|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
ما مأموريم كه از خرافات دوري كنيم. اگر تربيت نباشد انسان دنبال خرافات ميرود. حتي در مسائل سير و سلوك هم اگر دستمان را در دست پيغمبر نگذاريم ما را يك جايي ميبرند كه معلوم نيست كجا ميبرند. نصيحتهايي كه ميكنند، نصيحتهاي بدي است. حتي كارشناسان ما آنجايي كه دستشان را از دست انبيا جدا كردند، كارشناسان ناشي هستند. الآن بچههاي ايران ميخوانند. در آفريقا رودخانهي فلان از تانزانيا به زيمباوه ميرود. رود فلانجا به فلان دريا ميرسد. مثلاً حالا رود زيمباوه به فلان دريا رسيد، من چه خاكي بر سرم كنم؟ اين چه نقشي دارد براي من ميگويي؟ كوه هيماليا در شعاع فلان، سلسله جبال فلان، الآن اين اطلاعات چه نقشي براي من دارد. خدا ميداند اينقدر حرف بيخود در كتابهاي آموزش و پرورش هست. كه نه واجب است. نه مستحب است. نه نياز فرد است. نه نياز جامعه است. همه هم كارشناسها نوشتند. روز قيامت بايد جواب بدهند. این كاغذي كه حرام ميشود. آن استادي كه پول ميگيرد و اينها را ميگويد. آن عمري از جوانها كه صرف حرفهايي ميشود كه آنوقت ديپلم ما هزارها مطلب بايد بلد باشد، بلد نيست. و هزارها مطلب كه هيچ نيازي به آن نيست. آنچه نياز ندارد ياد ميگيرد. و آنچه نياز دارد، نميداند. بايد در كتابها يك كودتا شود. كودتا، با اينكه ويرگول و تشديد آن را هم عوض كنيم كافي نيست. هرچه ميخوانيم بايد يا مشكل فردي در آن حل شود، يا مشكل جامعه. وگرنه به من چه؟ شما بنويس بوعلي سينا چند كيلو است. خوب مگر الان مشكل ما وزن بوعلي سينا است. ما علم بوعلي سينا را ميخواهيم. نه وزن او را! ما مأمور هستيم به دوري از حرفهاي بيخود، آداب و رسوم غلط، دوري از خرافات!طرف لیسانس گرفته میگه من نایب امام زمانم و....
كار براي رضاي خدا، نه مردم يا مسئولان ما مأمور هستيم كارهايمان را رنگ الهي بدهيم. چون رنگهاي غير الهي پاك ميشود. براي رضاي شاه كار بكنيم. شاه میرود. رييس جمهور. ميروند. براي رضاي هركس كار كنيم ميپرد. شاه عباس شاه بود. تاج داشت. تخت داشت. طلا داشت. حرمسرا داشت. دربار داشت. همه پريد. فقط آنچه كه از شاه عباس مانده است، كاروانسراي شاه عباسي است. آن هم چون در راه كربلا ساخته است. چيزهاي خدايي ميماند. چيزهاي غير خدايي ميپرد. شما براي اينكه جُك بگويي، بخندي سر به سر او ميگذاري. از او ميشنوي. اسام اس به او ميزني. نميدانم خوب خندههايي كه آدم در طول عمرش ميكند. همه ميپرد. يك لحظه ميفهمد مثل خاراندن! وقتي دست آدم ميخارد، تمام شد. وقتي كه ميخاراني حال ميآيي. بعد از 5 دقيقه نه اينجا چيزي است، نه آنجا. سخنرانيها هم همينطور است. سخنرانيهايي كه اثر نداشته باشد، من اسمش را سخنراني خاراندني گذاشتم. يعني در يك لحظه آدم گوش ميدهد و يك لبخندي ميزند. بعدش هم ميپرد كه ميپرد كه ميپرد. تمام! آنچه ميماند آن است كه رنگ خدايي داشته باشد. بارها گفتم: تخم مرغي را كه ما رنگ ميكنيم، با يك خرده آب دهان پاك ميشود. دُم طاووسي را كه خدا رنگ كرده، هرچه هم شيلنگ بگيري، پاك نميشود. چيزهاي خدايي ميماند، چيزهاي خلقي ميپرد. «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَد» (نحل/96) قرآن ميگويد: هرچه رنگ شما است، ميپرد. یکبار مصرف نباشیم [ چهارشنبه 03 اسفند 1390 ] [ 17:29 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||