
چگونگى آگاهى امام از غيب
تقسيم موجودات به غيب و شهادت يك تقسيم بندى نسبى است ، نه نفسى . زيرا موجودى كه مجرد و از عالم طبيعت پنهان است ، براى خود و علت هاى عالى خودش مشهود است و معناى عالم به غيب و شهادت بودن خدا، ارشاد به نفى هر گونه غيب براى اوست . چون علم همان شهود است و شهود با غيب جمع نمى شود.پس بدين معنا نيست كه غيبى هست و با وجود غيب بودنش براى خداوند سبحان معلوم است . هر آن چه براى ما غيب است ، در پيشگاه خداوند شهود و علم است بنابراين ، اگر آن ستون نورى كه با خداوند عالم غيب و شهادت پيوند خورده است ، همراه امام معصوم و سبب سداد و توفيق ايشان است ، پس امام نيز از غيب آگاه است ؛ اما نه به شكل ذاتى و اصيل ، بلكه به گونه ى عرضى و تبعى ، و اين آگاهى هم فقط در خصوص آن چيزى است كه از سوى خداوند در جهان آشكار مى گردد، نه آن غيب محضى كه تاكنون ظهور نيافته است و هرگز ظاهر نخواهد شد و خداوند آن را فقط براى خود برگزيده است . زيرا اين امر غيب محض از عالم است ، چنان كه از مورد بحث نيز بيرون است حضرت رضا عليه السلام با اشاره به اين ستون نورى ، مى فرمايد: امامان دانشمندان ، بردباران و راستگويان و نيكو دريافت كنندگان حقايق و سخن گفته شدگان هستند؛
الاءئمة علماء حلماء صادقون مفهمون محدثون . (90)نيز مى فرمايد: ما ائمه ديدگانى داريم كه شبيه چشمان مردم نيست و نورى كه آنان است كه شيطان را در آن بهره اى نيست ؛ لنا اءعين لا تشبه اءعين الناس ، و فيها نور ليس للشيطان فيها نصيب . (91) مراد از چشم در اين جا چشم هايى نيست كه اجسام و رنگ ها را مى بيند، بلكه چشمانى است كه در سينه ها جاى دارد و آيات الاهى و برتر از آن ها را مى نگرد.امير المؤ منين عليه السلام مى فرمايد: ديدگان ، خداوند را هرگز را فراموش نمى بينند، اما قلب ها با نيروى حقيقت ايمان او را درك مى كنند؛ لا تدركه العيون بمشاهدة العيان ، و لكن تدركه القلوب بحقائق الايمان . (92) تنها مؤ منان به حسب درجات خود داراى چنين چشمانى هستند. زيرا ديگران نابينايانى هستند كه چيزى را نمى بينند؛ فانها با تعمى الاءبصار و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور . (93)
قداست چشمان حق بين
راز پاكى اين ديدگان از پليدى شيطان ، اخلاص آن هاست . زيرا اين چشمان ، همان قلوب شيفته و خاضع و خالص شده براى خداوند است و بر پايه ى اعتراف شيطان ، او از اغواى مخلصان و گمراه كردن آنان و نيز چيره شدن بر ايشان ناتوان است ؛ به گونه اى كه شرور و وسوسه ها و دسيسه ها و ريسمان ها و شريكان او توان دسترسى به مقام آن ها را ندارند. چون برترين جايگاه شيطان ، تجرد خيالى و وهمى است و در تجرد عقلى تام هيچ پايگاهى ندارد.
او از مراد مخلص آگاهى ندارد تا بتواند وى را بفريبد و در كار او دسيسه كند. بنده اى كه خداوند او را براى خود خالص گردانيده است ، همه ى سرمايه ها و زينت هاى شيطانى را رها مى كند و در نتيجه ، شيطان را در علم و عمل او بهره اى نيست به كمك اين ستون نورى سداد آور و توفيق بخش است كه امام معصوم عليه السلام از ايمان و نفاق پنهان در سينه ها آگاه مى شود. زيرا به واسطه ى آن نور، باطن چون ظاهر براى او آشكار مى گردد، بدون آن كه حجابى در كار باشد.
از اين رو حضرت رضا عليه السلام در نامه اى براى بعضى از يارانش چنين نوشت هنگامى كه مردم را مى بينيم ، آن ها را با حقيقت ايمان يا حقيقت نفاق مى شناسيم ؛ اءنا لنعرف الرجل اذا راءيناه بحقيقة الايمان و حقيقة النفاق . (94) زيرا براى كسى كه از ستون نورى بر گرفته از خيمه گاه عالم طبيعت و پر كشيده تا عنان عالم غيب برخوردار است ، قلب هاى بندگان مانند قلب هايشان هويداست ، بى آن كه حجابى باشد.شاهد گوياى مدعا، اين روايت حمزة بن عبدالمطلب بن عبدالله جعفى است نزد حضرت رضا عليه السلام رفتم در حالى كه كتاب يا كاغذى همراه داشتم و در آن از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده بود: دنيا براى صاحب اين امر امامت همچون گردويى دو نيم شده تمثل يافته است ؛ اءن الدنيا مثلت لصاحب هذا الاءمر فى مثل فلقة الجوزة . حضرت رضا عليه السلام فرمود: اى حمزه ، به خدا سوگند! اين سخن حق است ، آن را بر روى پوستى بنويس ؛ يا حمزة ، ذا والله حق فانقلوه الى اءديم . (95)