مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

آثار حيات طيبه بي شمار است، زيرا وجود و هستي انسان در سرور و مستي قرب و لقاي ذات اقدس احديت مي سوزد و از « شراب طهور» شهود جمال ساقي سرمدي مي نوشد و فاني مي شود و آينه دل مومن همه اوصاف الهي را در خود منجلي و متجلي مي سازد.
شهود و لقاي الاهي برترين ثمره ي حيات طيبه است که اولياي خدا در عالم عندالله از آن برخوردارند « فَمن کانَ يرجوا لقاءَ ربَّه فَليعمل عملاَ صالحاً و لا يشرک بِعبادةِ ربَّه احداً » پس کسي که مشتاق و اميدوار ديدن پروردگار است ، بايد عمل شايسته انجام داده و در بندگي پروردگار شرک نورزد. ( کهف / 110 ) در اين آيه شريف ديدار و شهود خداوند در گرو عمل صالح و نفي شرک يعني ايمان معرفي شده و حيات طيبه نيز در گرو اين دو است ( نحل / 97)
بنابراين حيات طيبه و لقاي خداوند هر دو با ايمان و عمل صالح به دست آمده و ملازم هستند و چون حيات منشا و سبب حسّ وحرکت در موجود زنده است حيات طيبه نيز سبب شهود حق تعالي و سير در تجليا انوار و اسماء اوست . قلب گشوده و گسترده و روح بلند اهل حيات طيبه که به باطن عالم راه يافته اند ، در برابر انوار الهي گشوده  وهمچون سنگ سخت و بسته و بي جان نيست ، که خداوند به پيامبر فرمود « فَإنّکَ لا تُسمعُ الموتي» تو نمي تواني به مرده چيزي بشناني ( روم / 25) ، بلکه حقيقتاً از دل برخورداربوده ، حق شنو و انذار پذير اند « لِينذز مَن کانَ حَياً » تا هشدار پذيرد کسي که زنده است ( يس/ 70) بنابراين مراتب پايين تر شهود حق جذبه اي پديد مي آورد که مومنان را زنده کرده و به شهود هر چه کامل تر او مي رساند اولياي خدا با همين دل صاف و گشوده به باطن عالم و حيات طيبه رسيده و اسرار پنهان را مي بينند و مي شنوند :
« لِمَن کانَ لَهُ قَلب اَو اَلقي السَمع وَ هُوَ شَهيدٌ» درک حقايق براي کسي است که قلب دارد و گوش شنوا به او داده شده و او بيناست. (ق / 37)
گرچه ظواهر اعمال و حرکات و سکنات آنها شبيه ديگران است اما شعور و اراده اي فوق ديگران دارند و د رآنان سرچشمه ديگري براي اين اراده و شعور هست که همان حيات پاک انساني است . چنين افرادي علاوه برحيات نباتي و حيواني ، حيات ديگري دارند که مردم کافر فاقد آن هستند و آن حيات پاک انساني است . 
از ديگر آثار حيات طيبه شادي و آرامش دروني است که قرآن کريم در توصيف اولياي خدا و اهل حيات طيبه فرمود:
« اَلا اَِّن اَولياء اللهِ لا خوف ٌعليهم وَ لا هُم يحزَنون والذين آمنوا و کانوا يتّقون»
آگاه باشيد که اولياي خدا از هر بيم و اندوهي سلامت و آسوده اند . کساني که ايمان آورده و پرهيزکار بودند ( يونس / 62 ، 63) در آيه ديگر مي فرمايد: « من آمَنَ باللهِ و اليوم الاخرِ و عَمِلَ صالحاً فَلا خوفٌ عليهم و لا هم يحزَنون » کسي که به خدا و روز قيامت ايمان آورد و کارهاي شايسته انجام دهد، هيچ هراس و اندوهي ندارد . ( مائده / 69)
ترس از چيزي است که ممکن است پيش بيايد و سعادت و خوشي را تباه سازد . همچنين غم و اندوه از حادثه اي است که پيش آمده و سعادت و سرور انسان را از بين برده  است ... پس ترس زماني کاملا برطرف مي شود که آن چه داريم در معرض نابودي قرار نگيرد و حزن و اندوه هنگامي مطلقا رفع مي شود که انسان از همه نعمت ها و کاميابي کامل برخوردار بوده و خلل و خدشه اي بر آن وارد نشود و اين خلود سعادت براي انسان و خلود و جاودانگي انسان در سعادت است .
وقتي قلب انسان از قيد و بندهاي غير حق آزاد گردد و با نور و معرفت حق لبريز شود به نزد پروردگار کريم بار يافته و در عالم « عنديت » به فوز و فلاح زندگي برتر و پايدارتر رسيده است .
علامه طباطبايي نوشته اند :
« خداي سبحان در کلام مجيد خود به انسان هاي الهي حيات جاويدي نسبت داده که با مردن سپري نمي شود و پس ازمرگ در تحت ولايت خدا محفوظ است در آن زندگي سختي و فرسودگي نيست، ذلت و شقاوت وجود ندارد و صاحبان آن زندگي غرق در محبت پروردگار و خرسند از تقرب درگاه او هستند و جز با سعادت روبه رو نمي شوند و در امنيت و سلامت و نشاط و لذتي به سر مي برند که با هيچ ترس و خطر و نابودي آميخته نيست . چيزهايي را مي بينند و مي شنوند که ديگران از آن محرومند و عقل و اراده شان به جايي رسيده که ديگران دست از آن کوتاه داشته اند »  .

بدين ترتيب از جمله آثار حيات طيبه ، افزون بر شادي و آرامش ، شعور و بينش برتري است که باطن عالم و ملکوت زمين و آسمان ها را براي مومنان بلند مرتبه آشکار و ظاهر ساخته است . اين توان و بصيرت شهودي از نور خداست که بر قلب آنان تابيده شده و آن را عميق و وسيع نموده ، در نتيجه از ظلمت ظاهر به نور باطن رسيده و حياتي ديگر يافته اند .
« يا ايها الذَّين آمَنوا اَتقوا الله وَ آمنوا بِرَسوله يؤتکم کِفلَين مِن رَحمتَه وَ يجعَل لَکم نوراً تَمشون بِه »
اي کساني که ايمان آورده ايد ، تقوا پيشه کنيد و به پيامبر ايمان آوريد تا دو بهره از رحمت را دريابيد و براي شما نوري قرار دهد که با آن راه برويد .
در اين آيه اسرا بسياري نهفته است ، زيرا به مومنان مي فرمايد که ايمان بياوريد و معلوم است که در اين جا منظور مراتب برتر ايمان است . چون در غير اين صورت امر به ايمان آوردن مجدد ، تحصيل حاصل و بيهوده خواهد بود و خداوندگار حکيم ، امر بيهوده صادر نمي فرمايند . با اين حال شرط رسيدن و راه وصول به مراتب بالاتر ايمان، تقوا و عمل صالح است . سپس  فرمود اگر پا به راه ايمان و تقوا نهيد دو بهره به شما داده مي شود . اين دو بهره که از رحمت خداست  شايد يکي شهود اوليه و جذبه آور است که ثمره ايمان بوده و ديگري شهادت که ثمره مجاهده با نفس و  تقواست . و  اين دو مقدمه ي نوري است که خدا براي مومنان قرار مي دهد که همان حيات طيبه است و اين که فرمود تا با اين نور راه برويد. راه رفتن را به عنوان نماد همه حرکات و زندگي آورد ، يعني کساني که از نور حيات طيبه برخوردارند همه حرکات و زندگي عادي شان از عمق ويژه اي برخوردار است ، در حالي که زندگي عادي دارند . از نور و حيات مخصوصي بهرمند هستند و با آن نور راه مي روند و هر کاري را انجام مي دهند ، پيش از هر چيز خدا را مي بينند و غير از رضاي او ، انگيزه و انديشه اي ندارد.


[ سه‌شنبه 10 آبان 1390 ] [ 16:51 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟