|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
فقدان عصمت و آسيب ديدگى اسلام بسنده كردن به يكى از دو قرآن علمى و عينى بدون احساس نياز به ديگرى ، از توهم مصون نبودن ثقل متروك ناشى مى شود؛ مثلا منشاء اعتقاد به كفايت قرآن علمى توهم معصوم نبودن عترت از خطا در علم و گناه در عمل است و نيز ريشه ى اعتقاد به كفايت قرآن عينى و عترت نيز پندار معصوم نبودن قرآن علمى از آلودگى تحريف و پليدى تغيير است .همان گونه كه اعتقاد به معصوم نبودن عترت طاهره عليهم السلام شكافى جبران ناپذير در اسلام پديد مى آورد، اعتقاد به معصوم نبودن قرآن علمى از تحريف نيز چنين است و خسارتى جبران ناپذير به بار مى آورد.محققان اماميه از اين امر بيزارند. زيرا خداوندى كه در حق قرآن علمى مى فرمايد: انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (102) و درباره ى قرآن عينى مى فرمايد: انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اءهل البيت و يطهركم تطهيرا (103)، از اين اعتقاد به عدم عصمت قرآن علمى و عينى بيزار است و همچنين است رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه در حق هر دو قرآن علمى و عينى مى فرمايد: انى تارك فيكم الثقلين . (104) عدم افتراق اماميه ميان قرآن و عترت اماميه - تنها فرقه ى ناجيه - بر اين اعتقادند كه قرآن و عترت از سوى پروردگار ماست ، به هر دو ايمان مى آوريم و ميان اين دو جدايى نمى اندازيم . چون هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا زمانى كه دوباره در كنار حوض نزد پيامبر خدا باز گردند كه آن دو را در امت خود وا گذاشته است افراط در حق عترت عين تفريط در حق قرآن است و سبب محروميت جوامع بشرى ، حتى حوزه هاى علميه از علوم قرآن مى شود. زيرا اعتقاد به حجيت نداشتن ظاهر قرآن به دليل تحريف ، سبب مى گردد كه قرآن محو درس و بحث مدارس معتبر نبوده ، از حوزه ى تحليل و تفسير بيرون شود.چنان كه افراط در حق قرآن نيز عين تفريط در حق عترت طاهره عليهم السلام است و سبب محروميت امت اسلامى از زعامت و هدايت و حكومت و ارشاد و راهنمايى ايشان مى گردد. زيرا اعتقاد به معصوم نبودن ايشان سبب مى شود سيرت و سنت آنان كه همان سيرت و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است ، الگو و اسوه ى امت اسلامى نباشد و بدين جا مى انجامد كه عترت طاهره و ساير مردم با يكديگر مساوى اند؛ در حالى كه حضرت رضا عليه السلام فرمود: ما بزرگان دنيا و واليان زمين هستيم ؛ نحن سادة فى الدنيا و ملوك فى الاءرض . (105)امير المؤ منين نيز به معاويه نوشت :... اگر نبود نهى خداوند از ستايش خويشتن ، فضائل فراوانى را بر مى شمردم ... ما فرآورده و پرورش يافته ى پروردگارمان هستيم و مردم پرورش يافتگان ما... ؛ و لولا ما نهى الله عنه من تزكية المرء نفسه ، لذكر ذاكر فضائل جمة ... فانا صنائع ربنا و الناس بعد صنائع لنا... (106) پس خاك كجا و افلاك كجا؟ [ چهارشنبه 09 اسفند 1391 ] [ 16:19 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||