|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
گشايش گرههاي فكري انقلاب اسلامي افزون بر پرتوافشاني در علوم، با رساندن امواج انديشههاي معنوي به كوير خشكيده فلسفه و علم معاصر، آثار بسزايي بر جاي نهاد. در چند قرن گذشته، اين پندار به وجود آمده بود كه انديشيدن و پژوهش، با مباني مادي و روش تجربي، دانش را بي طرف مي كند و جهاني به پيش مي برد.17 اما نظريات جديد در فلسفه علم نشان مي دهند كه تجربهها و استنتاجات برآمده از آن ها، به ناچار تابع مباني و ارزش هايي هستند كه زيرساخت فرضيههاي علمي را تشكيل مي دهند.18در اين بحران، دو راه فراروي علم است: يا اينكه بپذيرد همه ارزشها شخصي و ناپايدارند و ملاكي براي برتر نهادن ارزشهاي گوناگون وجود ندارد و در نتيجه، علم به سوي نوعي هرج و مرج پيش مي رود; چنان كه برخي از نظريات جديد فلسفه علم در غرب به اين سو رفته اند;19 و راه دوم اين است كه ملاكي براي شناخت ارزشهاي برتر و حتي صحّت و سقم آنها بيابيم تا ارزشهاي درست و نادرست را معرفي نمايد و اين تنها راه سامان يافتن علم است.انقلاب اسلامي ايران در روزگاري، كه بحران بازنمايي و كاشفيت علوم جديد را گرفتار كرده بود، با طرح ارزشهاي معنوي به گونه اي جذّاب و تأثيرگذار، مباني و منظرهاي نويني را به انديشمندان معرفي كرد كه با آن مي توانند علم راستين را از علوم پندارين جدا سازند و علم حقيقي را به پيش برند.20 ادامه مطلب [ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 14:52 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
روياوري جهاني به دين از مهم ترين پيامدهاي تاريخ ساز انقلاب اسلامي، اقبال مردم جهان به اسلام و دين به معناي عام است. رواج انديشههاي اسلام خواهي در بين مسلمانان، تقويت و تعميق بيداري اسلامي، پديد آمدن جنبشهاي اسلامي در كشورهاي عربي و خاورميانه6 و رشد اسلام گرايي در غرب و شرق دور، همه از كاركردها و رهاوردهاي انقلاب اسلامي در حوزه انديشه و تحوّلاتي است كه در تفكرات مردمان و فراتر از جغرافياي سياسي اين انقلاب رخ داده اند. انقلاب اسلامي حتي سبب شد كه پيروان اديان ديگر به دين خود رويكردي تازه داشته باشند و با ايمان هر چه بيشتر به دين خود اقبال ورزند. ادامه مطلب [ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 14:49 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
چكيده احياي معنويت انديشي دستاوردهاي انقلاب در زمينههاي گوناگوني قابل پژوهش و بررسي هستند. اما با توجه به ماهيت ديني انقلاب اسلامي، آثار تربيتي و فكري آن بيش از همه اهميت پيدا مي كند. اگر انقلاب اسلامي فقط موجب ارتقاي وضع معاش مردم شده و نوع حكومت را از استبدادي به نوعي ديگر، كه قابل تحمل باشد تغيير مي داد، چندان نمي شد بر كام يابي آن اصرار ورزيد; زيرا از انقلابي كه وصف لازم آن «اسلامي» است، انتظاراتي فراتر از اين مدّنظر هستند.انقلاب اسلامي ايران پديده اي بي همتا بود كه از پيش، تحليلي براي آن وجود نداشت و حتي مباني و مقدّمات شناخت آن از انديشههاي جديد، غايب بود. البته كساني مثل آرنولد توين بي به جايگاه معنويت در حيات و تمدن بشري نيم نگاهي انداخته و تهي شدن از معنويت را موجب زوال آن دانسته و معتقد بودند: تمدن آينده از جايي غير از غرب بايد سربرآورد. اما اين مختصر براي انقلابي عظيم با آثار سرشار و جاري بسيارش، به هيچ وجه كافي نبود.اين انقلاب با بازگشت به حقايق فراموش شده فطري، دين را در منظر انديشه بشري پررنگ و برجسته نمود و در دو سطح «ملّي» و «جهاني» چاره اي باقي نگذاشت، جز اينكه رويكردي نوين به دين، معنويت، انسان و جهان پديد آيد.انقلاب اسلامي در حقيقت، نوعي انديشه بر مبناي جهان بيني معنوي و متفاوت با علم و فناوري رايج بر پايه جهان بيني مادي از مغرب تاريخ حقيقت و مشرق جغرافياي گيتي به طلوع كشاند و انسان، جهان، جامعه و تاريخ را با روي و نماي الهي، موضوع دانش و انديشه قرار داد. نتيجه اين رويكرد تأمين مباني تازه اي براي دانش و فضاها و شيوههاي دست نخورده اي براي انديشه بوده است. ادامه مطلب [ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 14:46 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
![]() [ یکشنبه 15 بهمن 1391 ] [ 07:06 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
![]() [ یکشنبه 15 بهمن 1391 ] [ 07:05 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
[ یکشنبه 15 بهمن 1391 ] [ 07:03 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
شاه ملتی فقیر
نشریات سوئیسی تاجگذاری پرهزینه محمدرضا پهلوی و فرح را به نقد کشیدند: «... معمولی ترین وسیله مورد استفاده شاه و ملکه در این مراسم، شنل هایی است که با قطعات الماس و یاقوت و زمرد تزئین شده است... شاه در حالی قصد داشت به عنوان فرمانروای یک ملت فقیر و عقب افتاده تاجگذاری کند که جواهرات تاج مورد استفاده او را 3380 الماس، 3380 مروارید، 5 زمرد و 2 یاقوت درشت تشکیل می داد و روی تاج ملکه نیز که از طلا و پلاتین ساخته شده بود، 1469 الماس، 105 مروارید، 360 زمرد و 360 یاقوت وجود داشت». منبع: مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمه: دکتر حسین ابوترابیان، ص 46 ادامه مطلب [ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 16:49 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
باخت هایی پرمنفعت
در کتاب مفاسد خاندان پهلوی نمونه ای از رشوه خواری های کارکنان دولت و دربار را ذکر می کند:شاهرخ فیروز در یک بازی قمار، 5 میلیون تومان به امیرهوشنگ دولو می بازد. بعد از اتمام بازی، 5 میلیون تومان دیگر نیز به وی می دهد و در مقابل از او می خواهد که از شاه تقاضا کند که نامبرده را در مقام سفارت منصوب نماید. تقاضای شاهرخ مورد قبول شاه قرار گرفته وی به سفارت منصوب می شود فیروز از میلیاردهای معروف کشور است. دکتر شهلا بختیاری، مفاسد خاندان پهلوی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 95 *********************** حاتم بخشی از جیب ملت
علی شهبازی محافظ شاه در مورد جابه جایی اقامتگاه شاه از کاخ داخل شهر به کاخ نیاوران و غارت آثار تاریخی و عتیقه جات آن توسط فرح پهلوی می گوید: «تمام مبلمان کاخها از فرانسه آورده شد.هر چه وسایل قدیمی و عتیقه بود و نخست وزیر در کاخ جهان نما نگهداری کرده بود؛ بعد از ساخته شدن کاخ، برای تزیین آوردند. ولی علیاحضرت همه آنها را تحویل آقای بوشهری و مادموازل ژوئل و مادرش داد تا برای استفاده در آپارتمان های خودشان در پاریس به وسیله هواپیماهای نیروی هوایی به آنجا ببرند و لوازم مورد نیاز کاخها را با قیمتهای بسیار زیاد، وارد کاخ کنند ... » علی شهبازی، محافظ شاه. ادامه مطلب [ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 16:42 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
پس موافقان من کجا هستند؟ازهاری در 15 آبان 1357 نخست وزیر شد و گام های محکم انقلاب، محکم تر. تظاهرات عظیم تاسوعا (19 آذر) و عاشورا (20 آذر) پیش آمد و محمدرضا و ازهاری با هلیکوپتر تمام سطح شهر را بازدید کردند. محمدرضا خطاب به ازهاری گفت: همه خیابان ها مملو از جمعیت است، پس موافقین من کجا هستند؟! و ازهاری پاسخ داد: در خانه هایشان! آخرین امید محمدرضا به یأس بدل شد و گفت: پس فایده ماندن من در این مملکت چیست؟! و ازهاری پاسخ داد: این بسته به نظر خودتان است! محمدرضا جسور بود و ازهاری از او جسورتر! ************* منبع: تاریخ پهلوی - ج 4
ادامه مطلب [ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 16:35 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
اسلاميت انقلاب
مدرسه تعليمات فراوانى از در و ديوارش , از فضايش , از بوى باروت و صداى مسلسل و صفير گـلوله اش , از فريادهايش , از غريو (( الله اكبر )) و (( لا اله الا الـله )) اش آمـوختند و چـه خوب آموختند و درس خود را تجربه كردند و به ميدان عمل آوردند و چه خوب پيروز شدند. اگـر چنانچه گاهى مى خواستيم بعضى مسأل را مطرح كنيم بايستى با مـحافظه كارى بيان مى كرديم; اگر گاهى سخن از آزادى مى گفتيم بايد در پـوششى از هـزارگونه راز و كـنايه و اسـتعاره بـگوييم; اگـر مى خواستيم با استبداد در افتيم بايستى در پوششى از آيات قرآن و كـلمات نهج البلاغه بگوييم و نمى توانستيم صريح وارد ميدان شويم. امـا سـرانجام حركت اسلامى اين سد سكندر را شكست و اين بت را به زانو در آورد. هويت اسلامى انقلاب و توطئه هاى دشمنان
متوجه اين نكته باشيم كه هويت اسلامى انقلاب فراموش نشود. در يـك مـحيط اسـلامى شـايد تـصور شود كه اين مسئله نوعى تعصب و ادعـاست , ولـى ما بايد دقيق تر مسئله را تحليل كنيم و اگر واقعا بـه ايـن نـتيجه رسـيديم روى اين كلمه بايستيم. چون اگر ما اين مسئله را به سادگى از دست بدهيم ممكن است كسانى كه در كمين راه نـشسته اند , به تدريج بتوانند در هويت اسلامى انقلاب ايجاد ترديد كـنند و راه را بـراى هـرگونه رخنه ضد اسلامى هموار سازند. يعنى اگـر چـنانچه كـسانى توانستند در اسلامى بودن انقلاب ترديد ايجاد كـنند , در اسـلامى بـودن جـمهورى ما هم ممكن است ترديد به وجود آورند; در اسلامى بودن قانون اساسى هم ممكن است رخنه كنند و جاى پـا بـسازند; در اسـلامى كـردن شـعارها, ادارات , مظاهر زندگى , مظاهر اجتماعى ما هم ممكن است رخنه و و نفوذ كنند. وقتى به زعم آنـها قـرار شـد انـقلاب هويت اسلامى خود را از دست بدهد , ثمرات انـقلاب هم به طور خاص به زعم آنها لازم نيست اسلامى باشد. چون از ثمرات انقلاب , خود انقلاب با تمام هويتش بايد استفاده كند. الان هـنوز آن تب و تاب مبارزه و انقلاب چندان فروكش نكرده است و شـايد هـنوز آن شور انقلاب , سخن اسلامى گفتن ما , طرح خواسته هاى اسلامى , هويت اسلامى قانون اساسى ما و جمهورى آينده ما نمى تواند شديدا مورد انتقاد واقع شود. چـه بـسا يك روزى مجال پيدا كنند كه اين ترديد را قوىتر كرده و صـف آرايـى نـمايند و اعـتراض كـنند كـه مـگر تمام كسانى كه در راه پـيماييها شـركت كردند علاقه به اسلام داشتند ؟ يا مثلا از نظر ظاهر بگويند مگر زنهاى بى حجاب در بعضى اجتماعات و تظاهرات شركت نـكرده بـودند ؟ مـى گويند مگر كسانى كه احيانا معتقد به يكى از ايـسمهاى غير اسلامى بودند , مثل برخى ماركسيستها و يا كسانى كه در بـرابر اسـلام بـى تـفاوت بـودند, در اجـتماعات و تـظاهرات و بـرخوردهاى شما شركت نكردند ؟ مگر در بين كشته ها , هم در گذشته و هم در شور نهضت , كسانى نبودند كه اعتقاد به ايدئولوژى اسلامى نـداشتند ؟ بـنابر ايـن چـرا مى خواهيد اين انقلاب را صرفا اسلامى تلقى كنيد ؟ حـتى مـى گويند مـگر اقليتهاى مذهبى در اجتماعات و راه پيماييهاى شـما شـركت نـكردند؟ مـگر يك ارمنى در ميان شهدا و كشته هاى شما نـبود ؟مـا نـمى خواهيم سـهم مسلمانها و اسلاميها را منكر شويم , آنـها سـهم داشتند , اما چرا مى خواهيد انقلاب را در انحصار اسلام در آوريد ؟ ايـن بـيانى است كه رفته رفته در مقالات , در تفاسير سياسى , در تـظـاهرات و اجـتماعاتى كـه تـرتيب مـى دهند , در كـتابهايى كـه مـى خواهند بـنويسند , در قطعنامه هايى كه صادر مى كنند , مرتب به اين مسئله پر و بال مى دهند. ادامه مطلب [ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 08:29 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(1)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||