مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

انقلاب اسلامي، آذرخشي از عاشوراي حسيني

پيش درآمد

«انّي لا اَري الموتَ الاّ السعادةَ، و لا الحياةَ مع الظالمينَ اِلاَّ بَرَماً»;1 من قطعاً مرگ در راه حق جز سعادت و زندگي با ستم پيشگان را جز ملال و دلتنگي نمي دانم. (امام حسين(عليه السلام))اين سخن فرياد مشترك و در حقيقت، پلي ارتباطي است ميان دو نهضت: قيام عاشوراي سال 61 هجري در نينوا، و انقلاب اسلامي سال 1400 در ايران. رهبران اين دو انقلاب حركت خود را با يك سخن آغاز نمودند، هرچند رهبري در يكي اصلي و در ديگري فرعي، در اوّلي متبوع و در دومي تابع، در يكي مقتدا و در ديگري مأموم او بود.رهبري در آنجا به اوج قلّه انسانيت و فراتر از آن، به مقام عصمت رسيده و سكوت برايش حرام گرديده بود. پس لازم ديد تا خون خود بيفشاند و از برچيده شدن خوان نعمت خداوندي و سفره شريعت محمّدي(صلي الله عليه وآله)جلوگيري نمايد. اما در اينجا، عارف به اوج قلّه معرفت نايل شده پس از انجام چهارمين سفر از «اسفار اربعه»، نتوانست به تنهايي در آن اوج عروج، بر سفره حقيقت بنشيند و به تنهايي از آن نعمت‌هاي رنگارنگ استفاده كند. پس چاره اي نديد جز اينكه از آن معراج به ميانه خلق بازگردد و دست بسياري را گرفته، مجدداً با خود ببرد. (سير في الخلق بالحق)
وحدت يا دوگانگي دو چيز را از وجوه مشترك يا افتراق آن‌ها مي يابند. انقلاب اسلامي و نهضت عاشورا وجوه افتراق انكارناپذيري در برخي اركان همچون رهبري و مردم دارند. اما وجوه تشابه اين دو نهضت در مباني ايدئولوژيكشان است، تا آنجا كه مي توان گفت: بي ترديد، نهضت عاشورا يكي از ريشه‌هاي انقلاب اسلامي و در حقيقت، اصلي ترين آن‌ها به شمار مي آيد.امام خميني(قدس سره) رهبر اين انقلاب، يك مسلمان شيعه دوازده امامي و از مراجع عظام تقليد بود كه يقيناً با تأسّي به نهضت عاشورا و مكتب حسين بن علي(عليه السلام)توانست كاري كند كه پس از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بشريت هرگز به خود نديده بود.


ادامه مطلب
[ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 08:21 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

انقلاب اسلامى از ديدگاه قرآن و حديث

يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِهِ فَسَوفَ يَاءتِى اللهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُم وَيُحِبُّونَهُ اَذِلَّةٍ عَلَى ال مُؤ مِنينَ اَعِزَّةٍ

عَلَى الكافِرينَ يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللهِ وَلايَخافُونَ لَومَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضلُ اللهِ يُؤ تيهِ مَن يَشاءُ وَاللهُ واسِعٌ عَليمٌ.

اى مؤ منان هر كس از شما مرتد شود و پس از اظهار ايمان كافر گردد، بداند به خداوند زيانى نمى رسد و او خود از دينش به وسيله ملتى كه

شش صفت ممتاز دارد، حمايت خواهد كرد:


1- خدا ايشان را دوست دارد.


2- ايشان نيز خدا را دوست دارند.


3- نسبت به مؤ منان فروتن و مطيع هستند.


4- نسبت به كافران سخت گير و سر كش هستند.


5- در راه خدا و براى اعتلاء كلمه توحيد جهاد مى كنند.


6- از ملامت هيچ ملامت كننده اى نمى هراسند.


هنگامى كه اين آيه نازل شد.از رسول خدا ( ص ) پرسيدند: آنان چه كسانى هستند؟ پيامبر اكرم دست مبارك خود را به شانه

سلمان فارسى زد و فرمود: اين مرد و قومش . اگر دين در دورترين نقاط جهان باشد، ايرانيان آنرا حفظ خواهند نمود.

 


ادامه مطلب
[ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 08:15 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(1) ]

امام آمد،

و آتش نمرودیان را گلستان خرم ساخت.موسایی بود که فرعون را در کام موج انقلاب، غرق کرد و “بنی اسلام” را به ساحل نجات “جمهوری اسلامی” رهنمون گردید،امام آمد،و چراغ بادیه ی ظلمت شد، و خلیل حادثه ی ایمان.“ذلت ایران” را به “عزت اسلام” مبدل ساخت و سرها و گردن ها را درمقابل ابرجنایتکاران، همچو قله های رفیع، برافراشته ساخت و برگه ی بدهکاری مستضعفین را در برابر قدرت های استکباری، به برگه های طلبکاری مبدل کرد و موازنه ها را در منطقه و در سطح جهان برهم زد و طرح نو در انداخت و دنیایی جدید ساخت و اسلام را به عنوان “نیروی سوم” در سطح جهان مطرح نمود.امام آمد، و شوکت دروغین و جبروت پوک و پوچ جباران را در هم شکست و زمین افتادگان محروم، و لگدمال شدگان مظلوم را به اوج شکوه و شوکت رساند. آمد، و سیلی “اسلام” را بر صورت “کفر” نواخت و با مشت و بازوی حق”، بر فرق و دهان “باطل” کوبید.آمد، و همه جای ایرانمان را طراوت و سرسبزی ایمان بخشید و تمامت سرزمینمان را، و دشت ها و جلگه هایمان را، کوهها و بیابان هایمان را، کوچه و گذرهایمان را، خانه ها و مزارهایمان را، لاله کاشت، لاله ی سرخ انقلاب، که خونبهای آزادی بشریت، و رهگشای مردم به سوی نور و فلاح و روشنائی است.امام آمد، و لاله های سرخ شهادت را آبیاری کرد، و با آمدنش، ویرانه هایمان آباد شد، و جهاد زندگی ساز “سازندگی” معجزه کرد، و کار، ارزش یافت، و کارگر، مقدس شد و ساختن، عبادت گشت و عبادت، بعد سیاسی یافت.انقلابمان پیش رفت – و می رود – ولی نه به بهای کم، که به قیمت هزاران شهید و جانباز و مفقود و اسیر.چه خون هائی که ریخته شد،چه عزیزانی که فدا شدند،و چه مخلصانی، در مقام رفیع “ایثار” جای گرفتند.“آبادان” مان، “شهید آباد” گشت،خرمشهر” مان، “خونین شهر” شد،و “خوزستان” مان، “خونستان،و خانه هایمان، سنگر،و کلاسهایمان، جبهه،و قلمهایمان، سلاح،و بذرهایمان، باروت،و کارخانه هامان، معبد،و سنگرهایمان، محراب.جهادمان، “سازندگی” شد،و سازندگی مان، “جهاد،و سوادآموزی مان، “نهضت،و شهادت هایمان، “بنیاد”.ملتمان، “بسیج” گشتند،و پیرانمان، “چریک” شدند،و جوانانمان، “پاسدار،و عشایرمان، “مسلح،و کردهای مسلمانمان ” پیش مرگ،هر روزمان “عاشورا” شد،و جای جای وطن سرخ و خونینمان، همچون سوسنگرد، هویزه، خرمشهر، بستان، دزفول، سومار، میمک، و … “کربلا” گشت.اسلام عزیز شد و مسلمانان سربلند،قرآن، حاکم شد و طاغوت، فراری،صف ها متحد و مشت ها گره خورده و تکبیرها بلند.و … اینها بود گوشه ای از میوه های روئیده بر شاخسار زمان در “۲۲ بهمن” که با بذرافشانی باغبان بزرگ خیر و برکت و حق و آزادی، یعنی امام امت، فرا دست آمده است.یاد آن روز آفتابی جاودان، و ثمرات “یوم الله” بزرگ و خونرنگ ۲۲ بهمن افزون باد.


ادامه مطلب
[ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 08:02 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

غیبت ، منحصر به زبان نیست !



غیبت و بدگویى مردمان، از جمله گناهانى است که دین اسلام آن را بسیار نکوهیده است و به فرموده حضرت على علیه السلام : « مبغوض ترین مردمان نزد خداى تعالى، غیبت کننده است


چه بسا زیان کارانى که حاصل سال ها عبادت خود را به سبب افروختن شعله غیبت و ریختن آبروى برادر دینى خود، از کف مى دهند . مولاى متقیان على علیه السلام در این باره مى فرماید : « زنهار ! بپرهیز از غیبت که تو را نزد خداى تعالى و نزد مردم مبغوض مى کند و پاداش تو را از میان ببرد1بحث درباره غیبت ، طولانى است و ما به بیان مختصری از آن بسنده می کنیم ؛خداى متعال در قرآن بر نكوهش غیبت تصریح فرموده و غیبت كننده را به كسى تشبیه كرده كه گوشت برادر دینى خود را در حالى كه مرده باشد بخورد و فرموده است ؛ « وَلَا یَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ2


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ] [ 07:50 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

چرا می گویند تسبیحات اربعه؟



 

در رکعت سوم و چهارم نماز ، به جای سوره ی حمد می توان ذکر تسبیحات اربعه را قرائت کرد . تسبیحات اربعه از مجموع تسبیح ،تحمید ،تهلیل و تکبیر برآمده است که همه به نوعی از خانواده ی تسبیح می باشند .


«سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر »، را تسبیحات اربعه نامیده اند، با آن که تنها یکی از آن چهار تا سبحان الله است و بقیه تسبیح نیست، بلکه تحمید و تهلیل و تکبیر است ، این است کهتسبیح به معنای منزّه دانستن خدا از عیب و نقص است ؛ از این حیث ، تحمید هم تسبیح است ؛ زیرا تحمید منزه دانستن خدا از هر ناپسندی است ، زیرا گفته شده : « التحمید هو الثناء على علوه و ارتفاعه ذاتا و صفاتا و أفعالا عن كل نقیصة و علة »؛ یعنی تحمید همان ثنایی است که بر بزرگی و رفعت شأن خدا از نظر ذات و صفات و افعال ، صورت می گیرد .


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ] [ 07:45 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

فلسفه و فواید جسمی وضو

 

وضو


کسی که با وضوء بخوابد بستر او برایش مسجد می شود، و خوابش (ثواب کسی را دارد که) به نماز مشغول است تا این که شب را به صبح رساند. و اگر کسی بدون وضوء خوابید بسترش برای او قبر خواهد بود و مانند مرداری می ماند تا صبح شود.


وضو گرفتن برای بسیاری از ما ناخوشایند و مشکل است بعضی وقت ها با خود می گوییم کاش میشد نماز را بی وضو خواند مخصوصا در فصل سرما دشواری آن به نظرمان دو چندان میشود .اما اگر کمی در مورد وضو و تأثیرات مثبت آن بر روی روح و جسممان بیشتر بدانیم شاید ترجیح بدهیم که همه با وضو باشیم .


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ] [ 07:40 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

سه صحنه، از زندگی پیامبر اکرم (ص)

مقام معظم رهبری می فرمایند: خدای متعال به ما مسلمانان دستور داده است که از پیامبر تبعیت کنیم. این تبعیت، در همه چیز زندگی است. آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود، بلکه در رفتار خود، در هیأت زندگی خود، در چگونگی معاشرت خود با مردم و با خانواده، در برخوردش با دوستان ، در معامله اش با دشمنان و بیگانگان، در رفتارش با ضعفا و با اقویا، در همه چیز اسوه و الگوست. جامعه ی اسلامی ما آن وقتی به معنای واقعی کلمه جامعه ی اسلامی کامل است، که خود را بررفتار پیامبر منطبق کند. اگر به طور صد در صد مثل رفتار آن حضرت عملی نیست - که نیست- لااقل شباهت به آن بزرگوار باشد؛ عکس جریان زندگی نبی اکرم بر زندگی ما حاکم نباشد؛ در آن خط حرکت بکنیم.

صحنه ی اول از زندگی پیامبر، صحنه ی دعوت و جهاد

در سه صحنه از صحنه های مهم زندگی، جملات مختصری از آن بزرگوار عرض می کنم. البته در این باب کتابهای مفصل نوشته شده است و سخن، طولانی تر و مبسوط تر از آن است که در گفتارهایی از این قبیل بشود حق آن را ادا کرد. از هر خرمن گلی، خوشه یی بادی چید؛ برای این که در ذهن ما یاد آن بزرگوار همیشه زنده باشد.صحنه ی اول از زندگی پیامبر، صحنه ی دعوت و جهاد بود.کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت، و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیای ظلمانی زمان خود، پیامبر اکرم دچار تشویش نشد. چه آن روزی که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکی از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابلش سران متکبر عرب، صنادید قریش وگردنکشان، با اخلاقهای خشن و با دستهای قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه ی مردمی که از معرفت نصیبی نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت ، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانتها را تحمل کرد، سختیها و رنجها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیری را مسلمان کند؛ وچه آن وقتی که حکومت اسلامی تشکیل داد وخود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت. آن روز هم دشمنان و معارضان گوناگونی در مقابل پیامبر بودند؛ چه گروههای مسلح عرب- وحشیهایی که در بیابانهای حجاز و یمامه، همه جا پراکنده بودند و دعوت اسلام باید آنها را اصلاح می کرد وآنها مقاومت می کردند- و چه پادشاهان بزرگ دنیای آن روز- دو ابر قدرت آن روز عالم؛ یعنی ایران و امپراتوری روم که پیامبر نامه ها نوشت، مجادله ها کرد، سخنها گفت، لشکرکشیها کرد، سختیها کشید، در محاصره ی اقتصادی افتاد کار به جایی رسید که مردم مدینه گاهی دو روز و سه روز، نان برای خوردن پیدا نمی کردند. تهدیدهای فراوان از همه طرف پیامبر را احاطه کرد. بعضی از مردم نگران می شدند، بعضی متزلزل می شدند، بعضی نق می زدند، بعضی پیامبر را به ملایمت و سازش تشویق می کردند؛ اما پیامبر در این صحنه ی دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستی نشد و با قدرت، جامعه ی اسلامی را پیش برد، تا به اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه بود که به برکت ایستادگی پیامبر در میدانهای نبرد و دعوت، در سالهای بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 07:52 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص)
مسلمان شدن یهودى: روزى پیامبر صلى الله علیه و آله با گروهى از مسلمانان در مکانى نماز مى گزارد.

هنگامى که آن حضرت به سجده مى رفت ، حسین علیه السلام که کودک خردسالى بود، بر پشت رسول خدا صلى
 
الله علیه و آله سوار مى شد و پاهاى خود را حرکت مى داد و هى هى مى کرد.وقتى که پیامبر صلى الله علیه و آله
 
مى خواست سر از سجده بردارد، او را مى گرفت و کنار خود روى زمین مى گذارد این کار تا پایان نماز ادامه داشت
 
.یک نفر از یهودیان ، شاهد این جریان بود. پس از نماز به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد، با کودکان خود به
 
گونه اى رفتار مى کنید که ما هرگز انجام نمى دهیم .رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اگر شما به خدا و
 
فرستاده او ایمان داشتید، با کودکان خود مهربان بودید. مهر و محبت پیامبر صلى الله علیه و آله نسبت به کودک ، مرد
 
یهودى را سخت تحت تاءثیر قرار داد؛ وى اسلام را پذیرفت.

ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 07:46 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان امام سجاد علیه
سپاس خدایی را که بر ما منت نهاد به وجود محمد صلی الله علیه و آله در میان امت های گذشته و قرون سپری

شده… بار الها! پس درود فرست بر محمد صلی الله علیه و آله که امین وحی تو، و بزرگوارتر از تمام خلق تو، و بنده

پسندیده در میان بندگان توست. آن پیشوای رحمت و قافله سالار خوبی و کلید برکت، چنان که جان خویش را برای

اجرای فرمان تو به زحمت انداخته و در راه تو بدنش را هدف ناراحتی قرار داد… تا آن جا که به دیار غربت و محل دور از

اهل و عشیره و مرکز سکونت هجرت نمود…. بار الها! مرتبه او را به سبب زحماتی که در راه تو کشید به بالاترین

درجات بهشت بالا بَر، تا اندازه ای که هیچ کس در هیچ مقام و منزلت با او یکسان نباشد و در آستانت، هیچ مَلِک

مقرّب و پیامبر مُرسل با او برابری نکند و قبول شفاعتش را در اهل بیت پاکیزه اش و مؤمنان از امّتش بیش از آن چه به

او وعده فرموده ای به او اعلام فرما.

روز میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
زاد روز میلاد پیامبر گرامی اسلام، چنان که عموم سیره نویسان اتفاق نظر دارند، در سالی بود که اَبرهه برای ویران

ساختن کعبه به مکه یورش آورد. این سال به عام الفیل معروف است که مطابق سال ۵۷۰ میلادی است.

بیشتر تاریخ نگاران و محدثان بر این اتفاق نظر دارند که تولد پیامبر صلی الله علیه و آله در ماه ربیع الاول بوده، ولی در

روز تولد آن حضرت اختلاف دارند. معروف میان محدثان شیعه این است که ایشان در روز جمعه هفدهم ماه ربیع الاول،

پس از طلوع فجر چشم به جهان گشود و مشهور میان اهل سنت این است که ولادت آن بزرگوار، در روز دوشنبه

دوازدهم ماه ربیع الاول اتفاق افتاده است.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 07:40 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

عذاب قتل مؤمن

خداوند متعال در سوره نساء مي فرمايد: (و من يقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فيها و غضب الله عليه و لعنه و اعدّ له عذاباً عظيماً)؛ (9) هر کس مؤمني را به عمد بکشد مجازاتش جهنم است که در آن جاويد معذب خواهد بود خدا بر او خشم و لعن کند و عذابي بسيار شديد مهيّا سازد.در آيه مزبور براي قاتل مسلمان چهار چيز ذکر شده است؛ اول اينکه قاتل وي در جهنم رفته و براي هميشه در آن مي ماند؛ دوم اينکه خشم خداوند نصيب او مي گردد؛ سوم اينکه خداوند به او لعنت مي فرستد؛ چهارم اينکه خداوند براي او عذاب عظيمي آماده کرده است.کساني که به چهره خودشان نقاب و مرتکب قتل مي شوند يا دستور کشتن کسي را مي دهند تا بدين طريق امرار معاش کنند، درباره موضوع آيه فوق بايد تفکر نمايند زيرا با بستن نقاب بر چهره از عذاب روز قيامت نجات نمي يابند. خداوند متعال در قرآن مجيد انسان را بارها از قتل نفس بر حذر نموده است. در سوره انعام فرموده است: (و لا تقتلوا التي حرّم الله الا بالحق، ذلکم وصيکم به لعلّکم تعقلون)؛ (10) نفسي را که کشتن آن را خداوند حرام کرده است به قتل نرسانيد مگر باحق، در اين مورد خداوند به شما تأکيد نموده است تا درک کنيد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 09 بهمن 1391 ] [ 16:49 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...1213141516...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران