|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
اين دو عدد را به خاطر بسپاريد: 31 و 13. آيا مىدانيد معناى اين عددها چيست؟ يعنى پاسخ شما در سوره 31 و آيه 13 آمده است. نام سوره 31 به نام فردى است كه از او پرسيدهايد خداوند در سوره لقمان پندهاى اين دانشمند به فرزند نوجوانش را اينگونه نقل مىكند:هنگامى كه لقمان فرزندش را موعظه مىكرد به او گفت: پسرم چيزى را همتاى خدا [و شريك او] قرار مده كه شرك ظلم بزرگى است. .... «پسرم نماز را برپا دار و امر به معروف و نهى از منكر كن و در برابر مصيبتهايى كه به تو مىرسد شكيبا باش كه اين، از كارهاى مهم است.* با بىاعتنايى از مردم روى برنگردان و مغرورانه بر زمين راه نرو كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد. كدام پيامبر بدون پدر و مادر به دنيا آمد؟ بعضى از خصوصيتهاى پيامبر مورد نظر را مىنويسيم تا خودتان پاسخ را پيدا كنيد: ـ اولين انسانى كه خداوند او را آفريد.ـ نام همسرش «حوا» و نام فرزندانش هابيل و قابيل و هبة الله و... بود.ـ همه ما از نسل او هستيم يعنى پدر انسانهاست. كدام پيامبر پدر نداشت؟ يكى از پيامبران بزرگ الهى;ـ نام مادرش مريم بود.ـ در گهواره بود كه با مردم سخن مىگفت.ـ برخى از معجزاتش عبارتند از: شفا دادن كور مادرزاد، زنده كردن مردگان با اجازه خداوند، روح دميدن در مجسمههاى پرندگان و ....ـ كتاب آسمانىاش انجيل بود; يعنى حضرت «عيسى». در كدام سوره نام قاتل نمرود آمده است؟قاتل نمرود، پشه بود كه نامش به زبان عربى «بَعوضة» است. اگر مىخواهيد بدانيد نام اين حيوان در كجاى قرآن آمده، آيات 20 تا 30 سوره بقره را بخوانيد. ابتداى آيه مورد نظر اين است: (ان الله لا يستحيى ان يضرب...)به نظر شما چرا خداوند نمرود را كه آن قدر متكبر و خود بزرگبين بود كه خودش را خدا مىناميد با يكى از كوچكترين حيوانات هلاك كرد؟ دو برادر كه در يك روز به دنيا آمدهاند و در يك روز از دنيا رفتند، ولى يكى از آنها صد سال از ديگرى بزرگ بود چه كسانى بودند؟ اگر معناى آيه زير را با دقت بخوانيد پاسخ را با سرعت خواهيد يافت....يا همانند كسى كه از كنار يك روستاى [ويران شده] عبور كرد، در حالى كه ديوارهاى آن فرو ريخته بود و اجساد و استخوانهاى اهالى ده در هر سو پراكنده شده بود، او با خودش گفت: چگونه خدا اينها را پس از مرگ زنده مىكند؟ [در اين هنگام] خداوند او را يكصد سال مىميراند، سپس زنده كرد و به او گفت چقدر درنگ كردهاى گفت: يك روز يا بخشى از روز فرمود: بلكه يكصد سال درنگ كردى. نگاه كن به غذا و نوشيدنى خودت [كه همراهت بود كه با گذشت سالها] هنوز تغيير نكرده است [خدايى كه اين مواد فاسد شدنى را در طول اين مدت حفظ مىكند بر همه چيز قدرت دارد] ولى به الاغ خود نگاه كن [كه چگونه از هم متلاشى شده]براى اينكه تو را نشانهاى براى مردم [در مورد معاد]قرار دهيم [اكنون] به استخوانهاى [الاغ] نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته، به هم پيوند مىدهيم و گوشت بر آن مىپوشانيم، هنگامى كه [اين حقيقت] بر او آشكار شد گفت: مىدانم خدا بر هر كارى تواناست.[2] [ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 15:07 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||