مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

O اكنون با هم به چند نمونه تاريخى تقدّم و پيشى گرفتن مردم بر خدا ورسول كه در تفاسير و روايات مطرح شده است توجّه مى كنيم :1 در عيد قربان گروهى قبل از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قربانى كردند، به آنان گفته شد: (لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله )(5)2 گروهى قبل از آنكه ماه رمضان ثابت شود روزه گرفتند. به آنان گفته شد: (لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله )3 پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله گروهى را براى تبليغ نزد كفّار فرستاد، كفّار مبلّغان پيامبر را كشتند، ولى سه نفر از آنان فرار كردند. اين سه نفر در بازگشت در مسير فرار دو نفر از قبيله كفّار (بنى عامر) را ديدند و به انتقام دوستان شهيد خود آنها را كشتند (در حالى كه آن دو نفر بى تقصير بودند). قرآن آنان را به خاطر اين عمل خودسرانه توبيخ كرد كه چرا بدون دستور پيامبر دست به اين عمل زديد؟ (لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله )(6)4 امام عليه السلام به شخصى فرمود: اين دعا را بخوان : ((يا مقلّب القلوب )) شنونده اين گونه گفت : ((يا مقلّب القلوب والابصار)) امام فرمود: ما كلمه ((ابصار)) را نگفته بوديم ، قرآن مى فرمايد: از خدا و پيامبر جلو نيفتيد. (لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله )(7)5 قوم بنى تميم از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امير ومسئول خواستند. خليفه اوّل و دوّم هر كدام شخصى را پيشنهاد كردند و با هم مشاجره مى كردند كه كانديداى من بهتر است ، آيه نازل شد؛ (لاتقدّموا بين يدى اللّه ... و لاترفعوا اصواتكم )(8)6 امام عليه السلام در آموزش دعا به شخصى فرمود: اين دعا را بخوان : ((لااله الاّ اللّه ...)) تا آنجا كه مى فرمايد: ((يُحيى و يُميت )) شنونده از پيش خود جمله اى اضافه كرد و گفت : ((و يميت و يحيى )) حضرت فرمودند: جمله تو صحيح است ، امّا آنچه من مى گويم بگو و سپس آيه (لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله ) را براى او تلاوت فرمودند.(9)7 بعضى از اصحاب پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله خواب و خوراك و آميزش با همسر را بر خود حرام كردند، حضرت ناراحت شده و به منبر رفتند و فرمودند: من خودم غذا مى خورم ، مى خوابم ، با همسرم زندگى مى كنم و راه و روش من اين است ، پس هر كس از اين راه پيروى نكند، از من نيست . ((فمَن رَغِب عن سنّتى فليس منّى ))(10)8 با اين كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله ازدواج موقّت را قانونى اعلام فرمودند، خليفه دوّم گفت : من آن را حرام كردم . اين خود پيش افتادن از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه در اين آيه از آن نهى شده است . (لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله )9 در سال هشتم هجرى كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله با مردم براى فتح مكه از مدينه حركت كردند، بعضى از مسلمانان در اين سفر روزه خود را افطار نكردند (با اين كه مى دانستند مسافر روزه ندارد و مى ديدند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله افطار كرده است ). اينها كسانى هستند كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيشى مى گيرند. (لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله )10 در اديان قبل از اسلام نيز نمونه هايى از پيشى گرفتن را مى بينيم . مثلاً با اين كه حضرت مسيح فرزند مريم و بنده خدا بود، او را تا مرز خدايى پيش ‍ بردند كه قرآن آنان را از غلوّ در دين باز داشت .




نمونه هاى تخلّف و بازماندن 

O همان گونه كه پيش افتادن از خدا ورسول او ممنوع است ، عقب ماندن و پس افتادن از فرمان آنان نيز ممنوع است . آن گاه كه خدا و رسول و جانشينان بر حقّ آنان مردم را براى مسئله اى فرا مى خوانند، بايد با سرعت و سبقت ، آگاهانه و عاشقانه ، آن دعوت را لبيك گفت . در آياتى از قرآن از كسانى كه به همراه فراخوانى و بسيج از خود سنگينى به خرج مى دهند، به شدّت انتقاد شده است . (اثّاقلتم الى الارض )(11) در اين زمينه نيز به نمونه هايى توجّه مى كنيم :الف : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در آستانه رحلت ، لشگرى را براى دفاع به منطقه اى بسيج كرد و فرمانده آن را جوانى به نام ((اُسامه )) منصوب نمود و فرمود: خدا لعنت كند هر كس كه از لشگر اُسامه تخلّف كرده و سرباز زند، امّا عدهّاى تخلّف كردند.ب : در آيات قرآن از كسانى كه به خاطر تخلّف از فرمان پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله به جبهه نرفتند و براين امر شادمان بودند، انتقاد شديد شده است . (فَرِح المخلّفون بمَقعَدهم خلاف رسول اللّه )(12)ج : در جنگ اُحد با اينكه در حمله اوّل مسلمانان پيروز شدند، ولى به خاطر تخلّف از دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه 50 نفر را در شكاف كوه هاى اُحد مسئول مرزبانى قرار داده بود، و آنان به عشق جمع آورى غنائم منطقه را رها كردند، عاقبت جنگ با شكست مسلمين و شهادت حضرت حمزه عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و جمعى از ياران با وفاى حضرت ، پايان يافت .قرآن دليل شكست اُحد را در سه كلمه بيان كرده است : سستى ، اختلاف و تخلّف از فرمان . (حتّى اذا فَشِلتم و تَنازَعتم فى الامر و عَصيتُم )(13)د: بارها در نهج البلاغه حضرت على عليه السلام افراد سنگدل يا ترسو و كسل را به شدّت سرزنش كرده و تعبيراتى از قبيل اينكه شما لاشه هاى بى روح هستيد!، شما در قيافه مرد هستيد امّا مردانگى نداريد!(14) و امثال آن به كار برده است .بنابراين آنچه خداوند از ما مى خواهد، نه پيش افتادن است نه پس افتادن ، بلكه همراه بودن و هم فكر و همكار بودن است . (والّذين معهم ...)

[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 08:20 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران