|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
اين كه در پرسش نوشته شده اگر مردى زن را بكشد قصاص نمىشود نادرست است، بلكه اگر در دادگاه ثابت شود كه مرد، زن را عمداً كشته است بستگان زن مىتوانند با حكم دادگاه مرد قاتل را اعدام كنند، البته پس از اعدام قاتل بايد به خانواده او نصف ديه را پرداخت كنند. حالا براى توضيح بيشرتر به مثال زير توجّه كنيد. وظيفه پرداخت مخارج خانواده به عهده مرد خانواده است; يعنى حتى اگر زن خانواده كارمند، پولدار، سرمايه دار و... باشد او وظيفه ندارد خرجهاى خانه را بدهد. او مىتواند همه پولها و سرمايههاى خودش را جمع آورى كند و در بانك و... نگهدارى كند و براى خريدن يك نان از شوهرش پول بگيرد و مرد وظيفه دارد پول نان را بدهد و حق ندارد بگويد: نمىدهم و....حالا فرض كنيد شخصى به نام جمشيد داراى يك خانواده 4 نفره است. اگر جمشيد نادانى كند و زنى را بكشد. خانواده زن كشته شده مىتوانند جمشيد را به حكم دادگاه قصاص كنند. روشن است كه جمشيد به سزاى كار ننگين خودش رسيده است و به خاطر آدمكشى در قيامت نيز در عذاب جهنم جاودان خواهد ماند. اما به راستى گناه همسر و فرزندان جمشيد چيست؟ كه بايد گرسنه بمانند و از گرسنگى بميرند؟ يا بايد هر كدام در گوشهاى از خيابان گدايى كنند؟ اگر اسلام پس از اعدام جمشيد، خانواده او را در فقر و گرسنگى رها كند، آيا هر كدام از افراد اين خانواده به دزد و قاتل ديگرى تبديل نمىشوند؟! راستى اگر من يا تو به جاى خانواده جمشيد بوديم چه مىكرديم؟!اسلام عزيز و خداوند مهربان اين مشكل را حلّ كرده است، به اين شكل كه خانواده زن كشته شده جمع مىشوند و نيمى از ديه را به همسر وفرزندان جمشيد مىدهند، تا اينها هم بتوانند به زندگى خود با حداقل امكانات ادامه دهند و جمشيد هم به سزاى عملش برسد. البته خانواده زن كشته شده مىتوانند به جاى قصاص و اعدام جمشيد تقاضا كنند به آنها ديهپرداخت شود.
ادامه مطلب [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 15:57 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
در كدام سورهها خداوند در مورد زنان سخن گفته است؟ در بسيارى از سورههاى قرآن، خداوند درمورد حقوق و وظايف زنان سخن گفته است. اگر به فهرست سورههاى قرآن مراجعه كنيد، با توجه به نام سورهها مىتوانيد برخى از سورههايى را كه درباره زنان سخن گفته پيدا كنيد; به عنوان نمونه نام چهارمين سوره قرآن، نساء است و نساء به معناى زنان است. در اين سوره مطالب فراوانى درباره زنان آمده است; مسايلى مانند ارث، راه برطرف كردن اختلافات خانوادگى، لزوم پرداخت مهريه زنان، زنانى كه ازدواج با آنها ممنوع است و.... ادامه مطلب [ سهشنبه 23 اسفند 1390 ] [ 16:49 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
به هر موجود آزار دهنده، منحرف و سركش كه انسانها را ازراه خدا باز مىدارد شيطان گفته مىشود. پس گاهى شيطان از جنس انسان است و گاهى از غير انسانها چنانكه خداوند مىفرمايد: براى هر پيامبرى دشمنانى از شيطانهاى انسانى و جنّى قرار داديم....با توجه به آنچه برايتان نوشتم آيا مىتوانيد بگويييد چرا امام خمينى(قدس سره)آمريكا را «شيطان بزرگ»[7] ناميده است؟ آرى براى اين كه طغيان و سركشى و زورگويى مىكند و موذيانه انسانهاى ديگر را از راه خدا باز مىدارد و آنها رامنحرف مىكند.امروزه شيطان بزرگ و ساير شيطانها، دامهاى زيادى فراروى نوجوانان و جوانان ما قرار داده است و به فرموده امام خمينى:الان كه شما جوانهاى عزيز و همه دبيرستان، و همه دانشگاهها مىخواهيد كشور خودتان دست خودتان باشد، استقلالش محفوظ باشد، آزادى داشته باشيد، طريق انسانيّت را طى بكنيد... شياطين به دست و پا افتادهاند كه شماها را منحرف كنند.[8] ادامه مطلب [ سهشنبه 23 اسفند 1390 ] [ 16:47 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
پيش از پاسخ دادن، چند سؤال از شما مىپرسم: چرا عدهاى چاقو مىسازند؟ چاقويى كه با آن شكم افراد را مىتوان دريد؟! چرا برق را اختراع كردهاند كه جان انسانهاى بىگناه را مىگيرد؟ اين پرسشها را درباره استفاده از گاز، اتومبيل، هواپيما و... هم مىتوان پرسيد. پاسخ همه اين سؤالها اين است كه اصل ساختن چاقو خوب و سودمند است، ولى افرادى كه استفاده نابه جا مىكنند بايد مجازات شوند. اختراع برق مفيد است و كسانى كه بىتوجهى كنند بايد هشيار شوند. در ساير مثالها هم اصل اختراع و استفاده از وسايل خوب است، ولى بايد از استفادههاى بىمورد و بدپرهيز شود. ادامه مطلب [ سهشنبه 23 اسفند 1390 ] [ 16:20 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
آرى! روح وجود دارد. در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نيز عدهاى درباره روح ازپيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مىپرسيدند. در آيه 85 سوره اسراء مىخوانيم: (ويسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى و ما اوتيتم من العلم الاقليلا); درباره روح از تو مىپرسند، بگو روح از فرمان پروردگار من است و جز دانش اندكى به شما داده نشده است. ادامه مطلب [ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 15:48 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
مردم ناآگاه، خرافات زيادى درباره جنّ ساختهاند; به گونهاى كه فكر مىكنند جنّها موجوداتى موذى، دُمدار و سمدار هستند، كه كارى جز آزار انسانها ندارند مردم ناآگاه فكر مىكنند جنها در تاريكى هستند، به اين خاطر از جاهاى تاريك مىترسند. آنها فكر مىكنند جنها موجوداتى بسيار قوى، بداخلاق و كينهتوز هستند، در حالى كه بايد همه اين خرافات را به كنارى نهاد. ادامه مطلب [ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 15:45 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
خداوند در سوره بقره مىفرمايد: فرشتگان به آفرينش انسان اعتراض داشتند چرا فرشتگان اعتراضكردند و خداوند چگونه به اعتراض آنها پاسخ داد؟اگر معمار يا بنّاى بسيار خوش ذوق و باسليقهاى به شما بگويد: تصميم گرفته است خانهاى بسازد كه تمام در و ديوار و سقف آن از شيشه باشد، فوراً اين مطلب به ذهن شما مىآيد كه: خانه قشنگى است، ولى ممكن است بچهاى شيشههاى آن را بشكند؟!اگر اين سؤال را از معمار بپرسيد او پاسخ مىدهد خانه را جايى مىسازد كه بچهها نتوانند به آن سنگ بزنند (مثلا وسط يك باغ بزرگ كه ديوارهاى بلندى دارد) و ابعاد شيشههايش را كوچك در نظر مىگيرد، تا ديرتر بشكند و اگر شكست امكان ترميم و تعويض آن وجود داشته باشد.آفرينش انسان و سؤال فرشتگان هم مانند مثال بالا بود. وقتى معمار آفرينش (خداوند) به فرشتگان فرمود كه اراده كرده است ازخاك و گل (ماده) انسان بسازد و او جانشين خداوند در روى زمين باشد فرشتگان مىدانستند كه اين ماده، قابل فساد است، پس ممكن است انسان فاسد شود، ازاين رو اين سؤال برايشان پيش آمد كه انسانى كه ممكن است فاسد شود و گناه كند، چگونه مىتواند جانشين خداوند در روى زمين باشد؟! خداوند نيز به آنها نشان داد كه انسان توانايىهاى فراوان دارد; او قدرت يادگيرى و علم آموزى دارد، از اين رو مىتواند جانشين خداوند در روى زمين باشد.[1] و خلاصه اين كه انسان قابل اصلاح است، اگر گناهى هم كرد خداوند راه توبه كردن را به او آموخته است. ادامه مطلب [ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 15:43 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
برای بیشتر مردم آموزش و پرورش به معنی تلاش برای هدایت کودکان در شبیه سازی نمونه واقعی بزرگسالان از جامعه اشان می باشد در حالی که تربیت برای پیاژه عبارت است از "پرورش دادن افراد خلاق، حتی اگر تعداد آنها زیاد نباشد،حتی اگر آفرینش ها یکی نسبت به دیگری محدود باشد." آموزش و پرورش در قلمرو نظری ژان پیاژه: آموزش و پرورش در نظام پیاژه هم علم است و هم هنر. یک مربی با داشتن هنر و متکی بر آن نمی تواند کار خود را به ثمر برساند بلکه باید دارای علم برای حرکت در آموزش و پرورش را هم داشته باشد . او معتقد است معلم در جامعه ی امروزی به سطح مطلوب نرسیده است و فقط به انتقال سازی دانش می پردازد. معلم باید دارای صفات فنی و آفرینندگی باشد.پیاژه از اینکه معلمان به جنبه ی عملی کار خود توجه ندارند،ناخشنود است و می گوید"باور کردنی نیست که در زمینه های که آزمایشگری تا بدین حد آسان است،متخصص آموزش و پرورش،آزمایش های پیگیر و نظام دار ترتیب ندهد و به فیصله دادن سوال ها بر اساس عقاید و اضهار نظرها خود را قانع کند."ژان پیاژه همچنین آموزش و پرورش را به عنوان یک ارتباط دو سویه تعریف می کند.در یک طرف رشد فردی و در طرف دیگر اجتماع. ادامه مطلب [ یکشنبه 21 اسفند 1390 ] [ 10:35 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
یکی از موانع مهم در طریق تربیت و نیل به سعادت، خودمحوری و غرور و تکبر است. این ویژگی راه پذیرش هدایت را مسدود میکند و سبب ایجاد سدّی بین فرد و عوامل تربیتی میشود. عنصر تواضع در مناسبات تربیتی از نظر امام علی(ع) ضرورتی غیرقابل اجتناب است. اگر تواضع و فروتنی و پذیرش این که انسان برای کمال نیازمند غیر خود است و باید در برابر برنامههای او پذیرش داشته باشد، در وی نباشد، امکان تحقق فضای تربیت از بین میرود. از اینرو، تواضع در برابر خدا به عنوان37 محوریترین بخش تواضع مطرح میشود. این نوع تواضع، چهره کامل خود را در عبادت الهی نشان38 میدهد. اگر تواضع و فروتنی در برابر مردم نیز مطرح میشود، در راستای تواضع در برابر خداوند قابل توجیه است. غرور و تکبر آفتی برای پندپذیری و رستگاری انسان محسوب میشود.39 محور تواضع نوعی نگاه به خود از زاویه قبول کاستیها و نقصانهای خویش و محور تکبّر فریفته شدن به امکانات خویش و خودبزرگبینی است. خودپسندی به عنوان آفت عقل و ادراک، نگاه انسان را محدود به خویشتن مینماید و وی را از امکانات بیرون از خود محروم میکند.40 از اینرو، تمام مظاهر غرور، نخوت و تکبر در قالب خود بزرگبینی،41 خود برتربینی،42 خودپرستی،43 خودپسندی،44 خودستایی،45 خودمحوری،46 خودخواهی47 و خودنمایی48 مورد نهی قرار گرفتهاند. تواضع در درون خود باعث شکوفایی عقل و خرد میشود، به نحوی که مرزهای آن به سوی دریافت امکانات برتر دیگر در خارج از وجود خویش گسترش مییابد. ادامه مطلب [ یکشنبه 21 اسفند 1390 ] [ 10:32 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
یکی دیگر از اصولی که همواره در کلام ناصحانه امام علی(ع) مدّنظر قرار گرفته است، توجه به عقل و شکوفایی آن و پرهیز از غفلت و نادانی است. اگر بخواهیم تعریفی کارکردی از تعقل و غفلت در کلام امام(ع) ارائه کنیم، باید بگوییم تعقل فرایندی است ناظر به نوعی عاقبتاندیشی و غفلت متضمّن نوعی بیتوجّهی نسبت به عاقبت امور. از اینرو، پدیده تعقل با عنایت به هدف و پایان کار و ترسیم میزان سود و زیان آن، اقدام به گزینش و انجام عمل میکند ولی در موضع غفلت عنایتی نسبت به سرانجام کار و نتیجه آن وجود ندارد بلکه بیشتر تمرکز بر وضعیت کنونی است. رمز آن این است که در موقعیت غافلانه آنچه محورِ انجام کاری قرار میگیرد نیل به لذت فوری و دریافت پاسخ سریع است، هرچند این روند به نوعی ضرر در ورای عمل مزبور منجر شود. اما در موقعیت عاقلانه محور مورد تأکید، همان سرانجام است، هرچند مستلزم نوعی مشقت و اجتناب از لذت و راحتی آنی و فوری باشد. به هر میزان که عوامل شکوفاکننده و تقویتکننده عقل را بیشتر مورد توجه قرار دهیم از امکان بروز غفلت و نادانی جلوگیری خواهد شد. ادامه مطلب [ یکشنبه 21 اسفند 1390 ] [ 10:29 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||