مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

فرض مسلم ما اين است که آنچه از طرف نبي اکرم درباره ي انسان به طور کلي و درباره ي تربيت وي به طور اخص و نيز آنچه به طور ويژه در مورد تربيت کودکان بيان شده است، در عالي ترين سطح ممکن چه از لحاظ معرفتي و چه از لحاظ هستي شناختي يا از لحاظ اخلاقي و زيبا شناسي قرار دارد. بدين لحاظ، اعتقاد داريم که سيره ي حضرت در خصوص تربيت کودکان به دليل جايگاه خطير آن در مجموعه ي دوره هاي تربيتي را بايد با استناد به روش هاي تفسيري (3) يا تفهمي (4) به طور دقيق بررسي کرد و مضامين تربيتي و ميزان هاي خاص پرورش کودک از آن استخراج و آن ها را به شيوه اي که قابل کاربرد عيني در نظام تعليم و تربيت اطفال و کودکان باشد ارائه داد؛ زيرا نگاه حضرت به مساله ي تربيت انسان که اساس فلسفه ي بعثت همه ي پيامبران الاهي و در راس آن ها پيامبر اعظم بوده، محدود به زمان و مکان و افرادي خاص از نژاد، قبيله يا طبقه اي معين نمي شده است. پس شايسته است تا با پيشرفت دامنه ي فهم بشر درباره ي هستي و آفرينش انسان، سيره ي حضرت در اين خصوص يعني تربيت کودک، بررسي و بارها ارزيابي، و موازين تربيتي آن، متناسب با زمان هاي گوناگون استخراج و تبيين شود. بدين منظور، در اين قسمت کوشيده شده تا به صورت خلاصه و ايجاز، آن گونه که مطلوب نظر محققان و دانشمندان باشد، به بخشي از سيره ي آن بزرگوار در خصوص تربيت کودک اشاره کنيم. 

أ. ضرورت تربيت فرزند: از قول پيامبر اعظم (ص) گفته شده است که «اگر پدري فرزندش را تربيت کند، بهتر از اين است که روزي يک و نيم کيلوگرم طعام صدقه بدهد». (5) اگر وضعيت اجتماعي زمان حضرت رسول در مکه و مدينه و نيز وضعيت اقتصادي و معيشتي مسلمانان در آن روزگار را مد نظر قرار دهيم، ارزش يا قدر واقعي ميزان يک و نيم کيلو طعام در هر روز تا حدودي مشخص مي شود. نکته اي که از لحاظ اقتصاد آموزش و پرورش در اين روايت استنباط مي شود آن است که، هزينه کردن براي امر آموزش و پرورش کودک ارجح است بر صدقه اي که در راه خدا به مستمندي داده شود. صدقه دادن در اسلام داراي بار ارزشي بالايي، چه از لحاظ فردي و چه از لحاظ اجتماعي است و توصيه هاي فراواني چه از ناحيه ي وحي، در آيات قرآني و چه در کلام معصومان براي مسلمانان و مؤمنان ارائه شده است. اما در مواجهه با هزينه کردن جهت تربيت فرزند، از ديد نبي اکرم (ص)، مرتبت پايين تري دارد. 




ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 16:39 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

سيره تربيتي پيامبر اعظم (ص) در خصوص کودکان 

1- مفهوم شناسي 

1-1. سيره 

براي واژه ي «سيره» دو معناي متفاوت ولي نزديک به هم ارائه شده است. معناي اول به نوع عمل و چگونگي آن و معناي دوم، به قاعده و سبک آن اشاره دارد. در معناي اول، کليت رفتار و فعاليت هاي آدمي مد نظر است. در حالي که در معناي دوم، که اخص از معناي اول است به روش ها و قواعدي اشاره مي کند که حاکم بر سيره يا رفتار و اعمال به معناي اعم کلمه است. (1) بدين ترتيب، زماني که از سيره ي تربيتي پيامبر اعظم عليه السلام صحبت به ميان مي آيد، منظور مجموعه اصول و قواعد و سبک هاي تربيتي منتسب به حضرت است. از آنجا که گفتار آدمي نيز در مقوله ي رفتار قابل بررسي است، سيره را مجموعه اقوال و افعال شخصيت بزرگوار نبي اکرم اسلام دانسته اند که معادل واژه ي سنت است و در عرف مورخان نيز چنين بوده است. 


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 16:32 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

"هُوَالَّذی بَعَثَ فی الامیین رَسوُلاً مِنْهُمْ یَتْلوُا عَلْیهِم ایاتِه وَیُزَکیهِمْ وَیُعَلِمُهُمْ ا لّْکِتابَ وَا لْحِکْمِةِ وَاِ نْ کانوُا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبین "

(جمعه/2)

مسئله تربیت ،مسئله حیات وممات ملتهاست. بنای آن درخانواده آغازودر محیط آموزش واجتماع تکمیل می گردد. کودک، این موجود فرشته گونه ، موضوع تربیت وامانتی از خدا در دست والدین است. تربیت به معنای باروری و شکوفایی بذرهای نهفته و کثیف گنجینه های پنهان وجود انسان است . تربیت به معنای رشد ، نمو و پرورش دادن است . هدایت به سوی حق و کمال ، رساندن به حد بلوغ در تشخیص و تزکیه نفس و اخلاق و عمل از جمله مفاهیم تربیتی می باشند که در قرآن مجید به کار رفته؛ صاحب نظران ،چهارعمل اصلی تربیت را به شرح زیر تعریف کرده اند :

الف - خانواده

خانواده ، نخستین و حساسترین پایگاه تربیت است .از اولین تماس عاطفی مادر با فرزند که هنگام شیردادن برقرار می شود تا، روابط اندیشه ای افراد خانواده ،همه و همه در نحوه تشکیل ساختار شخصیت کودک موثرند .خانواده پل ارتباط فرد با جامعه است . خانواده ای که جو معنوی و علمی در آن حاکم باشد و روابط میان اعضای آن محبت آمیز ،عادلانه و بر اساس درک متقابل ، نظم و وظیفه شناسی باشد ،فرزندانی پرورش خواهدداد که علاوه برسعادت خود ضامن سعادت جامعه نیز خواهند بود .موضوع نقش پذیزی و تقلید کودک باید بسیار جدی گرفته شود،زیرا رفتار و گفتار اعضای خانواده و گرایشها و باورهای آنان در ضمیر صاف و بی غبار کودک منعکس می شود.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 04 اسفند 1390 ] [ 16:30 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

انسان يك موجودي است از ماده و غير ماده. نگاه ما اين است.(1- انسان ماده نيست. 2- هم ماده است، 3- هم ماوراي ماده. و انسان مختار است). مي‌تواند خوب باشد، مي‌تواند بد باشد. آيا ما اختيار داريم يا نه؟ دلايلي كه ما اختيار داريم زياد است.

من چهار تا دليل مي‌گويم . قند براي همه شيرين است. ببينيد سؤال از من و جواب از شما1- انسان در عمرش پشيمان مي‌شود يا نمي‌شود؟ با هم بگوييد... بله! اگر پشيمان مي‌شود پيداست كه انسان آزاد است. چون اگر مجبور بود، آدم مجبور پشيمان نمي‌شود. اينكه مي‌گويد: چرا انجام دادم، يعني مي‌توانستم انجام ندهم. پس پشيماني دليل بر اين است كه انسان آزاد است. كسي نگويد: آقا من نمي‌توانم خوب باشم. در اين اوضاع، در اين فيلم‌ها، ماهواره‌ها، در اين خانواده با اين پدر ، با اين مادر، با اين معلم، با اين مجلّه، من نمي‌توانم خوب باشم. كسي نمي‌تواند بگويد: با اينكه هوا سرد است، من نمي‌توانم سرما نخورم. نخير! سالها زمستان آمد و رفت، همه جا هم سرد بود. و شما سرما نخوردي. يك بوليز پوشيدي. پس نمي‌شود گفت: چون همه‌جا سرد است، پس من هم بايد سرما بخورم. چون هوا داغ است پس من هم گرما بخورم. نه، همه‌جا داغ است. اما شما با يك بادبزني، با يك پنكه‌اي، با يك كولري، جايت را عوض مي‌كني. به هر حال يك شكلي خودت را نگه مي‌داري. چطور در خيابان و كوچه همه‌چيز ريخته است. ولي شما با پوشيدن يك كفش پايت را از همه رقم تيغ و شيشه حفظ مي‌كني. به همان دليلي كه پايت را حفظ مي‌كني، در زمستان با يك جُبّه، سرما را از خودت دور مي‌كني، با يك باد بزن گرما را از خودت دور مي‌كني، نمي‌شود گفت: چون فساد است، بلكه يك اراده مي‌خواهد


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 03 اسفند 1390 ] [ 17:34 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

ما مأموريم كه از خرافات دوري كنيم. اگر تربيت نباشد انسان دنبال خرافات مي‌رود. حتي در مسائل سير و سلوك هم اگر دستمان را در دست پيغمبر نگذاريم ما را يك جايي مي‌برند كه معلوم نيست كجا مي‌برند. نصيحت‌هايي كه مي‌كنند، نصيحت‌هاي بدي است. حتي كارشناسان ما آنجايي كه دستشان را از دست انبيا جدا كردند، كارشناسان ناشي هستند. الآن بچه‌هاي ايران مي‌خوانند. در آفريقا رودخانه‌ي فلان از تانزانيا به زيمباوه مي‌رود. رود فلانجا به فلان دريا مي‌رسد. مثلاً حالا رود زيمباوه به فلان دريا رسيد، من چه خاكي بر سرم كنم؟ اين چه نقشي دارد براي من مي‌گويي؟ كوه هيماليا در شعاع فلان، سلسله جبال فلان، الآن اين اطلاعات چه نقشي براي من دارد. خدا مي‌داند اينقدر حرف بيخود در كتاب‌هاي آموزش و پرورش هست. كه نه واجب است. نه مستحب است. نه نياز فرد است. نه نياز جامعه است. همه هم كارشناس‌ها نوشتند. روز قيامت بايد جواب بدهند. این كاغذي كه حرام مي‌شود. آن استادي كه پول مي‌گيرد و اينها را مي‌گويد. آن عمري از جوان‌ها كه صرف حرف‌هايي مي‌شود كه آنوقت ديپلم ما هزارها مطلب بايد بلد باشد، بلد نيست. و هزارها مطلب كه هيچ نيازي به آن نيست. آنچه نياز ندارد ياد مي‌گيرد. و آنچه نياز دارد، نمي‌داند. بايد در كتاب‌ها يك كودتا شود. كودتا، با اينكه ويرگول و تشديد آن را هم عوض كنيم كافي نيست. هرچه مي‌خوانيم بايد يا مشكل فردي در آن حل شود، يا مشكل جامعه. وگرنه به من چه؟ شما بنويس بوعلي سينا چند كيلو است. خوب مگر الان مشكل ما وزن بوعلي سينا است. ما علم بوعلي سينا را مي‌خواهيم. نه وزن او را! ما مأمور هستيم به دوري از حرف‌هاي بيخود، آداب و رسوم غلط، دوري از خرافات!طرف لیسانس گرفته میگه من نایب امام زمانم و....

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 03 اسفند 1390 ] [ 17:29 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

مباني تربيت. يعني چه؟

يعني حالا انسان را رها كنيم. حالا مگر لازم است تربيت كنيم؟ ول كن بابا! مثل درخت‌هاي جنگل. درخت‌هاي جنگل نه كشاورزي مي‌خواهد، نه سم پاشي مي‌خواهد. خودش سبز مي‌شود. همينطور كه درخت‌هاي جنگل بدون كشاورزي، كشاورزان خودش سبز مي‌شود، انسان را هم ول كنيد. هرطور شد، شد. لازم است كه ما حتماً دنبال اين كار را بگيريمما مأمور به تربيت هستيم. ما مأمور به چند چيز هستيم:
 -توجه به تربيت خود و خانواده :

1-چرا باید به تربيت خودتوجه داشته باشیم:، اولا: قرآن مي‌فرمايد كه: «عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ» (مائده/105) يعني خودتان را حفظ كنيد.

چون انسان دارای دشمنان بسیاری است که اگر از خودش غافل شود حتما اورا به انحراف وسپس اورا نابود می کنند . شیطان یکی از این دشمنان می باشد ،هوا های نفسانی ،رذایل ووو....پس باید خودمان را حفظ کنیم از طرفی ما مأمور هستيم به پيمودن راه مستقيم. «وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً‏» (انعام/153) قرآن مي‌فرمايد: اين راه مستقيم من است. «فَاتَّبِعُوه» (انعام/153) پس بايد تبعيت كنيد. نمي‌تواني هر كاري خودت مي‌خواهي انجام بدهي. من از نظر قرآن مي‌گويم. هرچه مي‌نويسم عربي‌هايش قرآن استعَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ» بر شما باد به نفستان. يعني مواظب نفستان باشيد. خودتان را مهار كنيد. هرچه دلم مي‌خواهد، بخورم. خوب براي چه؟ هرطور دلم مي‌خواهد بروم. خوب تصادف مي‌كني. هرچه دلم مي‌خواهد ببينم. بايد مواظب خودت باشي، بر خودت نظارت كن. شما يك ساختمان مي‌سازي، مي‌روي ببيني بنا چه كرده است. روي آجرها نظارت مي‌كني. روي خودت نظارت نمي‌كني؟ يك غذا مي‌خواهي بخوري، دقت مي‌كني مسموم نباشد. آنوقت اين فيلم، اين حرف، اين كتاب، اين مقاله، اين رفيق، هرچه وارد مغزت شد بايد قبول كني؟ يعني غذاي جسمي كه چند ساعت در معده است كنترل مي‌خواهد. غذاي فكري كه يك عمري روي فكر ما اثر دارد، نظارت نمي‌خواهد. بايد نظارت كنيم.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 03 اسفند 1390 ] [ 17:25 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

اين فوق تخصص روان پزشکي کودک با اشاره به اين که بي توجهي بجا يکي از مهم ترين اصول تربيتي کودک است، توضيح مي دهد: گاهي لازم است بعضي از رفتارهاي کودک ناديده گرفته شود. طبيعي است که وقتي والدين فضايي را براي کودک باز مي کنند تا رشد و تکامل طبيعي خود را بيابد، ممکن است خطاهايي هم داشته باشد. لازم است در چنين فضايي والدين سعي کنند نسبت به برخي خطاهاي کودک بي توجهي نشان دهند به عنوان مثال ممکن است يک کودک ۴ ساله زير لب حرف زشتي به والد بزند، در اين مورد بهتر است که والد آن حرف را نشنيده بگيرد نه اين که با اصرار از کودک بخواهد حرفش را تکرار کند. اصرار باعث مي شود که کودک يا دروغ بگويد يا حرف زشتش را تکرار کند که در هر ۲ صورت اين کار اشتباه است. بنابراين ناديده گرفتن اين کار منطقي تر به نظر مي رسد. در مقابل بايد در صورت لزوم تنبيهي را براي حرکت يا حرف زشت کودک در نظر گرفت.

نکته اين جاست از آن جا که بيشتر خانواده هاي امروزي يک يا ۲ بچه دارند، بيشتر بچه ها به علت توجه بيش از حد لوس بار مي آيند و خانواده ها با فراگيري بخشي از اصول تربيتي کودک تمام هم و غمشان را روي تربيت کودکان مي گذارند در حالي که گاهي لازم است والدين فضاي خالي براي کودکان بگذارند. در موارد زيادي مادر پس از گذراندن مرخصي زايمان، کار خود را رها مي کند تا به تربيت کودک خود برسد. در حالي که اين کودک با اين شيوه برخورد خوب بزرگ نمي شود زيرا تمام فکر و ذکر مادر همين کودک است و همين شيوه برخورد، آسيب رسان است.

در واقع افراط و تفريط آسيب زننده ترين کاري است که والدين در تربيت کودک خود اعمال مي کنند. زماني والدين در پرورش کودکان خود تفريط مي کردند اما طي ساليان اخير به نظر مي رسد والدين در اين زمينه افراط مي کنند به اين معنا که کودکان را مورد توجه و دقت بيمارگونه قرار مي دهند و همه زندگي شان را صرف کودک خود مي کنند. در صورتي که والدين بايد بدانند که تربيت صحيح کودک وقتي محقق مي شود که والدين بتوانند در کنار کودک زندگي سالمي را در پيش بگيرند و آينده اي هدفمند براي خود تعيين کنند نه اين که با به دنيا آمدن کودک، اهداف خود را فراموش کنند و هدفشان ، بزرگ کردن کودک باشد.وي در ادامه صحبت هاي خود درباره والديني که داراي مشکلاتي نظير پرخاشگري و عصبانيت اند و قادر به کنترل آن نيستند ، مي گويد: والديني که نمي توانند پرخاشگري و عصبانيت خود را کنترل کنند قادر نيستند به کودکان خود در اين مسير کمک کنند. اين دسته از والدين ابتدا بايد مشکلات رفتاري خود را شناسايي و آن را رفع کنند و سپس انتظار پرورش کودکي سالم را در خانواده خود داشته باشند.

 

_________________________

 

خراسان - مورخ دوشنبه 1390/04/06 شماره انتشار 17869

[ سه‌شنبه 02 اسفند 1390 ] [ 15:28 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

توجه بيش از حد به کودک باعث مي شود که رشد و تکامل او به تاخير بيفتد

با وجود پيشرفت انسان در بسياري از زمينه ها هنوز يکي از پيچيده ترين معماهاي بسياري در زمينه رشد کودک باقي مانده است. اين که يک کودک چگونه رشد مي کند، چگونه به جهان ملحق مي شود، از چه زماني دست به طبقه بندي مي زند، چه زماني پيچيد گي هاي زبان مادري را در مي يابد و چگونه استعدادهايي را که از وي يک انسان هوشمند مي سازد، کسب مي کند؟ در حوزه تربيت کودک آن قدر مسائل پيچيده  تربيتي زنجيره وار به هم گره خورده است که به نظر مي رسد اگر تمامي دانشمندان نتيجه سال ها پژوهش و تحقيق خود را يک جا ارائه کنند فقط مي توانند بخش ناچيزي از اين حوزه را روشن کنند. يک کودک در حال رشد به طور فطري به دنبال موضوعاتي است که بتواند استعداد او را شکوفا کند در اين راستا بزرگسالان فقط بايد با حمايت و پشتيباني از او، راه را برايش باز کنند. نتايج تحقيقات نشان مي دهد نوزادان بسيار بيشتر از آن چه بزرگسالان حدس مي زنند، مي دانند و طبيعي است که با اين وصف، کودکان که اغلب ما آن ها را دست کم مي گيريم در مکاشفه روزانه خود با محيط پيرامون خستگي ناپذير و تجربه طلب هستند، يکي از مهم ترين وظايف کارشناسان در حوزه روان شناسي رشد، زدودن انگاره ها و تصورات نادرست از ذهن والدين است. بيشتر والدين مي خواهند همه چيز را درباره فرزندشان به بهترين شکل ممکن در آورند اما نکته اين جاست که نقطه ايده آل دست نيافتني است زيرا والدين ايده آل و فرزند ايده آل وجود خارجي ندارد.در صفحه خانواده و سلامت به تناوب درباره مسائل تربيتي کودکان مطالبي را عرضه کرده ايم و اين بار پاي صحبت هاي يکي از روان پزشکان اطفال نشسته ايم تا بعضي از گره هاي دشوار تربيتي را باز کنيم و مورد تحليل قرار دهيم. آن چه مسلم است اين که طرح اين مسائل اولين قدم براي زدودن برخي از تصورات نادرست والدين و آموزش شيوه هاي صحيح فرزندپروري است.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 02 اسفند 1390 ] [ 15:24 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

آفرینش انسان به­گونه­ای است که انسان جز به وسیله ایمان و یاد خدا آرامش نمی­یابد. قرآن بیان می­دارد که اعراض از یاد خدا، توجه به امور دنیوی و پیروی از هواهای نفساني، زندگی انسان را دشوار و با ناراحتی و اضطراب درونی همراه می­سازد[26] و یاد خدا تنها آرام بخش دلهاست.[27] حضرت علی(ع) نيز، ذکر خدا را نور قلبها می­داند و به آن توصیه می­کند.[28]قلبی که به خدا ایمان و سرسپردگی دارد، به منبع و سرچشمه خوبیها پی برده و به آینده خویش امیدوار است و در نتیجه دچار احساس پوچی و یأس نمی­شود. يكي از اهدافي كه در مقام تعليم و تربيت ديني اهميت بسزايي دارد، توجه دادن فرد متربی به یاد خدا و انجام امور عبادی است.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 02 اسفند 1390 ] [ 15:20 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

برای انجام هر کاری قبل از هر چیز، باید اهداف آن را بطور دقیق مشخّص کرد تا بتوان با ابزار و روش­های مناسب، آنها را محقق نمود. تعیین هدف چنان اهمیتی دارد که مقام معظم رهبری در این مورد فرمود: حقيقتِ هر انسانى، خواسته و فكر و هدف و راه اوست.[16]در تعلیم و تربیت نیز، باید هدف را به دقت شناخت تا از خطرات ناشی از عدم آگاهی نسبت به جهت، روش و ابزار برحذر بود. نکته قابل توجه دیگر، دقت در الهی بودن هدف است. رهبر انقلاب تأکید دارد که تنها هدفی ماندگار و باقی است كه الهی باشد. ایشان می­فرماید: هر هدفى كه قايم به نفس و شخص انسان است، متعلق به اوست و با رفتن و مردن انسان، آن هدف هم مى‌ميرد و از بين مى‌رود؛ اما هدفى كه الهى و قايم به غيب و خواست خداست و انسان در راه آن فداكارى مى‌كند، با مردن انسان، آن هدف نمى‌ميرد.[17]

تعدادی از اهداف تعلیم و تربیت اسلامی را می­توان به شکل زیر بیان نمود:


ادامه مطلب
[ دوشنبه 01 اسفند 1390 ] [ 22:48 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...114115116117118...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران