مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

در احادیثی که از ائمه ی طاهر ( علیهم السلام) رویت شده است، از امامت به عنوان نوری تعبیر شده است که در قلوب مؤمنان تابش می کند و پرتو آن، بسی تاب ناک تر از نور خورشید است محدث کلینی . به مسند صحیح از ابی خالد کابلی روایت کرده که گفت: «از امام باقر ( علیه السلام) در باره ی آیه ی «فآمنوا بالله ورسوله والنور الذی انزلنا (78) » پرسیدم .» . امام فرمود: «ای ابا خالد! مقصود از نور، امامان آل محمد تا روز قیامت است سوگند به خدا! آنان، نوری هستند که خداوند نازل کرده است . آنان، نور خداوند در آسمان ها و زمین اند سوگند به خدا! ای ابا خالد! نور امام در دل های مؤمنان، روشنی بخشی تر از نور خورشید در روز است . به خدا سوگند! امامان، دل های مومنان را نورانی می سازند . خداوند، نور آنان را از هر کس که بخواهد، باز می گیرد، و در نتیجه، دل های آنان تاریک می شود . به خدا سوگند! ای ابا خالد! کسی ما را دوست نمی دارد و ولایت ما را بر نمی گزیند، مگر این که خداوند، قلب او را پاکیزه سازد، و خداوند . قلب کسی را پاکیزه نمی سازد، مگر این که تسلیم امر ما باشد . هر گاه چنین باشد، خداوند، او را از حساب سخت و فزع بزرگ در روز قیامت در امان می دارد .» (79)


گستره و ژرفای امامت

از بحث های گذشته، می توان به گسترده و ژرفای امامت پی برد . امامت را نباید صرفا تدبیر سیاسی جامعه ی اسلامی در چهارچوب احکام الهی خلاصه کرد، همان گونه که تنها در رهبری دینی در سطح بیان معارف و احکام الهی و هدایت تشریعی نیز خلاصه نمی شود . امامت، ظاهری بس گسترده و باطنی ثروت دارد . امامت ظاهری ریشه در ولایت و هدایت درونی و تکوینی دارد . آن کس که واسطه ی هدایت الهی در رساندن هدایت جویان به کمال مطلوب است، همم، پیش و بیش، از دیگران این شایستگی را دارد که در قلمرو هدایت تشریعی راهنمای مردم باشد و گفتار و کردارش، مقیاس و معیار حق و باطل به نشمار آید، اسوه و الگوی اخلاق و تربیت باشد، و بالاخره سررشته ی تدبیر نظام سیاسی و اجتماعی را در دست بگیرد . بدین جهت، اگر قرآنکریم، بر بعد عرفانی و باطنی امامت تاکید ورزیده و بر هدایت باطنی و نهانی پای فشرده است، نه بدان معنا است که امامت، شان دیگری جز ای ندارد، و رهبری فکری و دینی و اخلاقی و سیاسی جامعه از شئون و اهداف امامت نیست به بلکه بدین معنا است که بدون آن که فردی از چنان مقام و منزلت دارایی برخوردار باشد، نخواهد توانست در دیگر قلمروهای مربوط به هدایت و رهبری جامعه ی بشری، به گونه ای بایسته و ایده آل نقش آفرین باشد .

آن کس که مذهب خلافت الهی بر زمین را دارد، می تواند مذهب خلافت نبوی و پیشوایی امت را بر عهده بگیرد .

آن کسی که در هدایت تکوینی و باطنی، واسطه ی افاضة ی لطف و رحمت الهی به هدایت جویان است، می تواند در هدایت تشریعی و رهبری دینی و اخلاق، واسطه ی هدایت الهی برای جامعه ی بشری می باشد .

آن کسی که در شناخت مثال و جهان به مقاله «علم آدم ای اسماء» رسیده است خواهد توانست رهبری عادلانه بشریت را عهده دار شود و هر چند و هر کس را در جای مناسب آن بگذارد .

آن کسی که در جهاد با نفس اماره - که جهاد اکبر است - به پیروزی کامل رسید، است و از مقام عصمت برخوردار است، شایستگی رهبری جهاد اصغر را به وجه احسن خواهد داشت و سرانجام باید گفت:

افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لایهدی الا ان یهدی فمالکم کیف تحکمون (80)

پی نوشت:

1) بقره: 124 .

2) توبه: 12 .

3) هود: 17; احقاف: 12 .

4) یس: 12 .

5) المیزان، ج 17، ص 67 .

6) بقره: 29 .

7) بقره: 22 .

8) یونس: 67 .

9) بقره/21 .

10) بقره/22 .

11) الدر المنثور، ج 5، ص 217 .

12) اصول کافی، ج 1، کتاب الحجة، باب ان الحجة لاتقوم لله الا بامام . در این باب، سیزده حدیث که این مطلب را می رساند، نقل شده است .

13) مفاتیح الجنان، دعای عدیله .

14) بقره: 30 .

15) بقره: 31 - 32 .

16) بقره: 33 .

17) انعام: 75 .

18) ص: 26 .

19) بقره: 213 .

20) انعام: 87 - 88 .

21) انعام: 89 .

22) بقره/124 .

23) سجده: 24 .

24) انبیا: 72 - 73 .

25) زخرف: 26 - 28 .

26) در تفسیر البرهان، یازده حدیث که مضمون فوق در آن ها بیان شده، روایت شده است . ر . ک: البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 138 - 140 . نیز ر . ک: المیزان، ج 18، ص 106 .

27) اسراء، 71 - 72 . جهت آگاهی از تفسیر این دو آیه، به تفسیر المیزان، ج 13، ص 165 - 170 رجوع شد .

28) بقره: 124 .

29) جهت آگاهی از احدیث یاد شده به کتاب الحجة از اصول کافی، ج 1، رجوع شود . نیز مصامین یاد شده، در حکمت 147 نهج البلاغه بیان شده است .

30) بقره: 124 .

31) اصول کافی، ج 1، کتاب الحجة، باب طبقات الانبیاء، حدیث 2 .

32) مریم: 42 .

33) هود: 69 .

34) نساء: 125 .

35) تفسیر المیزان، ج 1، ص 277 - 278 .

36) الامام: المؤتم به النسانا کان یقتدی بقوله او فعله، او کتابا او غیر ذالک: المفردات فی غریب القرآن، ص 24، کلمه ی ام .

الامام: کل من اقتدی به و قدم فی الامور، النبی ( صلی الله علیه و آله وسلم) امام الائمة، والخلیفة امام الرعیة، والقرآن امام المسلمین معجم المقاییس فی اللغة، ص 48، کلمة ام .

37) بقره: 253 .

38) اسراء: 55 .

39) انعام: 86 .

40) المیزان، ج 7، ص 244 .

41) مجمع البیان، ج 1، ص 27 .

42) المفردات فی غریب القرآن، ص 538، کلمه ی «هدی » .

43) حمد: 6 .

44) بقره: 213 .

45) اسراء: 9 .

46) جرجانی، التعریفات، ص 112 .

47) هدی الرجل: استرشد (المنجد) .

48) طه: 50 .

49) اعلی: 3 .

50) شمس: 7 - 8 .

51) اسراء: 94 .

52) اسراء: 2 .

53) بقره: 185 .

54) رعد: 7 .

55) انعام: 87 - 88 .

56) قصص: 56 .

57) بقره: 272 ارسال نظر(0) ]

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید