|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
و عنه عليه السلام : لا حد على الاطفال ولكن يؤ دبون ادبا بليغا.(99) )و نيز فرموده است : حدود شرعى درباره اطفال بزهكار جارى نمى گردد، ولى بايد مجازات تاءديبى شوند. رشد سريع و همه جانبه بلوغ به منزله ولادت تازه اى است كه كودك را از محيط محدود طفوليت به دنياى وسيع و نيرومند جوانى منتقل مى كند. گرچه نوزادان از روز اول ولادت همواره در راه رشد و نمو هستند و استعدادهاى تكاملى آنان يكى پس از ديگرى به فعليت مى رسند، ولى بزرگ ترين و سريع ترين رشد همه جانبه بشر، در ولادت دوم ، يعنى دوران بلوغ است . بلوغ تمام ذخاير پنهانى انسان را ظاهر مى كند و به همه قابليت ها جامه عمل مى پوشد. مجموع تطورات طبيعى ولادت دوم را مى توان در سه فصل خلاصه كرد: بلوغ ، رشد و جوانى . گرچه مسئله بلوغ و تحولات ناشيه از آن ، يكى از مسائل زيست شناسى است و بحث و تحقيقش در صلاحيت دانشمندان حيات شناس است ، ولى از اين نظر كه دوران بلوغ ، ايام بيدار شدن عواطف و شكفته شدن احساسات است و نوجوانان تازه بالغ از جهت اخلاقى و روانى ، وضعى مخصوص به خود دارند؛ به اين جهت ، مسئله بلوغ در علوم روانى و تربيتى نيز مورد كمال توجه قرار گرفته است . دانشمندان طبيعى درباره بلوغ از جهت زيست شناسى بحث و گفت و گو مى كنند و علماى روان شناس و اخلاق ، آن را از نظر روانى و تربيتى مورد مطالعه و دقت قرار مى دهند: مناظر مختلف بلوغ (مناظر مختلف جهان بلوغ . دوران بلوغ كه قسمت معينى از زندگانى ما را تشكيل مى دهد، خود به خود نيز صورت كامل و پيچيده اى دارد. دنيايى است كه سربسته و مسدود نيست ، زيرا از طرفى با دوره كودكى كه قبل از آن است و از طرف ديگر با دوران كمال كه بعد از آن است بستگى دارد. با اين حال داراى تشكيلات و حركات خاصى مى باشد. مطالعه در مسائل مربوط به بلوغ از نقطه نظرهاى مختلف ممكن است . حيات شناسى خاص بلوغ ، روان شناسى ، تعليم و تربيت و حتى علم اخلاق مخصوص دوران بلوغ . بنابراين ، براى آن كه تصور صحيحى از اين دوران به دست آوريم ، بايد مناظر مختلف اين حقيقت را مطالعه نماييم .)(100)
پى بردن به علل حوادث معنى پيشرفت هاى علمى در تمدن جديد، اطلاع از علل پنهانى حوادث و آگاهى از عوامل پديده هاى طبيعت است . به هر نسبتى كه چشم واقع بين علم ، حقايق نهفته عالم را بهتر ببيند و به اسرار خلقت ، بيشتر پى ببرد، بر حكومت و قدرت علم افزوده مى شود و تكامل و تعالى بيشترى نصيب بشر مى گردد. حوادث ظاهرى عالم را همه مى بينند، ولى مشكل بزرگ پى بردن به علل حوادث است . گرفتن جرم آفتاب و ماه ، لرزيدن زمين ، وزش بادها، سبز شدن اشجار، باردار شدن حيوان و انسان ، فرزند آوردن و صدها حوادث ديگر در طبيعت همواره وجود داشته و دارد و تمام اقوام وحشى و متمدن ، آنها را ديده و مى بينند. مطلب مهم آن است كه بشر بداند چرا آفتاب مى گيرد؟ چرا زمين مى لرزد؟ چگونه درختان شكوفه مى كنند و زنان باردار مى شوند؟ و از چه راه صفات اختصاصى پدران و مادران به فرزندان منتقل مى شود؟ در گذشته همه مى ديدند كه مرض نوبه (مالاريا) با بيماران چه مى كند و تب و لرز چگونه نيروى آنان را مى كاهد و رفته رفته به حياتشان خاتمه مى دهد، ولى از عامل اصلى مرض كسى آگاه نبود. همه مى ديدند كه بيمارى سل چگونه جوانان را ناتوان مى كند و سرانجام از پاى در مى آورد، ولى هيچ كس علت واقعى آن بيمارى را نمى شناخت . روزى كه تمدن جديد با اسباب هاى دقيق و حساس به جهان ميكروب راه يافت و از دنياى حيرت انگيز موجودات زنده ذره بينى آگاه گرديد عامل حقيقى امراض عفونى ، شناخته شده و يكى از پيچيده ترين اسرار نهان خلقت از پرده خفا درآمد. معلوم شد كه علت بيمارى آن است كه ميليون ها موجودات زنده ذره بينى ، مانند لشكر مهاجمى ، بدن بيمار را اشغال مى كنند و براى ادامه زندگى و تكثير نسل خويش ، از نيروى انسان مريض استفاده مى كنند و پيوسته خود را قوى و او را ناتوان مى سازد و سرانجام تسليم مرگش مى نمايند: [ سهشنبه 29 آذر 1390 ] [ 17:49 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||