مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

ـ ضرورت شناخت شأن و مقام قرآن:

جهل به موقعيت قرآن موجب ميشود كه نتوانيم ارتباط صحيحي با قرآن برقرار سازيم و با‌ آن مأنوس شويم از اين رو ادامة ارتباط غلط، زدِگي و تنفّر را در پي خواهد داشت.

رسيدن انسان به بن بست شناخت خود و مرتبة خود و مقصد و غايتِ خويش و درك عدم گره گشايي غريزه، عقل، قلب و تجربه و علوم بشري از معضلات اساسي انسان، آدمي را با تواضع و فروتني و دردمندي به سوي وحي الهي ميكشاند:

«وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِي إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ».[1]

(آنان كه علم و آگاهي به آنها داده شده است ميبينند كه حقيقتاً آنچه بسويت از جانب پروردگارت فرو فرستاده شده است، همان حق (مقصود) ميباشد و بسوي شاهراه پر جاذبة خداي شكست ناپذير بسيار ستوده رهنمايي ميكند).


ادامه مطلب
[ دوشنبه 02 آبان 1390 ] [ 19:24 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

خطاب‌هاي قرآني در قالب جمع، اداء شده است كه مردم را به اجتماع فرا مي‌خواند و جامعه را مسئول مي‌شمارد، در برخورد‌هاي اجتماعي آداب و سنني را تعليم مي‌دهد كه با كرامت انسان هماهنگ بوده و با احسن تقويم بودن بشر مناسب باشد، لذا تمام اوصاف رنج آور و جدائي زا را نكوهش كرده و تمام فضائل مهربار و وصل آور را ستوده است، و تأثير اختلاف‌هاي نژادي و بومي و زماني و اقليمي و نظائر آن را فقط در محدوده‌ي ابزار شناسائي يكديگر امضاء مي‌كند نه فخر بر همديگر و تنها مباهات را در نفي فخرفروشي، و ترك مباهات و دوركردن بزهكاري جاه‌طلبي، و زدودن غبار كبر و دود سياه ديوان سالاري و سائر معاصي مي‌داند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 02 آبان 1390 ] [ 19:17 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

رسالت قرآن در معرفت
قرآن كه خود، علم ممثَّل است، بيش از هر چيز جوامع بشري را به دانش فرا مي‌خواند چون با سرمايه‌ي بينش علمي، فروغ هدايت آن روشن‌تر مي‌شود، زيرا گر چه رهنمود قرآن در بشارت دادن و بيم‌دادن عالم است... «لِيَكُونَ لِلعالَمينَ نَذيراً»[1]، ليكن سودمندان از آن، كساني‌اند كه از زبانه دوزخ هراسناك‌اند: «انّما اَنتَ مُنذرٌ مَن يخْشاها»[2] و هراسناكان از شعله جهنم، زياد نيستند و مهم‌ترين آنان عارفان به خداي سبحان و عالمان به احكام و حكم اويند: «اِنَّما يَخْشَي الله مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»[3] و در پرتو خدا باوري و خدا پروائي، شايسته‌ي هم‌نشيني فرشته‌ها شده و در صحنه‌ي برجسته‌ترين معارف الهي يعني توحيد به شهادت نشسته و اداي شهادت آنان مسموع گوش دل صاحبدلان شده، و مُهر تأييد و امضاء خداي واحد را به همراه خود دارد: «شَهِدَ الله اَنَّهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ وَ المَلائِكهُ وَ اُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسطِ لا اِلهَ اِلّا هُوَ الله العَزيزُ الحَكيمُ»[4].


ادامه مطلب
[ دوشنبه 02 آبان 1390 ] [ 19:10 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

تعبد و قبول معارف قرآن

معارف والا و ارزشمند قرآن مجيد، انواري است الهي كه فطرت همگان را به سوي خود فرا ميخواند و در دل مؤمنين تأثير گذار است. همة مسلمين قرآن را به عنوان كلام الهي قبول دارند گرچه درجات ايمان و تعبد به قرآن متفاوت است ولي ايماني ارزشمند است كه انسان مومن پس از شناخت حقانيت و عظمت قرآن، از روي تعبد محض به معارف نوراني آن ايمان داشته باشد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 02 آبان 1390 ] [ 19:02 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

قرآن كتاب نور و ذكر محفوظ

خداي سبحان قرآن را به عنوان نور، معرّفي كرده است: « قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ»[1] و در جاي ديگر مي‌فرمايد: كفّار و منافقين در تلاشند كه نور خدا را با فوت دهانشان خاموش كنند ولي خدا نمي‌گذارد: « يُرِيدُونَ أَنْ ليُطْفئِوُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ الله مُتّمُ نُورِهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[2] از بين بردن قرآن كريم و خاموش كردن اين نور الهي به يكي از دو صورت محقق مي‌شود: يا قرآن را از اساس نابود كنند و يا آن را به صورت كتابي تحريف شده در بين مردم باقي گذارند كه نتواند هدف و رسالت اصلي خود را برساند، بلكه مرد را به ضلالت و گمراهي بكشاند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 02 آبان 1390 ] [ 18:57 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

  حديث قدسي حديثي است كه پيامبر(صلي الله عليه وآله) يا ساير انبيا يا امامان معصوم(عليهم السلام) از خداوند خبر دهد. بدين گونه كه معنا و مضمون آن به وسيله الهام يا در خواب و... به پيامبر(صلي الله عليه وآله) القا شود و پيامبر(صلي الله عليه وآله) با لفظ خود، آن را ادا كند و يا اين كه الفاظِ حديث قدسي نيز وحي الهي باشد و نيز ممكن است هر دو گونه باشد; به هر حال، در حديث قدسي ادعاي اعجاز وجود ندارد; به خلاف قرآن كه به منظور اعجاز و تحدّي با الفاظ خاصي نازل شده و امكان آوردن مانند آن وجود ندارد.


                             


برخي فرق هاي ديگر قرآن و حديث قدسي عبارت است از:


1-قرآن، سند رسالت و كتاب رسمي دين اسلام، هم چنين كتابي تحريف ناپذير است; ولي احاديث قدسي چنين جايگاه و ويژگي هايي ندارد.


2-قرآن، قطعي الصدور است; ولي احاديث قدسي، ظني الصدور; يعني نمي توان گفت: صددرصد از جانب خدا است; چرا كه خبرِ واحد است.


3-احاديث قدسي، برخي از احكام قرآن را ندارند; مانند: لزوم طهارت هنگامِ مَسّ قرآن، حرمت قرائت در برخي اوقات و...

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 23:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

چه سوره‌هايي به صورت مستقيم و بي واسطه برپيامبراکرم‌نازل شده است‌؟
وحي بر پيامبر اسلام‌به صورت‌هاي مختلف و در حالات متفاوتي صورت گرفته
است‌.
يکي از اقسام وحي‌، وحي مستقيم و بي واسطه است که قرآن به آن
اشاره کرده است‌: "فَأَوْحَي‌ََّ إِلَي‌َ عَبْدِه‌ِي مَآ أَوْحَي‌َ ;«(نجم‌،10) در معراج‌ آن‌گاه
به بنده‌اش آن‌چه را بايدوحي کند، وحي فرمود.)»در روايات نقل شده است که
 در دو مورد، آياتي بي واسطه بر پيامبر اکرم‌نازل شده است‌.
 
1. در يک روايت آمده است که در معراج‌، آيه 284 سورة بقره به پيامبر وحي
 شد.
2. در روايت ديگري آمده است که در معراج آيه‌هاي 285 و 286 سورة بقره
 به پيامبر وحي شد.
بنابراين سه آية پاياني سورة بقره بي واسطه به پيامبر وحي شده است.

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 23:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

کيفيت وحي قرآن مجيد




بطور اجمال آنچه قرآن مجيد در کيفيت وحي خود توضيح ميدهد اينست که وحي اين کتاب آسماني بطور تکليم بوده و خداي متعال با پيغمبر گرامي خود سخن گفته و آنحضرت با تمام وجود خود (نه تنها با گوش) سخن خدا را تلقي نموده است.
خداي متعال ميفرمايد: «و ما کان لبشران يکلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا فيوحي باذنه ما يشاء انه علي حکيم و کذلک اوحينا اليک روحا من امرنا ما کنت تدري ما الکتاب و لا الايمان و لکن جعلناه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا و انک لتهدي الي صراط مستقيم » (1) ترجمه:بهيچ بشري نميرسد که خدا با او سخن گويد مگر اينکه وحي کند-سخن پنهاني و با اشاره که ديگران نفهمند-يا از پشت پرده اي حرف زند يا رسول و فرستاده اي بفرستد و او باذن خدا آنچه را خدا ميخواهد وحي نمايد زيرا خدا بلند مرتبه و محکم کار است و بهمين نحو روحي را از امر خودمان-قرآن را-بتو وحي کرديم از پيش خود نمي توانستي درک کني که کتاب چيست و نه ايمان چيست ولي ما آنرا نوري قرار داديم که با آن کساني را که ميخواهيم رهبري مينمائيم و تحقيقا تو راه راستي را نشان ميدهي) .
بقرينه ترديدي که در آيه اولي هست و وحي که در قسم اول بجائي نسبت داده نشده و در قسم سوم برسول نسبت داده شده در آيه براي تکليم خدا سه قسم مختلف ذکر شده:
1-گفتار خدائي که هيچ واسطه اي ميان خدا و بشر نباشد.
2-گفتار خدائي که از پشت حجاب شنيده شود مانند شجره طور که موسي (ع) سخن خدا را ميشنيد ولي از ناحيه آن. -گفتار خدائي که ملکي آنرا حمل نموده ببشر برساند و در اين صورت سخن فرشته وحي شنيده ميشود که سخن خدا را حکايت مينمايد.
و آيه دوم ميرساند که قرآن مجيد از همين راه به پيغمبر اکرم (ص) رسيده و از اينجا روشن ميشود که وحي قرآن از راه تکليم و گفتگو بوده است.
و باز ميفرمايد: «نزل به الروح الامين علي قلبک لتکون من المنذرين بلسان عربي مبين » (2) ترجمه:قرآن را روح امين-جبريل-بقلب تو يعني بنفس تو با زبان عربي آشکار نازل کرد تا از کساني باشي که مردم را از خدا ميترسانند) و ميفرمايد: «قل من کان عدوا لجبريل فانه نزله علي قلبک » (3) (ترجمه آيه گذشت) (4).
ازين آيه ها استفاده ميشود که قرآن يا بخشي از قرآن بوسيله فرشته وحي که جبريل و روح امين است فرستاده شده (قسم سوم تکليم) .
و اينکه پيغمبر اکرم (ص) قرآن را از فرشته وحي با نفس خود يعني باتمام وجود خود تلقي ميکرد نه از راه گوش و ميفرمايد: «فاوحي الي عبده ما اوحي ما کذب الفؤاد ما راي افتمارونه علي ما يري » (5) ترجمه:پس وحي نمود ببنده خود آنچه را که وحي نمود دروغ نگفت و اشتباه نکرد قلب-نفس-پيغمبر اکرم (ص) در آنچه مشاهده کرد آيا با او در چيزي که-عيانا مشاهده ميکند بمجادله ميپردازيد؟) و در جاي ديگر تلقي وحي را با خواندن الواح تعبير فرموده است:
«رسول من الله يتلوا صحفا مطهرة » (6) ترجمه:فرستاده اي از جانب خدا که صحيفه هاي پاکي را تلاوت ميکند) .
پي نوشتها:
1-سوره شوري آيه 52
2-سوره شعراء آيه 194.
3-سوره بقره آيه 97
4-بدليل اينکه در هر دو آيه تنزيل قرآن را بقلب پيغمبر اکرم(ص)نسبت ميدهد(ميفرمايد«علي قلبک »و نميفرمايد«عليک »و قلب در عرف قرآن نفس است بدليل اينکه در چندين جا درک و شعور و همچنين معصيت را که از آن نفس است بقلب نسبت ميدهد.
5-سوره نجم آيه 12
6-سوره بينه آيه 2.



 

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 23:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

وحيوحي در قرآن
نويسنده: منيره صباغي ندوشن
چکيده
در مقاله‏ى حاضر سعى بر آن است که وحى را از منظر قرآن بنگرد. بدين رو نخست اقسام تکوينى و تشريعى آن را بر مى‏شمارد و سپس آياتى که معرّف حقيقت وحى و وحيانيّتِ قرآن‏اند، اشاره مى‏کند. مقصود و هدف اين نوشتار نشان دادن شکوه و اهمّيّت وحى در منظر قرآن است. منظرها و ديدگاه‏هاى ديگر، هر يک به نوبه‏ى خود درى به سوى حقايق وحيانى مى‏گشايند؛ اما بيشترين پرتو را خود وحى بر خود مى‏اندازد. ناگفته نماند در ميان همه‏ى کتاب‏هاى آسمانى، هيچ کتابى به اندازه قرآن، درباره‏ى وحى سخن نگفته است و مشتقات اين کلمه را در خود نياورده است.
کليد واژه‏ها:
قرآن، علوم قرآنى، وحى، اقسام وحى.
مقدمه
مهم‏ترين نکته درباره‏ى قرآن، همانا «وحيانيّت» آن است. خداوند . . .


ادامه مطلب را اينجا بخوانيد

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 23:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]

 


در يک تقسيم بندي،«اديان» را به دو دسته «وحياني» و «غير وحياني» تقسيم کرده‌ند. در اديان وحياني سخن از حقايقي است که خدا بر انسان نازل کرده ولي در اديان غير وحياني سخني از اين حقايق نيست. براي نمونه؛ ايين بودايي ديني غير وحياني است، چرا که در آن اعتقاد به خدا و نزول حقايقي از جانب او مطرح نيست. آئين هاي شرقي ديگر از قبيل: ايين هندو و تائونيزم اينگونه اند. در مقابل، سه دين بزرگ جهان، يعني، يهوديت، مسيحيت و اسلام، از اديان وحياني هستند. که در هر يک از آنها به نحوي از ارتباط با خدا و تلقي حقايق از سوي او سخن رفته است و مؤمنان اين اديان، بايد مومن به اين حقايق باشند.

توجه به اين تقسيم بندي، معلوم مي‌کند که . . .


ادامه مطلب را اينجا بخوانيد

[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 23:08 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
صفحه قبل1...165166167168169صفحه بعد
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران