|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| |||||
|
(آيه 2)ـ در اين آيه مى فرمايد: ((خداوند تنها معبود يگانه يكتاى جاويدان وپايدار است كه همه چيز بـه وجـود او بستگى دارد)) (اللّه لا اله الا هو الحى القيوم ) ـشرح و تفسير اين آيه در سوره بقره آيه 255 گذشت .(آيه 3)ـ در اين آيه خطاب به پيامبر اسلام (ص ) مى فرمايد: خداوندى كه پاينده و قيوم است ((قرآن را بر تو فرستاد كه با نشانه هاى كتب آسمانى پيشين كاملاتطبيق مى كند همان خدايى كه تورات و انـجيل را پيش از قرآن براى راهنمايى وهدايت بشر نازل كرد)) (نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه وانزل التورية والا نجيل من قبل هدى للناس ).(آيـه 4)ـ سـپس مى افزايد: ((همچنين قرآن را كه حق را از باطل جدا مى سازدنازل كرد)) (وانزل الفرقان ).سپس مى افزايد: بعد از اتمام حجت و نزول آيات از سوى خداوند و گواهى فطرت و عقل بر صدق دعـوت پـيـامـبـران , راهـى جز مجازات نيست , و لذا در آيه مورد بحث به دنبال بحثى كه در باره حـقـانيت پيامبر(ص ) و قرآن مجيد گذشت مى فرمايد: ((كسانى كه به آيات خدا كافر شدند كيفر شديدى دارند)) (ان الذين كفروابيات اللّه لهم عذاب شديد).و بـراى روشـن سـاخـتـن ايـن كه , توانايى خداوند بر تحقق بخشيدن تهديداتش اى ترديد نيست , مى افزايد: ((خداوند توانا و صاحب انتقام است )) (واللّه عزيزذوانتقام ).ادامه مطلب [ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 21:41 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و داراى 200 آيه است .محتواى سوره :.1ـ بخش مهمى از اين سوره از توحيد و صفات خداوند و معاد و معارف اسلامى بحث مى كند .2ـ بـخـش ديگرى پيرامون جهاد و دستورات مهم آن و حيات جاويدان شهيدان راه خدا همچنين درسهاى عبرتى كه در دو غزوه بدر و احد بود سخن مى گويد.3ـ در قسمتى از اين سوره , به يك سلسله احكام اسلامى در زمينه لزوم وحدت صفوف مسلمين و خـانه كعبه و فريضه حج و امر بمعروف و نهى از منكر وتولى و تبرى و مساله امانت , و انفاق در راه خـدا, تـرك دروغ و مـقـاومت و پايمردى درمقابل دشمن و صبر و شكيبايى در مقابل مشكلات و آزمايشهاى مختلف الهى وذكر خداوند در هر حال , اشارات پر معنايى شده است .4ـ براى تكميل اين بحثها, بخشى از تاريخ انبيا از جمله آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و ساير انبيا(ع ) و داستان مريم و مقامات اين زن بزرگ نيز ذكرشده است .در مورد فضيلت اين سوره در حديثى از پيامبراكرم (ص ) مى خوانيم : من قرسورة آل عمران اعطى بـكل آية منها امانا على جسر جهنم : ((هر كس سوره آل عمران را بخواند به تعداد آيات آن , امانى بر پل دوزخ به او مى دهند)).شـان نـزول : بـعـضـى از مفسران مى گويند: هشتاد و چند آيه از اين سوره در باره فرستادگان و مسيحيان نجران نازل شده است .ادامه مطلب [ یکشنبه 22 مرداد 1391 ] [ 21:36 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
(آيـه 286)ـ ايـن آيـه مى گويد: ((خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانائيش تكليف نمى كند)) (لا يكلف اللّه نفسا الا وسعها).تـمـام احـكـام بـا هـمـين آيه تفسير و تقييد مى گردد, و به مواردى كه تحت قدرت انسان است اختصاص مى يابد.سـپـس مـى افزايد: ((هر كار (نيكى ) انجام دهد براى خود انجام داده و هر كار(بدى ) كند به زيان خود كرده است )) (لها ما كسبت وعليها ما اكتسبت ).آيـه فـوق با اين بيان مردم را به مسؤوليت خود و عواقب كار خويش متوجه مى سازد وبرافسانه جبر واقبال وطالع وموهومات ديگرازاين قبيل خط بطلان مى كشد.
|
|||||
|
شب قدر كوتاهترين راه براي معراج انسان |
| شب قدر عنوان خاصي براي يكي از شب هاي ماه رمضان است كه هرساله با آمدن اين ماه تكرار مي شود. در آموزه هاي قرآني از ميان شب هاي 29 و يا 30 گانه ماه رمضان به طور مشخص بيان نشده است كه كدام يك از شب ها شب قدر است. از اين رو خداوند اين شب را در ميان شب هاي ماه رمضان نهان ساخته و با بيان اجمالي، تنها به خصوصيات اين ماه پرداخته است.در ارزش و فضيلت اين ماه مي توان به آيات سوره قدر و آيه 2 تا 4 سوره فرقان مراجعه كرد. قرآن در در مقام تجرد و فراتر از ماده و جسم، زمان و مكان معنايي ندارد، زيرا خاستگاه زمان و مكان، ماده و عوالم با ويژگي هاي مادي است. با اين همه، چه چيزي موجب شد تا خداوند از ارزش و فضيلت شبي سخن گويد كه آن را برابر با هزار ماه دانسته است؟ چه خصوصيات و ويژگي هاي برجسته اي دراين شب هست كه خداوند كه در مقام تجرد محض نشسته است و در پيشگاه وي زمان و مكان به حكم آفريده هايش هيچ تفاوتي با هم ديگر ندارند، آن را اين گونه از ارزش و فضيلت برخوردار ساخته است؟ براي رسيدن به پاسخي درست و در خور، تنها مي بايست به مطالعه آموزه هاي قرآني پرداخت. مقاله حاضر پاسخ اين پرسش را براساس آيات قرآن ارائه مي دهد. |
|
ارزش و فضيلت شب قدر سوره قدر با بيان اين كه شب قدر از هزار ماه برتر است، بر ارزش و جايگاه آن تاكيد كرده است.درآيه 3 سوره دخان بيان مي كند كه يكي از علل و عوامل ارزش گذاري اين شب، نزول قرآن به عنوان آخرين كتاب هدايت آسماني است.پس از آن كه حضرت آدم(ع) به جهت ترك اولايي كه انجام مي دهد و به دام ابليس مي افتد و به خاطر خوردن از درخت ممنوع، از بهشت خويش رانده مي شود و هبوط مي كند خداوند به جهت استغفار آن حضرت و پذيرش توبه وي، به او وعده مي دهد كه مي تواند در زمين، منتظر راهنمايي ها و هدايت هاي وحياني باشد. به اين معنا كه براي بازگشت به بهشت رضوان و بهشت جاويداني كه در انديشه آن از درخت ممنوع خورد مي تواند با بهره گيري از آموزه هاي وحياني كه براي هدايت و راهنمايي وي فرو فرستاده مي شود خود را به مقام ويژه و مطلوب برساند. شب قدر شب تقدير در آيات و آموزه هاي قرآني كاركردهايي براي اين شب بيان شده است كه افزون بر نشان دادن ارزش و اعتبار آن روشن مي سازد كه چه كاركردها و آثاري براي انسان دارد. تبيين اين آثار مي تواند انگيزه اي براي گرايش مردمان به اين شب باشد كاركردهايي كه قرآن بيان مي كند به گونه اي است كه در زندگي بشر اثر مستقيم به جا مي گذارد.يكي از آثار اين شب كه در زندگي بشر تاثير مهم و سرنوشت سازي دارد، تقدير و تعيين سرنوشت است. (سوره دخان آيه 4) دراين شب است كه سرنوشت يك ساله انسان رقم زده مي شود. قدر را از آن رو قدر گفته اند كه مقدار و اندازه هر چيزي در آن شب مشخص و معلوم مي شود. اندازه و مقدار روزي هركس و سير تحولات زندگي وي دراين شب رقم مي خورد. شب قدر، شب معراج انسان در اين شب است كه دروازه اي از زمين به آسمان گشوده مي شود و انسان به سادگي و آساني مي تواند از اين دروازه آسماني به سوي حيات مطلق و زندگي معنوي بالا رود. در اين شب است كه همه دروازه هاي آسماني به روي بشريت گشوده است و انسان مي تواند با سلطان و برهان مبين از اقطار آسمان و دروازه هاي آن بگذرد. اين برهان و سلطان مبين كه به آدمي ياري مي رساند همان آموزه هاي وحياني و توسل و شفاعت اولياي خداوندي است كه دستگيره و عروه الوثقاي اويند. شب قدر، شب ائمه(ع) شب قدر، شب ائمه اطهار(ع) است. در اين شب است كه فرشتگان و روح نازل مي شوند. اين اتفاق هر ساله رخ مي دهد. از اين روست كه قرآن از واژه تنزل استفاده كرده است. اين واژه فعل مضارع است كه دلالت بر تداوم و استمرار مي كند. قرآن بيان مي كند كه در شب قدر هر سال همه فرشتگان با روح نازل مي شوند و در زمين مستقر مي گردند. براي هر نزول و فرودي محل نزول و مكان فرودي هست. فرشتگان و روح در شب قدر بر پيامبر(ص) و ديگر معصومان(ع) در زمان حياتشان نازل مي شدند. در زمان ما آنان بر حضرت ولي عصر(عج) نازل مي شوند. روايات بسياري از امامان(ع) اين معنا را تاييد مي كند. از اين رو مي بايست گفت كه شب قدر شب ائمه(ع) است.از آن جايي كه امام عصر(عج) در حال حاضر انسان كامل و خليفه و حجت خداوند بر جهانيان است، فرشتگان بر وي نازل مي شوند تا ضمن بهره مندي از وي به فرمان ها و دستورهاي او گوش فرا دهند.به نظر مي رسد كه حضور فرشتگان و روح در نزد ولي عصر(عج) براي بهره مندي از خليفه الهي است كه به حكم الهي قرارگاه وي در زمين است. به اين معنا كه روح كه مايه حيات و فرشته زندگي است به دستور ولي عصر(عج) و خليفه زمان عمل مي كند. به سخن ديگر وي نيز همانند ديگر فرشتگان براي بهره مندي و فرمان بري بر زمين نازل مي شود تا از ولي عصر و انسان كامل بهره برد، زيرا به حكم الهي همه فرشتگان بي استثنا مي بايست مطيع انسان كاملي باشند كه خليفه الهي است. در آيات مرتبط با آفرينش انسان و حضرت آدم(ع) كه در سوره بقره آمده است همه فرشتگان مامور مي شوند كه بر انسان كامل (حضرت آدم در آن زمان) سجده برند و از وي اطاعت كنند. سجده در مفهوم قرآني به معناي اطاعت و پذيرش محض فرمان و بهره گيري از مسجود است. از اين رو به دستور الهي پس از سجده تكويني و تشريعي به آموزش مستقيم و غيرمستقيم آدم(ع) نيازمند شدند تا به واسطه وي، به كمالات لايق خويش دست يابند.حضور روح در جمع فرشتگاني كه به ديدار ولي عصر(عج) و خليفه الهي مي آيند به اين معنا است كه او نيز براي بهره مندي علمي و وجودي و دست يابي به كمالات برتر كه بي نهايت است به حضور مي رسد و از وي آموزش و دستور مي گيرد. به سخني ديگر در شب قدر همه فرشتگان آسماني و زميني به حضور واسطه فيض الهي مي رسند تا به طور مستقيم از او دستور گيرند و از آموزش ها و علوم وي بهره مند گردند. شب قدر شب بي نهايت براين اساس شب قدر شب دست يابي به بي نهايت است. هر كسي كه بخواهد با حق مطلق باشد و از كمالات وي بهره برد مي بايست به حضور ولي عصر(عج) برسد. اگر فرشتگان و روح براي بهره مندي در اين شب به زمين سرازير مي شوند، اين انسان ناقص چرا از اين شب بهره مند نشود؟ هنگامي كه فرشتگان براي بهره مندي از خليفه الهي مي آيند، انسان چرا نمي بايست با اعمال اين شب، خود را به آن جا نرساند و از معراج بهره مند نشود؟براي دست يابي به فضايل و آثار اين شب بزرگ اعمال چندي چون شب زنده داري و تهجد و قرائت قرآن و غسل ويژه و مانند آن بيان شده كه انسان با روح پاك و پاكيزه خويش مي تواند به سادگي به آنها عمل كند و به معراج بزرگ دست يابد. علي شريفي-روزنامه کیهان -شماره 18910 |
شب قدر، شب ارتباط با خدا
حضرت فاطمه عليهاالسلام و شب قدر
ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند
1- حالات و دريافت هاى شخصى
2- شناساندن شب قدر
3- اجماع و سيره مسلمانان
4- سفارش امامان دين بر احياى شب قدر
5- تشويق زياد به دعاهاى ماثور و راز و نياز
6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر
7- شب قدر مكمل اعمال صالح
8- نتيجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر
اختيار انسان و شب قدر
ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند در زير ذکر مى گردد:
1- حالات و دريافت هاى شخصى
كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تأثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه ی افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داريهاى شب قدر بهره بردارى كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه ی اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد برمى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه ی بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.
شب قدر از منظر دكتر شريعتي
"بسم الله الرحمن الرحيم
انا انزلناه في ليلة القدر * و ما ادريك ما ليلة القدر * ليلة القدر خير من الف شهر * تنزل الملائكه والروح* فيها باذن ربهم من كل امر * سلام هي حتي مطلع الفجر."
«ما "آن" را فرود آورديم در شب قدر، و چه ميداني كه شب قدر چيست؟ شب قدر از هزار ماه برتر است، فرشتگان و آن روح در اين شب فرود ميآيند، به اذن خداوندشان از هر سو، سلام بر اين شب تا آنگاه كه چشمه خورشيد ناگهان ميشكافد!»
تاريخ، قبرستاني است طولاني و تاريك، ساكت و غمناك، قرنها از پس قرنها هم تهي و هم سرد، مرگبار و سياه و نسلها در پي نسلها، همه تكراري و همه تقليدي، و زندگيها، انديشهها و آرمانها همه سنتي و موروثي، فرهنگ و تمدن و هنر و ايمان همه مرده ريگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبي از اين شبهاي پيوسته، آشوبي، لرزهاي، تكان و تپشي كه همه چيز را برميكَند و همه خوابها را برميآشوبد و نيمه سقفها را فرو ميريزد. انقلابي در عمق جانها و جوششي در قلب وجدانهاي رام و آرام، درد و رنج و حيات و حركت و وحشت و تلاش و درگيري و جهد و عشق و عصيان و ويرانگري و آرمان و تعهد، ايمان و ايثار! نشانههايي از يك «توليد بزرگ»، شبي آبستن يك مسيح، اسارتي زاينده يك نجات! همه جا ناگهان، «حيات و حركت»، آغاز يك زندگي ديگر، پيداست كه فرشتگان خدا همراه آن «روح» در اين شب به زمين، به سرزمين، به اين قبرستان تيره و تباه كه در آن انسانها، همه اسكلت شدهاند، فرود آمدهاند.
اين شب قدر است...
و تاريخ همه، اين ماههاي مكرر است، ماههايي همه مكرر يكديگر، سالهايي تهي و عقيم، قرنهايي كه هيچ چيز نميآفرينند، هيچ پيامي بر لب ندارند، تنها ميگذرند و پير ميكنند و همين و در اين صف طولاني و خاموش، هر از چندي شبي پديدار ميگردد كه تاريخ ميسازد، كه انسان نو ميآفريند و شبي كه باران فرشتگان خدايي باريدن ميگيرد، شبي كه آن روح در كالبد زمان ميدمد، شب قدر!
اين شب قدر است...
شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدير بر يك انسان نو، آغاز فردايي كه تاريخي نو را بنياد ميكند. اين شب از هزار ماه برتر است، شب مشعري است كه صبح عيد قرباني را در پي دارد و سنگباران پر شكوه آن سه پايگاه ابليسي را! شب سياهي كه در كنار دروازه منا است، سرزمين عشق و ايثار و قرباني و پيروزي!
شبي كه از هزار ماه برتر است، آنچنان كه بيست و چند سال بعثت محمد، از بيست و چند قرن تاريخ ما برتر بود. سالهايي كه آن «روح» بر ملتي و نسلي فرود ميآيد از هزار سال تاريخ وي برتر است. و اكنون، بر اندام اين اسلام اسلكت شده، بر گور اين نسل مدفون و بر قبرستان خاموش ما، نه آن روح فرود آمده است، سياهي و ظلمت و وحشت شب هست، اما شب قدر؟