مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

همه باید قدر این نظام را بدانند


«هیچ روحانى‌اى، هیچ عالم دینى، هیچ خادم اسلامى نمی تواند نسبت به نظامى كه بر اساس اسلام پدید آمده است، با انگیزه‌ اسلام حركت كرده است و كار می كند، بى‌تفاوت باشد؛ نمی تواند خود را بیگانه به حساب بیاورد


حضرت محمد(ص) امام علی(ع)یکی از وظایف مهم انبیاء الهی و جانشینان و بعد شاگردان ایشان ایجاد حکومت و به دستگیری مدیریت کلان جامعه بود تا بتوانند در سایه آن فارغ از مانع تراشی حاکمان جور و ضد دین به بهترین شکل ممکن شعائر دین را اقامه کنند و به اجرای احکام الهی بپردازند.به برکت چنین نظامی است که حجاب از سر ناموس مسلمانان نمی کشند و بر اجتماعات دینی آنها حمله ور نمی شوند. عالمان دینی از منبر و سخنرانی منع نشده و به راحتی می توانند از هر وسیله ای ندای اسلام را به گوش جهانیان برسانند. در ایام شهادت ائمه دین علهم السلام پا برهنه کنند و در خیابان بدون کمترین منع و مزاحمتی اقامه عزا کنند.نباید فراموش کرد که این امنیت در اقامه دین، نصیب بسیاری از رهبران دینی نشد و شاید بشود گفت در این سطح از امنیت و کارایی بی سابقه است. و باز یادمان نرود که این نعمتی نیست که آسان و ارزان به دست آمده باشد. قیمتی بس گزاف پرداخت شد تا این نظام بر پا شد؛ قیمتش آن سرهاست که بر دار شد و آن  بدنها که پاره پاره شد و پیکرهایی که دیگر پیدا نشد. عجب هزینه ای شد تا که این نظام پا گرفت و پا بر جا ماند.


ادامه مطلب
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 18:17 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

حکایت خانه ویران پادشاهان


آورده اند: وقتی عمرو بن لیث صفّار در زمستان بسیار سردی با لشکریانش وارد نیشابور شد، به سربازان خویش دستور داد در خانه های مردم سکنی گزینند. پیرزنی بود صاحب پنج عمارت، سربازان خانه های او را اشغال کردند. پیرزن به یکی از امرای عمرو شکایت کرد.


سپاه اسلام امیر گفت: فردا هنگامی که من نزد عمرو هستم بیا تقاضای تخلیه ی خانه ات را مطرح کن. پیرزن فردا همان موقع آمد و گفت: من زن پیری هستم که پنج خانه دارم؛ همه را سپاه تو گرفته اند و مرا با پنج دختر و عروس در یک خانه جا داده اند. باز در همان جا نیز سپاهیان تو هستند. مناسب نیست سربازان در منزلی که چند زن و دختر هستند، زندگی کنند. عمرو گفت: تو می گویی لشکر در این سرمای شدید به سر ببرند؟ دور شو!پیرزن رفت. همین که دور شد، امیر به عمرو گفت: این زن پرهیزکار و عابد است، خوب است درباره ی او لطفی کنید. عمرو دستور داد پیرزن را برگردانند. وقتی او را آوردند، پرسید: قرآن خوانده ای! پیرزن جواب داد: آری. عمرو گفت: خدا در قرآن فرموده: «إ نَّ المُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَریَةً أَفسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهلِها أَذِلَّةً وَ کَذالِکَ یَفعَلُونَ؛ »[1] پادشاهان وقتی وارد شهری می شوند، آن را تباه می سازند، عزیزان آن دیار را خوار می کنند و این شیوه آنان است.


ادامه مطلب
[ جمعه 15 دی 1391 ] [ 18:14 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

چرا برخی دنیاپرست می شوند؟


آنچه ذیلاً بیان می‌شود گوشه‌ای از وصایا و مواعظ ارزشمند امیرالمؤمنین علی (ع) به امام حسن مجتبی (ع) است:


«و ایاک ان تغترّ به ما تری من اخلاد اهل‌ها و تکالبهم علی‌ها و قد نبّاک الله جل جلاله عنها و نعت الیک نفس‌ها و تکشفت لک عن مساوی‌ها؛ مبادا دلگرمی اهل دنیا که به دنیا دل بسته‌اند و بر سر دنیا به یکدیگر می‌پرند، تو را فریفته سازد، چه خدا تو را از دنیا خبر داده و دنیا نیز وصف خویش را با تو در میان نهاده و پرده از زشتی‌هایش گشاده است».

پولدنیا دوستی و حب آخرت هرگز با هم جمع نمی‌شوند لذا قلب آدمی به عنوان مرکز حب و بغض، جایگاه یکی از این دو است و نمی‌تواند هر دو را با هم در خود جای دهد. از نظر معارف اسلامی و الهی قلب مؤمن باید معدن آخرت دوستی باشد. در راستای تأمین این مقصد مطلوب و ایده آل، بیان عواملی که رهزن آدمی شده و موجب تمایل وی به دنیا و فراموش نمودن آخرت می‌گردد، همواره مورد توجه و اهتمام بوده و هست. حضرت امیرالمؤمنین (ع) در این قسمت از وصیت نامه رهنمودهایی در مورد عوامل دنیاپرستی و تحذیر از دلباختگی به دنیا بیان می‌فرمایند. قبل از هر عاملی به یکی از عوامل جذب دنیا که بر دیگر عوامل سبقت دارد، اشاره می‌کنیم. 1. این عامل که زمینه ساز تأثیر دیگر عوامل است و موقعیت را برای نفوذ عوامل دیگر فراهم می‌سازد، عدم رشد شناختی و اخلاقی آدمی است. بدین معنا آدمی به واسطه عدم شناخت و تکامل معنوی لازم، سریع مجذوب دنیا می‌گردد و آخرت خود را فراموش می‌کند؛ چرا که همگان می‌دانیم لذایذ دنیا خود به خود و به طور طبیعی جاذبه دارند و انسان را به سوی خود می کشانند. از این روی کسانی که هنوز رشد معنوی نکرده و دلشان با معارف الهی و امور ماورای حس آشنا نشده است، تحت تأثیر این جاذبه قرار می‌گیرند و دنیا دوستی و دنیاپرستی در وجودشان جوانه می‌زند.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 14 دی 1391 ] [ 18:07 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

معرفت مرگ به انسان شرافت می دهد !

بیانات اخلاقی حضرت آیت الله جوادی آملی

مرگ


مرگ ما را نمی‌چشد، بلکه ما مرگ را می‌چشیم و هضم می‌کنیم و این دیدگاه به انسانیت شرف می‌دهد.خدای سبحان در قرآن کریم ما را تشویق می‌کند که ای انسان، تو هرگز نابود نمی‌شوی و دائما سیر می‌کنی تا به لقاءالله برسی


در دنیایی به سر می بریم که ارزش های انسانی نوعا رنگ خود را از دست داده اند و شعارهای به اصطلاح هدایتگر جامعه بشری از هر سو بلند است اما به دنبال کدامیک باید رهسپار شد و به کدام سو باید رو کرد . انسان ها در گیر و دار روزمرگی ها و جدا افتادن ها از اصل خود روانی ناآرام دارند و به دنبال روزنه ای برای یک تنفس حقیقی هستند تا بتوانند نفسی تازه کنند خود را از این همه آشفتگی برهانندو در این میان چه خوب است که دل به آن هایی بدهیم که وجود خود به منجلاب دنیا نیالوده اند و روشنگرانه راه پیمودند و راه نمودند . حضرت آیت الله جوادی آملی این چهره محبوب ، شخصیت آشنا به معارف حق رعایت مسائل اخلاقی را راه رسیدن به باطن می داند و می فرماید: "انسان با حقیقت اخلاق اسلامی کامل می‌شود.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 14 دی 1391 ] [ 18:04 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

حبط اعمال یعنی چه؟

در جهنم

مقدمه

یکی از مسایلی که پیرامون رابطه ایمان و عمل صالح با سعادت اخروی، و متقابلاً، رابطه کفر و عصیان با شقاوت ابدی، مطرح میشود این است که: آیا رابطه هر لحظه ایمان یا کفر با نتیجه اخروی آن، و همچنین رابطه هر کار نیک و بد، با پاداش و کیفرش قطعی و ثابت و تغییرناپذیر است یا قابل تغییر میباشد؟ مثلاً آیا میتوان اثر گناهی را با کار نیکی جبران کرد یا بالعکس، اثر کار نیکی را با گناهی از بین برد؟ و آیا کسانی که بخشی از عمر خود را با کفر و عصیان، و بخش دیگری را با ایمان و اطاعت سپری کردهاند، مدّتی گرفتار کیفر و مدّتی دیگر برخوردار از پاداش خواهند بود، یا حاصل جمع جبری آنها، تعیین کننده خوشبختی یا بدبختی انسان در جهان جاودانی است؟ این مسأله در واقع، همان مسأله حبط و تکفیر است.1

معانی لغوی و اصطلاحی واژه حبط:

"حبط" در لغت به معنای باطل شدن است: "أحْبَطَ عَمَلَه: أَبطَلَه" عمل او را حبط کرد. یعنی باطل و بیاثر کرد.2 و در اصطلاح: "از بین رفتن پاداش عمل نیک، به دنبال گناهی که در پی آن عمل، انجام گرفته است."3 حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شده است. "لئِنْ أشْرَکْتَ لَیَحْبَطنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ"4 اگر شرک ورزی حتماً اعمالت باطل و تباه خواهد شد و مسلّماً از زیانکاران خواهی بود.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 14 دی 1391 ] [ 18:01 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

شاه کلید موفقیت

کلید موفقیت


صبر در لغت شکیبایی و استقامت معنا شده است و قرآن و روایات اهمیت و موقعیت خاصی را برای آن قائل شده‌اند.خداوند در سوره مبارکه« العصر» می‌فرماید: «سوگند به عصر که همانا انسان در زیانکاری است مگر آنان که ایمان آورده، کردار شایسته نموده و توصیه به حق و صبر کردند


کلمه«صبر» در مجموع 102 مرتبه در قرآن ذکرشده است. در این مجال مختصری در ارتباط با ضرورت صبر و اثرات ناشی از آن بیان می‌گردد.

    مقدمه

طبیعت زندگی دنیا این است که با موانع و مشکلات و آفات همراه می‌باشد در مسیر انجام بایدها و نبایدها اغلب مشکلاتی است که اگر انسان از آن‌ها نگذرد به مقصد نمی‌رسد. در ضمن، همیشه آفات و مصائبی در کمین نعمت‌هاست که باعث از دست دادن آن‌ها می‌شود. مصائبی در اموال و عزیزان و دوستان و مواهب دیگر. انسان بدون صبر و استقامت هم در جهات مثبت به جایی نمی‌رسد و هم در برابر عوامل منفی قادر به ایستادگی نیست. به همین دلیل کلید اصلی پیروزی‌ها صبر و شکیبایی است. افراد سست اراده و کم حوصله و کم استقامت بسیار زود از میدان حوادث می‌گریزند یا در برابر حجم مشکلات زانو می‌زنند. در حالات علمای بزرگ مذهبی و دانشمندان علوم دیگر که به اختراعات و اکتشافات بزرگی نایل شدند چیزی که بیش از هر چیز دیگر می‌درخشد صبر و استقامت آن‌هاست.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 14 دی 1391 ] [ 17:59 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

جهنمی که ما ساخته ایم

جهنم


آدمی گاه در چاه ویلی فرو می‌افتد که به دستان خویش حفر کرده است. گناه‌هایی که از من و ما سر می زند، پیش و بیش از هر کس، دودش به چشم خود ما می‌رود.

به تعبیر سعدی علیه الرحمه:

این سخن های چو مار و کژدُمت

مار و عقرب گردد و گیرد دُمت

آنچه می‌خوانید بازنوشته‌ی درس اخلاق حضرت آیت‌الله‌العظمی مظاهری از مراجع عظام تقلید است که به همین موضوع اختصاص یافته است.


جهنم، ساخته و پرداخته اعمال انسان

پروردگار عالم، جهنم ندارد، بلکه اعمال آدمی جهنم را می‌سازد. لذا وقتی جهنمی‌ها به جهنم می‌روند، خداوند یا ملائکه می‌گویند: «ذلِکَ به ما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ»1(این بخاطر چیزی است که دستهای شما از پیش فرستاده (و نتیجه کار شماست))، یعنی عذاب‌هایی نظیر گزندگی مار و عقرب و غل و زنجیرهای آتشین که در جهنم است، خود انسان تهیه کرده و از پیش فرستاده است. لذا گناه، حتی اگر به نسبت کوچک باشد، از این نظر که زندگی انسان را تباه می‌کند و او را جهنمی می‌کند، خیلی بزرگ است و باید از آن اجتناب شود.


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 14 دی 1391 ] [ 17:56 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

چقدر با خدا رفیقی؟


 آیا باید از خدا بترسی که بد نباشی؟ یا می‌شود با خدا رفیق بود و در عین حال از او ترسید؟ ترس از خدا در واقع ترس از گناهانی است که دامنمان را بدان‌ها آلودیم و در صحنه‌ی قیامت، وقتی، آن دادار ازل و ابد، حقیقت عمل هر کس را به او باز پس می‌گرداند، برخی اعمال همچون نیش و کنایه‌های نابجا، مار و عقرب‌هایی می‌شود و به جانمان می‌افتد و ما اگر واقع بین باشیم از عقاب آنچه بر دست و زبانمان رفته وحشت داریم، نه از خدای مهربان و دوست داشتنی. اما اگر در دوستی با خدا، صادق باشیم، اصلاً محال است آگاهانه گرد گناه پرسه بزنیم.

درباره دوستی با خدا و چند و چون آن در این نوشتار بیشتر خواهید خواند.


خدا«عشق و محبت به خدا» از اوصاف ارزشمندی است که قرآن کریم و روایات اسلامی، آن را به مؤمنان حقیقی نسبت می‌دهند. در تعالیم اسلامی، خداوند متعال تنها مصداق حقیقی محبت است و دوست داشتن دیگران نیز در راستای محبت خداوند است. محبت به پیامبران الهی، امامان، دانشمندان، رهبران، پرهیزکاران و خویشاوندان، همه در راستای محبت خداوند است، از این رو در قرآن کریم، عشق و محبت به خدا، از نشانه‌های انسان مؤمن به شمار آمده است: «و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله والذین آمنوا اشد حبا لله؛ و برخی از مردم معبودهایی غیر از خداوند برمی گزینند و آنها را چون دوستی خدا دوست می‌دارند، اما کسانی که ایمان آورده‌اند عشقشان به خدا شدید تر است»(بقره/165) و آن گاه که خداوند از قومی نمونه نام می‌برد، از نشانه‌های آنان محبت به خدا را برمی‌شمارد: «… یحبهم و یحبونه؛ خداوند آن‌ها را دوست می‌دارد و آنان نیز خداوند را دوست می‌دارند.»(مائده/54)


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 14 دی 1391 ] [ 17:52 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

آیا امکان دارد علمی زیانبار باشد؟

علم بهتر است یا ثروت؟


علم اندوزی، زمانی فضیلت دارد که با خلوص نیت همراه باشد و در پی انگیزه هایی مانند به دست آوردن مال و جاه و شهرت نباشد. افرادی که برای مصرف های دنیایی به دنبال علم می روند، نیتشان خالص و برای خدا نیست. ازاین رو، آثار نیک و مثبت علم واقعی بر رفتار و گفتار چنین افرادی پدیدار نخواهد شد.


دانش های واجب برای یادگیری ، چه علومی است ؟

با توجه به اهمیت علم و دانش و فراگیرى آن و مقام و منزلت دانشمندان و علم آموزان، این سؤال مطرح است که دانش هاى واجب کدام اند و علم از دیدگاه اسلام چه علمى است؟در پاسخ باید گفت: به طور مسلّم، منظور علمى است که رضاى خدا در آن باشد و نفع آن به مردم برسد. از دیدگاه شهید مطهرى(ره): فریضه علم از هر جهت تابع میزان احتیاج جامعه است; یعنى هر علمى که جامعه اسلامى محتاج آن است و باعث پیشرفت جامعه اسلامى مى شود، آموختن آن واجب و لازم است.امام موسى کاظم علیه السلام فرمودند: « اولى العلم بک ما لایصلح لک العمل الا به;بهترین علم براى تو آن علمى است که سامان نمى گیرد عمل تو مگر به آن علم » .(محجةالبیضاء، ج3، ص13)امام على علیه السلام در ضمن وصایاى خود به امام حسن علیه السلام فرمودند: « ابتدائک بتعلیم کتاب الله عزّوجل وتأویله وشرائع الاسلام واحکامه وحلاله وحرامه، لااجاوز ذلک لک الى غیره;… و این که نخست تو را کتاب خدا بیاموزم و تأویل آن را به تو تعلیم دهم و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام بر تو آشکار سازم و به دیگر چیز نپردازم. »(میزان الحکمه، همان، ص529، ماده علم)


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 12 دی 1391 ] [ 19:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

برکت خانه را چگونه زیاد کنیم؟!


آداب مهمانی و ضیافت از برجسته ترین خصلت های نیک مردان و آزادگان، کرم و سخاوت است. و همین آزادگی از تعلّقات و خوی بذل و بخشش است که دیگران را اسیر محبّت و احسان می کند.


آداب مهمانی و ضیافت

مهمان«ضیافت» و داشتن دستی باز و سفره ای گشوده و عطایی پیوسته و مهمان داری و مهمان نوازی، از نشانه ها و جلوه های ایم روحیّه فتوّت و جوان مردی است.معاشرت ها، دید و بازدیدها و رفت و آمدها ، گاهی به صورت «مهمانی» است. از این رو آشنایی با آداب ضیافت و رسوم دینی مهمانی، در محدوده ی «اخلاق» معاشرت می گنجد. این موضوع، دو جنبه و دو طرف دارد: یکی کسی که مهمان می کند، دیگری آن که مهمان می شود. و هر کدام را آداب و روش و حدّ و حدودی است، قابل بحث

مهمان، برکتِ خانه

بعضی، از مهمان گریزانند. برخی هم مهمان دوستند. هر کدام هم نشان دهنده ی خصلتِ درونی افراد است. حضرت علی علیه السلام را اندوهیگن دیدند. پرسیدند: یا علی! سبب اندوه شما چیست؟ فرمودیک هفته است که مهمانی برایم نیامده است!...»1


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 12 دی 1391 ] [ 19:05 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...1920212223...169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران