مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

(آيـه 32)ـ در اين آيه بحث را ادامه داده مى فرمايد: ((بگو: اطاعت كنيد خداو فرستاده او را)) (قل اطيعوااللّه والرسول ).بنابراين , چون شما مدعى محبت او هستيد بايد با اطاعت از فرمان او وپيامبرش اين محبت را عملا اثبات كنيد.سـپـس مـى افزايد: ((اگر آنها سرپيچى كنند, خداوند كافران را دوست ندارد))(فان تولوا فان اللّه لايحب الكافرين ).سـرپـيـچـى آنها نشان مى دهد كه محبت خدا را ندارند بنابراين , خدا هم آنها رادوست ندارد;Š زيرا محبت يكطرفه بى معنى است .

(آيه 33)ـ اين آيه سرآغازى است براى بيان سرگذشت مريم و اشاره اى به مقامات اجداد او و نمونه بارزى است از محبت واقعى به پروردگار و ظهور آثار اين محبت در عمل , كه در آيات گذشته به آن اشـاره شده بود, نخست مى فرمايد:((خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر عالميان برگزيد)) (ان اللّه اصطفى آدم ونوحا وآل ابرهيم وآل عمران على العالمين ).ممكن است اين گزينش , تكوينى باشد و يا تشريعى , به اين معنى كه خداوندآفرينش آنها را از آغاز, آفـريـنـش مـمـتـازى قـرار داد, هر چند با داشتن آفرينش ممتاز بااراده و اختيار خود راه حق را پـيـمودند, سپس به خاطر اطاعت فرمان خدا و كوشش در راه هدايت انسانها, امتيازهاى جديدى كسب كردند كه با امتياز ذاتى آنها آميخته شد.

(آيـه 34)ـ در ايـن آيه مى افزايد: ((آنها فرزندان و دودمانى بودند كه بعضى ازبعضى ديگر گرفته شده بودند)) (ذرية بعضها من بعض ).ايـن بـرگـزيدگان الهى از نظر اسلام و پاكى و تقوا و مجاهده براى راهنمايى بشرهمانند يكديگر بودند.و در پـايـان آيـه اشـاره بـه اين حقيقت مى كند كه خداوند مراقب كوششها وتلاشهاى آنها بوده , و سـخـنانشان را شنيده است و از اعمالشان آگاه است مى فرمايد:((خداوند شنوا و داناست )) (واللّه سميع عليم ).در آيـات فـوق عـلاوه بـر آدم , بـه تمام پيامبران اولواالعزم اشاره شده است نام نوح صريحا آمده , و آل ابراهيم هم خود او و هم موسى و عيسى و پيامبراسلام (ص )را شامل مى شود.

[ پنج‌شنبه 26 مرداد 1391 ] [ 21:02 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up8/99021935896655282538.jpg

(آيه 30)ـ اين آيه تكميلى است بر آنچه در آيه قبل آمد, و از حضور اعمال نيك و بد در قيامت پرده بـر مـى دارد, مـى فـرمايد: ((به ياد آوريد روزى را كه هر كس آنچه را از كار نيك انجام داده حاضر مـى بـيـنـد و هـمچنين آنچه را از كار بد, انجام داده است )) (يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا وما عملت من سؤ).((در حـالى كه دوست مى دارد ميان او و آن اعمال بد فاصله زمانى زيادى باشد)) (تود لو ان بينها وبينه امدا بعيدا).در پايان آيه , باز براى تاكيد بيشتر مى فرمايد: ((خداوند شما را از (نافرمانى )خويش برحذر مى دارد و در عين حال خدا نسبت به همه بندگان مهربان است ))(ويحذركم اللّه نفسه واللّه رؤف بالعباد).در واقـع اين جمله معجونى است از بيم و اميد, از يك سو اعلام خطر مى كندو هشدار مى دهد, از سوى ديگر بندگان را به لطفش اميدوار مى سازد تا تعادلى ميان خوف و رجا كه عامل مهم تربيت انسان است برقرار شود.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 20:41 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up7/30614350876488167848.jpg

(آيه 28).پيوند با بيگانگان ممنوع !. در آيـات گذشته سخن از اين بود كه عزت و ذلت و تمام خيرات به دست خداست و در اين آيه به همين مناسبت مؤمنان را از دوستى با كافران شديدا نهى مى كند, مى فرمايد: ((افراد با ايمان نبايد غـيـر از مـؤمـنـان (يعنى ) كافران را دوست وولى و حامى خود انتخاب كنند)) (لايتخذ المؤمنون الكافرين اوليا من دون المؤمنين ).((و هـر كـس چـنـيـن كند در هيچ چيز از خداوند نيست )) و رابطه خود را بكلى ازپروردگارش گسسته است (ومن يفعل ذلك فليس من اللّه فى شى ).ايـن آيـه در واقـع يك درس مهم سياسى ـاجتماعى به مسلمانان مى دهد كه بيگانگان را به عنوان دوست و حامى و يار و ياور هرگز نپذيرند.سـپـس بـه عـنـوان يـك استثنا از اين قانون كلى مى فرمايد: ((مگر اين كه از آنهابپرهيزيد و تقيه كنيد)) (الا ان تتقوا منهم تقية ).هـمان تقيه اى كه براى حفظ نيروها و جلوگيرى از هدر رفتن قوا و امكانات وسرانجام پيروزى بر دشمن است .مساله تقيه در جاى خود يك حكم قاطع عقلى و موافق فطرت انسانى است .و در پـايـان آيـه , هـشدارى به همه مسلمانان داده مى فرمايد: ((خداوند شما رااز (نافرمانى ) خود برحذر مى دارد, و بازگشت (همه شما) به سوى خداست ))(ويحذركم اللّه نفسه والى اللّه المصير).دو جـمـلـه فـوق بـر مـسـاله تحريم دوستى با دشمنان خدا تاكيد مى كند, از يك سو مى گويد از مـجـازات و خـشـم و غـضـب خـداوند بپرهيزيد, و از سوى ديگرمى فرمايد: ((اگر مخالفت كنيد بازگشت همه شما به سوى اوست و نتيجه اعمال خودرا خواهيد گرفت )).
(آيـه 29)ـ در آيه قبل , دوستى و همكارى با كافران و دشمنان خدا شديدامورد نهى واقع شده , در اين آيه به كسانى كه ممكن است از حكم تقيه سؤاستفاده كنند, هشدار داده مى فرمايد: ((بگو: اگر آنچه را در سينه هاى شماست , پنهان سازيديا آشكار كنيد, خداوند آن را مى داند)) (قل ان تخفوا ما فى صدوركم او تبدوه يعلمه اللّه ).
نـه تـنـهـا اسرار درون شما را مى داند بلكه ((آنچه را كه در آسمانها و آنچه را درزمين است (نيز) مـى داند (و علاوه بر اين آگاهى وسيع ) خداوند بر هر چيزى تواناست )) (ويعلم ما فى السموات وما فى الا رض واللّه على كل شى قدير).

[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 20:37 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up7/13031541504995956687.jpg

(آيـه 24)ـ در اين آيه دليل مخالفت و سرپيچى آنها را شرح مى دهد كه آنها براساس يك فكر باطل معتقد بودند از نژاد ممتازى هستند (همان گونه كه امروز نيزچنين فكر مى كنند) به همين دليل بـراى خـود مـصـونـيتى در مقابل مجازات الهى قائل بودند لذا قرآن مى گويد: اين اعمال و رفتار بـه خاطر آن است كه ((گفتند: جز چندروزى آتش دوزخ به ما نمى رسد)) و اگر مجازاتى داشته باشيم بسيار محدود است (ذلك بانهم قالوا لن تمسنا النار الا اياما معدودات ).سـپس مى افزايد: آنها اين امتيازات دروغين را به خدا نسبت مى دادند ((و اين افترا و دروغى را كه به خدا بسته بودند آنها را در دينشان مغرور ساخته بود))(وغرهم فى دينهم ما كانوا يفترون ).(آيـه 25)ـ در اين آيه , خط بطلان بر تمام اين ادعاهاى واهى و خيالات باطل مى كشد و مى گويد: ((پـس چـگـونه خواهد بود هنگامى كه آنها را در روزى كه درآن شكى نيست جمع كنيم , و به هر كس آنچه را به دست آورده , داده شود و به آنهاستم نخواهد شد)) (فكيف اذا جمعناهم ليوم لا ريب فيه و وفيت كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمون ).آرى ! در آن روز هـمـه در دادگـاه عدل الهى حاضر خواهند شد, وهركس نتيجه كشته خود را درو مى كند, وآن روز است كه مى فهمند هيچ امتيازى بر ديگران ندارند.آيـه 26ـ شـان نـزول : هـنگامى كه پيغمبراكرم (ص ) مكه را فتح نمود, به مسلمانان نويد داد كه به زودى كشور ايران و روم نيز زير پرچم اسلام قرار خواهدگرفت , منافقان كه دلهايشان به نور ايمان روشـن نـشده بود وروح اسلام را درك نكرده بودند, اين مطلب را اغراق آميز تلقى كرده و با تعجب گفتند: محمد(ص ) به مدينه ومكه قانع نيست و طمع در فتح ايران و روم دارد, در اين هنگام آيه نازل شد.
تفسير:.

همه چيز به دست اوست .در آيات قبل سخن از امتيازاتى بود كه اهل كتاب (يهود و نصارى ) براى خودقائل بودند و خود را از خاصان خداوند مى پنداشتند, خداوند در اين آيه و آيه بعدادعاى باطل آنان را با اين بيان جالب , رد مـى كـنـد مى فرمايد: ((بگو: بار الها! مالك ملكها تويى , تو هستى كه به هر كس بخواهى و شايسته بـدانى حكومت مى بخشى واز هركس بخواهى حكومت را جدا مى سازى )) (قل اللهم مالك الملك تؤتى الملك من تشا وتنزع الملك ممن تشا).
((هركس را بخواهى بر تخت عزت مى نشانى , و هر كس را اراده كنى بر خاك مذلت قرار مى دهى )) (وتعز من تشا وتذل من تشا).
و در يك جمله ((كليد تمام خوبيها به دست تواناى توست , زيرا تو به هر چيزتوانايى )) (بيدك الخير انك على كل شى قدير).
ناگفته پيداست كه منظور از اراده و مشيت الهى در اين آيه اين نيست كه بدون حساب و بى دليل چـيـزى را بـه كـسى مى بخشد و يا از او مى گيرد بلكه مشيت او ازروى حكمت و مراعات نظام و مـصـلـحت و حكمت جهان آفرينش و عالم انسانيت است و گاه اين حكومتها به خاطر شايستگيها است , و گاه حكومت ظالمان هماهنگ ناشايستگى امتهاست .
خـلاصـه ايـنـكه خواست خداوند همان است كه در عالم اسباب آفريده تاچگونه ما از عالم اسباب استفاده كنيم .
(آيـه 27)ـ در ايـن آيـه براى تكميل معنى فوق و نشان دادن حاكميت خداوند بر تمام عالم هستى مى افزايد: ((شب را در روز داخل مى كنى و روز را درشب و موجودزنده را از مرده خارج مى سازى و مـرده را از زنـده , و به هر كس اراده كنى بدون حساب روزى مى بخشى )) (تولج الليل فى النهار وتولج النهار فى الليل وتخرج الحى من الميت وتخرج الميت من الحى وترزق من تشا بغير حساب ) و اينهانشانه بارزى از قدرت مطلقه اوست .
منظور از دخول شب در روز و روز در شب همان تغيير محسوسى است كه در شب و روز در طول سال مشاهده مى كنيم , اين تغيير بر اثر انحراف محور كره زمين نسبت به مدار آن كه كمى بيش از 23 درجـه اسـت , و تـفاوت زاويه تابش خورشيدمى باشد و اين تدريجى بودن تغيير شب و روز آثار سـودمـنـدى در زنـدگـانى انسان وموجودات كره زمين دارد زيرا پرورش گياهان و بسيارى از جانداران در پرتو نور وحرارت تدريجى آفتاب صورت مى گيرد.
مـنظور از بيرون آوردن ((زنده )) از ((مرده )) همان پيدايش حيات از موجودات بى جان است , زيرا مى دانيم آن روز كه زمين آماده پذيرش حيات شد موجودات زنده از مواد بى جان به وجود آمدند, از اين گذشته دائما در بدن ما و همه موجودات زنده عالم , مواد بى جان , جزو سلولها شده , تبديل به موجودات زنده مى گردند.
پيدايش مردگان از موجودات زنده , نيز دائما در مقابل چشم ما مجسم است .

[ چهارشنبه 25 مرداد 1391 ] [ 20:35 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

(آيـه 21)ـ در تـعـقـيـب آيـه قـبـل كه بطور ضمنى نشان مى داد يهود و نصارى ومشركانى كه با پـيـامـبـراسـلام (ص ) بـه گفتگو و ستيز برخاسته بودند تسليم حق نبودنددر اين آيه به بعضى از نـشانه هاى اين مساله اشاره مى كند مى فرمايد: ((كسانى كه به آيات خدا كافر مى شوند, و پيامبران را بـه نـاحـق مـى كـشـنـد و (هـمچنين ) كسانى را ازمردم كه امر به عدل و داد مى كنند به قتل مـى رسـانند, آنها را به مجازات دردناك (الهى ) بشارت بده )) (ان الذين يكفرون بيات اللّه ويقتلون النبيين بغير حق ويقتلون الذين يامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب اليم ).در ايـن آيه به سه گناه بزرگ آنها اشاره شده كه ثابت مى كند آنها تسليم فرمان حق نيستند, بلكه صداى حق گويان را در گلو خفه مى كنند.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 24 مرداد 1391 ] [ 21:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

(آيه 19) ـ.روح دين همان تسليم در برابر حق است !. بعد از بيان يگانگى معبود به يگانگى دين پرداخته مى فرمايد: ((دين در نزدخدا, اسلام است )) (ان الدين عنداللّه الا سلام ).يـعـنى آيين حقيقى در پيشگاه خدا همان تسليم در برابر فرمان اوست , و درواقع روح دين در هر عصر و زمان چيزى جز تسليم در برابر حق نبوده و نخواهدبود.سـپـس به بيان سرچشمه اختلافهاى مذهبى كه على رغم وحدت حقيقى دين الهى به وجود آمده مى پردازد و مى فرمايد: ((آنها كه كتاب آسمانى به آنها داده شده بود در آن اختلاف نكردند مگر بعد از آن كه آگاهى و علم به سراغشان آمد و اين اختلاف به خاطر ظلم و ستم در ميان آنها بود)) (وما اختلف الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاهم العلم بغيا بينهم ).بـنـابـرايـن ظهور اختلاف اولا بعد از علم و آگاهى بود و ثانيا انگيزه اى جزطغيان و ظلم و حسد نداشت .مثلا پيامبراسلام (ص ) علاوه بر معجزات آشكار, از جمله قرآن مجيد و دلايل روشنى كه در متن اين آيـيـن آمـده , اوصـاف و مـشخصاتش در كتب آسمانى پيشين كه بخشهايى از آن در دست يهود و نـصـارى وجـود داشـت بـيـان شـده بود و به همين دليل دانشمندان آنها قبل از ظهور او بشارت ظـهورش را با شوق و تاكيد فراوان مى دادند,اما همين كه مبعوث شد چون منافع خود را در خطر مـى ديـدنـد از روى طـغـيـان و ظـلم و حسد همه را ناديده گرفتند به همين دليل در پايان آيه سرنوشت آنها و امثال آنهارا بيان كرده مى گويد: ((هر كس به آيات خدا كفر ورزد (خدا حساب او را مى رسدزيرا) خداوند حسابش سريع است )) (ومن يكفر بيات اللّه فان اللّه سريع الحساب ).آرى ! كـسـانى كه آيات الهى را بازيچه هوسهاى خود قرار دهند, نتيجه كارخود را در دنيا و آخرت مى بينند.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 24 مرداد 1391 ] [ 20:57 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 (آيـه 16)ـ در ايـن آيـه به معرفى بندگان پرهيزكار كه در آيه قبل به آن اشاره شده بود پرداخته و شش صفت ممتاز براى آنها بر مى شمرد.

1ـ نـخـسـت اين كه : آنان با تمام دل و جان متوجه پروردگار خويشند و ايمان ,قلب آنها را روشن سـاخـته و به همين دليل در برابر اعمال خويش به شدت احساس مسؤوليت مى كنند, مى فرمايد: ((همان كسانى كه مى گويند پروردگارا ! ما ايمان آورده ايم , گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش نگاهدار)) (الذين يقولون ربنااننا آمنا فاغفرلنا ذنوبنا وقنا عذاب النار).

2ـ ((آنها كه صبر و استقامت دارند)) (الصابرين ).و در برابر حوادث سخت كه در مسير اطاعت پروردگار پيش مى آيد, وهمچنين در برابر گناهان و بـه هـنـگام پيش آمدن شدايد و گرفتاريهاى فردى واجتماعى , شكيبايى و ايستادگى به خرج مى دهند.

3ـ ((آنـهـا كـه راسـتـگو و درست كردارند)) و آنچه در باطن به آن معتقدند در ظاهربه آن عمل مى كنند و از نفاق و دروغ و تقلب و خيانت دورند (والصادقين ).

4ـ ((آنها كه خاضع و فروتن هستند)) و در طريق بندگى و عبوديت خدا بر اين كار مداومت دارند (والقانتين ).
5ـ ((آنها كه در راه خدا انفاق مى كنند)) نه تنها از اموال , بلكه از تمام مواهب مادى و معنوى كه در اختيار دارند به نيازمندان مى بخشند (والمنفقين ).

6ـ ((و آنها كه سحرگاهان , استغفار و طلب آمرزش مى كنند)) (والمستغفرين بالا سحار).
در آن هنگام كه چشمهاى غافلان و بى خبران در خواب است و غوغاهاى جهان مادى فرونشسته و به همين دليل حالت حضور قلب و توجه خاص به ارزشهاى اصيل در قلب مردان خدا زنده مى شود به پا مى خيزند و در پيشگاه باعظمتش سجده مى كنند و از گناهان خود آمرزش مى طلبند و محو انوار جلال كبريايى او مى شوند.
در حديثى از امام صادق (ع ) در تفسير اين آيه مى خوانيم كه فرمود: ((هر كس در نماز وتر (آخرين ركـعـت نـماز شب ) هفتاد بار بگويد (استغفراللّه ربى واتوب اليه )و تا يكسال اين عمل را ادامه دهد خـداوند او را از استغفاركنندگان در سحر((والمستغفرين بالا سحار)) قرار مى دهد واورامشمول عفو ورحمت خود مى سازد)).


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 24 مرداد 1391 ] [ 20:54 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up8/65966109722171798079.jpg

(آيـه 14)ـ در آيـات گـذشته سخن از كسانى بود كه تكيه بر اموال وفرزندانشان در زندگى دنيا داشتند و به آن مغرور شدند و خود را از خدا بى نيازدانستند, اين آيه در حقيقت تكميلى است بر آن سـخـن , مـى فـرمايد: ((امور موردعلاقه , از جمله زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز وچهارپايان و زراعت و كشاورزى در نظر مردم جلوه داد ه شده است )) تا به وسيله آن آزمـايـش شـونـد (زين للناس حب الشهوات من النسا والبنين والقناطير المقنطرة من الذهب والفضة والخيل المسومة والا نعام والحرث ).در تـفـسـيـر آيه آنچه صحيح بنظر مى رسد اين است كه زينت دهنده خداونداست زيرا اوست كه عشق به فرزندان و مال و ثروت را در نهاد آدمى ايجاد كرده تا اورا آزمايش كند و در مسير تكامل و تربيت به پيش ببرد.((ولـى ايـنـها سرمايه هاى زندگى دنيا است , (و هرگز نبايد هدف اصلى انسان راتشكيل دهد) و سـرانـجـام نـيـك (و زندگى جاويدان ) نزد خداست )) (ذلك متاع الحيوة الدنيا واللّه عنده حسن المب ).درست است كه بدون اين وسايل , نمى توان زندگى كرد, و حتى پيمودن راه معنويت و سعادت نيز بدون وسايل مادى غيرممكن است اما استفاده كردن از آنهادر اين مسير مطلبى است , و دلبستگى فوق العاده و پرستش آنها و هدف نهايى بودن مطلب ديگر ـ دقت كنيد.(آيـه 15)ـ بـا توجه به آنچه در آيه قبل در باره اشيا مورد علاقه انسان در زندگى مادى دنيا آمده بـود در ايـنـجا در يك مقايسه , اشاره به مواهب فوق العاده خداوند درجهان آخرت و بالاخره قوس صعودى تكامل انسان كرده مى فرمايد: ((بگو: آيا شمارا از چيزى آگاه كنم كه از اين (سرمايه هاى مادى ) بهتر است )) (قل اؤنبئكم بخير من ذلكم ).سـپـس به شرح آن پرداخته مى افزايد: ((براى كسانى كه تقوا پيشه كرده اند درنزد پروردگارشان بـاغـهـايـى از بـهـشـت اسـت كه نهرها از زير درختانش جارى است هميشه در آن خواهند بود, و هـمـسرانى پاكيزه و (از همه بالاتر) خوشنودى خداوندنصيب آنها مى شود, و خدا به بندگان بينا است )) (للذين اتقوا عند ربهم جنات تجرى من تحتها الا نهار خالدين فيها وازواج مطهرة ورضوان من اللّه واللّه بصيربالعباد).قرآن مجيد در اين آيه , به افراد با ايمان اعلام مى كند كه اگر به زندگى حلال دنيا قناعت كنند و از لذات نامشروع و هوسهاى سركش و ظلم و ستم به ديگران بپرهيزند, خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى كه از هرگونه عيب ونقص پاك و پاكيزه است نصيب آنها خواهد كرد.



[ دوشنبه 23 مرداد 1391 ] [ 21:30 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

(آيه 8) ـ.رهايى از لغزشها!. از آنـجـا كه آيات متشابه و اسرار نهانى آن ممكن است لغزشگاهى براى افرادگردد, و از كوره اين امـتـحـان , سـيـه روى درآيـنـد راسـخون در علم و انديشمندان باايمان , علاوه بر به كار گرفتن سرمايه هاى علمى خود در فهم معنى اين آيات به پروردگار خويش پناه مى برند و اين آيه و آيه بعد كـه از زبـان راسـخـون در علم مى باشدروشنگر اين حقيقت است آنها مى گويند: ((پروردگارا ! دلهاى ما را بعد از آن كه ما راهدايت نمودى , منحرف مگردان , و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش زيـرا تـو بـسـيـاربـخـشـنـده اى )) (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهاب ).(آيـه 9)ـ و از آنجا كه عقيده به معاد و توجه به روز رستاخيز از هر چيز براى كنترل اميال و هوسها مؤثرتر است , راسخون در علم , به ياد آن روز مى افتند, ومى گويند: ((پروردگارا! تو مردم را در آن روزى كه ترديدى در آن نيست جمع خواهى كرد زيرا خداوند از وعده خود تخلف نمى كند)) (ربنا انك جامع الناس ليوم لا ريب فيه ان اللّه لا يخلف الميعاد).و بـه ايـن تـرتيب از هوى و هوسها و احساسات افراطى كه موجب لغزش مى گردد خود را بر كنار مى دارند و مى توانند آيات خدا را آنچنانكه هست بفهمند!.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 مرداد 1391 ] [ 21:27 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

آيـه 7ـ شـان نـزول : در حـديـثـى از امام باقر(ع ) نقل شده كه : چند نفر از يهود به اتفاق ((حى بن اخـطب )) و برادرش خدمت پيامبراسلام (ص ) آمدند و حروف مقطعه ((الم )) را دستاويز خود قرار داده گـفتند: طبق حساب ابجد الف مساوى يك و لام مساوى 30 و ميم مساوى 40 مى باشد و به اين ترتيب خبر داده اى كه , دوران بقاى امت تو بيش از هفتاد و يك سال نيست !.
پـيـامـبر(ص ) براى جلوگيرى از سؤاستفاده آنها فرمود: شما چرا تنها ((الم )) رامحاسبه كرده ايد مـگـر در قرآن ((المص والر)) و ساير حروف مقطعه نيست , اگر اين حروف اشاره به مدت بقا امت مـن باشد چرا همه را محاسبه نمى كنيد؟! (درصورتى كه منظور از اين حروف چيز ديگرى است ) سپس آيه مورد بحث نازل شد.
تفسير:.

محكم و متشابه در قرآن ـ. در آيـات پيشين سخن از نزول قرآن به عنوان يكى از دلايل آشكار نبوت پيامبراسلام (ص ) به ميان آمده بود, و در اين آيه يكى از ويژگيهاى قرآن و چگونگى بيان مطلب در اين كتاب بزرگ آسمانى آمده است , نخست مى فرمايد: ((او كسى است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشى از آن آيات مـحـكـم (صريح و روشن )است كه اساس و شالوده اين كتاب است (و آيات پيچيده ديگر را تفسير مـى كند) وبخشى از آن متشابه است )) آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب يا جهات ديگر,در آغـاز پـيـچـيده بنظر مى رسد (هوالذى انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام الكتاب واخر متشابهات ).
ايـن آيـات متشابه محكى است براى آزمايش افراد كه عالمان راستين وفتنه گران لجوج را از هم جـدا مـى سـازد, لـذا بـه دنـبال آن مى فرمايد: ((اما كسانى كه درقلوبشان انحراف است پيروى از متشابهات مى كنند تا فتنه انگيزى كنند و تفسير(نادرستى بر طبق اميال خود) براى آن مى طلبند (تـا مـردم را گـمراه سازند) در حالى كه تفسير آن را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند)) (فاما الـذيـن فـى قـلـوبـهـم زيـغ ‌فـيـتـبـعون ما تشابه منه ابتغا الفتنة وابتغا تاويله وما يعلم تاويله الا اللّه والراسخون فى العلم ).
سپس مى افزايد: آنها هستند كه بر اثر درك صحيح معنى محكمات ومتشابهات ((مى گويند ما به هـمـه آنها ايمان آورده ايم (چرا كه ) همه از سوى پروردگارما است )) (يقولون آمنا به كل من عند ربنا).
آرى ! ((جز صاحبان فكر و خردمندان , متذكر نمى شوند)) (وما يذكر الا اولواالا لباب ).
از آيـه فـوق چـنـين استفاده مى شود كه : آيات قرآن بر دو دسته هستند مفهوم قسمتى از آيات آن چـنـان روشـن اسـت كـه جـاى هـيـچ گـونـه انكار و توجيه وسؤاستفاده در آن نيست , و آنها را ((مـحـكمات )) گويند و قسمتى به خاطر بالا بودن سطح مطلب يا گفتگو در باره عوالمى كه از دسـتـرس ما بيرون است مانند عالم غيب ,و جهان رستاخيز و صفات خدا, چنان هستند كه معنى نهايى و اسرار و كنه حقيقت آنها نياز به سرمايه خاص علمى دارد كه آنها را ((متشابهات )) گويند.
افـراد مـنحرف معمولا مى كوشند اين آيات را دستاويز قرار داده و تفسيرى برخلاف حق براى آنها درسـت كنند, تا در ميان مردم , فتنه انگيزى نمايند, و آنها را ازراه حق گمراه سازند, اما خداوند و راسخان در علم , اسرار اين آيات را مى دانند وبراى مردم تشريح مى كنند.
الـبـتـه آنـها كه از نظر علم و دانش در رديف اولند (همچون پيامبر و ائمه هدى )از همه اسرار آن آگـاهند در حالى كه ديگران هر يك به اندازه دانش خود از آن چيزى مى فهمند, و همين حقيقت است كه مردم حتى دانشمندان را به دنبال معلمان الهى براى درك اسرار قرآن مى فرستد.

[ دوشنبه 23 مرداد 1391 ] [ 21:24 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...6263646566...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران