مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 خدایا !خداوندا! کدام درگه جز درگاهت شب و روز باز است؟ کدام مامن جز آغوش لطیف تو گشوده بر اهل نیاز است؟
آفریدگارا! تو برتر از آنی که به وصف آیی و من کمتر از آنم که به حساب آیم. بنواز ! بنواز که نیازمند مغفرتم. ببخشای که مستحق رحمتم. اگر نیامرزی کجا روم و اگر نپذیری دست نیاز به کجا برم؟!!!!؟!!!
 


 

[ پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391 ] [ 16:05 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند.مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟!فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است وما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم.مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟! یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بیکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟!فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟! فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند *خدایا شکر*

[ پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391 ] [ 16:03 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

می خواهیم با نگاهی بر کیفیت حجاب و پوشش حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به تبیین هر چه بیشتر چگونگی حجاب بپردازیم. اگر چه عمر شریفه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از هجده سال تجاوز نکرد، اما در ابعاد مختلف زندگی می تواند الگوی مناسبی برای بانوان باشد. از جمله موارد می توان در مورد حجاب ایشان الگو پذیری داشت. با توجه به منابع تاریخی، پیرامون حجاب حضرت می توان مواردی را به شرح ذیل نام برد: حضرت در امر حجاب بسیار مواظبت می نمودند، تا آنجا که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند، مرد نابینایی وارد منزل ایشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق دیگر رفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! این مرد نابیناست. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و او بوی من را استشمام می کند…. همچنین تا آنجایی که ضرورت نداشت، حضرت از خانه خارج نمی شدند. حتی زمانی هم که حضرت برای ایراد خطبه وارد مسجد شدند و برای احقاق حق و ابطال باطل سخن رانی کردند در عین حفظ حریم و عفت بودند. حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت این حضور حضرت در جمع می فرمایند: مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید … در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) … او در میان زنان انصار از خانه خارج شد… همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم با وقار و متانت حرکت می نمود … وجود این حالات بیان از اهتمام حضرت به مساله حجاب دارد. حضرت در توصیه ای به زنان می فرماید: آنچه برای زنان نیکو است، آن است که مردان را نبینند و مردان هم ایشان را نبینند. (به این معنی که تا موقعی که لزوم ندارد حضور در جمع مردان معنی ندارد.) لذا در جایی دیگر می فرمایند: نزدیکترین حالت زن به خدا، موقعی است که در خانه بماند.خلاصه این که توجه حضرت به حجاب تا لحظه مرگ هم ادامه داشت، لذا از کیفیت حمل بدن محترمشان به صورتی که آن موقع مرسوم بود ـ حمل بر تابوت بدون پوشش ـ ابراز نگرانی کردند. لذا به همسر خود وصیت نمودند که تابوتی آماده کند، همان گونه که ملائکه شکل آن را به حضرت نشان داده بودند. در قضیه فدک نیز شکل خاص حجاب حضرت زهرا را هنگام خروج از منزل این گونه توصیف نموده است :حضرت زهرا(س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند. (طبرسی الاحتجاج ج ۱ ص ۹۸) قضیه فوق گویای آن است که حجاب و پوشش بیرون از منزل حضرت در مواجهه با نامحرمان دقیقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن یعنی خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است . بنابراین می توان این دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآنی و فاطمی دانست .

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391 ] [ 10:22 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

امام صادق(علیه السلام):
إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی أَمْهَرَ فاطِمَة ـ عَلَیْها السَّلام ـ رَبْعَ الْدُّنْیا فَرُبْعَها لَها وَ أْمْهَرَها الْجَنَّةَ وَ الْنّارَ تُدْخِلُ اَعْداءَها النّار وَ تُدْخِلُ اَوْلِیاءَها الْجَنَّة.[۱]

به راستی که خداوند تبارک و تعالی یک چهارم دنیا را کابین فاطمه(سلام الله علیها) قرار داد. پس یک چهارم دنیا برای اوست و بهشت و دوزخ را نیز مهریه‌ او قرار داد که دشمنان خود را در آتش دوزخ و دوستان خویش را به بهشت داخل کند.

۲٫ امام صادق(علیه السلام):
فَمَنْ عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِها فَقَد اَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ.[۲]
هرکس به شناخت حقیقی فاطمه(س) دست یابد، بی‌گمان شب قدر را درک کرده است.

۳٫ رسول‌ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم):
اِنَّ فاطِمَةَ خُلِقَتْ حَوْرِیَةَ فِی صُورةِ اِنْسِیة.[۳]
بی‌شک، فاطمه حوریه‌ای است که در سیمای انسان آفریده شد.

۴٫ امام باقر(علیه السلام):
اِنَما سُمیِّتْ فاطِمَةُ بِنْت مُحَمَّدِ «الطاهِرَة»، لِطَهارَتِها مِنْ کُلٍّ دنَسٍ، وَ طَهارَتِها مِنْ کُلِّ رَفَثٍ.
همانا فاطمه دختر محمد(ص) طاهره نام نهاده شد به دلیل پاکیزگی او از هر پلیدی و آلودگى.[۴]

۵٫‌رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله و سلم):
یا سَلْمان! اِنَّ ابْنَتِی فاطِمَه مَلأ الله قَلْبَها وَ جَوارِحَها اِیماناً اِلیَ مَشاشِها تَفرَّغَتْ لِطاعَةِاللهِ.
ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضا وجوارح دخترم، فاطمه را به ایمان پر کرده که خود را برای عبادت و فرمانبرداری حق‌تعالی یک‌سره از همه چیز فارغ ساخته است.

پی نوشت ها:

[۱]. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۵٫
[۲]. همان، ص ۶۵٫
[۳]. همان، ج ۸۱، ص ۱۱۲٫
[۴]. همان، ج ۴۳، ص ۱۹٫


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391 ] [ 10:04 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

کلاس تربیتی حضرت زهرا(س) تا روز قیامت برپاست

استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به روایتی از امام زمان‌(عج) که الگوی خود را حضرت زهرا(س) معرفی می‌کند، گفت: وقتی یک انسان کامل، ‌الگوی خود را فاطمه الزهرا(س) معرفی می‌کند، یعنی کلاس تربیتی ایشان تا روز قیامت برقرار است.

 حجت‌الاسلام والمسلمین علی فروغی از اساتید فقه، اصول و اخلاق حوزه علمیه قم، شاگرد برجسته مرحوم آیت‌الله شیخ علی سعادت‌پرور(پهلوانی) و امام جمعه موقت اردبیل است. به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه الزهرا سلام‌الله علیها و روز زن و مادر، گفت‌وگوی مشروحی با وی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید.

 * برنامه اسلام برای تربیت و رشد انسان چیست؟‌

 ـ نگرش اسلام به تربیت مؤمن از دو راه است. یعنی اسلام از دو راه وارد مقوله تربیت شده است.

 یکی؛ از راه بیان و تئوری پردازی است. یعنی می‌گوید چه چیزهایی از عوامل صعود و رشد انسان است و چه چیزهایی از عوامل سقوط انسان است، به عبارت دیگر عوامل و اسباب رحمت خداوند تبارک و تعالی کدامند و موانع رسیدن رحمت ربوبی چیست؟

 قرآن کریم بوسیله آیات مختلف، بیانات گوناگونی در این زمینه دارد، از راه عقل و استدلال تا راه موعظه، قصه، مثال و … تا اینکه انسان به تکامل روحی خود برسد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391 ] [ 09:37 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


آن هنگام که حضرت زینب به درازه کوفه رسید در یک سخنرانى آتشین مردم را مورد خطاب قرار داده، فرمود: «اِنَّما مَثَلُکمْ کمَثَلِ الَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّة...» مَثَل شما مردم بى وفا و پیمان شکن کوفه، مثل آن زن احمق و أبله و نادانى است که ریسمان تابیده محکم خود را از هم گسیخته مى سازد .


خداوند در آیه 92 سوره نحل در بیست و نهمین مثل مى فرماید: «وَ لا تَکونُوا کالَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّة اَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ اَیْمانُکمْ دَخَلاً بَیْنَکمْ اَنْ تَکونَ اُمَّةٌ هَِى اَرْبى مِنْ اُمَّة اِنَّما یَبْلُوکمْ اللّهُ بِه وَ لَیُبَیِّنُنَّ لَکمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ ما کنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ»؛ همانند آن زن [سبک مغز ] نباشید که پشم هاى تابیده خود را پس از استحکام، وامى تابید! در حالى که سوگند [و پیمان] خود را وسیله خیانت و فساد قرار مى دهید بخاطر اینکه گروهى، جمعیّتشان از گروه دیگر بیشتر است [ و کثرت دشمن را بهانه اى براى شکستن بیعت با پیامبر مى شمرید]! خدا فقط شما را با این وسیله آزمایش مى کند و به یقین روز قیامت، آنچه را در آن اختلاف داشتید، براى شما روشن مى سازد!


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391 ] [ 11:20 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


به همه کسانی که سودای عمر جاویدان دارند اینگونه خطاب می کند: (أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَة؛ هر كجا باشید، شما را مرگ درمى‏یابد؛ هر چند در بُرجهاى استوار باشید.) (النساء: 78)


یکی از آرزوهای بشر در طول زندگی این است که عمر جاویدان داشته باشد عمری که هر گز به پایان نرسد و بتواند سالیان سال در راه رسیدن به آروزهایش تلاش کند. مسئله طول عمر برای بشر تبدیل به یک کابوس شده تا جایی که فیلم های متعددی در این زمینه ساخته شده که در آن افراد به دنبال نوشیدن جامی بودند که به آنها عمر جاویدان و همیشگی را هدیه می داده است. اما به راستی انسان با وجود پیشرفت علم و تکنولوژی می تواند معجونی را اختراع کند که عمر جاویدان را به او ارزانی کند و یا این که این مسئله کاملا یک افسانه و یک کابوس برای بشریت است؟

جواب این سوال مهم را خداوند متعال در آیات طلایی قرآن کریم برای ما بیان کرده است که انسان در این دنیا هر گز نمیتواند عمر جاویدان داشته باشد چرا که اگر قرار به عمر جاویدان بود پیامبران و اولیای الهی به این امر اولویت داشتند در حالی که خداوند متعال به پیامبر خود اینگونه خطاب می کند: (إِنَّكَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ: قطعاً تو خواهى مُرد، و آنان [نیز] خواهند مُرد.)(الزمر: 30)

و به همه کسانی که سودای عمر جاویدان دارند اینگونه خطاب می کند: (أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَة: هر كجا باشید، شما را مرگ درمى‏یابد؛ هر چند در بُرجهاى استوار باشید.)(النساء: 78)

اما با وجود اینکه بشر نمیتواند به عمر جاویدان دراین دنیا دست رسی پیدا کند ولی میتواند کارهایی انجام دهد که عمر او بیش از بیش افزایش یابد و بتواند مدت بیشتری را در این کره خاکی زندگی کند .

قرآن کریم یهودیان را آزمندترین و حریص ترین افراد به داشتن عمر طولانی بیان می کند و می فرماید:

(وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى‏ حَیاةٍ وَ مِنَ الَّذینَ أَشْرَكُوا یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ یُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصیرٌ بِما یَعْمَلُونَ : و آنان را مسلماً آزمندترین مردم به زندگى، و [حتى حریص‏تر] از كسانى كه شرك مى‏ورزند خواهى یافت. هر یك از ایشان آرزو دارد كه كاش هزار سال عمر كند با آنكه اگر چنین عمرى هم به او داده شود، وى را از عذاب دور نتواند داشت. و خدا بر آنچه مى‏كنند بیناست.)(البقرة: 96)

 امام علی(علیه السلام) نیز در مورد اهمیت صبحانه و نقش آن در داشتن عمر طولانی می‌فرماید: هر كه جاودانگی می‌خواهد باید چاشت را زود بخورد شام را دیر بخورد

با این وجود داشتن عمر طولانی منع نشده است و برای کسانی که میخواهند عمر طولانی تری داشته باشند توصیه های فراوانی از آیات و روایت برای ما بیان شده است ولی قبل از توجه به عواملی که سبب عمر طولانی برای افراد میشود توجه به این نکته لازم است که برکت در عمر خیلی با ارزش تر از عمر طولانی است به این معنا که عده ای از افراد با وجود زندکگی گوتاهشان در این دنیا اما از عمر با برکتی برخودار بودند و توانسته اند خدمات زیادی را برای جامعه خود انجام دهند مانند علامه مجلسى که واقعا عمرى بسیار پر بركت داشت. او در عمر 73 ساله خویش بیش از یكصد كتاب به زبان فارسى و عربى نوشت كه تنها یك عنوان آن بحارالأنوار است با 110 جلد و عنوان دیگر مرآة العقول با 26 جلد است و یا مثل علامه حلی که در زمان خودش نیم ساعت با شاه بحث کرد بعد از نیم ساعت بحث دقیق و استدلالی شاه شیعه شد وزیر و دربار هم شیعه شدند ایشان گفت حالا كه فهمیدید شیعه چی می‌گوید شما اجازه بدهید ما مكتب خودمان را ترویج كنیم اجازه داشتند تبلیغ كنند و الان هر كسی شیعه شد به بركت آن نیم ساعت عمر علامه حلّی است این را می‌گویند عمرکه یکی از دانشمندان می نویسد: اگر برای علامه حلی منقبت و فضیلتی غیر از شیعه شدن سلطان محمد به دست او نبود، همین برای برتری و افتخار علامه بر دانشمندان و فقها بس بود حال آنکه مناقب و خوبیهای وی شمارش یافتنی نیست و آثار ارزنده اش بی نهایت است.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391 ] [ 11:17 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


طبق نظر علاّمه طباطبایی در تعریف محکم و متشابه، حروف مقطعه نه از متشابهات محسوب میشود و نه معانی آن‏ها از باب تأویل به شمار می آید .


چرا حروف مقطعه قرآن در آغاز سوره ها می باشد؟ آیا تأویل این حروف جایز می باشد؟

درباره علّت قرار گرفتن حروف مقطعه قرآن در آغاز سوره‏ها، می توان به اقوال ذیل اشاره کرد:

الف) علت قرار گرفتن این‏ها، به این جهت است که اینها اسم هایی برای سوره‏ها است، از این رو لازم بود در آغاز سوره‏ها قرار گیرند. زمخشری، این قول را به بسیاری از علما نسبت می دهد، (تفسیر کشاف، ج 1، ص 21، چاپ بیروت،نشر دار الکتاب العربی؛ رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج 1، ص 122، چاپ بیروت، نشر دار المعرفه).

ب) برخی گفته‏اند: اینها سرآغاز سوره‏ها هستند که خداوند متعال، قرآن را با آنها آغاز کرده است؛ بنابراین لازم بود حروف مقطعه در ابتدای این سوره‏ها، قرار گیرند تا آنها از سوره‏های دیگر تمایز پیدا کنند. از میان مفسران، مجاهد این نظریه را انتخاب کرده است.

ج) سیوطی از خویی، چنین نقل میکند که این گونه حروف، به این جهت در آغاز قرار گرفته تا پیامبر(صلی الله علیه وآله) از طریق این نوع حروف به نزول وحی متوجّه شود و به لحاظ تمایز قرآن از سخنان بشری، از الفاظ تنبیهی غیر متعارف بشری استفاده گردیده است،(سیوطی، الاتقان، ج 3، ص 31، منشورات الرضی، زاهدی).

و) گروهی گفته‏اند: خداوند این حروف را در آغاز قرار داد، تا مردم عرب از آن، دچار شگفتی شوند، و به جهت این تعجّب به آن گوش فرا دهند. استماع آنها نیز باعث شود که جملات بعدی را هم بشنوند. به عبارت دیگر: علت انتخاب این شیوه این بود که در اوایل بعثت در مکه، وقتی عرب‏ها قرآن را می شنیدند، آن را استهزا می کردند.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391 ] [ 11:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]


«خداوند (هرگز) شرک به او را نمى‌بخشد؛ و کمتر از آن را براى هر کس بخواهد (و شایسته بداند) مى‌بخشد»: (إِنَّ اللهَ لاَ یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ


مفهوم این سخن آن است که اگر تمام گناهان کبیره و ظلم‌ها و جنایات و نامردى‌ها و زشتى‌ها را یک طرف بگذارند، و شرک را یک طرف، شرک بر همه آنها پیشى مى‌گیرد.

لذا براى تأکید یا ذکر دلیل در ذیل همین آیه مى‌افزاید: «و آن کس که براى خدا، همتایى قرار دهد، گناه بزرگى مرتکب شده است»: (وَمنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ افْتَرَى إِثْمآ عَظِیمآ).

بعضى از مفسّران معتقدند که این آیه درباره یهود نازل شده (به قرینه آیات بعد) زیرا گروهى از آنان با مشرکان عرب هم‌صدا شده بودند و بت‌هاى آنها را تقدیس مى‌کردند، و در عین حال خود را اهل نجات مى‌پنداشتند! ولى اگر چنین شأن نزولى را هم بپذیریم مسلّمآ مفهوم آیه را محدود نمى‌کند.

بعضى نیز گفته‌اند، این آیه درباره گروهى از مشرکان ـ مانند وحشى، قاتل حمزه عموى پیامبر (صلی الله علیه و آله)، و یاران او ـ نازل شده است که بعد از مدتى از کار خود پشیمان شدند، و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نامه نوشتند که ما از کرده خود پشیمانیم، ولى چون از تو شنیده‌ایم کسانى مورد قبول درگاه خدا واقع مى‌شوند که نه مشرک باشند و نه قتل نفس کرده باشند و نه مرتکب عمل منافى عفّت شده باشند در حالی که ما مرتکب همه اینها شده‌ایم، و همین ما را از پیروى تو باز مى‌دارد. در اینجا آیه (إِلاَّ مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحآ...)(1) : «مگر آنان که توبه کنند، و ایمان بیاورند، و کارى شایسته انجام دهند» نازل شد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را براى وحشى و یارانش فرستاد؛ باز آنها نامه خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) نوشتند که این شرط سختى است، و از این مى‌ترسیم که نتوانیم عمل صالحى انجام دهیم. در این هنگام آیه فوق نازل شد که خداوند تنها شرک را نمى‌آمرزد، و غیر آن را براى هر کس مشیّت او اقتضا کند مى‌بخشد.

باز آنها بهانه گرفتند که ما از این مى‌ترسیم مشمول مشیّت الهى نشویم تا این‌که آیه (یَا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَّحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعآ)(2) : «بگو: "اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى‌آمرزد".» نازل گردید و پیامبر (صلی الله علیه و آله) براى آنها فرستادند، همگى خواندند و اسلام را پذیرا شدند.(3)


ادامه مطلب
[ دوشنبه 04 اردیبهشت 1391 ] [ 10:24 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 

بعضی از باران‌ها باران عذاب و نقمت است بارانی است که خودتان  سبب بارش آن شده‌اید و هیچ کسی را به جز خودتان نباید ملامت کنید چنانچه شیطان بارها و بارها فریاد می‌کند که (‌فَلا تَلُومُونی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُم: پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید).(إبراهیم: 22)بارانی که قطراتی از آن می‌تواند زندگی انسان را دگرگون کند تاجایی که دیگر حتی بوی موفقیت و خوشبختی در زندگی به مشام او نمی‌رسد : (وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَی الْقَرْیَةِ الَّتی أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ یَکُونُوا یَرَوْنَها بَلْ کانُوا لا یَرْجُونَ نُشُوراً : و قطعاً بر شهری که باران بلا بر آن بارانده شد گذشته‌اند؛ مگر آن را ندیده‌اند؟ [چرا،] ولی امید به زنده شدن ندارند.(الفرقان: 40)و جالب است که عده ای به سبب غرور و تکبر به جایی می‌رسند که با جسارت هر چه تمام‌تر از خداوند تقاضا می‌کنند که این باران در زندگی آن‌ها شروع به باریدن کند و میگویند:(وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا به عذابٍ أَلیمٍ: و [یاد کن] هنگامی را که گفتند: «خدایا، اگر این [کتاب] همان حقِّ از جانب توست، پس بر ما از آسمان سنگ‌هایی بباران یا عذابی دردناک بر سر ما بیاور( الأنفال: 32)اما این افراد که در دنیا به هیچ چیزی اعتقاد ندارند از این امر غافلند که خداوند طبق مصلحت‌ها و حکمت خود عذاب را نازل می‌کند و درخواست این افراد برای نزول عذاب هیچ گونه دخلی در این مسئله ندارد چرا که این منطق قرآن است که قرار نیست همه در این دنیا طعم عذاب خداوند را بچشند:

(وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلاً عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فیهِ الْأَبْصار: و خدا را از آنچه ستمکاران می‌کنند غافل مپندار. جز این نیست که [کیفر] آنان را برای روزی به تأخیر می‌اندازد که چشم‌ها در آن خیره می‌شود.)(إبراهیم: 42)

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 04 اردیبهشت 1391 ] [ 10:18 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...96979899100...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید