يك حقيقت نورانى
اگر امام يك مساءله ى علمى را نداند يا در امرى علمى دچار لغزش شود يا در يك حكم الاهى دچار سهو شده يا وحى آسمانى را فراموش كند يا از طريق وساوس نفسانى آن وحى را تفسير كند - معاذ الله - قطعا در اين موارد از قرآنى كه مصون از اين امور است ، جدا خواهد شد. در صورتى كه پيامبر صادق مصدق و امين بر وحى خداوند، آشكارا خبر داده است كه هرگز اين دو عترت و قرآن از يكديگر جدا نمى شوند... .
چنان كه نظريه ى مردود و ساختگى درباره ى تحريف قرآن ، به جدايى قرآن از عترتى حكم مى كند كه از هر جهت مصون و معصوم است خداوند تمسك تام به هر دو را به ما روزى فرمايد و هيچ گاه ميان ما و آن دو جدايى نيفكند و به ما توفيق دهد كه ميان هيچ يك از اين بزرگان و سروران دين جدايى نيندازيم . چون ايشان از يك حقيقت نورانى هستند.حضرت رضا عليه السلام به ابن اءبى سعيد مكارى مى فرمايد: گزارش رسيده كه تو نيز ادعاى پدرت را در سر مى پرورانى ! تو را چه مى شود؟ خداوند نور تو را خاموش كند و فقر را در خانه ات آورد! آيا نمى دانى كه خداوند به عمران وحى كرد كه من پسرى به تو عطا مى كنم و مريم را به او بخشيد و به مريم عيسى را عطا فرمود؛ پس عيسى از مريم است و مريم از عيسى و مريم و عيسى يك چيزند. من نيز از پدرم و پدرم از من است و من و پدرم يك چيز هستيم ؛ اءبلغ من قدرك اءن تدعى ما ادعى اءبوك ؟ ما لك اءطفاء الله نورك اءدخل الفقر بيتك ، اءما علمت اءن الله اءوحى الى عمران عليه السلام : اءنى واهب لك ذكرا، فوهب له مريم و وهب لمريم عيسى فعيسى من مريم و مريم من عيسى و مريم و عيسى شى ء واحد، و اءنا من اءبى و اءبى منى و اءنا و اءبى شى ء واحد . (111)
تفاوت ائمه در مقام ظهور
راز مطلب در آن است كه حقيقت ولايت و امامت و خلافت و ديگر حقايق انسانى يك امر نورانى تعدد ناپذير است ؛ اگر چه در جايگاه كثرت به صورت هاى متعددى تجلى دارد. از اين رو اولياى كامل ، بعضى از بعض ديگرند و در اصل پيدايش با يكديگر تفاوتى ندارند، اما در مقام ظهور و بروز متفاوتند. از بارزترين مصاديقش اين روايت مشهور نبوى است ؛ حسين منى و انا من حسين حسين از من است و من از اويم . (112)از آن جا كه ملاك اتحاد، خلوص ايشان براى خداى يگانه ى قهار و نيز فناى ايشان در پيشگاه خداوند سبحان است ، بعضى از ايشان از بعض ديگر است و كلام هر يك از ايشان همان كلام ديگرى است و سخن همه ى آن ها سخن آفريننده و معلم ايشان يعنى خداى متعالى است هشام و حماد و غير آن ها از ابا عبدالله عليه السلام چنين نقل كرده اند: حديث من حديث پدرم و حديث او حديث جدم و حديث او حديث حسين و حديث او حديث حسن و حديث او حديث امير المؤ منين عليه السلام و حديث او حديث رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و حديث او سخن خداى بزرگ است ؛ حديثى حديث اءبى و حديث اءبى حديث جدى و حديث جدى حديث الحسين ، و حديث الحسين حديث الحسن و حديث الحسن حديث امير المؤ منين و حديث امير المؤ منين عليه السلام حديث رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و حديث رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قول الله عز و جل . (113)بنابراين ، اوليا بسان انبيا عليهم السلام هستند. كسى كه حكم وحدت بر او چيره گردد و آن ها را در يك قالب نورى ببيند، وى مى گويد: لا نفرق بين اءحد منهم (114) و كسى كه حكم كثرت بر او غلبه كند و ايشان چون انوار متعدد بنگرد، او مى گويد: تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض . (115) پس ، از جهتى وحدت و از جهت ديگرى كثرت است ، بدون آن كه ميان اين وحدت و كثرت منافاتى باشد.اين تفاوت ، حقيقتى است كه در سلوك سالك الى الله هست . چون شهود سالكى كه بر صراط مستقيم سير مى كند، از جهتى با بيرون مطابق است و از جهت ديگر از دايره ى نفس و درجات سير او خارج نمى شود؛ اين ، تفاوتى اعتبارى نيست ، مانند آن چه در علوم اعتبارى است .
بهشت هاى كتاب شرايط شناخت قرآن و موانع آن را در بر دارد و معارفى برگرفته از قرآن را در پرتو نور سخنان حضرت رضا عليه السلام بيان مى كند.