجع يدعون ربّهم خوفاً و طمعاً وممّا رزقناهم ينفقون.(سجده،32/16)25
(هذا مقام من… امّّك بطمعه يقيناً وقصدك بخوفه اخلاصاً.)26
هر كس در هر مقامي است بايد از مكر و قهر و عذاب الهي ترسان باشد زيرا نترسيدن‌از‌‌مكر و عذاب الهي يا در اثر نداشتن ايمان به خدا و روز جزا است، مانند‌‌كفّار، و يا در اثر ضعف ايمان و كثرت غفلت و مغرور شدن به آيات رحمت‌‌است، مانند ايمن بودن فجّار و معصيت كاران از اهل ايمان، يا در اثر جهل به عظمت و غناي خداي و عجب به عمل خود و تكيه به آن است مانند ايمن بودن بعضي از اهل طاعت و عبادت كه چون خداي را به عظمت و بي نيازي و خود را به عجز و حقارت و نيازمندي نشناختند، به عمل خويش دل خوش گرديده و ترس را از دل بيرون كردند، غافل از اين كه چه عمل هاي بزرگي كه در نزد صاحبش بزرگ است ولي به واسطه? نداشتن شرايط قبولي نزد خداي تعالي به اندازه? ذره‌اي وزن‌‌ندارد.27
نكته? بسيار مهم اين است كه انسان مؤمن بايد به ميزاني كه خوف و خشيت دارد، از اميدواري و رجاء نيز برخوردار باشد چنان كه امام باقر(ع) مي‌فرمايند:
انه ليس من عبد مؤمن الا (و) في قلبه نوران: نور خيفة ونور رجاء لو وزن هذا لم يزد علي هذا.28
و امام صادق(ع) مي فرمايند: 
لايكون المؤمن مؤمناً حتي يكون خائفاً راجياً.ولا يكون خائفاً حتي يكون عاملا لما يخاف ويرجو.29
سزاوار است كه هر يك از خوف و رجا در مؤمن ، در حد كمال و قوت باشد چنان كه از حضرت صادق‌(ع) مروي است كه لقمان حكيم در ضمن وصيت به فرزندش فرمود: از خدا بترس ترسيدني كه اگر با عبادت جن و انس بر او وارد شوي گويي كه مرا عذاب مي كند و به خدا اميدوار باش اميدي كه اگر با گناهان جن و انس بر او وارد شوي، گويي مرا به رحمت خود مي آموزد.30


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 09:40 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

والذين يؤتون ما آتوا وقلوبهم وجلة انهّم الي ربّهم راجعون (مؤمنون،23 /60)11
كساني كه علي رغم انجام وظيفه? كامل، از ياد مرگ و ذكر رجوع به سوي پروردگار، قلبشان هراسناك مي گردد و احساس خوف شديد مي نمايند، نه اين كه از غضب او بي جهت بترسند و نه اينكه در رحمت او شك و ترديد داشته باشند بلكه اين ترس به خاطر مسئوليت‌هايي است كه بر دوش داشته اند و ممكن است در انجام آن كوتاهي كرده باشند، اين ترس به خاطر درك مقام با عظمت خداست كه انسان در مقابل عظمت او خائف مي‌گردد.12
اينان هم چون افراد كوته بين و دون همت نيستند كه با انجام يك عمل كوچك خود را از مقربان درگاه خدا پندارند و چنان حالت عجيبي پيدا كنند كه همه را در برابر خود كوچك و بي‌مقدار ببينند بلكه اگر برترين اعمال صالح را انجام دهند ـ عملي كه معادل تمام عبادات انس و جن باشد ـ علي وار مي گويند: آه من قلة الزاد و بعد السفر.13
حضرت سيد الساجدين(ع) در صحيفه خويش اين آيه را عيناً نقل فرموده و از خداوند خواسته اند كه ايشان و بلكه همه? مؤمنان را از مصاديق اين كريمه? مباركه قرار دهد:
اللهم… اجعلنا من الذين يؤتون‌ما آتوا وقلوبهم وجلة انّهم الي ربّهم راجعون.14
بنابراين ذكر اسماي جلال پروردگار و يادآوري و رجوع به سوي آن مقام با عظمت، نوعي خوف در قلب انسان ايجاد مي نمايد. علاوه بر اين اصولاً حالت خوف و تضرع در حال ذكر، حالت مطلوب و ممدوحي است كه قرآن كريم به آن توصيه مي نمايد چنان كه در يكي از آيات شريفه مي فرمايد:


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 09:35 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

راغب در مفردات مي‌گويد:
كلمه? ذكر گاهي در معناي (ياد ـ خاطر) بكار مي رود. مثلاً مي گويند (أفي ذكرك، آيا به ياد داري و آيا به خاطر داري) و اين ياد و خاطر هيأتي است در نفس، كه با داشتن آن انسان مي‌تواند آن چه از معلومات كسب كرده حفظ كند، مانند حافظه، با اين تفاوت كه حفظ را در جايي به كار مي برند كه مطلبي را در حافظه? خود داشته باشند، هر چند كه الآن حاضر و پيش روي نباشد، به خلاف ذكر كه در جايي بكار مي رود كه علاوه بر اين كه مطلب در صندوقچه? حافظه اش هست، در نظرش هم باشد، و گاهي كلمه? ذكر را در حضور قلب استعمال مي كنند، و يا حضور در زبان، مثلاً مي گويند ذكر خدا دو نوع است، يكي ذكر به زبان و ديگري ذكر به قلب ، يعني حضور در قلب. معناي سوم ذكر هم عبارت است از سخن، چون هر سخني را هم ذكر مي گويند.1
واحدي مي گويد:
اصل ذكر در لغت توجه و يادآوري است و در اصطلاح ذكر به معناي حاضر شدن شئ در ذهن انسان است كه گاهي به وسيله قلب صورت مي گيرد و گاهي به وسيله? زبان و شرطش هم اين نيست كه حتماً پس از نسيان و فراموشي باشد.2
قرآن كريم مي‌فرمايد:الذين يذكرون اللّه قياماً وقعودا وعلي جنوبهم… (آل‌عمران،3/191)3 مردان الهي و به تعبير قرآن اولوا الالباب، در همه احوال، در حال ذكرند و هيچ گاه قلبشان از ذكر پروردگار غافل نيست. چرا كه ذكر زباني اولاً به تنهايي كافي نيست ثانياً به ميزان ذكر قلبي قابل تداوم و استمرار يافتن نيست ولكن ذكر قلبي‌ـ در صورت سلامت قلب ـ مي تواند هميشه و در همه حالات استمرار يابد چرا كه با هيچ يك از شئون زندگي انسان و كارهاي عادي او منافات ندارد و هيچ گاه براي آن محذوري متصّور نيست، مگر امراض گوناگون قلب كه بايد از شرّ آنها به خداوند پناه ببريم. البته چنان كه گفتيم سخن ما در باب قلب سليم است، قلبي كه با مجاهدت خويش و عنايت پروردگار از تمامي اين امراض مصون و محفوظ مانده است.
امام سجاد(ع) در باب ذكر خدا در همه? احوال، كه مي‌تواند تفسير آيه? شريفه? فوق باشد مي فرمايد:


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ] [ 09:33 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(5) ]
صفحه قبل1...140141142143144...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران