مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

از آیه ی «واذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما» (30) به دست می آید که ابراهیم خلیل ( علیه السلام) پس از مقام نبوت و رسالت . به مقام امامت رسیده است، از این روی باید گفت، مقام امامت، بالاتر و برتر از مقام نبوت و رسالت است .

گواه بر این که مقام امامت پس از مقاله نبوت و رسالت به وی اعطا شده، این است که آزمون هایی که خداوند ابراهیم ( علیه السلام) را به آن ها آزمود، در دوران نبوت و رسالت او بوده است، مانند احتجاج او با پرستندگان ستارگان و ماه و خورشید، و احتجاج او با آذر و نمرود، و نیز جریان ذبح فرزندش ا سماعیل گذشته از این، در احادیثی که از اهل بیت ( علیهم السلام) روایت شده، به این مطلب تصریح شده است که خداوند، مقام امامت را پس از مقام نبوت و رسالت به ابراهیم ( علیه السلام) اعطا کرده است . در حدیثی از امام صادق ( علیه السلام) روایت شده که فرمود: «خداوند، پیش از آن که ابراهیم را به نبوت برگزیند، به بندگی خویش برگزید، و پیش از آن که او را به رسالت برگزیند، به نبوت برگزید، و پیش از آن که او را به عنوان خلیل خود برگزیند، به رسالت برگزید، و یکی از آن که مقام امامت را به او عطا کند، او را به عنوان خلیل خویش برگزید، (31) پس از آن که آن مقامات برای او حاصل گردید . فرمود: انی جاعلک للناس اماما .» .

در احادیث ائمه ی طاهر ( علیهم السلام) تفاوت نبی و رسول به این دانسته شده است که نبی، فرشته ی وحی را در خواب می بیند، و رسول، فرشته را بیداری مشاهده می کن . با توجه به این تفاوت و مراتب یاد شده درباره ی خوب ابراهیم (نبوت، رسالت، خلت، امامت) از آیات قرآن به روشنی به دست می آید .

آیه ی «واذکر فی الکتاب ابراهیم انه کان صدیقا نبیا، اذ قال لابیه یا ابت لم تعبد ما لایسمع ولایبصر ولایغنی عنک شیئا (32) » بر مقام نبوت حضرت ابراهیم ( علیه السلام) دلالت می کند .

آیه ی «ولقد جاء ت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاما قال سلام (33) » بر مقام رسالت ابراهیم دلالت می کند . این، در دوران بزرگ سالی حضرت ابراهیم ( علیه السلام) بوده است، آن گاه تر که از پدر و قوم خود را جدا شده بود .

آیه ی «واتبع ملة و ابراهیم حنیفا واتخذالله ابراهیم خلیلا (34) » مقام خلت ابراهیم است که پس از آن که دارای مقام رسالت بود و شریعت حنیف به او وحی شده بود، به ان دست یافت .

آن گاه تر از همه ی امتحانات الهی سرافراز بیرون آمد، مقام به امامت رسید (35) .

با توجه به مطلب یاد شده، شی و اشکالی که در این جا مطرح می شود، این است که «مفاد بحث های پشین، این شد که پیامبران الهی، امامان و پیشوایان بشر بوده اند; یعنی، در عین این که دارای مقام نبوت و راسلت بوده اند، مقام امامت نیز داشته اند، در این صورت، می توانی مقام رسالت را از نبوی، و مقام امامت رااز آن دو جدا ساخت » .


پاسخ

در مطلب یاد شده که هر دو از قرآن کریم به دست می آیند، با هم ناسازگار نیستند; چرا که آن چه از آیات دسته ی نخست (آیاتی که بر امامت پیامبران الهی دلالت دارند) به دست می آید، جز این نیست که پیامبران الهی، دارای مقام امامت نیز بوده اند، اما این که این مقام در چه زمانی به آنان اعطا شده است، از این آیات، چیزی به دست نمی آید . این طلب، از آیات مربوط به امامت ابراهیم ( علیه السلام) و نیز احادیث یاد شده به دست می آید . مطابق این ایات و روایات، مقام امامت، پس از امقام نبوت و رسالت، پیامبران الهی اعطا شده است .

توضیح این که مقام نبوت، یعنی این که فردی به عنوان پیامبر الهی برگزیده شده و مخاطب وحی نبوت قرار گرفته است . او، با داشتن چنین مقامی، از حقایق و اخبار غیبی خبر دارد . اما هنوز به مقام ابلاغ شریعت الهی به بشر برگزیده نشده است . فی المثل، پیامبر گرامی اسلام، تا قبل از آل که به مقام رسالت برگزیده شود (قبل از چهل سالگی) از مقا نبوت برخوردار بود .

بنابراین، مقام رسالت، مقامی است که پیامبر، ماموریت ابلاغ شریعت الهی را به بشر عهده دار می گرد و سرانجام، به مقام امامت می رسد; یعنی، مقامی که در اندیشه ی و گفتار و رفتار، مقتدای بشر می گردد، چه آن چیزی را که به عنوان وحی برای بشر فرا می خواند، و چه آن چیزی را که به عنوان تفسیر و تبیین وحی الهی به آنان می آموزد; چرا که امامت، به معنای مقتدا بودن فردی برای دیگران در گفتار و رفتار است . (36)

بدیهی است همه ی پیامبرانی را که خداوند برای هدایت و رهبری بشر فرستاده است، مقامات سه گانه مزبور را داشته اند همان گونه که همگی خلفای الهی در زمین بوده اند .

البته، همان طور که قرآن کریم تصریح کرده است، پیامبران، از نظر فضایل و کمالات وجودی، متفاوت بوده اند . مثلا فرموده است: «تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض (37) » نیز فرموده است: «ولقد فضلنا بعض النبیین علی بعض (38) » .

آری، پیامبران الهی، از این جهت که از هدایت ویژه، یعنی هدایت بی واسطه ی الهی برخوردار بوده اند، بر همه ی کسانی که فاقد چنین هدایت ویژه ای بوده اند، برتری داشته اند: «وکلا فضلنا علی العالمین (39) » پیامبران را بر همه ی جهانیان برتری دادیم .

مقصود از «العالمین » کسانی اند که فاقد ویژگی هدایت بی واسطه ی الهی بوده اند . از این روی، اگر با دلائل عقلانی یا وحیائی اثبات شود که غیر از پیامبران نیز از چنین هدایت ویژه ای برخوردار بوده اند، افضلیت پیامبران به آنان از این جهت (هدایت بی واسطه الهی) اثبات نخواهد شد . (40) بررسی جوانب این مسئله، به حال دیگری نیاز دارد .

[ چهارشنبه 15 شهریور 1391 ] [ 08:57 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران