|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
«و يعلّمكم ما لم تكونوا تعلمون»(218) انبياى الهى علومى را به انسانها تعليم مىدهند كه بدون وحى و رسالت دسترسى به كليّات و جزئيات آن سلسله از علوم و دانشها ممكن نيست و به تعبير ديگر، اگر نعمت وحى و نبوّت نبود، انسانها در شئون دينى خود متحيّر بودند و نمىدانستند به چه كيفيّت مىبايست انجام وظيفه كنند.(219) خداوند ولىّ مؤمنان است و آنها را از هر تيرگى و تاريكى مىرهاند و به سوى نور مىبرد؛ «اللّه ولىّ الّذين ءامنوا يخرجهم من الظّلمات إلى النّور».(220)بنا بر اين، هدف از نزول وحى آن است كه انبياى الهى مردم را نورانى كنند. از اين رو، قرآن كريم در بارهى حضرت موسىعليه السلام مىفرمايد: «و لقد أرسلنا موسى باياتنا أن أخرج قومك من الظّلمات إلى النّور».(221) چه اين كه در بارهى رسول اكرمصلى الله عليه وآله مىفرمايد: «الر كتاب أنزلناه إليك لتخرج النّاس من الظّلمات إلى النّور».(222) وحى به صورتهاى گوناگون بر پيامبران نازل مىشد. كه در آيهى زير به همهى اقسام آن اشاره شده است؛ «و ما كان لبشر أن يكلّمه اللّه الاّ وحياً أو من وراء حجاب أو يرسل رسولاً فيوحى باذنه ما يشاء انّه علىّ حكيم».(223) الف - الاّ وحياً؛ در اين قسم از وحى، هيچ گونه واسطهاى در ميان نيست و خداوند با پيامبر خود بدون هيچ واسطه و حجابى سخن مىگويد؛ يعنى بعضى از انبيا در حالات خاصى، كلام خدا را بدون واسطه مىشنيدند. علامه طباطبايىقدس سره در ذيل آيهى فوق اين نوع وحى را مربوط به سخن گفتن خداوند با پيامبر دانسته است كه حتّى جبرئيل نيز واسطهى ميان پيامبر و خدا نبوده است. برخى از مفسران نيز مىگويند: دو آيهى اخير سورهى بقره را پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله در شب معراج بلا واسطه دريافت كرده است. هماره در برابر ادّعاى انبيا، مدّعيان كاذبى بودهاند كه اين مقام و منصب الهى را از خود دانستهاند، يا به خود نسبت مىدادند. مردم بايد يا ادّعاى هر مدّعى را بپذيرند يا دعوت همه را رد كنند؛ اگر همه را بپذيرند، هرج و مرج به وجود مىآيد و اگر هيچ كدام را نپذيرند، نتيجهاش گمراهى و عقبماندگى است. از اين رو، انبيا بايد نشانهاى همراه داشته باشند كه علامت امتياز آنان از مدعيان دروغين و سند حقّانيت آنها باشد.(227) امتياز پيامبران «إنّ اللّه اصطفى ءادم و نوحاً و ءال ابراهيم على العالمين»(228) اين آيهى شريفه دلالت بر امتياز انبياى الهى دارد. در اينجا سئوالى مطرح است كه اين امتياز گرچه آنها را مجبور به پيمودن راه حق نمىكند، ولى در عين حال باز يك نوع تبعيض محسوب نمىشود؟ در پاسخ بايد گفت: آفرينش آميخته با نظم صحيح چنين تفاوتى را ايجاب مىكند. مثلاً بدن انسان داراى آفرينش منظم است و براى تأمين اين نظام، تفاوتهايى بايد در ميان اعضاى بدن وجود داشته باشد. اگر تمام سلولهاى بدن انسان به ظرافت سلولهاى شبكيّهى چشم يا به استحكام سلولهاى استخوان ساق پا يا به حساسيّت سلولهاى مغز باشد، مسلّماً سازمان بدن به هم مىريزد و هيچ كس نمىتواند بگويد چرا همهى بدن مغز نيست. افزون بر آن، اين امتياز ذاتى توأم با يك مسئوليت عظيم به اندازهى اين امتياز است. وجود اين مسئوليت سنگين، تعادل كفههاى ترازوى خلقت آنها را تأمين خواهد كرد؛ يعنى به همان نسبت كه انبيا امتياز دارند، مسئوليت نيز دارند و ديگران كه امتياز متفاوتى دارند، مسئوليت كمترى خواهند داشت.(229) از بهترين و برجستهترين اوصاف انبيا كه مقدم بر همهى اوصاف و علت همهى كمالات و فضايل نفسانى انبياست، عبوديت آنان در برابر ذات اقدس خداوند است. به نمونههاى زير توجه كنيد: 192) فصلّت / 53. [ چهارشنبه 03 خرداد 1391 ] [ 09:58 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||