مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

ايام جوانى دوران درخشندگى و فروع زندگى است . دوران سرور و شادمانى است . دوران قوت و قدرت است . دوران نشاط و اميد است . دوران كار و كوشش است . دوران شور و هيجان است .يكى از بزرگ ترين سرمايه هاى هر مملكت ، نيروى انسانى آن مملكت است و مهم ترين نيروى انسانى هر كشور را در نسل جوان آن كشور مى توان يافت . قدرت و نيروى جوانى است كه مى تواند بر مشكلات زندگى فائق آيد و راه هاى سخت و ناهموار را به آسانى بپيمايد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 09:56 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

ارزش جوانى

 قال الله العظيم فى كتابه : ... الله الذى خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوة ثم جعل من بعد قوة ضعفا و شيبة يخلق ما يشاء و هو العليم القدير(1) مجموع فراز و نشيب دوران زندگى بشر در سه مرحله خلاصه مى شود. كودكى ، جوانى ، پيرى .
مراحل زندگى

 جوانى منزل قوت و نيرومندى ايام زندگى است كه از دو طرف محفوف به ضعف و ناتوانى است . از طرفى ضعف ايام كودكى و از طرف ديگر ناتوانى دوران پيرى .بشر در پيمودن راه زندگى و طى كردن پستى ها و بلندى هاى آن ، مانند كوه نورى است كه يك روز دامنه فراز را مى پيمايد تا خود را به مرتفع ترين قله كوه برساند، و روز ديگر از دامنه نشيب عبور مى كند تا به آخرين نقطه نزولى برسد.موقع پيمودن دامنه فراز، هر روزى كه بر وى مى گذرد، چشم اندازش ‍ وسيع تر مى گردد، و نقاط تماشايى را بيشتر مى بيند. وقتى كه به قله كوه قدم مى گذارد، به همه جا مسلط مى شود، و عالى ترين مناظر را مشاهده مى كند.برعكس ، موقع پيمودن راه نشيب ، هر روزى كه بر او مى گذرد، چشم اندازش محدودتر مى شود و نقاط تماشايى ، يكى پس از ديگرى ، پنهان مى گردند تا به كلى همه مناظر زيبا از نظرش غايب شوند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 09:53 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

«آيا در اول قطره آب نمي نبود (37) و پس از نطفه علقه و سپس آفريده و آراسته گرديد 
(38) و آنگاه از آن و صنف نر و ماده پديد آورده (39)» (سوره 75/ آيه 37 تا 39) 
«آن خدايي كه تو را از هيچ خلق كرد و به صورتي تمام و كامل بياراست و با اعتدال برگزيد (7) بهر صورتي كه خواست مي تواند خلق كند.» (سوره 82/ آيه 7-8) 
• ما انسان را از آب نطفه مختلط خلق كرديم و براي او گوش و چشم قرار داديم. 
(سوره76 / آيه 2) 
• سپس آن را نيكو بياراست و از روح خود در آن بدميد و شما را داراي گوش و چشم و قلب و هوش گردانيد باز بسيار اندك شكر و سپاسگزاري حق مي كنيد. (سوره 32/ آيه 9)


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 آذر 1390 ] [ 21:46 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

« و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا» (النباء-14) 
« و از ابرهاي باران زا آبي فراوان نازل كرديم،» 
صفت ديگري كه خداوند براي آب طرح مي كند كلمه « ثجاج» است، اين واژه از ماده ثج به معناي جريان وريزش است. ماء ثجاج آبي است كه جريان و ريزش زيادي دارد. خداوند فرمود از ابرهاي فشرده آب ريزان و جاري فرو فرستاديم. 
و اضرب لهم مثل الحيوه الدنيا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض فاصبح هشيما تذروه الرياح و كان الله علي كل شيء مقتدرا(كهف/45) 
اي پيامبرزندگي دنيا را براي آنان به آبي تشبيه كن كه ازآسمان فرو مي فرستيم وبوسيله آن، گياهان زمين( سرسبزمي شود ) درهم فرو مي رود.اما بعد از مدتي مي خشكد؛ و بادها آن را به هر سو پراكنده مي كند؛ و خداوند بر همه چيز تواناست. 
انما مثل الحياه الدنيا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما ياكل الناس والانعام حتي اذا اخذت الارض زخرفها وازينت و ظن اهلها انهم قادرون عليها اتاها امرنا ليلا او نهارا فجعلناها حصيدا كان لم تغن بالامس كذلك نفصل الايات لقوم يتفكرون(يونس/24)


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 آذر 1390 ] [ 21:41 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

« و نزلنا من السماء ماء مباركا فانبتنا به جنات و حب الحصيد» (ق- 9) 
« و از آسمان آبي پر بركت نازل كرديم و بوسيله آن باغها و دانه هايي را كه درو مي كنند رويانديم.» 
دراين آيه شريفه آب به صفت مبارك توصيف گرديده وخداوند نزولات آسماني را آب هاي مبارك ناميده است. كلمه مبارك يعني بركت يافته و واژه بركت را چنين معنا مي كنند: ثبوت الخير. 

طهارت آب: 
 

« و هو الذي ارسل الريح بشرا بين يدي رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا» (الفرقان- 48) 
«اوكسي است كه بادها را بشارتگراني پيش ازرحمتش فرستاد، و ازآسمان آبي پاك كننده نازل كرديم.» 
دراين آيه خداوند عاليترين وصف (كه همانا طهارت و پاكيزگي مي باشد) را به آب نسبت مي دهد، همان وصفي كه دارندگان آن محبوب و مورد رحمت خداوند وجود هستند: 
«...ان الله يحب التوابين ويحب المتطهرين» (البقره- 222) 
«...خداوند، توبه كنندگان رادوست دارد، وپاكان را (نيز) دوست دارد.» 
آب نيز طاهرومطهر است ومي تواندنزديك كننده وعامل تقرب يافتن بندگان به مصدر لايزال الهي باشد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 آذر 1390 ] [ 21:39 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

آب در قرآن كريم 

قرآن كریم، از هنگام نزول تا هم اكنون، سرچشمه پیدایش و سرمایه پرورش بزرگترین و پاكترین روح ها، بلندترین همت ها، استوارترین اراده‌ها، عمیق‌ترین افكار، عالیترین معارف، نغزترین ادبیات و دل‌انگیزترین هنرها در عرصه‌های گسترده و حوزه‌های گوناگون حیات فكری و فرهنگی و علمی و اجتماعی و ادبی و هنری مسلمانان در همه اكناف عالم و در پهنه تاریخ پر افتخار فرهنگ و تمدن اسلامی بوده است. 
قرآن كریم برخلاف روشها و اندیشه‌های كلامی و فقهی و فلسفی، كه بیش از هزار سال است در جامعه اسلامی رایج و شایع شده‌اند، توجه و عنایت فوق‌العاده‌ای به طبیعت و عناصر طبیعت دارد (در این میان، آب از عمده‌ترین عناصر طبیعت به شمار می‌آید)، به طوری كه در میان ادیان الهی هیچكدام به اندازه دین مبین اسلام، به ویژه قرآن كریم، به موضوع «آب» نپرداخته‌اند؛ تنوع موضوعی، تفصیل مباحث آب و تاكیدات قرآن به ارزش و اهمیت آب، بیانگر این حقیقت است كه توجه قرآن به طبیعت و بالاخص آب همه سویه بوده است. 
واژه «ماء» اصل عبری آن «مُی- میم» و سریانی آن «میا» است كه در عربی تغییر شكل داد و «ماء» شد. این لغت در اصل به معنی «هر مایع غیر جامد» است چه آب مطلق باشد یا آبهای مضاف، ولی وقتی به صورت «ماء» مطلق استفاده می‌شود منسوب به آب خالص است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 آذر 1390 ] [ 21:36 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

در این بخش با واژه ها و آيات مربوط به پوشاک، پوشش، آرايش و زيبائی آشنا ميشويم. آيات مربوط به پوشش ايمانداران در زندگی اجتماعی، چهارتا هستند: پوشش در شرايط عادی، پوشش در شرايطی که ايمانداران مورد اذيت و آزار قرار می گيرند، پوشش پرستشگاه (مسجد)، و پوشش زنان سالمند بی همسر. (آيات پوشش البته مربوط به ايمان داران است و عمل نمودن يا ننمودن به آن نيز در اختيار و انتخاب خود آنهاست).

پوشاکها

پوشاکهائی که در قرآن در رابطه با زندگی در دنيا آمده اند عبارتند از:« قميص ــ ثياب- جلابيب ــ لباس ــ ریش ــ خُمُر و سرابیل». (واژه قمیص بمعنی پيراهن 6 بار در قرآن آمده و همه در رابطه با پيراهن یوسف است و موضوع آن نوع پوشش نيست ــ «سَـرابـيـل»: جمع سِـرْبـال است بمعني: پوشاک کلفت که انسان را از گرما و سرما و ضربه حفظ می کند و بیشتر به پوشاک بالا تنه اطلاق می شود و شامل پوشاکهای زرهي نيز مي شود. و موضوع آن در قرآن نوع پوشش نيست). پوشاکهائی که موضوع آنها نوع پوشش است موارد زير ميباشد:

«جَلابِيب»: جمع جلباب است، و جلباب پوششی است که روی پوشش اصلی و رسمی پوشیده می شود، در اصل کلاه دارد، مدلهای مختلف دارد، مدلهای امروزی آن کمی تنگ تر از گذشته است، پوششی است برای سرما، باد، ماسه و گرد و غبار و مواردی از این قبیل، پوشاک سنتی عربها است و تقریباً معادل پالتو در میان اقوام دیگر است. فرق آن با چادر این است که جلباب آستین و دکمه دارد ولی چادر آستین و دکمه ندارد).

 «ریش»: پوشاک زيبا و تزييني و گرانبهای مربوط به جشنها، گردهمائی ها، مهمانیها و مواردی از این گونه است. مانند پوشاک عروس و داماد. (از ریش بمعنی "پر پرنده" آمده است). و به پوششهای زینتی که روی اسب و شتر و غیره می اندازند نیز گفته ميشود.

« ثیاب»: پوشاک اصلی و رسمی است که انسان آنها را جلو دیگران می پوشد.

« لباس»: پوشاک زیر است. یعنی پوشاکی که بدن را ميپوشاند و زير آن پوشاک دیگری نیست.

«خُمُر»: جمع خِمار است و خِمار بمعنی روسری است. مانند آنچه در اينجا ميبينيم و حالتهای مشابه آن، که آنرا در ناحيه گريبان گره ميزنند.

واژه های زيبائی و آرايش و آراستگی

واژه های زيبائی و آرايش و آراستگی در قرآن که در رابطه با پوشش و پوشاک آمده عبارتند از: زینة، حِليَة،  رِئی و تَبَرُج.

« زیـنـَة»: بمعنی مصدری بمعنی: زیبا نمودن است. یعنی اینکه چیزی زشت است یا زیبائی ندارد و آنرا زیبا ميکنيم. بمعنی اسمی بمعنی چیزی است که چیزی را زیبا می کند. بعبارتی ديگر زینت یعنی: زیبائی ساختگی.  مانند: آرایش، استفاده از جواهراتی که پوشش و پوشاک را زیبا می کند، شانه نمودن مو، نقاشی و طراحی نمودن روی پوشاک، و هر چیزی که چیزی را زیبا می کند. ( اگر زیبائی چیزی از خود آن باشد به آن "جمال" گفته می شود).

 زيبائيهای ساختگی که در اين تصوير روی دست و پوشاک و جلد کتاب می بينيم زينة ناميده ميشوند. (زینت  شامل زیبائی در پوشاک، پوشش، رفتار و رویه، اندیشه و غیره همه نيز می شود).

« رئی»: بمعنی: آراستگی و زیبائی بزرگ کننده و شکوه دهنده است. مانند: آراستگی و زيبائی پوشاک پادشاهان، امراء، سران ارتش و جراحان. در اين تصوير مي بينيم که يک گوزن با نوعی آراستگی، چگونه در ذهن ما شخصيتی بزرگتر از يک گوزن معمولی دارد. اين آراستگی که شخصيت اين گوزن را بزرگ ميکند رئی ناميده می شود.

«حِلیَة»: بمعنی: زيوری نمودن و با زيور آراستن، و زیور آلات و جواهرات است.

«تـَبَـرُّجْ»: بمعنی: زندگی يا آرايش و ويرايش زندگی اشرافی و مصرفی داشتن است.

پوشاک پرستشگاه

«ای فرزندان آدم! نزد هر پرستشگاهی زیبائی خود را با خود برداريد. و بخورید و بنوشید ولی زیاده روی نکنید. او زیاده روی کنندگان را دوست ندارد».

«عند» در آيه ظرف مکان است برای بيان "جایِ بودن". «آدم» نام فکری انسان است. خطاب آيه به بنی آدم، خطاب به مسلمانان از جنبه فکری است. «اسراف»: بمعنی زياده روی نمودن، مربوط به زياده روی نمودن در چيزهای مشروع است. مانند بيش از اندازه خوراک پختن و زيادی آنرا دور ريختن. يا هنگام دست شستن آب زيادی را هدر دادن. (تبذير مربوط به زياده روی در چيزهای نامشروع است. مثلا هزينه نمودن برای بليط بخت آزمائی).

بنا بر اين آيه، هر گاه مسلمانی ميخواهد به مسجدی برود، چه مسجدِ کوچک محله باشد چه مسجد بزرگ معروف، مي بايست با زيبائيهای خود برود. يعنی از پوشاکهای زيبای خود بپوشد، موی خود را شانه کند، عطر بزند، رفتارهای زيبای خود را داشته باشد و غيره.

پوشش زنان سالمند بی همسر

« و زنان سالمندی که همسر و اميد به ازدواج ندارند، از اينکه پوشاک رسمی خود که جلو ديگرانميپوشند را بی آنکه به آرايش يا زيور زندگی اشرافی و مصرفی آراسته باشند کنار بگذارند، گناهی بر آنها نيست، و اينکه بپذيرند از باقيمانده کم (خوشيهای زندگی خود) چشم پوشی کنند برای خود آنها بهتر است، و خدا شنوای دانا است».

« قَواعِد»: جمع قاعدة است، بمعنی: زن سالمندی که همسر ندارد. «اِستعفاف» يعنی: پذيرفتن چشم پوشيدن از چيز نادر و کمياب ـ و پذيرفتن چشم پوشيدن از بخش کمی که از چيزی باقيمانده است.

گفتيم که ثياب پوشش رسمی و اصلی است که فرد آنرا جلو مردم می پوشد، (در جائی که کسی نيست انسان پوشاک راحتی می پوشد). چنانکه در آيه آمده زنان سالمندی که همسر ندارند و اميدی به ازدواج کردن نيز ندارند می توانند در پوشاک راحتی خود که مثلاً برداشتن روسری باشد، در صورتی که آرايش اشرافی و زندگی مصرفی نداشته باشند می توانند جلو ديگران خود را نشان بدهند. و پذيرفتن چشم پوشی نمودن از خوشيهای کمِ باقيمانده زندگيشان، که از جمله می تواند خوشی نمودن با پوشش کمتر بتن داشتن جلو ديگران باشد، برای خود آنها بهتر است.

ادامه دارد

[ یکشنبه 20 آذر 1390 ] [ 20:40 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

انسان به طور طبیعی به زیبایی ها به سبب کمال بودن آن گرایش دارد. زیبایی هر چند به نظر می رسد که امری نسبی باشد و امری در نظر برخی زیبا و در دید دیگری نازیبا و گاه زشت بنماید ولی برخی از چیزهاست که در نظر بیشتری مردمانی که دارای شخصیت سالم می باشند زیباست و مورد پسند و توجه ایشان قرار می گیرد ؛ هر چند که در همین حال در نظر برخی که از فطرت سالم و شخصیت متعادلی برخوردار نیستند همان امور زشت بنماید.

برخی بر این باورند که حکایت زشت و زیبا مانند داستان پارچه ای است که تنها حلال زادگان می بینند و هر یک به جهت آن که متهم به مول و حرام زادگی نشوند آن پارچه خیالی و وهمی را تایید می کنند. به این معنا که هر یک به جهت رهایی از اتهام فقدان شخصیت سالم و فطرت پاک ناچار است که امری را زیبا بنگارد که زشت است.

اما آن چه در این جا مهم است این واقعیت است که انسان به آراستگی و زینت به جهت جنبه زیبایی گرایانه و تقویت بعد کمال گرایانه انسان مورد توجه و اتهام مردمان معتدل و با فطرت پاک و سالم است. انسان مومن نیز به جهت فطرت سالم و گرایش شدید به امور کمالی و کمال مطلق و سرچمشه زیبایی های و آراستگی ها یعنی خداوند جمیل و جمال می کوشد تا نه تنها به آن گرایش داشته باشد بلکه آن را در خود تحقق دهد و خود را به زیبایی ها بیاراید.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 آذر 1390 ] [ 20:38 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

نباید فراموش کرد که آرایش یکی از شئون اجتماعی انسان است. بنابراین نباید بیشترین وقت و انرژی افراد صرف آن شود که اثرات روانی بدی بدنبال خواهد داشت و موجب ضعف قوای عقلانی و شخصیت و وقار شخص می‌گردد. افراط در آرایش و زینت، یکی از امراض روانی است که بسیاری از زنان را مبتلا کرده 

قرآن

اگر منظور از آراستگی، طهارت و پاکیزگی باشد، به جهت اصرار و سفارش‌های زیاد اسلام در این خصوص، جایگاه رفیع آن در اندیشه اسلامی بر کسی پوشیده نیست. در شان این مقام همین بس که پاکیزگی را علامت ایمان معرفی کرده‌اند.(النظافة من الایمان) لذا داشتن ظاهری نامرتب و زشت، از سوی هر کسی که باشد، ضعف ایمان و ضعف فهم دینی را به ذهن خطور می‌دهد.

اگر هم از آراستگی، آرایش و زینت را اراده کرده باشیم؛ باز هم نظر اسلام مثبت است دین ما آرایش و زینت را در معنای خاص آن نیز مجاز و بلکه پسندیده و موجب ثواب می‌داند و آن را هماهنگی با نظام خلقتی می‌داند که خداوند در تمام ابعاد، آن را زینت داده است. در قرآن به برخی از این زینتها، اشاره شده است:

«وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرِین: و هر آینه در آسمان برجهایى آفریدیم و براى بینندگانشان بیاراستیم.» (الحجر،16)

«إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْكَواكِب؛ همانا ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم.(صافات،6)

زینت و اسباب آرایش انسان نیز آفریده شده و به همراه نعمت سلیقه در اختیار او قرار گرفته است. لذا اگر چه داشتن چهره‌ای زیبا و مطابق میل هر کسی از اختیار خودش خارج است، اما آرایش و زینت، نعمتی است که خداوند آن را در اختیار همگان قرار داده است.

اما همواره افراط و تفریط ها و کج فهمی‌ها در این خصوص نیز چون بسیاری از مسائل دینی دیگر مشکل ساز بوده است؛ بگونه‌ای که عده‌ای دینداری را با بی سلیقگی و زشتی در هم می‌آمیزند و با هر چیزی که موجب زیبایی شود با کراهت برخورد می‌کنند و صدها دلیل می‌تراشند تا مردم را از زینتهای دنیوی منع سازند. گاهی دیده می‌شود که با مدلهای جدید و زیبا در لباس و موی سر و … شدیدا مخالفت می‌کنند اما بعد از سالها که این مدلها قدیمی شد خود از آن استفاده می‌کنند. البته مدپرستی غلط و موجب تخطئه سلیقه و از بین رفتن حق انتخاب می‌شود. اما نوآوری در زینت و زیبایی تا آنجایی که موجب مفسده و ارتکاب گناه و ترویج مد نباشد، مجاز است .


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 آذر 1390 ] [ 20:35 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

آرایش و آراستگی در قرآن

قرآن

اگر منظور از آراستگی، طهارت و پاکیزگی باشد، به جهت اصرار و سفارش‌های زیاد اسلام در این خصوص،  جایگاه رفیع آن در اندیشه اسلامی بر کسی پوشیده نیست. در شان این مقام همین بس که پاکیزگی را علامت ایمان معرفی کرده‌اند.(النظافة من الایمان) لذا داشتن ظاهری نامرتب و زشت، از سوی هر کسی که باشد، ضعف ایمان و ضعف فهم دینی را به ذهن خطور می‌دهد.

 اگر هم از آراستگی، آرایش و زینت را اراده کرده باشیم؛ باز هم نظر اسلام مثبت است دین ما آرایش و زینت را در معنای خاص آن نیز مجاز و بلکه پسندیده و موجب ثواب می‌داند و آن را هماهنگی با نظام خلقتی می‌داند که خداوند در تمام ابعاد، آن را زینت داده است. در قرآن به برخی از این زینتها، اشاره شده است:

«وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرِین: و هر آینه در آسمان برجهایى آفریدیم و براى بینندگانشان بیاراستیم.» (الحجر،16)

«إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْكَواكِب؛ همانا ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم.(صافات،6)

زینت و اسباب آرایش انسان نیز آفریده شده و به همراه نعمت سلیقه در اختیار او قرار گرفته است. لذا اگر چه داشتن چهره‌ای زیبا و مطابق میل هر کسی از اختیار خودش خارج است، اما آرایش و زینت، نعمتی است که خداوند آن را در اختیار همگان قرار داده است.

اما همواره افراط و تفریط ها و کج فهمی‌ها در این خصوص نیز چون بسیاری از مسائل دینی دیگر مشکل ساز بوده است؛ بگونه‌ای که عده‌ای دینداری را با بی سلیقگی و زشتی در هم می‌آمیزند و با هر چیزی که موجب زیبایی شود با کراهت برخورد می‌کنند و صدها دلیل می‌تراشند تا مردم را از زینتهای دنیوی منع سازند. گاهی دیده می‌شود که با مدلهای جدید و زیبا در لباس و موی سر و ... شدیدا مخالفت می‌کنند اما بعد از سالها که این مدلها قدیمی شد خود از آن استفاده می‌کنند. البته مدپرستی غلط و موجب تخطئه سلیقه و از بین رفتن حق انتخاب می‌شود. اما نوآوری در زینت و زیبایی تا آنجایی که موجب مفسده و ارتکاب گناه و ترویج مد نباشد، مجاز است .


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 آذر 1390 ] [ 20:32 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...139140141142143...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران