مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 حضرت يوسف‏عليه السلام وقتى با پدر خويش، يعقوب سخن مى‏گفت، ماجراى افتادن در چاه و زندانى شدن را هيچ يك از حوادث تلخ و رنج‏آور زندگى‏اش را بيان نكرد. زيرا برادران وى خجالت مى‏كشيدند، بلكه فقط نجات يافتن خود از زندان را كه از لطف و كرم الهى بود، بيان كرد. «و قد أحسن بى إذ اخرجنى من السّجن».(420)

   پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله‏

   بشارت حضرت عيسى‏عليه السلام‏

  خداى سبحان از زبان حضرت عيسى‏عليه السلام مى‏فرمايد: «و مبشّراً برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد»(421) به شما بشارت مى‏دهم آمدن پيامبرى پس از خودم را كه نام (مبارك) او احمدصلى الله عليه وآله است.
 بشارت در موردى است كه پيامبر بعدى، مطلب نو و تازه‏اى را براى امتش يا براى ديگران بياورد. اگر پيامبر خاتم در سطح انبياى گذشته يا در سطح رسالت عيسى‏عليه السلام سخن گفته باشد، اولاً نيازى به آمدن پيغمبر نبود. ثانياً مجالى براى بشارت نبود .پس، اخبار حضرت عيسى‏عليه السلام به آمدن پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نشانه‏ى آن است كه آن حضرت از انبياى گذشته و نيز از حضرت عيسى‏عليه السلام، افضل است و قرآن كريم هم از انجيل بالاتر است.(422)
 


پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله واسطه‏ ى فيض هدايت‏

  قرآن كريم برخى از افعال را كه به خدا نسبت مى‏دهد، به پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله نيز اسناد مى‏دهد، مانند بيرون كردن مردم از تاريكى‏هاى جهل و جهالت، و هدايت آن‏ها به سوى نورانيت تقوا و معنويت؛ «اللّه ولى الّذين ءامنوا يخرجهم من الظّلمات إلى النّور»(423)و «كتاب أنزلناه اليك لتخرج النّاس من الظّلمات إلى النّور باذن ربّهم إلى صراط العزيز الحميد»(424). با تأمل در اين آيات به دو نكته‏ى زير پى مى‏بريم:
 الف - پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسيله‏ى ظاهرى هدايت انسان‏هاست و ايمان هر مؤمنى، هر چند در هزاران سال بعد با وسايط فراوان، به ايشان مستند است و آن حضرت در پاداش همگان شريك است.
 ب - پيامبر عظيم الشّأن اسلام‏صلى الله عليه وآله داراى منصب رفيع رهبرى و هدايت مردم است و آياتى نظير «إنّك لا تهدى من أحببت ولكنّ اللّه يهدى من يشاء»(425). نافى اصل هدايت از پيامبر نيست، بلكه ناظر به نفى استقلال اوست. زيرا در بخش ديگرى مى‏فرمايد: «و إنّك تهدى إلى صراط مستقيم»،(426)و در آيه‏ى مورد بحث نيز قيد «باذن ربّهم» را افزود. پس رسول خداصلى الله عليه وآله در هدايت مردم واسطه‏اى الهى است كه در پرتو مشيّت حق كار مى‏كند.(427)
 
  فضيلت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله‏

  «تلك الرّسل فضّلنا بعضهم على بعض»(428)
 درجه و مرتبه‏ى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله از سه جهت رفيع است:
 الف - خصوصيات و ويژگى‏هايى كه بر اساس آيات قرآن در شخص پيامبرصلى الله عليه وآله وجود دارد، مانند: «إنّك لعلى خلق عظيم»،(429) «و ما أرسلناك إلاّ رحمة للعالمين».(430)
 ب - خصوصيتى كه در كتاب اوست كه برتر از همه‏ى كتب آسمانى است؛ «اللّه نزّل أحسن الحديث كتاباً متشابهاً»(431) و اين كتاب مصون از تحريف است.
 ج - خصوصيتى كه در امت اوست كه برتر از همه‏ى امم هستند، در صورتى كه امر به معروف و نهى از منكر كنند؛ «كنتم خير أمّة أخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر».(432)
 
اخلاق پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله‏

  «عبس و تولّى * ان جاءه الأعمى * و ما يدريك لعلّه يزكّى»(433)
 در اين آيات و شأن نزول آن ميان مفسران اختلاف نظر است. بعضى مى‏گويند: آيات خطاب به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله است كه مرد نابينايى به نام ابن ام مكتوم وارد مجلس حضرت شد، در حالى كه پيامبرصلى الله عليه وآله مشغول سخن گفتن با سران قريش بود. آن مرد نابينا گفت: براى من از آنچه خدا به تو آموخته است بگو. پيامبرصلى الله عليه وآله در دل خود انديشيد كه مبادا اين اشراف نزد خود بگويند كه پيروان محمد مردم دور از فرهنگ هستند. از اين رو، چهره در هم كشيده و با او به سردى سخن گفت.
 اما مفسران شيعه از جمله شيخ طوسى، مرحوم طبرسى، مرحوم علامه طباطبايى اين امر را نمى‏پذيرند و مى‏گويند: آن شخصى كه چهره در هم كشيد، مردى از بنى اميه بوده و قراينى دلالت بر اين معنا دارد كه شخص مورد عتاب غير پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله است:
 الف - همه مى‏دانيم كه صفت عبوسى از صفات پيامبر نبوده و آن جناب با كفار عبوس نمى‏شد، چه رسد به مؤمنان.
 ب - پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در طول زندگى سابقه نداشته كه دل اغنيا را به دست آورد و از فقرا روى برگرداند. با اين كه خداوند او را ستايش به خلق عظيم كرده است؛ «إنّك لعلى خلق عظيم».
 ج - مگر خداوند به پيامبر نفرمود: «لا تمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزواجاً منهم ...»(434)، چطور ممكن است در سوره‏ى حجر كه اوايل دعوت علنى اسلام نازل شده، به آن جناب دستو دهد كه اعتنايى به زرق و برق زندگى دنياداران نكند و در عوض در برابر مؤمنين تواضع كند و در همين سياق او را مأمور سازد كه از مشركان اعراض كند و بفرمايد: «فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين»(435)، آن وقت خبر دهد كه آن جناب به جاى اعراض از مشركان از مؤمنان اعراض كرده و به جاى تواضع در برابر مؤمنان، در برابر مشركان تواضع كرده است؟!
 د - زشتى عمل پيش گفته چيزى است كه عقل به آن حكم مى‏كند و هر عاقلى از آن بيزار است، تا چه رسد به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و چنين عمل قبيح عقلى نيازى به نهى لفظى ندارد. زيرا هر عاقلى تشخيص مى‏دهد كه ثروت به هيچ وجه ملاك فضيلت نيست.(436)

[ دوشنبه 08 خرداد 1391 ] [ 08:07 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران