مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 

پيشگويى فتنه‏ هاى پس از پيامبر

پيامبر (ص) بعد از اطمينان به حضرت على عليه‏السلام مبنى بر تحقق آرزويش و تكرار بشارت شهادت، آن حضرت را مورد خطاب قرار مى‏دهد و انواعى از فتنه‏هايى كه به دست دنيا پرستان در دين واقع مى‏شود، بيان مى‏كند. حضرت در بيان خويش بر سه نوع فتنه تكيه مى‏كنند:يا على ان القوم سيفتنون باموالهم و يمنون بدينهم على ربهم و يتمنون رحمته و يامنون سطوته يستحلون حرامه باشبهات الكاذبه و الاهواء الساهيه، فيستحلون الخمر بالنبيذ و السحت بالهديه و الربا بالبيع. ?

1- فتنه مالى‏

اولين مساله‏اى كه پيامبر به آن اشاره مى‏كنند فتنه در اموال است. بر كسانى كه اطلاعى از فقه اسلامى دارند پوشيده نيست كه بخش عظيمى از احكام عملى اسلام درباره اموال و كسب و تجارت و امور اقتصادى است. در اسلام حقوق افراد به نيكوترين و دقيق‏ترين وجه ممكن مورد توجه شارع مقدس قرار گرفته است. ضوابط و قواعد خريد و فروش و كسب و تجارت كه شرع مقدس مسلمان‏ها را ملزم به رعايت آنها كرده است ضوابط و قواعدى است كه بر اساس مصالح واقعى زندگى اجتماعى انسان‏ها تشريع شده است، تا مردم با رعايت آنها از زندگى سالم و سعادت دنيوى و اخروى برخوردار باشند. از آن جا كه بيشترين روابط اقتصادى در جامعه بر اساس بيع و خريد و فروش انجام مى‏گيرد و قوام زندگى اجتماعى و تعاون و هم يارى بين انسان‏ها در رفع نيازهاى يكديگر بر داد و ستد و معاملات استوار است، و از طرف ديگر به دليل غريزه زياده‏طلبى در انسان، معاملات ربوى، اين بدترين و مبغوض‏ترين نوع معامله از نظر اسلام، در ميان مردم شايع بوده است، قرآن مردم را از انجام داد و ستد و معاملات ربوى به شدت منع كرده است. لحن قرآن در منع از اين كار بسيار شديد است، تا جايى كه آن را به منزله جنگ با خداوند مى‏داند: فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله؛ اگر ? دست از معاملات ربوى بر نمى‏داريد پس بدانيد با خدا اعلان جنگ كرده‏ايد.


پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمايند بعد از من مردم در اموال و روابط اقتصادى خويش دچار فتنه خواهند شد و حكم صريح قرآن را، مبنى بر حرمت ربا، ناديده خواهند گرفت و به بهانه بيع و خريد و فروش، با حيله‏هاى واهى رباخوارى خواهند كرد.

2- فتنه اعتقادى‏

آنچه هر انسان عاقلى با تمام وجود آن را تصديق مى‏كند و بعد از تصديق بايد به لوازم آن پاى بند باشد اين است كه ما انسان‏ها آفريده و بنده خدا هستيم. خداى متعال است كه عالم را خلقت نموده و ما را از نعمت وجود برخوردار كرده است و براى اين كه ما انسان‏ها به تكامل و سعادت برسيم بإ؛ششس فرستادن بهترين بندگانش همراه با كتب آسمانى، نعمت خويش را بر ما تمام كرده است. شكر و سپاس نعمت هدايت و دين، كه بزرگ‏ترين نعمت الهى بعد از نعمت وجود محسوب مى‏شود، جز با قبول بندگى و عبوديت خدا، كه اين نيز بالاترين مقام متصور در حق انسان محسوب مى‏شود، تحقق پيدا نمى‏كند.
از طرف ديگر اين خداى متعال است كه بر انسان‏ها منت دارد كه نعمت خويش را در حق آنها تمام كرده است و هدايت و دين حق را بر آنها فرو فرستاده است. راستى چه اندكند آنها كه بى قدرى و ناچيزى خود را بشناسند و به عظمت خدا و بزرگى نعمت‏هايى كه براى انسان آفريده است پى ببرند و آن همه لطف و مهربانى خدا را در حق خود درك كنند!
راستى چه قدر زشت و ناپسند و ناسپاسى است كه انسان نادان بر خدا منت داشته باشد كه هدايت و راهنمايى او را پذيرفته است. غافل از آن كه خدا بر ما منت دارد؛ زيرا او ما را به دين حق هدايت كرده است.
قرآن كريم خطاب به پيامبر (ص) مى‏فرمايديمنون عليك ان اسلموا قل لا تمنوا على اسلامكم بل الله يمن عليكم ان هديكم للايمان ? مردم بر تو منت مى‏نهند كه اسلام آورند؟! بگو اسلام آوردن خود را بر من منت نگذاريد، بلكه اين خداست كه بر شما منت دارد كه شما را به ايمان هدايت كرده است. اين شما هستيد كه بايد با بندگى و اطاعت و عبادت، اين حق را به طور شايسته ادا كنيد، نه آن كه به بهانه ايمان آوردن خود رإ؛ص‏ص‏ف صاحب حق بدانيد و از خداى متعال طلبكار باشيد. بنابراين در بينش دينى، اصل بر بندگى و عبوديت و تسليم در مقابل خداست، نه بر منيت و روح استكبارى در مقابل خدا. پيامبر صلى الله عليه و آله داشتن روحيه منيت و استكبارى به جاى آن كه خدا را بر نعمت دين و هدايت شكر گزار باشند و از او به خاطر دين حق ممنون باشند، بر خدا منت دارند كه دين را پذيرفته‏اند و خود را صاحب حق و طلبكار خدا مى‏دانند و از خدا (از موضع طلبكارانه) انتظار پاداش و رحمت دارند! همچنين در قبال ايمان آوردن خود را مستحق هيچ نوع مجازاتى نمى‏دانند. هر چند خداى متعال هيچ مجازاتى را بدون دليل بر بنده‏اى روا نمى‏دارد، لكن پيامبر (ص) داشته چنين روحيه‏اى را فتنه در دين مى‏داند؛ زيرا صاحبان چنين روحيه‏اى، آن جا كه رعايت دستور دينى با خواسته‏هاى نفسانى آنها سازگارى ندارد به راحتى با توجيهات نابجا در صدد فريب خويش و ديگران بر مى‏آيند. بنابراين، داشتن روحيه استكبارى مذكور در مقابل خدا با حقيقت دين و روح اسلام، كه چيزى جز تسليم در مقابل دين خدا نيست، ناسازگار است.

3- توجيهات دروغين؛ خطرناك‏ترين فتنه‏

خطرناك‏ترين فتنه در دين، كه پيامبر صلى الله عليه و آله را نگران كرده و با در ميان گذاشتن آن با حضرت على عليه‏السلام مردم را بدان هشدار داده است فتنه و توطئه تحريف در دين و تحليل محرمات الهى در مقام اعتقاد است. هر چند عدم رعايت احكام شريعت در مقام عمل و داشتن روحيه استكبارى در مقابل خداوندى پروردگار، گناهى بس بزرگ است، لكن خطرناك‏تر از آن اين است كه انسان در صدد برآيد براى گناهان و اعمال ضد دينى خود توجيهات واهى و دروغين دست و پا كند و به خواسته‏هاى نفسانى خود رنگ دين و شريعت بزند.
در اين صورت شيطان با تمام قوا به كمك دنياپرستان به ظاهر مسلمان مى‏شتابد تا آنها را در القاى شبهات و تحريف احكام دين يارى رساند.
پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد فتنه جويان براى تأمين خواسته‏هاى نفسانى خود با توسل به شبهات و توجيهات دروغين و تخيلات واهى در صدد برمى‏آيند تا محرمات الهى را حلال نمايند و با دين خدا بازى كنند.
آنچه تذكر آن ضرورى مى‏نمايد و پيامبر نيز در بيان وظيفه حضرت على عليه‏السلام در مقابل فتنه‏ها و فتنه گران، بدان توجه مى‏دهد مساله تداوم چنين فتنه‏گرى‏هاى است كه تا ظهور حضرت صاحب الامر، امام زمان عليه‏السلام ادامه دارد، آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان حلال كردن شراب به بهانه اين كه شراب همان كشمش حلال است يا حلال دانستن رشوه به بهانه هديه، و يا حلال دانستن ربا خوارى به بهانه خريد و فروش، بيان كردند تنها نمونه‏هايى از انواع فتنه‏هايى است كه در دين واقع مى‏شود نه اين كه مساله فقط به همين موارد ختم شود.
امروز نيز كسانى در ميان مسلمانان زندگى مى‏كنند و به حسب ظاهر مسلمانند و هرگز خود را از رقبه اسلام خارج نمى‏دانند اما به لحاظ روحى چنان نيستند كه احكام الهى را از روى طوع و رغبت پذيرا باشند اينان كه بعضا داراى موقعيت اجتماعى نيز هستند از سويى تحت تاثير فرهنگ غرب خود باختگى شده‏اند و از هويت دينى خود فاصله گرفته‏اند و از طرفى اطلاعات آنها از معارف دين ناكافى است در اين حال اى افراد بى آن كه كمترين صلاحيت اظهار نظر در باب مسائل تخصصى دين را داشته باشند و در مقام قضاوت مى‏نشيند و گاه تحت تاثير القائات شيطان و تشويق دشمنان دين قرار مى‏گيرند و خواسته يا ناخواسته چنان سخن مى‏گويند كه جز به معناى انكار دين خارج شدن از رقيه اسلام نيست، براى مثال اگر كسى بگويد قوانين اسلام اختصاص به زمان صدر اسلام و مردمان آن روزگار داشته و احكام و دستورات آن متناسب با جوامع صدر اسلام بوده است و در زمان حال و در آستانه قرن بيست و يكم، قرآن و احكام اسلام براى اداره جامعه كافى نيست و بايد احكام و دستورات آن را طبق صلاحديد و خواست انسان‏ها تغيير داد، يا اين كه كسى بگويد مردمان قرن بيست و يكم پيامبرى متناسب با زمان خود نياز دارند، چنين سخنانى هر چند به معناى انكار دين تلقى مى‏شود؛ لكن خود اين سخنان در درجه اول، نشانه عدم شناخت صحيح از دين و احكام آن است. بجاست صاحبان چنين تفكراتى قبل از اظهار نظر و سخن گفتن، درست به معنا و لوازم و عواقب سخن خويش توجه كنند. در آن صورت شايد از گفتن سخنانى كه بوى فتنه در دين از آن مى‏آيد پرهيز كنند و خود را از دام شيطان و دشمنان اسلام و قرآن نجات دهند.

[ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 07:03 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران