|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
قرآن كريم دنيا و آخرت را در دهها آيه در كنار هم آورده و امورى را مورد توجّه قرار داده است: 1. رابطه دنيا و آخرت: اعتقاد به آخرت در صورتى در كردار آدمى تأثير مىگذارد كه بين زندگى دنيا و زندگى آخرت رابطهاى وجود داشته باشد. در غير اين صورت، تأثيرى بر كردار او در زندگى دنيا نخواهد داشت. از ديدگاه قرآن، دنيا و آخرت از يك ديگر جدا نيستند؛ بلكه پيوستگى و رابطه تنگاتنگى ميان آنها برقرار است. اين رابطه بين اعمال اختيارى آدميان در دنيا و سعادت يا شقاوت آخرت است.[90] اين رابطه از نوع رابطههاى قراردادى نيست؛ بلكه رابطهاى تكوينى بين عمل و نتيجه آن در آخرت وجود دارد.[91] برخى اين رابطه را فراتر از رابطه علّى و معلولى دانسته و از آن به رابطه عينيّت و اتّحاد ياد كردهاند.[92] از روايات فراوانى نيز به دست مىآيد كه اعمال دنيايى ما داراى صورتهايى آخرتى است كه در آخرت به صورت نعمت و يا عذاب ظاهر مىشود؛[93] بنابر اين ميان دنيا و آخرت ارتباط تنگاتنگى وجود دارد. دنيا رَحِم آخرت و محلّ تربيت انسانها و پرورش استعداد آنها است.[94] عقايد، اخلاق و اعمال ما در دنيا، تعيين كننده سرنوشتمان در آخرت بوده، چهره آن جهانى ما همان صورتى است كه در دنيا براى خويش ساختهايم؛[95] زيرا به طور كلّى، آخرت چيزى جز باطن دنيا نيست: «يَعلَمونَ ظـهِراً مِن الحَيـوةِ الدُّنيَا و هُم عَنِ الأَخِرةِ هُم غـفِلونَ.» (روم/30،7) از اين كه در آيه پيشين آخرت در مقابل ظاهر زندگى دنيا قرار گرفته، روشن مىشود كه آخرت باطن زندگى دنيا است. دنيا و آخرت مانند دو فصل از يك سالند؛ در يكى به كشت، ودر ديگرى به درو مىپردازيم. در روايتى از رسولخدا(صلى الله عليه وآله)، دنيا مزرعه آخرت دانسته شده است؛[96] از اينرو انسان در دنيا بايد زمينه برخوردارى از نعمتهاى آخرتى را فراهم سازد: «مَن كانَ يُريدُ حرثَالأَخِرةِ نَزِد لَه فِى حَرثِهِ» (شورى/42،20)[97] چنانكه به قارون سفارش شده از سهم دنيايى خويش براى آخرتش بكوشد:«وَابتَغِ فِيمَا ءَاتَـكَ اللّهُ الدّارَالأَخِرَةَ وَ لاتَنسَ نَصِيبَكَ مِن الدُّنيَا.» (قصص/28،77) به گفته بسيارى از مفسّران، مقصود آن است كه در دنيا براى آخرت بكوشى؛ زيرا سهم انسان از دنيا چيزى جز كار براى آخرت نيست و امام على(عليه السلام)در تفسير آيه فرمود: فراموش مكن كه از سلامت، نيرو، فراغت، جوانى، نشاط و ثروت خودبراى كسب آخرت بهرهگيرى؛[98] از اين رو مؤمنان، با اعمال شايسته نظير جهاد (توبه/9،44)، زكات (نساء/4،162) و... در دنيا، زمينه برخوردارى از ثمره آن در آخرت را فراهم مىسازند. 2. خالق و حاكم دنيا و آخرت: خداوند همانگونه كه اين جهان را آفريده، آخرت رانيزپديد مىآورد:«فَانظُروا كَيفَ بَدأَالخَلقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشأَةَ الأخِرَةَ.» (عنكبوت/29،20) با توجّه به واژه «ينشئ» (از ريشه انشاء*)، مىتوان فهميد كه سراى آخرت غير از عالم مادّى بوده، با آن مباينت دارد.[99] دنيا و آخرت از آنِ خداوند و ستايش و فرمانروايى در هر دو سرا مخصوص او است. (قصص/28،70؛ نجم/53،25؛ليل/92،13) 3.خدا، خواهان ترجيح آخرت بر خواستههاى زودگذر دنيايى: در حالى كه انسانها خواستار نعمتهاى زودگذر دنيا (مانند غنيمتهاى جنگى) هستند، خداوند آخرت را برايشان برمىگزيند: «تُرِيدونَ عَرَضَالدُّنيَاواللَّهُيُرِيدُالأَخِرة.» (انفال/8،67) تعبير «عرض»، نشانهغير اصلى و گذاريى بودن دنيا است و نيز از آيه 32انعام/ 6 كه از انديشيدن درباره حقيقت دنيا و آخرت سخن رفته، بر مىآيد كه ترجيح آخرت بر دنيا به حكم عقل است؛ چنان كه آيه 64 عنكبوت/ 29 برگزيدن آخرت بر دنيا را به مقتضاى دانش دانسته است. خداوند كسانى را كه به جاى آخرت به زندگى دنيا راضى شدهاند سرزنش كرده است: «أرضيتم بالحيوة الدّنيا من الأخرة» . (توبه/9،38) 4. تفكّر در دنيا و آخرت: انديشيدن در كار دنياو آخرت، تشويق شده است: «كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكمُ الأَيـتِ لَعَلَّكُم تَتَفكَّرون * فِى الدُّنيَا وَالأَخِرَةِ.» (بقره/2،219 و 220) ابن عبّاس مىگويد: يعنى در زوال و فناى دنيا و در روى آوردن و ماندگارى آخرت بينديشيد.[100] 5.برترى آخرت بر زندگى دنيايى: قرآن، در موارد متعدّدى، زندگى دنيايى را «لهو» (سرگرمى) و «لعِب» (بازيچه) و آخرت را براى پرهيزگاران بهتر معرّفى كرده است: «وَ مَا الحَيوةُ الدُّنيا إلاّ لَعِبٌ وَ لَهوٌ وَ لَلدّارُ الأخِرَةُ خَيرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أفَلاَ تَعقِلوُنَ». (انعام/6،32) به نظر طبرسى، «لهو و لعب» امورى است كه براى دستيابى به نعمتهاى آخرت وسيله قرار نگيرد و پروردگار با آن نافرمانى شود. برخى احتمال دادهاند دنيا از آن رو «لهو» و«لعب» است كه همانند بازى كودكانه خيلى زود به پايان مىرسد و چون نعمتهاى آخرت فناناپذير است، براى پرهيزگاران بهتر است.[101] در آيات 64 عنكبوت/29 و 20 حديد/57 نيز دنيا لهو و لعب معرفى و به انتخاب آخرت و ترجيح آن بر دنيا سفارش شده است. ترجيح آخرت از آن رو است كه باقى و جاودانه مىماند. لذّتهاى آن مخلوط با درد و رنج نيست و سعادت آن، جسمى و روحى و به دور از هرگونه شقاوت است.[102] 6. خريدارى آخرت بازندگىدنيايى: گروهى از مردم خواستار آخرت بوده: «وَ مِنكُم مَن يُرِيدُ الأخِرَةَ» (آلعمران/3،152) آن را با فروش زندگى دنيايى مىطلبند: «فَليُقـتِل فِى سَبيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشرونَ الحَيوةَ الدُّنيا بِالأَخِرةِ.» (نساء/4،74) اينان با فروش زندگى دنيا و بذل جان و مال در راه خدا، زندگى و نعمتهاى جاودانه به دست مىآورند؛ امّا گروهى ديگر، دنيا را برگزيده، (اعلى/87،16) آن را با فروش آخرت به دست مىآورند: «أُولـئِكَ الَّذينَ اشترَوُا الحَيوةَ الدُّنيا بِالأَخِرةِ.» (بقره/2، 86). 7. علاقه به دنيا عامل واگذارى آخرت: قرآنكريم، كسانىراكه دوستدار دنياى زودگذر بوده، آخرت را رها مىكنند، سرزنش كرده است: «كَلاّبَل تُحِبُّونَ العَاجِلَةَ * وَ تَذَرُونَ الأَخِرَةَ» (قيامت/75،20 و 21) و نيز مىفرمايد: اينان دنياى زودگذر را دوست دارند و روزى گرانبار را [به غفلت]پشت سر مىافكنند. (انسان/76،7). 8. ترجيح زندگى دنيايى بر آخرت، نشانه كفر: قرآن، ترجيح زندگى دنيايى بر آخرت را از صفات كافران دانسته و آن را نشانه گمراهى صاحبانش معرّفى كرده است: «ووَيلٌ لِلكـفرينَ مِن عَذاب شَديد * الَّذِينَ يَستَحِبُّونَ الحَيوةَ الدُّنيا عَلَى الأَخِرَةِ... أُولئِكَ فِى ضَلـل بَعيد». (ابراهيم/14، 2و 3) از كلام علاّمه طباطبايى بر مىآيد كه برگزيدن دنيا، موجب ترك آخرت است؛ زيرا در اين صورت، دنيا هدف قرار گرفته، نفى آخرت را در پى دارد؛ ولى برگزيدن آخرت و هدف قرار دادن آن، موجب ترك دنيا به صورت كلّى نمىشود؛ بلكه در اين صورت، دنيا وسيله و مقدمهاى براى رسيدن به آخرت است[103] و نيز آيه 107 نحل/16. 9. محروميّت طالبان زراعت دنيا از آخرت: خداوند، ضمن تشبيه اعمال به بذر و نتيجه آنها به زراعت، بيان داشته كه هركس نتيجه اعمالش را در آخرت بخواهد، ثوابش را چند برابر مىكند و هركس نتيجه اعمالش را در دنيا بطلبد، خداوند مقدارى از دنيا را به او مىدهد؛ ولى در آخرت براى وى هيچ نصيبى نخواهد بود[104]:«مَن كانَ يُرِيدُ حَرثَ الدُّنيا نُؤتِهِ مِنها وَ ما لَهُ فِىالأَخِرَةِ مِن نَصِيب.» (شورى/42،20) امير مؤمنان(عليه السلام)در حديثى مىفرمايد: هر كس دنيا را دوست بدارد، به آخرت كينه مىورزد و با آن دشمنى مىكند و دنيا و آخرت مانند مشرق و مغربند كه نزديك شدن به هر يك، موجب دورى از ديگرى است.[105] برخى گفتهاند: درباره دنيا و آخرت، چهارگونه رابطه متصوّر است: نخست برخوردارى از دنيا و برخوردارى از آخرت، دوم هدف قرار گرفتن دنيا و هدف قرار گرفتن آخرت، سوم هدف قرار گرفتن آخرت و برخوردارى از دنيا و چهارم هدف قرار گرفتن دنيا و برخوردارى از آخرت. در رابطه اوّل و سوم، هيچ گونه تضادّى وجود ندارد و جمع ميان دو طرف در آنها ممكن است؛ ولى در رابطه دوم و چهارم، جمع ميان دو طرف ممكن نيست.[106] قرآن نيز هميشه برگزيدن دنيا و آخرت را در برابر هم قرار داده است: «مِنكُم مَن يُريدُ الدُّنيا و مِنكُم مَن يُريدُ الأخِرةَ» (آلعمران/ 3، 152) و نيز احزاب/ 33، 29؛ بقره/ 2، 200؛ هود/ 11، 15 و 16. 10. فناپذيرى زندگى دنيايى و ماندگارى در آخرت: زندگى دنيا فقط كالايى ناچيز بوده، در حقيقت، آخرت سراى پايدار است: «إنَّما هذِهِ الحَيوةُ الدُّنيا مَتـعٌ وَ إنَّ الأَخِرَةَ هِىَ دارُالقَرارِ.» (غافر/40،39) 11. كورى در دنيا موجب كورى در آخرت: هركس در اين دنيا كور دل باشد، در آخرت هم كور دل و گمراهتر خواهد بود: «وَ مَن كانَ فِى هذِهِ أَعمى فَهُوَ فِىالأَخِرَةِ أَعمى وَ أضَلُّ سَبِيلاً.» (اسراء/17،72) به نظر علاّمه طباطبايى، اين آيه در صدد بيان مطابقت حال دنيا و آخرت است. وى با استناد به جمله «وَأضلُّ سَبِيلاً» آن را كورى* در بينش دانسته، مىگويد: آنكس كه در دنيا پيشواى حق را نشناسد و راه حق را نپيمايد، در زندگى آخرت نيز سعادت و رستگارى نمىيابد؛[107]البتّه برخى از مفسران، كورى در دنيا را به كورى در بصيرت و كورى در آخرت را به كورى چشم معنا كردهاند.[108] 12. امكان برخوردارى از نعمتهاى دنيا و آخرت: برخى پنداشتهاند برخوردارى از دنيا و بهرهمندى از آخرت با يكديگر قابل جمع نيست و هر خوشى دنيا باعث ناخوشى در آخرت خواهد بود؛ در حالى كه محروميّت دنيايى رابطهاى با سعادت آخرتى ندارد.[109] در بسيارى از آثار اسلامى تصريح شده، بلكه از مسلّمات و ضروريّات اسلام است كه جمع ميان دنيا و آخرت از نظر برخوردار شدن ممكن است و برخوردارى از دنيا، مستلزم محروميّت از آخرت نيست.[110] چنان كه قرآن از كسانى مانند سليمان و برخى از ملوك بنى اسرائيل ياد مىكند كه در دنيا بهرههاى فراوانى داشته، در آخرت هم سعادتمند هستند و نيز به ستايش از مؤمنانى مىپردازد كه در دعاى خود، نيكى دنيا و آخرت را مىطلبند: «رَبَّنا ءاتِنا فِى الدُّنيا حَسَنَةً وَ فِى الأخِرَةِ حَسَنةً». (بقره/2،201) در روايتى از امامصادق(عليه السلام)گشايش در روزى و خوش خلقى در دنيا و خشنودى خداوند، وبهشت در آخرت، از مصاديق حسنه شمرده شده است. انس و قتاده نيز «حسنه» را به نعمتهاى دنيا و آخرت تفسير كردهاند. در برخى روايات هم بر «همسر شايسته» در دنيا و آخرت تطبيق شده است؛[111]همچنين موسى(عليه السلام)از خداوند، زندگانى نيكو در دنيا و آخرت را مىطلبد: «وَاكتُب لَنا فِى هذِهِ الدُّنيَا حَسَنَةً وَ فِى الأخِرَةِ» (اعراف/7،156) و خداوند، مهاجران را از نعمتدنيا وآخرت بهرهمند مىسازد: «وَالَّذينَ هَاجَروا فِى اللّهِ مِن بَعدِ ماظُلِموا لَنُبوِّئنَّهُم فِى الدُّنيا حَسنةً و لاََجرُ الأَخِرةِ أَكبَرُ...» (نحل/16، 41) و نيز به قارون سفارش شده كه دنيا را به فراموشى نسپارد: «وبا آنچه خدايت داده، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن». (قصص/28،77) برخىدرتفسيرآيه گفتهاند: قارون با خانوادهاش سختگير و بخيل بود؛ از اين رو بدو گفته شد: از آنچه خدا به تو داده، بخور، بياشام و از امور مباح بهره ببر.[112] درباره مجاهدانى كه همراه پيامبران به جهاد برخاستند، مىگويد: خداوند، پاداش اين دنيا، وپاداش نيك آخرت را به آنان عطا كرد (آلعمران/3،148) چنان كه درباره ابراهيم(عليه السلام)نيز مىفرمايد: ما به او در دنيا «حسنه» داديم و او در آخرت هم از شايستگان خواهد بود: «وءاتينـه فى الدّنيا حَسَنَةً و إنّه فِى الأخِرَةِ لَمِنَ الصّـلحين». (نحل/ 16، 122) 13. زيانكاران دنيا و آخرت: برخى از انسانها در دنيا و آخرت زيان* كار شمرده مىشوند: «خَسِرَ الدُّنيا وَالأخِرَة.» (حج/22،11) درباره كافران آمده است: در دنيا براى آنان رسوايى، ودر آخرت عذابى بزرگ خواهد بود (مائده/5،41) و نيز اعمال كافران در دنيا و آخرت تباه است. (آلعمران/3،22) [ سهشنبه 29 فروردین 1391 ] [ 17:36 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید