|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
جهالت و انكار قرآن يكى ديگر از آثار مشترك قرآن علمى و عينى اين است كه منشاء انكار قرآن علمى و رويگردانى از آن و مقابله ى با آن ، جاهليت محض و از ساحت عقل و عدل دور بودن است ؛ اءفحكم الجاهلية يبغون و من اءحسن من الله حكما لقوم يوقنون (58) و اذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحمية حمية الجاهلية فاءنزل الله سكينته على رسوله و على المؤ منين و اءلزمهم كلمة التقوى و كانوا اءحق بها و اءهلها و كان الله بكل شى ء عليما . (59) زيرا عقل آن نيرويى است كه به او، خداوند رحمان عبادت شود و بهشت به چنگ آيد. پس آن چه وسيله ى پرستش خداوند نشود، هرگز عقل نيست ، بلكه سفاهت و نادانى است ؛ و من يرغب عن ملة ابراهيم الا من سفه نفسه . (60)بنابراين ، حيات بى رشد عقلانى ، جهالت و پستى است ؛ هر چند صاحبان اين حيات داراى صنعت پيشرفته باشند، چنان كه اين عيب بزرگ ، در ملت هاى پيشرفته ى صنعتى و داراى حكومت هاى ستمگر و طغيانگر يا ديگر مردمان پيرو ممالك پيشرفته به چشم مى خورد و آنان روز قيامت چنين مى گويند: انا اءطعنا سادتنا و كبراءنا فاءضلونا السبيلا (61)پس ، منكر قرآن و رويگردان از آن و پرخاشگران ، نادان و بى خرد، و زندگانى او جاهليت ، و قلبش كانون تعصب باطل جاهلى است و مجالسى براى نزول آرامش و طماءنينه در آن نيست ، چنان كه با وجود طغيان جايى براى تقوا نمى ماند. چون تقوا عبوديت كامل و فروتنى در پيشگاه خداوند سبحان است ، در حالى كه طغيان همان ربوبيت باطل ، سركشى و استكبار در برابر خداوند متعالى است .در روايت پيشين از حضرت رضا عليه السلام از جدشان حضرت على عليه السلام اين معنا گذشت :... آيا معناى استكبار را مى دانيد؟ استكبار ترك طاعت كسى است كه به اطاعتش امر، و تكبر ورزيدن نسبت به كسى است كه به پيروى از او دعوت شده اند؛ اءفتدرون الاستكبار ما هو؟ هو ترك الطاعة لمن اءمروا بطاعته و الترفع على من ندبوا الى متابعته . (62)بنابراين ، زندگى منكر قرآن علمى و عينى و روى گردان از آن دو، جاهليت محض است . محمد بن اسماعيل از حضرت رضا عليه السلام چنين نقل مى كند: كسى كه بميرد و امامى نداشته باشد، به مرگ جاهلى مرده است ؛ من مات و ليس به امام ، مات ميتة جاهلية . به ايشان گفتم : آيا هر كس بميرد و امامى نداشته باشد، به مرگ جاهلى مرده است ؟حضرت فرمودند: آرى ، واقفى ها يعنى كسانى كه اعتقاد به امامان دوازده گانه ندارند كافرند و ناصبى ها كسانى كه به امامان معصوم عليه السلام ناسزا مى گويند مشرك ؛نعم و الواقف كافر و الناصب مشرك . (63)
با استفاده از اين بيان رضوى در مى يابيم كه چنين مرگى جاهلى است ؛ از آنجا كه مرگ هر كسى با زندگى او تناسب دارد و مردن مردم چون زندگى آنان است . پس هنگامى كه مرگ كسى جاهلى باشد، زندگى اش نيز جاهلانه خواهد بود كه با مرگ جاهلى پايان پذيرفته است . چون زندگى عقلانى ، مرگ عقلانى را در پى دارد و هر كه از دنيا به باغى از باغ هاى بهشت برود، قطعا عاقل است . زيرا پروردگارش را عبادت و بهشت را كسب كرده است و هر كس چنين باشد، عاقل است . ون عقل آن نيروى درونى است كه به واسطه اش خداوند رحمان عبادت شود و بهشت به جنگ آيد.آرى ، سبب مرگ جاهلى همان ظهور زندگى جاهلى است ، بايد زندگى او نيز حيات جاهلى باشد. سرش آن است كه وجود قرآن علمى و عينى سبب پيدايش حيات پاكيزه ى عقلانى است ؛ يا اءيها الذين امنوا استجيبوالله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم (64) و لينذر من كان حيا و يحق القول على الكافرين . (65) [ یکشنبه 06 اسفند 1391 ] [ 17:02 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید