مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

پس مقاتله كرد تا ضعف عارض آن جناب شد، ديگر باره نوفل (لعين) و به روايتي حكيم بن طفيل لعين از كمين نخله بيرون تاخت و دست چپش را از بند بينداخت، جناب عباس عليه السلام اين رجز خواند: 

يا نَفْسُ لاتَخْشي منَ الْكُفّارِوَ‌ اَبْشِري بِرحْمَهِ الْجَبّارِ 
مَعَ النَّبِيّ السَّيّدِ الْمُختارِقَدْ قَطَعُوا بِبَغْيِهِمْ يَساري 
فَاَصْلِهِمْ يا رَبّ حّر َّ النّار 

و مشگ را به دندان گرفتو همت گماشت تا شايد آب را به آن لبان تشنگان برساند وناگاه تيري بر مشگ آب آمد و آب آن بريخت و تير ديگر بر سينه‌اش رسيد و از اسب در افتاد.

عَمُّوهُ بِالنَّبْلِ وَالسَّمْرِ الْعَواسِلفَخَرّض لِلاَرْضِ مَقْطُوعَ الْيَديْنِ لَهُ 
وَالْبَيْضِ الْفَواصِلِ مِنْ فَرْق اِلي قَدَممِنْ كُلّ مَجْدٍ يمينٌ غَيْرَ مُنْجَذِمٍ

پس فرياد برداشت كه اي برادر مرا درياب، به روايت مناقب ملعوني عمودي از آهن بر فرق مباركش زد كه به بال سعادت به رياض جنت پرواز كرد. چون جناب امام حسين عليه السلام صداي برادر شنيد، خود را به او رسانيد ديد برادر خود را در كنار فرات با تن پاره پاره و مجروح با دستهاي مقطوع بگريست و فرمود: 

اَلانَ اِنْكَسَرَ ظَهْري وَ قَلَّتْ حيلَت 
اكنون پشت من شكست و تدبير و چاره من گسسته و به روايتي اين اشعار انشاء فرمود:

تَعَدَّيْتُمُ ياشَرَّ قَوْمٍ بِبَغْيكُمْوَ خالَفْقُمُوا دينَ النًّبِيّ مُحَمدٍ 
اَما كانِ خَيْرُ الرُّسْلِ وَصّاكُمُ بنااَما نَحْنُ مِنْ نَسْلِ النَّبِيّ الْمُسَدَّدِ
اَما كانَتِ الزَّهْرآءُ اُمّيَ دُونَكُمْاَما كانِ مِنْ خَيْرِ الْبَريَّهِ اَحْمَدِ 
لَعِنْتُم وَ‌اُخْزيتُمْ بِماقَدْ جَنَيْتُمُفَسَوْفَ تُلاقُوا حرَّ نارٍ تُوَقَّدُ

در حديثي از حضرت سيد سجاد عليه السلام مرويست كه فرمودند خدا رحمت كند عمويم عباس را كه برادر را بر خود ايثار كرد و جان شريفش را فداي او نمود تا آنكه در ياري او دو دستش را قطع كردند و حق تعالي در عوض دو دست او دو با ل به او عنايت فرمود كه با آن دو بال با فرشتگان در بهشت پرواز مي‌كند و از براي عباس عليه السلام در نزد خدا منزلتي است در روز قيامت كه مغبوظ جميع شهداء است و جميع شهداء را آرزوي مقام اوست.




ادامه مطلب
[ یکشنبه 13 آذر 1390 ] [ 17:45 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

كسانى كه حسين عليه السلام خود را به بالين آنها رساند مختلف بودند،هر كس در يك وضعى قرار داشت.وقتى امام وارد مى‏شد يكى هنوز زنده بود و با آقا صحبت مى‏كرد، ديگرى در حال جان دادن بود.

در ميان كسانى كه ابا عبد الله عليه السلام خود را به بالين آنها رسانيد،هيچ كس وضعى دلخراش‏تر و جانسوزتر از برادرش ابو الفضل العباس براى او نداشت،برادرى كه حسين عليه السلام خيلى او را دوست مى‏دارد و يادگار شجاعت پدرش امير المؤمنين است.

در جايى نوشته‏اند ابا عبد الله عليه السلام به او گفت:برادرم‏«بنفسى انت‏»عباس جانم!جان من به قربان تو.اين خيلى مهم است.عباس در حدود بيست و سه سال از ابا عبد الله عليه السلام كوچكتر بود(ابا عبد الله 57 سال داشتند و عباس يك مرد جوان 34 ساله بود).ابا عبد الله به منزله پدر ابا الفضل از نظر سنى و تربيتى به شمار مى‏رفت،آنوقت‏به او مى‏گويد: برادر جان!«بنفسى انت‏»اى جان من به قربان تو!

ابا عبد الله كنار خيمه منتظر ايستاده است.يك وقت فرياد مردانه ابا الفضل را مى‏شنود.(نوشته‏اند ابا الفضل عليه السلام چهره‏اش آنقدر زيبا بود كه‏«كان يدعى بقمر بنى هاشم‏»در زمان خود معروف به ماه بنى هاشم بود.

اندامش به قدرى رسا بود كه بعضى از اهل تاريخ نوشته‏اند:«و كان يركب الفرس المطهم و رجلاه يخطان فى الارض‏»سواراسب تنومندى شد،پايش را كه از ركاب بيرون مى‏كشيد،با انگشت پايش مى‏توانست زمين را خراش بدهد.حالا گيرم به قول مرحوم آقا شيخ محمد باقر بيرجندى يك مقدار مبالغه باشد،ولى نشان مى‏دهد كه اندام بسيار بلند و رشيدى داشته است، اندامى كه حسين از نظر كردن به آن لذت مى‏برد).

وقتى كه حسين عليه السلام به بالاى سر او مى‏آيد،مى‏بيند دست در بدن او نيست،مغز سرش با يك عمود آهنين كوبيده شده و به چشم او تير وارد شده است.بى جهت نيست كه گفته‏اند:«لما قتل العباس بان الانكسار فى وجه الحسين‏»عباس كه كشته شد،ديدند چهره حسين شكسته شد.خودش فرمود:

«الان انقطع ظهرى و قلت‏حيلتى‏».

و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و صلى الله على محمد و آله الطاهرين.

كتاب: مجموعه آثار ج 17 ص 260

نويسنده: شهيد مطهرى


ادامه مطلب
[ یکشنبه 13 آذر 1390 ] [ 17:23 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

داستانهایی از زمین کربلا

سلام بر تو اي شهيد، سلام بر تو اي مظلوم، سلام بر تو اي عطشان، سلام بر تو که پدر شهيد، برادر شهيد، عموي شهيد، فرزند شهيد و سيّد و سرور شهيدان مظلوم هستي.
اي حسين جان وجود تو سرمايه اسلام و شهادت تو احياگر اسلام عزيز است، حسين جان خاک تو توتياي چشم اؤلياء است، و شفا بخش دردها و آلام دنيوي و اُخروي بشر است. چه مي توان از تو گفت حال آنکه تو خود همه چيز هستي؟! و از ازل تا ابد باقي مي ماني، و از آدم ابوالبشر (ع) تا خاتم الانبياء(ص)تو را زيارت کرده اند و بر مصائب تو گريستند.
امّا کربلا - کربلا چيست؟ کربلا هم کرب است هم بلا، هم رافع کرب است هم دافع بلا، کربلا همان بهشت است، کربلا همان قيامت است، کربلا همان حساب و ميزان است، کربلا کربلاست!!!
کرب يعني گرفتاري، و مشقّت و بلا يعني عذاب و عقاب.
کربِ کربلا براي دشمنان اسلام و امامت و ولايت مي باشد، چرا که آنان با بي اعتنائي )به زمين بهشت در روي زمين( کرب و گرفتاري براي خود آفريدند که بلاي آخرت را به دنبال دارد. آنان فروختند آخرت و دنياي خويش را در کربلا، براي وعده و خيالهاي باطل و فاسد خود.
چه کردند در کربلا؟!
آري آنان براي خود کرب و بلا ساختند حال آنکه کربلا، کرب و بلائي براي حسين (ع) نداشت! بلکه رافع و دافع کرب و بلاي حسين (ع) و شيعيان او مي شد.
با نام آن زمين، با خاک آن زمين، با حرمت آن زمين اسلام و امّت مسلمان نجات مي يافت!
امام حسين (ع) بسوي کربلا مي آيد به مانند ماهي که سالها از دريا به دور افتاده باشد، حسين (ع) را در کربلا نکشتند! حسين (ع) را در )شام( کشته بودند! آنجائي که ولايت و امامت را غصب کردند، حسين(ع) در کربلا زنده شد و از زندگي خويش اسلام را زنده کرد. آن هنگام که وارد خاک کربلا شد و ديد که ديگر مرکب حرکت نمي کند، مرکب را عوض کردند، و باز حرکت ننمود، تا سه مرتبه مرکب را عوض کردند، مرکب حرکت ننمود. و آنگاه فرمودند:
فرود آييد که اين جا مقتل من و مدفن من و مردان من است و اينجا خيمه هاي ما را غارت مي کنند و خون ما را مي ريزند، که اين خبر را از جدّم رسول خدا(ص) شنيده ام!
متن کتاب "  داستانهایی از زمین کربلا "


ادامه مطلب
[ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 18:16 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

http://www.reklamco.com/pic moharram/www.reklamco (18).jpg

ماه محرم ، اگر با این عنوان در قرآن مجید نیامده است . و لیكن در قرآن ، آیات چندى است كه درباره ماه هاى حرام و لزوم حرمت آن ها نازل شده است . ماه محرم نیز از جمله ماه هاى حرام است كه در آیات قرآن كریم به آن ها پرداخته شده است . در این جا آیه هایى را كه درباره ماه هاى حرام وارد شده اند، اشاره كرده و به ترجمه و شرح اجمالى آن ها مى پردازیم :

1 - جعل الله الكعبة البیت الحرام قیاما للناس و الشهرالحرام و الهدى و...

خداوند متعال ، كعبه را كه خانه حرام است و هم چنین ماه حرام و قربانى را براى برپایى مردم (و معیشت آنان ) قرار داده است در این آیه ، خداوند متعال فلسفه حرمت حج و ماه حرام را بیان نموده است و آن ، عبارت است از معیشت و امنیت مردم در پناه آن ها و تاثیر آن هابر اصلاح جامعه .
اگر مردم ، حرمت خانه خدا و ماه هاى حرام را نگه نداند و دائم در جنگ ، تجاوز و حرمت شكنى باشند، همانند اقوام و ملل پیشین به نابودى و هلاكت خواهند رسید و با دست خود، یك دیگر را به فنا و فراموشى مى سپارند.امنیت و آسایش مردم در ماه هاى حرام و ایام حج ، موجب تقویت روابط اجتماعى و انسانى شده و مردم را به هم دلى و هم سویى سوق مى دهد و آنان را از پراكندگى و خوارى ، به عزت و سربلندى مى رساند.


ادامه مطلب
[ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 17:49 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

امام حسین

همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا كه اشكی از روی احساس و درد و سوز می‎ریزد، عشق حضور دارد ولی آنجا كه زبان با گردش منظم خود جمله‎های منطقی می‎سازد عقل حاضر است.

بنابراین همانطور كه استدلالات منطقی و كوبنده می‎تواند همبستگی گوینده را با اهداف رهبران مكتب آشكار سازد قطره اشك نیز می‎تواند اعلان جنگ عاطفی بر ضد دشمنان مكتب محسوب گردد.

از این رو گریه حضرت زینب علیهاالسلام بر اهل بیت علیهم السّلام گریه عاطفی و گریه پیام‎آور و یك نوع نهی از منكر و شعار شورانگیز و سوزاننده و رسواگر طاغوتیان و ستمگران بود.

بر همین اساس است كه پیامبر اکرم و امامان علیهم السّلام كسی را كه آمادگی گریه كردن ندارد به تباكی (خود را به شكل گریه درآوردن) دعوت كرده‎اند تا یاد حسین در همه قرون و اعصار در خاطره‎ها زنده بماند.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 17:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آ له و سلم «لَا تُکْثِرُوا الْکَلَامَ به غیرِ ذِکْرِ اللَّهِ فَإِنَّ کَثْرَةَ الْکَلَامِ به غیرِ ذِکْرِ اللَّهِ قَسْوُ الْقَلْبِ إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِی»؛«زیاد صحبت نکنید، مگر هنگام یاد خدا، چرا که زیاد سخن گفتن، در دل انسان قساوت ایجاد می‌کند و دورترین مردم از خدا کسی است که قلب او قساوت داشته باشد».


عزاداری
برای رسیدن به توفیق اشک بر اهل‌بیت، علاوه بر ایجاد زمینه‌ها، گاهی موانعی وجود دارد که باید برطرف شود. در اینجا به برخی اشاره می‌کنیم:

1- عوارض جسمانی

گاهی گریه نکردن، ریشه در امور جسمانی دارد که لازم است با رجوع به متخصص، این مانع برطرف شود.

 

2- جهل

یکی از عواملی که مانع از گریستن می‌شود، عدم آگاهی از حکمت، فلسفه و آثار اشک بر اهل‌بیت؛ به ویژه امام حسین علیه‌السلام است، برخی نه تنها از حکمت‌ها و آثار آن آگاهی ندارند و این عمل را ضروری نمی‌دانند؛ بلکه غیر معقول و خرافی نیز می‌دانند؛ که برخی از شبهات مخالفین نیز به این موضوع دامن می‌زند، از این رو لازم است در این راستا، مطالعه و از اهل علم سؤال کنیم تا جهل زدایی صورت پذیرد و از این فیض بزرگ محروم نمانیم.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 17:13 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

امام خمینى رحمة الله علیه:

«عزادارى براى سیدالشهداء از افضل قربات و مایه تقویت روح ایمان و شهامت اسلامى و ایثار و فداكارى و شجاعت در مسلمین است .»


احکام احياء مناسبتهاى دينى ، مراسم عزادارى

طبق نظرات مقام معظّم رهبری مد ظلّه العالی (بخش اول)



س 1440: در حسينيه ها و مساجد بيشتر مناطق بخصوص روستاها مراسم شبيه خوانى به(شبيه خوانى: نمايش وقايع حادثه كربلا است كه بصورت سنتى در يك مكان ثابت و يا در حال حركت در مسيرهاى عزادارى حسينى انجام مى شود) اعتبار اينكه از سنتهاى قديمى است برگزار مى شود كه گاهى اثر مثبتى در نفوس مردم دارد، اين مراسم چه حكمى دارند؟

اگر مراسم شبيه خوانى مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشند و مستلزم مفسده هم نباشند و با توجه به مقتضيات زمان باعث وهن مذهب حق هم نشوند، اشكال ندارند، ولى در عين حال بهتر است كه به جاى آنها، مجالس وعظ و ارشاد و ذكر مصائب حسينى و مرثيه خوانى بر پا شود.


س 1441: استفاده از طبل و سنج و شيپور و همچنين زنجيرهايى كه داراى تيغ هستند در مجالس و دسته هاى عزادارى چه حكمى دارد؟

اگر استفاده از زنجيرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و يا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جايز نيست ولى استفاده از شيپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشكال ندارد.


ادامه مطلب
[ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 16:18 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


معناى «دین‏» و «احیاء»

مفهوم احیا و فلسفه احیاگرى

 

آسیب ‏شناسى باورهاى دینى

جایگاه ارزش‌ها در عصر امام حسین علیه السلام

نهضت امام ‏حسین علیه السلام پدیده‏اى عمیق، چند ماهیتى و چند لایه است چرا كه عوامل متعددى در آن دخالت دارند. برخى علت قیام حضرت را امتناع از بیعت ‏یزید مى‏دانند و بعضى دیگر امر به معروف و نهى از منكر، و عده‏اى هم دعوت كوفیان و تشكیل حكومت را علة‏العلل قیام ذكر مى‏كنند و...

در یك نگاه كلى و دقیق‏تر مى‏توان تمام انگیزه‏ها و علل و عوامل بر شمرده شده در خصوص قیام امام علیه السلام را در احیاى دین خلاصه كرد.

به اعتقاد نویسنده، احیاى دین عبارت است از تحریف‏زدایى و كشف افق‏هاى نوین و حقایق تازه در حوزه معارف دینى همراه با مكتب‏شناسى اجتهادى و زمان‏شناسى دقیق كه عامل اساسى در قیام عاشورا محسوب مى‏شود.

نویسنده براى تبیین این امر، ابتدا فلسفه و ضرورت احیاگرى در دین در دو قلمرو عقلى و نقلى را طرح كرده آسیب‏هاى ایجابى و سلبى باورهاى دینى در عصر امام‏ حسین علیه السلام را بر شمرده و با اشاره به سه عنصر رهبرى، خواص و مردم به عنوان عوامل بنیادین احیاء، خصوصیات رهبرى امام‏ حسین علیه السلام را تشریح كرده است. وى اصلاح جامعه مسلمین و احیاى امر به معروف و نهى از منكر، تشكیل حكومت اسلامى و احیاى كتاب و سنت را از مهم‏ترین مؤلفه‏هاى احیاگرى دینى مى‏داند كه امام ‏حسین علیه السلام بر آن تاكید فراوان داشته‏اند.


ادامه مطلب
[ شنبه 12 آذر 1390 ] [ 16:10 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

حضرت رقیّه علیهاالسلام در اوراق تاریخ

علی ربانی خلخالی
مرحوم آیة الله حاج میرزا هاشم خراسانى (متوفّاى سال 1352 هجرى قمرى ) در منتخب التواریخ مى نویسد:عالم جلیل ، شیخ محمّد على شامى كه از جملة علما و محصّلین نجف اشرف است به حقیر فرمود: جدّ امّى بلاواسطه من ، جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقى ، كه نسبش منتهى مى شود به سیّد مرتضى علم الهدى و سن شریفش از نود افزون بوده و بسیار شریف و محترم بودند، سه دختر داشتند و اولاد ذكور نداشتند.شبى دختر بزرگ ایشان جناب رقیّه بنت الحسین علیهماالسلام را در خواب دید كه فرمود به پدرت بگو به والى بگوید میان قبر و لحد من آب افتاده ، و بدن من در اذیّت است ؛ بیاید و قبر و لحد مرا تعمیر كند.
دخترش به سیّد عرض كرد، و سیّد از ترس حضرات اهل تسنّن به خواب ترتیب اثرى نداد. شب دوّم ، دختر وسطى سیّد باز همین خواب را دید. به پدر گفت ، و او همچنان ترتیب اثرى نداد. شب سوم ، دختر كوچكتر سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت ، ایضا ترتیب اثرى نداد. شب چهارم ، خود سیّد، مخدّره را در خواب دید كه به طریق عتاب فرمودند: ((چرا والى را خبردار نكردى ؟!)).
صبح سیّد نزد والى شام رفت و خوابش را براى والى شام نقل كرد. والى امر كرد علما و صلحاى شام ، از سنّى و شیعه ، بروند و غسل كنند و لباسهاى نظیف در بر كنند، آنگاه به دست هر كس قفل درب حرم مقدّس باز شد همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند و جسد مطهّرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهّر را تعمیر كنند.


ادامه مطلب
[ جمعه 11 آذر 1390 ] [ 11:21 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

غمنامه حضرت رقیه (سلام الله علیها)

حاج شیخ علی ربانی خلخالی

 

رقيه عليه السلام در عاشورا 

در بعضى روايات آمده است : حضرت سكينه عليها السلام در روز عاشورا به خواهر سه ساله اى (كه به احتمال قوى همان رقيه عليه السلام باشد) گفت : بيا دامن پدر را بگيريم و نگذاريم برود كشته بشود(سلام الله علیها).
امام حسين عليه السلام با شنيدن اين سخن بسيار اشك ريخت و آنگاه رقيه عليها السلام صدا زد : بابا! مانعت نمى شوم . صبر كن تا ترا ببينم (سلام الله علیها) امام حسين عليه السلام او را در آغوش گرفت و لبهاى خشكيده اش را بوسيد. در اين هنگام آن نازدانه ندا در داد كه :
العطش العطش ، فان الظما قدا احرقنى بابا بسيار تشنه ام ، شدت تشنگى جگرم را آتش زده است . امام حسين عليه السلام به او فرمود : كنار خيمه بنشين تا براى تو آب بياورم آنگاه امام حسين عليه السلام برخاست تا به سوى ميدان برود، باز هم رقيه دامن پدر را گرفت و با گريه گفت : يا ابه اين تمضى عنا؟ 
بابا جان كجا مى روى ؟ چرا از ما بريده اى ؟ امام عليه السلام يك بار ديگر او را در آغوش گرفت و آرام كرد و سپس با دلى پر خون از او جدا شد . (وقايع عاشورا سيد محمد تقى مقدم ص 455 و حضرت رقيه عليه السلام تاليف شيخ على فلسفى ص 550)
آخرين ديدار امام حسين عليه السلام با حضرت رقيه عليه السلام


ادامه مطلب
[ جمعه 11 آذر 1390 ] [ 11:16 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...142143144145146...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران