مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

آدمى بحكم طبيعت و سرشت خدادادى خود دين مى‏خواهد، زيرا انسان در سير زندگى پيوسته براى تأمين سعادت خود تكاپو و تلاش مى‏كند و براى رفع نيازمندى‏هاى خود دست باسباب و وسائلى مى‏زند كه در مقاصد وى مؤثرند؛ و بدون ترديد هميشه سببى را مى‏خواهد كه مؤثر بوده و هيچگاه مغلوب نشود و از طرف ديگر در جهان طبيعت سببى نداريم كه تأثيرش دائمى بوده و هرگز مغلوب و مقهور موانع نگردد. همين حقيقت كه انسان بحشب فطرت براى سعادت خود سببى مى‏خواهد كه مغلوب نباشد و تكيه گاهى را طالب است كه هرگز منهدم نشود تا زندگى خود را بوى ارتباط دهد و يك آرامش درونى واقعى پيدا كند خواسته دين است. زيرا تنها خداى متعال است كه در اراده خود هرگز مغلوب و مقهور نمى‏شود و عذر و قصور را بر وى راهى نيست و روش زندگى كه ارتباط بخداى متعال داشته باشد همان دين اسلام است و بس. بنابراين مى‏توان گفت خواست غريزى انسان يكى از بهترين دلائل است كه اصول سه گانه دين (توحيد - نبوت - معاد) را اثبات مى‏كند، زيرا درك فطرى كه لازمه ساختمان ويژه انسان مى‏باشد هرگز خطا نمى‏كند، چنانكه انسان مثلا دوستى را به معنى دشمنى اشتباه نمى‏كند و تشنگى را در احساس درونى خود بجاى سيراب بودن نمى‏گيرد.


درست است كه انسان آگاهى آرزو مى‏كند كه مانند مرغى بال و پر داشت و مى‏پريد يا مثلا مانند ستاره‏اى بر فراز آسمان قرار داشت و طلوع و غروب مى‏كرد، ولى حقيقت اينها پندارى بيش نيست و غير از اين است. كه انسان از ته دل و جداً تكيه‏گاه واقعى براى سعادت خود يا راحتى و آسودگى مطلق يا يك زندگى بتمام معنى انسانى مى‏خواهد و هرگز از اين فكر روگردان نمى‏شود.
و چنانچه سبب غير مغلوبى (خدا) در جهان هستى نبود انسان با نهاد بى‏آلايش خود بفكرش نمى‏افتاد و اگر راحتى و آرامش مطلق و غير نسبى كه راحت و آرامش عالم آخرت است) وجود نداشت انسان طبعاً جوياى آن نبود و اگر روش دينى (كه از راه نبوت بما رسيده) حق نبود خواست آن در درون انسان نقش نمى‏بست. انسان يك سلسله نيازمندى‏هاى جسمى و روحى، مادى و معنوى دارد كه بايد با زندگى دسته جمعى رفع شود و هر يك از افراد جامعه بشرى با وسائل عادى كه بكار مى‏اندازد بى آنكه مزاحم و مانعى داشته باشد زندگى چند روزه اين جهان را با آسايش و آرامش بسر برد و براى زندگى جهان ديگر توشه بردارد پس بايد در جامعه بشرى قانونى اجرا شود كه مطابق اراده خداى جهان باشد و با فطرت و آفرينش وفق دهد؛ و بموجب اين قانون هر كس در جاى خود بنشيند و باندازه ارزشى كه در جامعه دارد بهره برد، و دست وى از تعدى بحقوق ديگران كوتاه شود و بالاخره همه تسليم اراده حق گردند و همه با هم برادر و در مقابل حق و عدالت برابر باشند.

[ چهارشنبه 14 دی 1390 ] [ 18:58 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید