مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

ياد سپارى : قرآن مجمع علوم فراوان

با نگاهى به قرآن در مى يابيم كه علوم فراوانى در آن نهفته است كه اين جا مجال بحث از آن ها نيست . چون هدف اين نوشته ، بررسى روايات رضوى است كه هزاران سلام و درود بر گوينده اش باد. افزون بر آن كه پيش از اين ، با توانمندى اندك و ناچيز خود، رساله ى ديگرى در خصوص اين علوم قرآنى نوشته ايم . (41) بدين جهت ، مسير بحث را از قرآن علمى به قرآن عينى مى بريم

دوم : قرآن عينى

هر چيزى وجودى اعتبارى دارد و وجودى حقيقى ؛ وجود اعتبارى مانند وجود لفظى و كتبى است كه با اختلاف زبان ها و اقوام

دگرگون مى شود؛ اما وجود حقيقى چون وجود خارجى است كه وجود طبيعى و مثالى و عقلى را در بر مى گيرد و در زبان ها و

رنگ ها و اقوام مختلف يكسان است هر يك از دو وجود اعتبارى و حقيقى ، نيز انواع هر يك از آن دو، احكام و آثار خاص خود را

دارند. قرآن نيز وجودى لفظى دارد كه با زبان خوانده مى شود و وجودى كتبى دارد كه در مصحف ها نگاشته شده است ، براى

هر يك از اين دو نوع وجود نيز حكم فقهى و غير فقهى ويژه اى هست .همچنين قرآن وجود خارجى ويژه اى دارد كه گستره اش

از خيمه گاه عالم طبيعت تا جولانگاه عالم عقل است ؛ هر يك از اين وجودها، در جايگاه خود تحقق مى يابد و حكم خاص خود را

دارد.مراد از وجود خارجى ، آن وجود حقيقى است كه آثارى بر آن بار مى شود، جايگاه آن وجود خارجى نفس انسانى ، مانند

علوم و اوصاف نفسانى يا مكان ديگرى مى تواند باشد. پس ناگزير بايد وجود خارجى دارند، با اين تفاوت كه علم امر خارجى

است كه در نفس انسان يافت مى شود و در ضمن نوعى وجودى ذهنى است كه در مقابل وجود خارجى هيچ اثر عينى و

خارجى ندارد، ولى درخت امر خارجى است كه در بيرون از نفس انسان پايدار مى گردد.


انسان كامل ، قرآن ناطق تجسم يافته

از آنجا كه مجموع محتواى قرآن عقايد و اخلاق و اعمال است و همه ى اين امور مربوط به انسان است ، به گونه اى كه اگر انسان نباشد، نه عقيده اى هست و نه اخلاقياتى ، و نه عمل به قرآن پديد مى آيد، پس جايگاه وجود خارجى مضامين قرآن ، نفس انسانى است كه با وجود وحدت ، همه ى قواى انديشنده و انگيزاننده را در بر مى گيرد؛ يعنى يك نفس است كه قواى گوناگونى دارد.پس ، اگر كسى ظاهر و باطن قرآن را بداند و به تفسير و تاءويل آن آشنا باشد و متشابه و محكم آن و نيز شيوه ى ارجاع متشابهات به محكمات را بشناسد و به خواسته ها، واجبات و مستحبات و مباحات آن عمل كند و همه ى حكمت ها و احكام آن را باور داشته باشد و آن ها را از سوى خداوند بداند، چنين كسى قرآن ناطق است ؛ يعنى قرآن تكوينى كه در خارج تجسم يافته است ، مانند عترت پاك پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم . زيرا علوم و معارف قرآن در نفوس شريف ايشان جا دارد. چون ايمان با سراسر وجودشان آميخته است .پس ، انسان كامل و امام معصوم عليه السلام قرآن مجسم است ، چنان كه صراط مستقيم و ترازوى عدالت است . گفتنى است كه اسناد همه ى اين خصوصيات به معصوم عليه السلام حقيقت است و مجاز گويى در كار نيست شاهد اين مدعا روايتى است از حضرت رضا عليه السلام از پدرانشان عليهم السلام از امام حسين عليه السلام كه مى فرمايد: در زمان حيات حضرت على عليه السلام در بعضى از سال ها روز جمعه و روز غدير با هم يكى شد. امير المؤ منين عليه السلام در چنين روزى به منبر رفتند و حمد و ثناى خداوند گفتند، چنان حمدى كه مانند آن را كسى نگفته بود و ثنايى كه كسى غير از ايشان به آن رو نكرده بود.
بعضى از گفته هاى ايشان كه حفظ شده ، چنين است : ستايش از آن خدايى است كه بدون نيازمندى به ستايش كنندگانش ، حمد خود را راهى از راه هاى اعتراف به لاهوتيت خود و صمدانيت و ربوبيت خود قرار داد... امروز روز سخن شفاف است براى افراد خاص ، روز شيث است و روز ادريس و روز يوشع ، روز آسايش مورد اعتماد، روز اظهار مصون از مكنون و روز امتحان و آزمايش ضماير است ...؛ اتفق فى بعض سنى اءمير المؤ منين - صلوات الله عليه - الجمعة و الغدير فصعد المنبر، فحمدالله و اءثنى عليه حمدا لم يسمع بمثله و اءثنى عليه ثناء لم يتوجه اليه غيره ، فكان مما حفظ من ذلك قوله : الحمد لله الذى جعل الحمد من غير حاجة منه الى حامديه طريقا من طرق الاعتراف بلاهوتيته و صمدانيته و ربانيته ... هذا يوم النصوص على اءهل الخصوص ، هذا يوم شيث ، هذا يوم ادريس ، هذا يوم يوشع ، هذا يوم الاءمن الماءمون ، هذا يوم اظهار المصون من المكنون ، هذا يوم ابلاء السرائر... .

آيا مى دانيد استكبار چيست ؟ استكبار پيروى نكردن از كسى است كه به طاعت او امر شده ، سر باز زدن از كسى است كه به پيروى از او دعوت شده ايد. اگر كسى در قرآن بينديشد، موارد بسيارى از استكبار را در آن مى يابد. اى مؤ منان ، بدانيد كه خداى والا فرموده است : ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كاءنهم بنيان مرصوص . (42)آيا مى دانيد سبيل الله چيست و چه كسى سبيل و صراط و طريق خداوند است ؟ من صراط الله هستم ؛ كسى كه با طاعت خداوند در آن راه نپيمايد، در آتش دوزخ سرازير گردد، من سبيل خدايم كه خداوند براى پيروى پس ‍ از پيامبرش مرا نصب كرد، من قسمت كننده ى بهشت و دوزخم ، من حجت خداوند بزرگ بر بدكاران و نيكوكارانم ، من نور الاءنوار هستم .
پس ، از خواب غفلت بيدار شويد و پيش از آن كه مرگ فرا رسد، به عمل كردن بشتابيد؛ اءفتدرون الاستكبار ما هو؟ هو ترك الطاعة لمن اءمروا بطاعته ، و الترفع على من ندبوا الى متابعته ، و القران ينطق من هذا عن كثير ان تدبره متدبر، و اعلموا - اءيها المؤ منون - ان الله عز و جل قال : ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كاءنهم بنيان مرصوص (43)، اءتدرون ما سبيل الله و من سبيله و من صراط الله و من طريقه ؟ اءنا صراط الله الذى من لم يسلكه بطاعة الله فيه هوى به الى النار، و اءنا سبيله الذى نصبنى للاتباع بعد نبيه ، اءنا قسيم الجنة و النار، و اءنا حجة الله عز و جل على الفجار و الاءبرار، و اءنا نور الاءنوار فانتبهوا من رقدة الغفلة و بادروا بالعمل قبل حلول الاءجل . (44)آرى ، حضرت على عليه السلام جان نفيس خويش را صراط و سبيل خدا مى نامد؛ يعنى صراط علمى همان دين خداست و صراط عينى حقيقى همان امام معصوم عليه السلام است ، همچنين است عناوين ديگر مانند ترازوى عدل و قسط كه در ساير روايات آمده است .

[ شنبه 05 اسفند 1391 ] [ 16:15 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟