|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
قرآن ميفرمايد: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات» (بقره/277) عمل صالح يعني چه؟ كار درست! در اذان «حي علي خير العمل» خير العمل يعني عمل خوب. عمل خوب و عمل صالح هماني است كه امروز به آن استاندارد ميگويند ريشهاش فرانسوي است. استاندارد يعني كار درست. كار درست را كسي انجام ميدهد كه خودش آدم درستي باشد. اگر آدم دين فروش، كم وجدان و بيوجدان باشد، حاضر است يك غذا و داروي غير استانداردي را بفروشد، صدها ميليون يا ميلياردها سود ببرد، اگر آدمها استاندارد شوند، كارها استاندارد ميشود. اگر تمام فرمولها باشد، براي بازرسي كه ميرود با رشوه خيانت ميكند!يكي هم كلمهي «ميزان» است. يعني كارها، استاندارد است. «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه» (يوسف/22) «أَشُد» «شَد» يعني گره زدن. يعني كارهايش محكم است، آبكي نيست. ما ميگوييم: سد سازي. كلمهي «سد» عربي است. سد يعني محكمكاري، قرآن ميفرمايد: حرف ميزني «قَوْلاً سَديداً» (نساء/9) يعني حرفهايت منطقي باشد كه با يك استدلال قويتر حرفت رد نشود. «أُحْكِمَتْ آياتُه» (هود/1) «حكيم، محكم، استحكام» يعني كار درست باشد. محكم باشد. مثل كلمهي «أَتْقَن» (نمل/88) «قسطاس» يعني ترازو. «قسطاس مستقيم» ترازوي درست. چون گاهي وقتها جنس را ميكشد اما ترازويش مشكل دارد. متر ميكند اما مترش كوتاه است. دو سانت كم است و ظرف اندازهگيري (كيل) هم ايراد دارد. تقدير الهي «قدر» «إِنَّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ» (قدر/1) مقدار، اينكه ميگويند: استاندارد نيست يعني مقدار قندش، مقدار چربياش به هم خورده است. ميفرمايد: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌْ مِّنْ أَلْفِ شهَْرٍ» (قدر/3) شب قدر از هزار ماه بهتر است، چون شب قدر يعني شب اندازهگيري، همه چيز حساب شده است. «كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» (رعد/8) همه چيز حساب و كتاب دارد. «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» (قمر/49) همه چيز فرمول دارد. «فَقَدَّرَهُ تَقْديراً» (فرقان/2) خداوند ميفرمايد: من آفرينش را استاندارد خلق كردم. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلىَ الَّذِى خَلَقَ فَسَوَّى» (اعلي/1 و2) «سَوَّي» يعني ميزان! يعني استاندارد. مثل سلول استخوان پا بايد طوري باشد كه بدن را تحمل كند. اشك چشم بايد طوري باشد كه چشم را حفظ كند. چون چشم از پي است. پي اگر با آب نمك قاطي نباشد، خراب ميشود. اين چشم را خدا در آب نمك خوابانده است. اشك ما شور است. به اندازهاي هم بايد توليد شود كه مرتب اشك نريزيم. آب دهان به اندازه توليد شود. وگرنه اگر زياد ميشد هركس يك سطل هم زير چانهاش بود. و اگر كم بود همهي ما بايد يك شيلنگ كنار دهانمان باشد. چون كم ميآورديم. شما اسكناس ميشماري كم ميآوري، دستت را به يك رطوبت ميزني. روي پوست زانو يك مقدار پوست اضافه است؛ براي اينكه اگر زانو خواست خم شود، كم نيايد. در عوض زير زانو نيست. چون هيچكس نميخواهد پايش از آن طرف خم كند. تمام هستي روي فرمول است. احكام خدا روي فرمول است. استاندارد دارد. اگر كسي انساني را بكشد، صد تا شتر جريمهاش است. عضوهايي هم كه دو تا است، اگر قطع كند آن هم صد تا. مثلاً دو تا چشم، دو تا گوش، دو تا دست، دو تا پا، دو تا كليه، به لب كه ميرسد، ميگويد: لب بالا چهل تا، لب پايين شصت تا. چرا؟ حضرت فرمود: لب بالا را كسي ببرد، ميتواني آب بخوري. فقط دندانهايت پيداست و زشت ميشوي. اما اگر كسي لب پايين را ببرد، هم دندانهايت پيداست و هم نميتواني آب بخوري. هرچه ميخوري پايين ميريزد. چون نقش لب پايين بيشتر است، ده تا شتر هم اضافه است. اينها استاندارد نيست؟ ما اكسيژن ميگيريم كربن ميدهيم. در عوض برگ درختها كربن ميگيرند و اكسيژن ميدهند. اگر همه اكسيژن بگيرند و كربن بدهند، خفه ميشويم. وزن آب، وزن چوب، وزن هر فلزي، تمام هستي روي فرمول است. فقط يك موجود بيفرمول در زندگي كردن داريم اين هم اسمش انسان است. [ شنبه 02 اردیبهشت 1391 ] [ 09:50 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(4)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||