مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

پدران و مادران و مربيان نيز بايد همواره طبع حساس و زود رنج جوانان را در نظر داشته باشند و با آنان بر اساس تكريم و احترام برخورد نمايند. بايد متوجه باشند كه بى احترامى به جوانان و تحقير شخصيت آنان ، يكى از عوامل تجاوزكارى و طغيان نسل جوان است . پدران و مادرانى كه مراعات عواطف فرزندان جوان خود را نمى نمايند و با كلمات تند و رفتار خشن ، باعث آزردگى و رنجش خاطرشان مى گردند، بايد بدانند كه با اين رفتار ناپسند، آنان را به راه سيئات اخلاقى و انتقام جويى سوق مى دهند و عملا فكر نادرستى و احيانا جنايتكارى را در مغزشان مى پرورانند.(قال رسول الله يا على لعن الله والدين حملا ولدهما على عقوقهما.(58) )رسول اكرم به على (ع ) فرمود: از رحمت خدا دور باد آن پدر و مادرى كه با رفتار و گفتار نادرستشان موجبات بدكارى فرزندان خود و نارضايى خويشتن را از وى فراهم آورند.خوش بختى و سعادت كامل براى جوانانى است كه با مراقبت پدران و مادران وظيفه شناس و در پرتو تربيت صحيح مربيان لايق و بر اثر مجاهده و كشش شخصى ، به سجاياى اخلاقى و صفات انسانى متصف شده اند، و با دارا بودن جمال جوانى و تجمل ظاهر، از زيبايى روحانى و جمال معنوى نيز بهره كافى دارند. اينان همواره مورد احترام و تكريم جامعه هستند و مانند گل هاى زيبا و معطر، محبوب و عزيزند. به علاوه ، براثر پاك دلى و سجاياى اخلاقى ، خداوند بزرگ از آنها راضى و خشنود است .


ادامه مطلب
[ شنبه 26 آذر 1390 ] [ 17:48 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

جوانى كه داراى سجاياى اخلاقى و صفات انسانى است ، جوانى كه پاكدل و با ايمان ، راستگو درستكار، خدمتگزار و فداكار، امين و خيرخواه ، و خلاصه داراى ملكات پسنديده است ، در جامعه محبوبيت بسيار دارد. او واجد زيبايى ظاهرى و جمال معنوى است و همواره مورد علاقه و احترام مردم خواهد بود. چنين جوانى ، مانند شاخه گل معطرى است كه علاوه بر طراوت و جمال طبيعى ، داراى بوى مطبوع و شامه نواز است .اين گل محبوب ، دست به دست مى گردد و مردم از ديدن روى زيبا و بوى مطبوع آن لذت مى برند و همواره در نگاهدارى اش مى كوشند و به آن ابراز علاقه مى كنند.بعضى از جوانان اند كه فاقد صفات پسنديده و سجاياى انسانى هستند، ولى به صفات ناپسند و پليدى هاى اخلاقى هم آلوده نشده اند. اينان اگر خدمتى نمى كنند، خيانتى هم نمى نمايند. اگر خيرشان به مردم نمى رسد، شرى هم ندارند، اگر نمى توانند دو رنجيده خاطر را آشتى دهند، باعث تفتين و افساد هم نيستند. اگر از بينوايان دستگيرى نمى نمايند، به آنان آزار هم نمى رسانند. اگر يار مظلومان نيستند، به ستمگران هم كمك نمى كنند. اگر بازوى افتادگان را نمى گيرند، آنان را لگدكوب هم نمى نمايند. خلاصه ، اگر از فضايل انسانى محروم اند، به رذايل اخلاقى هم آلوده نشده اند.اين گروه از جوانان نيز تا اندازه اى محبوب اجتماع اند، زيرا به مردم آسيبى نمى رسانند و جامعه از شر آنان در امان است . اينان مانند گل هاى زيبا و با طراوتى هستند كه اگر عطر مطبوعى ندارند، بوى بد و آزار دهنده اى هم ندارند كه باعث ناراحتى و ايذاى مردم گردند.


ادامه مطلب
[ شنبه 26 آذر 1390 ] [ 17:41 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

مردم علاقه دارند همه جا و همه چيز زيبا باشد. در خانه آراسته زندگى كنند. لباس نيكو بپوشند. و روى و موى خود را به زيبايى بيارايند. روى ميل قشنگ بنشينند و بر مركب زيبا سوار شوند. حياط منزل و اطاق پذيرايى غرق گل هاى رنگارنگ باشد. ميز غذا، حتى بسته بندى دوا، زيبا و قشنگ باشد. امروزه پول هايى كه مردم در كشورهاى پيشرفته صرف زيبايى و جمال مى كنند، اگر از مصارف ضروريات زندگى بيشتر نباشد، كمتر نيست .

ترقى فرهنگ و درك زيبايى

بدون ترديد، در هر كشورى ، ترقى فرهنگ عمومى و بالا رفتن درجه فهم جامعه ، عامل مؤ ثرى در پرورش تشخيص زيبايى و تربيت حس جمال دوستى است ، ولى نبايد فراموش كرد كه ذوق لطيف و قريحه مو شكاف و حساس نويسندگان توانا و شعراى دانا، در پرورش عواطف جمال دوستى مردم ، نقش فوق العاده مهمى داشته است .

اينان بوده اند كه با نگاه هاى نافذ و ذوق سرشار خود، زيبايى هاى گوناگون طبيعت را شناخته و آن چه را كه ساير مردم بدان توجه نداشتند، با عواطف حساس خود درك كردند و سپس مدركات خود را در قالب اشعار و تركيب عبارات ريختند، يا آن كه به صورت نقاشى هاى ظريف ظاهر ساختند و به جامعه عرضه نمودند و از اين راه حس جمال را در مردم پرورش دادند و آنان را در شناخت زيبايى ها با خود شريك نمودند.

 

زيبايى هاى طبيعت

البته مردمان ابتدايى ، بچه ها و اشخاص بى فرهنگ هم از صداها و رنگ هاى تند و زننده محظوظ مى شوند، ولى عموما در برابر زيبايى يك جنگل ، يا عظمت يك درخت و جمال غروب آفتاب در قيد مانده و هيچ گونه تاءثيرى از خود نشان نمى دهند.

دوست داشتن طبيعت و لذت بردن از زيبايى هاى آن ، بر اثر گفته ها و نوشته هاى شعرا و نقاشان ، رفته رفته پرورش و تكامل يافته است . خيلى ها پيش از ژان ژاك روسو، از زيبايى هاى كوه ها، و پيش از ريسته ال از جمال ابرهاى پاره پاره ، كه نسيم شبانگاه در پيش خود مى راند، بى خبر بودند. آرى ، در سايه تاءثير آنان ، چشم و گوش و وجدان مردمان پرورش يافته و در عالم بيرونى و درونى ، هزاران لطايف زيبا تشخيص مى دهد كه پيش از آن ادراك و مشاهده نكرده بودند.(27)


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 18:03 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

قال الله العظيم فى كتابه : ... قل من حرم زينة الله التى اخرج لعباده (20)

طراوت ايام شباب

جمال طبيعى و طراوت مطبوع دوران شباب ، يكى از مزاياى دل پسند و از سرمايه هاى پر ارزش نسل جوان است .

با فرارسيدن دوران جوانى ، نه تنها بدن نيرومند و قوى مى گردد و عواطف و احساسات شكفته مى شوند، بلكه فر و شكوه جوانى ، به منزله زينت گران بها و پر فروغى است كه به صاحبش ‍ زيبايى و جمال مى بخشد، و او را در نظر مردم عزيز و محبوب مى كند. طراوت و شادابى دوران جوانى ، يكى از مظاهر مهم جمال طبيعى و از امتيازات اختصاصى نسل جوان است .

انسان وقتى پير و فرسوده مى شود، نه فقط قدرت و نيروى جوانى از كَفَش ‍ مى رود، بلكه زيبايى و جمال دل فريب دوران جوانى را نيز از دست مى دهد. صورت گلگون و پر طراوتش تيره و پژمرده مى گردد. قامت موزونش شكسته مى شود. پوست شفاف و نرم بدنش چين خورده و خشن مى گردد.

سرور جوانى اش به افسردگى و خمودى مى گرايد و مى گويد:

 

  • آن قوت جوانى ، آن صورت بهشتى

  • اى بى خرد تن من ، از دست چون بهشتى

جنبه شاعرانه جوانى

دنياى كنونى ، امتياز جوانان را منحصر در نيروى جسمانى و كار و كوشش ‍ آنان نمى داند، و ارزش نسل جوان را تنها در فعاليت هاى صنعتى و معدنى ، اقتصادى و كشاورزى و نظاير آنها محصور نمى كند، بلكه براى زيبايى هاى دوران جوانى حساب جداگانه اى دارد و طراوت و جمال جوانان را، كه جنبه شاعرانه ايام شباب است ، نيز مورد توجه مخصوص قرار مى دهد. در مجاورت علاقه به اتكاى بر نيروى جوانان ، كه مطابق تعاليم مسلك هاى مختلف ، متفاوت مى باشد، اين فكر جديد نيز قوت يافته است كه جوانى داراى ارزش خاص خود مى باشد.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 18:01 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

بدون ترديد فرماندهى چنين سپاه عظيمى فوق العاده مهم و شايان ملاحظه است و حتما بايد لايق ترين افسران ، از طرف پيشواى اسلام ، براى آن مقام خطير برگزيده شود. رسول اكرم اسامة بن زيد را طلبيد و پرچم فرماندهى را با دست خود براى او بست و امارت لشگر را به وى محول فرمود.

(واستعمله النبى (ص ) و هو ابن ثمانى عشر سنة .(17) )

روزى كه پيغمبر اكرم اسامة بن زيد را به فرماندهى سپاه مسلمين برگزيد، سنش هجده سال بود. و اين موضوع ، از نظر تاريخ نظامى در جهان ، اگر نگوييم بى نظير است ، قطعا بايد گفت كم نظير است .

با اين كه دنياى متمدن امروز به شدت از نسل جوان حمايت مى كند، با آن كه ممالك پيشرفته كوشش دارند بسيارى از كارهاى مهم مملكت را به جوانان محول نمايند، ولى تصور نمى رود زمامداران هيچ يك از كشورهاى اروپايى و آمريكايى حاضر باشند كه جوان هجده ساله اى را به سرفرماندهى بزرگ ترين سپاه مملكت ، كه براى جنگ با كشور بيگانه و نيرومندى مجهز شده است ، بگمارند.

اطاعت از فرمانده جوان

پيشواى عالى قدر اسلام ، در 14 قرن قبل ، به منظور حمايت از جوانان لايق ، به اين عمل مهم نظامى دست زد، و فرماندهى بزرگ ترين سپاه اسلام را كه براى جنگ با امپراطورى رم بسيج شده بود، به عهده افسر جوان هجده ساله اى به نام اسامة بن زيد واگذار كرد.

 

افسران ارشدى كه در سخت ترين مواقع و دشوارترين نبردها، پرچم اسلام را روى دژهاى محكم دشمنان به اهتزاز در آورده بودند، سربازان پردل و نيرومندى كه بدون ترس و هراس در طول چندين سال امتحان شجاعت و دلاورى داده بودند، بزرگان عرب و شخصيت هاى مهم اسلامى كه در مشكل ترين شرايط، مراتب شايستگى و لياقت خود را آشكار كرده بودند، اكنون همه آنها به امر رسول اكرم مؤ ظف اند در اين لشكركشى شركت كنند و در تمام مراحل از او امر فرمانده جوان خود اطاعت نمايند. بدون ترديد تحمل چنين وضعى براى آنان بسى دشوار و مشكل بود.

اين انتصاب غير منتظر، بسيارى از افسران ارشد را دچار بهت و تحير كرد، و عمل پيشواى عالى قدر خود را با تعجب تواءم با نگرانى تلقى كردند و با نگاه هاى حيرت زده ، يكديگر را مى نگريستند. بعضى از آنها خيلى زود خاطره پنهانى خود را آشكار كردند و آن چه در دل داشتند به زبان آوردند:

(فتكلم قوم و قالوا يستعمل هذا الغلام على المهاجرين الاولين ؟!)

گفتند چه شد است كه اين جوان نورس به فرماندهى مهاجرين سابقه دار و پيش قدمان اسلام برگزيده شده است ؟

مهاجرينى كه در اعلاى حق و پيشرفت دادن اين آيين آسمانى سوابق ديرينه و ممتدى دارند؟

(فغضب رسول الله (ص ) غضبنا شديدا، فخرج فصعد المنبر فحمدالله و اثنى عليه ، ثم قال : اما بعد ايها الناس فما مقالة بلغنى عن بعضكم فى تاءميرى اسامة ؟ و لئن طعنتم فى تاءميرى اسامة فقد طعنتم فى تاءميرى اباه قبله ، و ايم الله ان كان لامارة خليقا و ان ابنه بعده لخليق لاءمارة .(18) )

رسول اكرم از شنيدن سخنان طعن آميز بعضى از افسران ، به سختى خشمگين شد. منبر رفت .

پس از حمد و ثناى خداوند فرمود:


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 17:56 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

دوم . شهر مقدس مكه ، مركز جزيرة العرب و مورد توجه و احترام عموم قبايل و عشار بود. رسول اكرم ، كه خود در مكه متولد شده و همان جا به افتخار نبوت نايل آمده بود، به آن شهر علاقه بسيار داشت ، ولى سختگيرى و فشار مشركين آن چنان زندگى را بر آن حضرت و يارانش غيرقابل تحمل كرده بود كه ناگزير شد مكه را ترك گويد و از سرزمين محبوب خويش دل برگيرد و به مدينه مهاجرت نمايد.

فعاليت مؤ ثر و تبليغات نافذ مصعب بن عمير، قبلا زمينه را براى ورود پيغمبر اكرم (ص ) مهيا كرده بود و مردم مدينه با آغوش باز آماده پذيرايى پيشواى اسلام و پيروان آن حضرت بودند.

رسول اكرم به مدينه آمد و مسلمين مكه نيز تدريجا وارد آن شهر شدند. رفته رفته اسلام در مدينه قوت گرفت و مسلمين مكه و مدينه ، كه آن روز به نام مهاجر و انصار خوانده مى شدند، متشكل گرديدند و در كمال خلوص و صميميت ، به رهبرى پيشواى خود، فعاليت هاى اساسى و همگانى خويش ‍ را براى بسط اسلام و پيشرفت مسلمين آغاز نمودند.

بزرگ ترين آرزويى كه آن روز مسلمين در دل داشتند اين بود كه مكه را فتح كنند و كعبه مقدس را از يد مشركين خارج ، و از لوث وجود بت هاى گوناگون تطهير نمايند، زيرا مى دانستند با فتح مكه ، يعنى مركز جزيرة العرب ، راه پيشرفت اسلام از هر جهت هموار خواهد شد، و تعاليم آسمانى رسول اكرم همه جا با سرعت پيشرفت خواهد كرد.

فتح مكه

به خواست خداوند، اين آرزوى بزرگ جامه عمل پوشيد و پيشواى عالى قدر اسلام ، با سربازان سلحشور و با ايمان خود، مشركين را غافلگير كردند و بدون احتياج به زد و خوردهاى خونين ، به مكه قدم گذاردند. بت ها را شكستند و آن لكه هاى ننگ را نابود كردند. حرم خدا از پليدى شرك پاك شد، و بانگ الله اكبر، از بام كعبه مقدس ، به تمام شهر طنين انداخت .

 

پس از فتح مكه طولى نكشيد كه جنگ حنين پيش آمد. ناچار بايد رسول اكرم و سربازانش از مكه خارج شوند و به جبهه جنگ بروند. لازم بود براى تنظيم امور ادارى آن شهر، كه به تازگى از يد مشركين خارج شده ، فرماندار لايق و مدبرى تعيين شود كه در كمال شايستگى به كارهاى مردم رسيدگى كند و به علاوه ، از بى نظمى هايى كه ممكن است دشمنان به وجود آورند، جلوگيرى نمايند. پيشواى اسلام ، از بين تمام مسلمين ، جوان بيست و يكساله اى را به نام عتاب بن اسيد، براى اشغال آن مقام بزرگ برگزيد و به نام وى فرمان صادر كرد.

(و ولى صلى الله عليه و آله عتاب بن اسيد و عمره احدى و عشرون سنة امر مكة ، و امره (ص ) ان يصلى بالناس و هو اول امير صلى بمكة بعد الفتح جماعة .(13) )

رسول اكرم عتاب بن اسيد را والى مكه قرار داد، و در آن روز سنش بيست و يكسال بود. پيغمبر امر فرمود كه با مردم نماز بگذارد و عتاب بن اسيد اول اميرى بود كه پس از فتح ، در مكه اقامه نماز جماعت كرد.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 17:53 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

شناختن ارزش واقعى جوانى و توجه به زشت و زيباى آن ، شرط اساسى سعادت جوانان و راه بهره بردارى صحيح از نيروى فعاله آنان است . مربيان جامعه بايد در كمال واقع بينى ، از يك طرف متوجه كمال جوانى باشند و از نيروى انسانى جوانان با طرز شايسته اى به نفع ملت و مملكت استفاده كنند، و از طرف ديگر، بايد متوجه نقايص طبيعى دوران شباب باشند و با راهنمايى هاى صحيح و طرح برنامه هاى عالمانه و عاقلانه ، جوانان را براى نيل و مدارج عالى تر مجهز نمايند و با تعديل تمايلات عاطفى آنان ، از سركشى و طغيانشان باز دارند.

در كشورهاى پيشرفته ، موضوع احترام و شايستگى نسل جوان و استفاده از نيروى عظيم آنان مورد كمال توجه قرار گرفته است . براى آن كه چرخ ‌هاى اجتماع با سرعت بيشترى بگردد و كشور در شئون مختلف با وضع بهترى پيشروى كند، قسمتى از كارهاى حساس و مهم مملكت را به عهده جوانان لايق مى گذارند و از نيروى عظيم آنان به نفع كشور و ملت استفاده مى كنند.

 

براى آن كه در تشخيص حد واقعى جوانان به راه خطا نرويم و با قضاوت نابه جاى خويش دچار افراط و تفريط نگرديم ، براى آن كه با واقع بينى درباره ارزش حقيقى جوانان قضاوت نماييم و از راه حقيقت منحرف نشويم ، براى آن كه از طرفى جوانان درباره خود و از طرف ديگر مردم درباره جوانان گمراه نشوند، لازم است تعاليم الهى را در اين موضوع مهم ، معيار نفى و اثبات خود قرار دهيم و از راهنمايى هاى واقعى رهبران عالى قدر اسلام استفاده نماييم .


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 24 آذر 1390 ] [ 17:49 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

در دنياى كنونى ، موضوع جوانان و ارزش و اهميت آنان ، زبانزد تمام ملل و اقوام بشرى شده و همه جا صحبت از نسل جوان است . محققين دانشمند درباره اين امر مهم از جهات مختلف علمى بحث ها كرده اند. نويسندگان و گويندگان توانا درباره آن كتاب ها نوشته و سخنرانى ها نموده اند، و خلاصه ، اين مطلب بزرگ و قابل ملاحظه ، توجه عموم جهانيان را به خود معطوف نموده و پيوسته دامنه آن توسعه مى يابد.در اين ميان ، كسانى دچار تندروى و افراط شده و جوانان را از اندازه واقعى كه شايسته آنهاست بالاتر برده اند و بعضى دچار كندروى و تفريط شده و جوانان را، به علت خامى و نداشتن تجربه هاى علمى و عملى ، از حد واقعى خويش تنزل داده اند و كسانى ، با توجه به جهات كمال و نقض ‍ جوانان ، راه اعتدال را پيموده اند.
موريس دبس مى گويد:(قبل از جنگ 45 1939، من از اين عقيده پشتيبانى كرده بودم كه جوانى يكى از ارزش هاى ذى قيمت بشرى است و ما بايد درس هاى سودبخش و مفيدى از اين مكتب بگيريم . حوادث بعدى ايمان مرا براى اين موضوع ثابت تر نمودند. اما بايد توجه داشت كه جوانى ، تنها ارزش ممكن نيست . امروزه برخى در راه تمجيد شور و حرارت جوانان تازه كار، به راه اغراق مى روند و به نظر ايشان ، شور و حرارت جوانان ، غايت كمال را مى رساند و كمال مطلوب آن است كه ما بتوانيم حداكثر استفاده را از اين نيرو به دست آوريم


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 10:15 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

آيين مقدس اسلام ، در چهارده قرن قبل ، ضمن برنامه هاى جامع و سعادت بخش خود، توجه مخصوصى به نسل جوان معطوف داشته و جوانان را از نظر مادى و معنوى ، روانى و تربيتى ، اخلاقى و اجتماعى ، دنيوى و اخروى و خلاصه از كليه جهات ، تحت مراقبت كامل قرار داده است .اولياى گرامى اسلام ، جوانى را يكى از نعمت هاى پر ارج الهى و از سرمايه هاى بزرگ سعادت در زندگى بشر شناخته اند و اين موضوع را با عبارات مختلفى به مسلمين خاطرنشان نموده اند.قال على عليه السلام : شيئان لايعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافية . على عليه السلام فرموده :

دو چيز است كه قدر و قيمتشان را نمى شناسد، مگر كسى كه آن دو را از دست داده باشد. يكى جوانى و ديگرى تندرستى و عافيت است




ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 10:12 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

اعمال عجيب و رسوم وحشيانه اى كه لوى بروهل درباره آن ها تحقيقات كرده و به فرانسويان شناسانده است ، براى به عمل مى آمدند كه جوان را به معتقدات و سنين ايل و طايفه وى اين آشنا سازند. با اين كارها، جوان را براى زحمات جنگى آماده مى ساختند. وى مى بايست بدون آن كه از خود تاءثر نشان دهد، كندن يك دندان يا خال كوبى بدن را تحمل نمايد. دختر جوان نيز مجبور بود وظايف اجتماعى جنسى خود را انجام دهد. مثلا مى بايست روزها در سكوت و انزوا، و يا در حمام هاى خاص تنظيف ، روزه بگيرد تا وظايف آتيه وى ، از لحاظ مادرى و زندگى زناشويى به وى خاطر نشان گردد.
در تمدن هاى عهد عتيق نيز تشريفاتى وجود داشت . در آتن اين تشريفات در حدود هيجده سالگى به عمل مى آمد و در رم هنگامى انجام مى گرفت كه جوان جامه كودكى را از تن درآورده و به لباس و جبه اشخاص بزرگ ملبس مى گشت . در دوران ملوك الطوايفى ، نجيب زادگان كه به خدمت شاهزادگان گماشته مى شدند، از چهارده سالگى موظف بودند سپر برداشته و همراه آقاى خود به جنگ بروند



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 10:07 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...138139140141142...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران