مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 «ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر»(451)
 شيخ طوسى مى‏گويد: در معناى آيه‏ى شريفه اقوالى گفته‏اند:
 الف - گناهانى كه قبل از نبوت و پس از آن از تو صادر شده است.
 ب - آنچه قبل از فتح و پس از آن صادر شده است.
 ج - آنچه از تو واقع شده يا نشده، و اين از طريق وعده و نويد است.
 د - آنچه از گناهان قبلى و بعدى پدرت آدم كه از او صادر شده است و اين وجوه از نظر ما تماماً مردود است. زيرا انبيا چه قبل از بعثت و چه بعد از آن، مرتكب هيچ گناهى اعم از صغيره و كبيره نمى‏شوند.
 براى آيه‏ى شريفه دو تأويل ممكن است:
 الف - تا گناه امّتت را چه در گذشته و چه در آينده، به دليل شفاعت و مقام تو ببخشد و گناه را به پيامبر اضافه فرموده و مراد امت اوست، چنان كه مى‏فرمايد: «و اسئل القرية»(452) و مراد اهل قريه است.
 ب - مراد، گناهى است كه قوم تو در حق تو روا داشتند؛ يعنى باز داشتن ايشان تو را از ورود به مكه در سال حديبيه، آنگاه خداوند آن را بر طرف ساخت كه مكه را براى تو فتح كرد.(453)


هنر انذار و منذر

  «ان أنت الاّ نذير»(454) «انّما أنت نذير»(455)
 با اين كه رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله هم بشير است و هم نذير، اما خداى سبحان هيچ گاه به او نفرمود: تو منحصراً مبشّر هستى، ولى مسئله‏ى انذار را به صورت حصر ياد كرد و در اوايل بعثت هم به حضرت دستور داد: برخيز و مردم را بترسان؛ «قم فأنذر».(456)
 «انذار»كار همگان نيست. هر كسى نمى‏تواند ديگران را از جهنّم بترساند. انسان مى‏تواند موعظه كند، سخنرانى كند، كتاب بنويسد و تدريس كند، اما چه بسا آن هنر را نداشته باشد كه ديگرى را بترساند. انسان تا خود نترسد و نشانه‏هاى ترس در وجود او هويدا نباشد، حرفش براى ديگران رعب آور نيست.
 اگر كسى از در وارد شود و به صورت عادى بگويد: در اينجا مار هست، يقيناً كسى نمى‏ترسد، اما اگر كسى سراسيمه و وحشت زده وارد شود و همان سخن را بگويد، قطعاً حرفش در اهل مجلس اثر مى‏گذارد و همگان را به جنب و جوش مى‏اندازد.
 شيخ مفيدقدس سره و ديگران نقل كرده‏اند كه رسول اللّه‏صلى الله عليه وآله وقتى از جهنّم سخن مى‏گفت، تمام صورت مباركش سرخ مى‏شد؛ پيداست كه او را آتش را مى‏ديد، از اين رو حرفش در مردم اثر مى‏گذاشت. كارى هم كه به عهده‏ى علماست، همان ترساندن است. زيرا هدف از نَفْر و كوچ كردن و درس خواندن و فقيه شدن آن است كه مردم را انذار كنند، نه اين كه درس بخوانند تا بتوانند تدريس يا سخنرانى كنند، بلكه همه‏ى اين‏ها مقدمه‏ى انذار مردم است؛ «فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقّهوا فى الدّين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم».(457)
 
- فضيلت پيامبر اكرم بر ساير پيامبران‏

  «تلك الرّسل فضّلنا بعضهم على بعض»(458)
 پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمودند: خداوند انسانى را برتر از من نيافريده است. أمير المؤمنين سؤال كرد: آيا شما فضيلت بر جبرئيل داريد يا جبرئيل بر شما؟ پيامبر فرمودند: خداوند تمام انبياى مرسل خود را بر فرشتگان مقرب برترى بخشيده و مرا بر تمام انبيا و مرسلين فضيلت داده است و فضيلت بعد از من براى تو و امامان بعد از توست و فرشتگان خادمان ما و خادمان علاقمندان به ما هستند.
 قال رسول اللّه‏صلى الله عليه وآله: «ما خلق اللّه خلقاً أفضل منّى و لا أكرم عليه منّى». قال على‏عليه السلام: «فقلت: يا رسول اللّه! أفأنت أفضل أم جبرئيل؟ فقال: يا على! إنّ اللّه فضّل أنبيائه المرسلين على ملائكته المقرّبين و فضّلنى على جميع النّبيين و المرسلين و الفضل بعدى لك يا على و للأئمة من بعدك و إنّ الملئكة لَخدّامنا و خدّام محبّينا».(459)
 
- بهانه‏هاى مخالفان پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله‏

  در قرآن كريم آيات زيادى در باره‏ى بهانه‏هاى مخالفان پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وجود دارد كه به برخى از آن‏ها اشاره مى‏شود:
 الف - غير از اين قرآنِ موجود، قرآن ديگرى بياور؛ «ائت بقرءان غير هذا أو بدّله».(460)
 ب - چرا قرآن يكجا فرود نيامده و تدريجاً نازل مى‏شود؛ «لولا نزّل عليه القرءان جملة واحدة».(461)
 ج - چرا پيامبر باغ و گنج و ثروت ندارد؛ «أو يلقى اليه كنز أو تكون له جنة».(462)
 د - گروهى از يهود و نصارى تقاضا مى‏كردند كه بر خود آن‏ها كتاب نازل شود؛ «يسئلك أهل الكتاب أن تنزّل عليهم كتاباً من السّماء».(463)
 ه - پدران و اجداد مرده‏ى ما را بايد زنده كنى؛ «قالوا ائتوا بابائنا ان كنتم صادقين».(464)
 و - چرا پيامبر غذا مى‏خورد يا در بازار راه مى‏رود؛ «قالوا مالهذا الرّسول يأكل الطّعام و يمشى فى الأسواق».(465)
 ز - چرا فرشتگان بر ما نازل نمى‏شود يا اين كه ما خدا را ببينيم؛ «و قال الّذين لا يرجون لقائنا لولا أنزل علينا الملئكة أو نرى ربّنا».(466)
 ح - ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم تا اين كه چشمه‏ى جوشانى از اين سرزمين (خشك و سوزان) براى ما خارج سازى؛ «و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعاً».
 ط - يا باغى از انگور از آن تو باشد و نهرهايى در لابه‏لاى آن جارى كنى؛ «أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب فتفجّر الأنهار خلالها تفجيراً».
 ى - يا قطعات (سنگهاى) آسمان را آن چنان كه مى‏پندارى، بر سر ما فرود آرى يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى؛ «أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفاً أو تأتى باللّه و الملئكة قبيلاً».
 ك - يا براى خانه‏اى پر از نقش و نگار از طلا باشد، يا به آسمان بالا روى، حتى اگر به آسمان بالا روى ايمان نمى‏آوريم، مگر آن كه نامه‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم؛ «أو يكون لك بيت من زخرف أو ترقى‏ فى السّماء و لن نؤمن لرقيك حتى تنزّل علينا كتاباً نقرؤه»


420) يوسف / 100 ؛ كشف الاسرار / ج 5 / ص 142.
421) صف / 6.
422) تفسير موضوعى / ج 9 / ص 21.
423) بقره / 256.
424) ابراهيم / 1.
425) قصص / 56.
426) شورى / 52.
427) الميزان / ج 12 / ص 7.
428) بقره / 253.
429) قلم / 4.
430) انبياء / 107.
431) زمر / 23.
432) آل عمران / 110 ؛ المنار / ج 3 / ص 5.
433) عبس / 1 - 3.
434) حجر / 88.
435) حجر / 94.
436) الميزان / ج 20 / ص 203.
437) تفسير كبير / ج 30 / ص 80 ؛ جامع الاحكام القرآن / ج 18 / ص 227.
438) احزاب / 40.
439) بقره / 7.
440) نمونه / ج 17 / ص 338.
441) يس / 1 - 3.
442) نور الثقلين / ج 4 / ص 375.
443) نساء / 65.
444) نمونه / ج 3 / ص 455.
445) نمل / 6.
446) اعلى / 6.
447) نجم / 3 - 4 ؛ تفسير موضوعى / ج 9 / ص 36.
448) احزاب / 56.
449) نساء / 65.
450) مجمع البيان / ج 4 / ص 369 ؛ نمونه / ج 17 / ص 417.
451) فتح / 2.
452) يوسف / 82.
453) تبيان / ج 9 / ص 312.
454) فاطر / 23.
455) هود / 12.
456) مدثر / 2.
457) توبه / 122 ؛ محاضرات.
458) بقره / 253.
459) نور الثقلين / ج 1 / ص 254.
460) يونس / 14.
461) فرقان / 31.
462) فرقان / 8.
463) نساء / 152.
464) جاثيه / 35.
465) فرقان / 7.
466) فرقان / 21.

[ سه‌شنبه 09 خرداد 1391 ] [ 16:46 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران