|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
(آيه 19) ـ.روح دين همان تسليم در برابر حق است !. بعد از بيان يگانگى معبود به يگانگى دين پرداخته مى فرمايد: ((دين در نزدخدا, اسلام است )) (ان الدين عنداللّه الا سلام ).يـعـنى آيين حقيقى در پيشگاه خدا همان تسليم در برابر فرمان اوست , و درواقع روح دين در هر عصر و زمان چيزى جز تسليم در برابر حق نبوده و نخواهدبود.سـپـس به بيان سرچشمه اختلافهاى مذهبى كه على رغم وحدت حقيقى دين الهى به وجود آمده مى پردازد و مى فرمايد: ((آنها كه كتاب آسمانى به آنها داده شده بود در آن اختلاف نكردند مگر بعد از آن كه آگاهى و علم به سراغشان آمد و اين اختلاف به خاطر ظلم و ستم در ميان آنها بود)) (وما اختلف الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاهم العلم بغيا بينهم ).بـنـابـرايـن ظهور اختلاف اولا بعد از علم و آگاهى بود و ثانيا انگيزه اى جزطغيان و ظلم و حسد نداشت .مثلا پيامبراسلام (ص ) علاوه بر معجزات آشكار, از جمله قرآن مجيد و دلايل روشنى كه در متن اين آيـيـن آمـده , اوصـاف و مـشخصاتش در كتب آسمانى پيشين كه بخشهايى از آن در دست يهود و نـصـارى وجـود داشـت بـيـان شـده بود و به همين دليل دانشمندان آنها قبل از ظهور او بشارت ظـهورش را با شوق و تاكيد فراوان مى دادند,اما همين كه مبعوث شد چون منافع خود را در خطر مـى ديـدنـد از روى طـغـيـان و ظـلم و حسد همه را ناديده گرفتند به همين دليل در پايان آيه سرنوشت آنها و امثال آنهارا بيان كرده مى گويد: ((هر كس به آيات خدا كفر ورزد (خدا حساب او را مى رسدزيرا) خداوند حسابش سريع است )) (ومن يكفر بيات اللّه فان اللّه سريع الحساب ).آرى ! كـسـانى كه آيات الهى را بازيچه هوسهاى خود قرار دهند, نتيجه كارخود را در دنيا و آخرت مى بينند.(آيـه 20)ـ بـه دنـبال بيان سرچشمه اختلافات دينى به گوشه اى از اين اختلاف كه همان بحث و جـدال يـهود و نصارى , با پيامبر اسلام (ص ) بود در اين آيه اشاره مى كند مى فرمايد: ((اگر با تو, به گـفـتـگـو و سـتـيـز بـرخيزند (با آنها) مجادله نكن وبگو: من و پيروانم در برابر خداوند, تسليم شده ايم )) (فان حاجوك فقل اسلمت وجهى للّه ومن اتبعن ).خـداوند در اين آيه به پيامبرش دستور مى دهد كه از بحث و مجادله با آنهادورى كن و به جاى آن بـراى راهـنمايى و قطع مخاصمه ((بگو: به آنها كه اهل كتاب هستند (يهود و نصارى ) و همچنين درس نـخـوانـده ها (مشركان ) آيا شما هم (همچون من كه تسليم فرمان حقم ) تسليم شده ايد))؟ (وقل للذين اوتوا الكتاب والا ميين اسلمتم ).((اگـر براستى تسليم شوند هدايت يافته اند, و اگر روى گردان شوند و سرپيچى كنند بر تو ابلاغ (رسـالـت ) اسـت )) و تـو مـسؤول اعمال آنها نيستى (فان اسلموا فقداهتدوا وان تولوا فانما عليك البلاغ ).بديهى است منظور تسليم زبانى و ادعايى نيست , بلكه منظور تسليم حقيقى و عملى در برابر حق است .و در پايان آيه مى فرمايد: ((خداوند به اعمال و افكار بندگان خود بيناست ))(واللّه بصير بالعباد).از ايـن آيـه بـه خوبى روشن مى شود كه روش پيامبر(ص ) هرگز تحميل فكر وعقيده نبوده است بـلـكـه كـوشـش و مجاهدت داشته كه حقايق بر مردم روشن شود وسپس آنان را به حال خود وا مى گذاشته كه خودشان تصميم لازم را در پيروى از حق بگيرند. [ سهشنبه 24 مرداد 1391 ] [ 20:57 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||