مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

گـرچـه در بـسـيارى از آيات قرآن , سخن از نعمتهاى مادى بهشت است ولى دركنار اين نعمتها اشـاره به نعمتهاى معنوى مهمترى نيز شده است , مثلا در آيه 72سوره توبه مى خوانيم : ((خداوند بـه مـردان و زنـان بـا ايـمان , باغهائى از بهشت وعده داده كه از زير درختانش نهرها جارى است , جـاودانه در آن خواهند بود, ومسكن هاى پاكيزه در اين بهشت جاودان دارند, همچنين خشنودى پروردگار كه ازهمه اينها بالاتر است و اين است رستگارى بزرگ )).آيـه 26 ـ شـان نزول : هنگامى كه در آيات قرآن , مثلهائى به ((ذباب )) (مگس ) و((عنكبوت )) نازل گرديد, جمعى از مشركان اين موضوع را بهانه قرار داده زبان به انتقاد گشودند و مسخره كردند كه اين چگونه وحى آسمانى است كه سخن از((عنكبوت )) و ((مگس )) مى گويد؟ آيه نازل شد و با تعبيراتى زنده به آنها جواب داد.

تفسير: آيا خدا هم مثال مى زند؟!.

نـخـست مى گويد: ((خداوند از اينكه به موجودات ظاهرا كوچكى مانند پشه ويا بالاتر از آن مثال بزند هرگز شرم نمى كند)) (ان اللّه لا يستحيى ان يضرب مثلا مابعوضة فما فوقها) مثال وسيله اى اسـت بـراى تجسم حقيقت , گاهى كه گوينده درمقام تحقير و بيان ضعف مدعيان است بلاغت سخن ايجاب مى كند كه براى نشان دادن ضعف آنها, موجود ضعيفى را براى مثال انتخاب كند مثلا در آيـه 73 سـوره حـج مـى خـوانـيـم : ((آنـهـا كـه مـورد پرستش شما هستند هرگز نمى توانند ((مـگـسـى ))بـيـافرينند اگرچه دست به دست هم بدهند, حتى اگر مگس چيزى از آنها بربايد آنهاقدرت پس گرفتن آن را ندارند, هم طلب كننده ضعيف است و هم طلب شونده )).

در ايـنـكـه منظور از ((فمافوقها)) (پشه يا بالاتر از آن ) چيست ؟ مفسران دوگونه تفسير كرده اند: گـروهـى گـفـته اند ((بالاتر از آن در كوچكى )) است , زيرا مقام , مقام بيان كوچكى مثال است , و بـرترى نيز از اين نظر مى باشد, اين درست به آن مى ماند كه گاه به كسى بگوئيم تو چرا براى يك تـومـان اينهمه زحمت مى كشى شرم نمى كنى ؟او مى گويد شرمى ندارد من براى بالاتر از آن هم زحـمـت مى كشم حتى براى يك ريال ! بعضى ديگر گفته اند: مراد ((بالاتر از نظر بزرگى )) است , يـعـنـى خـداونـد هـم مثالهاى كوچك را مطرح مى كند و هم مثالهاى بزرگ را ـ ولى تفسير اول مـنـاسـبـتـربـنـظـر مـى رسـد ـ سـپـس در دنـبال اين سخن مى فرمايد: ((اما كسانى كه ايمان آورده اندمى دانند كه آن مطلب حقى است از سوى پروردگارشان )) (فاما الذين آمنوافيعلمون انـه الحق من ربهم ) آنها در پرتو ايمان و تقوا از لجاجت و عناد و كينه توزى با حق دورند ((ولى آنها كه كـافرند مى گويند: خدا چه منظورى از اين مثال داشته كه مايه تفرقه و اختلاف شده , گروهى را بـه وسـيله آن هدايت كرده , و گروهى راگمراه ))؟! (و اما الذين كفروا فيقولون ماذآ اراداللّه بهذا مثلا يضل به كثيرا و يهدى به كثيرا).
ولـى خـداوند به آنها پاسخ مى گويد كه ((تنها فاسقان و گنهكارانى را كه دشمن حقند به وسيله آن گمراه مى سازد)) (و ما يضل به الا الفاسقين ) منظور از ((فاسقين ))كسانى هستند كه از راه و رسـم عبوديت و بندگى پا بيرون نهاده اند زيرا ((فسق )) از نظرلغت به معنى خارج شدن هسته از درون خـرمـا اسـت سـپس در اين معنى توسعه داده شده و به كسانى كه از جاده بندگى خداوند بيرون مى روند اطلاق شده است .


هدايت و اضلال الهى .

هـدايت و ضلالت در قرآن به معنى اجبار بر انتخاب راه درست يا غلطنيست , بلكه به شهادت آيات مـتـعددى از خود قرآن ((هدايت )) به معنى فراهم آوردن وسائل سعادت و ((اضلال )) به معنى از بين بردن زمينه هاى مساعد است , بدون اينكه جنبه اجبارى به خود بگيرد.(آيه 27) ـ.زيانكاران واقعى !. از آنـجـا كـه در آيه قبل , سخن از اضلال فاسقان بود در اين آيه با ذكر سه صفت فاسقان را معرفى مـى كـنـد: 1ـ ((فـاسقان كسانى هستند كه پيمان خدا را پس از آنكه محكم ساختند مى شكنند)) ((الذين ينقضون عهداللّه من بعد ميثاقه ) انسانها درواقع پيمانهاى مختلفى با خدا بسته اند, پيمان تـوحـيـد و خـداشـنـاسى , پيمان عدم تبعيت از شيطان و هواى نفس , فاسقان همه اين پيمانها را شكسته , واز خواسته هاى دل و شيطان پيروى مى كنند. 

اين پيمان كجا و چگونه بسته شد؟.

در واقـع خـداوند هر موهبتى به انسان ارزانى مى دارد, همراه آن عملا پيمانى با زبان آفرينش از او مـى گيرد, به او چشم مى دهد, يعنى با اين چشم حقايق را ببين ,گوش مى دهد يعنى صداى حق را بـشـنو و به اين ترتيب هرگاه انسان از آنچه در درون فطرت او است بهره نگيرد و يا از نيروهاى خداداد در مسير خطا استفاده كند, پيمان خدا را شكسته است آرى فاسقان , همه يا قسمتى از اين پيمانهاى فطرى الهى رازيرپا مى گذارند.
2ـ سپس به دومين نشانه آنها اشاره كرده مى گويد: ((آنها پيوندهائى را كه خدادستور داده برقرار سـازنـد قـطـع مى كنند)) (و يقطعون م امراللّه به ان يوصل ) اين پيوندها شامل پيوند خويشاوندى , پيوند دوستى , پيوندهاى اجتماعى , پيوند وارتباط با رهبران الهى و پيوند و رابطه با خداست .
3ـ نـشـانه ديگر فاسقان , فساد در روى زمين است مى فرمايد: ((آنها فساد درزمين مى كنند)) (و يفسدون فى الا رض ) و در پايان آيه مى گويد: ((آنها همان زيانكارانند)) (اولئك هم الخاسرون ) چه زيـانـى از ايـن بـرتـر كـه انـسان همه سرمايه هاى مادى و معنوى خود را در طريق فنا و نيستى و بدبختى و سيه روزى خود به كاربرد؟!.

 

اهميت صله رحم در اسلام .

گـرچـه آيـه فـوق از احـترام به همه پيوندهاى الهى سخن مى گفت , ولى پيوندخويشاوندى يك مصداق روشن آن است اسلام نسبت به صله رحم و كمك وحمايت و محبت نسبت به خويشاوندان اهميت فوق العاده اى قائل شده است وقطع رحم و بريدن رابطه از خويشاوندان و بستگان را شديدا نـهى كرده است , زشتى و گناه قطع رحم به حدى است كه امام سجاد(ع ) به فرزند خود نصيحت مـى كـنـد كـه از مـصـاحبت با پنج طايفه بپرهيزد, يكى از آن پنج گروه كسانى هستند كه قطع رحـم كـرده انـد: ((بـپـرهـيـز از معاشرت با كسى كه قطع رحم كرده كه قرآن او را ملعون و دور ازرحمت خدا شمرده است )).

[ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 10:10 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران